گفتگوی آزاد

خاطرات و ماجراهای دانشجویی (نظرسنجی در پست دوم)


صفحه  صفحه 44 از 54:  « پیشین  1  ...  43  44  45  ...  53  54  پسین »
 #431 Posted: 10 Apr 2014 19:37
nisha2552: مهسا یا استادتون خیلی از زمان عقب بوده یا ما از زمان خیلی جلویم
همین داستانو معلم دوم ابتدایم برامون گفته حتما شده استاد اومده واسه شماهم تعریف کرده

دیگه پایی خودش به من چه
" تـــو " تکـرار نـمی شوی این
مــــنمـ ....
که وابســـته تر مـی شــوم....
     
 #432 Posted: 10 Apr 2014 19:58
مهساخانوم استادتون خالی بسته
خدایا...
دیگه بسمه...
بریدم رحم کن




.........


زندگی پانتومیم است حرف دلت رابه زبان اوری باخته ای
     
 #433 Posted: 10 Apr 2014 20:09
آقا منم ی استاد داشتم اینجوری بود میومد تو نت داستان میخوند بعد سر کلاس برا بچه ها تعریف میکرد یه بار ضایعش کردم بدجور(همونی رو تعریف کرد که استاد برگه خودشو تصحیح میکنه میشه۱۷ و...) بعد از اون دیگه داستانارو به خودش ربط نمیداد فقط تعریف میکرد.
     
 #434 Posted: 10 Apr 2014 23:22
استاده دیگه!
گاهي دلش می خواد بهت سلام کنه و حالت رو بپرسه و تو را در کف حرکتش بزاره...
استادي که حتي جواب سلامت را چندتا در ميان به زور می ده...!
به جااااااااااااان خودم هنوزم که هنوزه تو کف حرکتشم...!
عقده اي هم خودتونين!!!!!!!!!!
ما هم حرف های زیادی داشتیم... اما برای نگفتن!
     
 #435 Posted: 11 Apr 2014 20:58
ولی همینا کمترین نمره رو میگیرن

     
 #436 Posted: 13 Apr 2014 20:03
امروز سرکلاس تاریخ و فرهنگ تمدن اسلام رفتم ردیف آخر نشستم سرمو گذاشتم رو میز رفتم تو چرت بچه ها بیدارم کردن گفتن استاد داره بد نگات میکنه.استاد گفت خوابت میاد برو خونتون بخواب(با این استاده خیلی رفیقیم) گفتم ترجیح میدم تو کلاس باشم و به خواب فکر کنم تا خونه باشم و به کلاس حداقل حاضری که میخورم ...
کلاس به اذن خدا جوری رفت رو هوا که فکر کنم چند سال بعد تو تاریخ تمدن دانشگاه ثبتُ چاپش کنن

.

خب اینم آخرین خاطره و پست من توی فصل بهار بود برای شما دوستان عزیز معلوم نیست دور سوم مرخصیم چندماه طول بکشه و ولی اگه گل چین روزگار امونمون بده میام دوبارهدلم برای تک تکتون تنگ میشه (البته بیشتر برای خونوادم ) خب دیگه من کم کم میرم خداحافظ همگی امیدوارم هرجا که هستید خوش وسلامت باشید
ما هم حرف های زیادی داشتیم... اما برای نگفتن!
     
 #437 Posted: 13 Apr 2014 20:06
امروز تلخ ترین خاطره دانشگاه برام رخ داد
     
 #438 Posted: 13 Apr 2014 21:08
nisha2552: امروز تلخ ترین خاطره دانشگاه برام رخ داد
گذر زمان همه چی رو درست میکنه
من تلخترین خاطرم مُردن همخونه ایم بود...سه سال شب و روز با هم بودیم
خیلی تلخ گذشت سال آخر دانشگاه خیلی
     
 #439 Posted: 16 Apr 2014 02:54
دیروز استاد یه چندتا سوال داد بعد درس و خواست اونارو حل کنن و بعد برن پای تخته توضیح بدن..

۴ تا سوال بود و من داشتم مینوشتم ، یهو یکی از دخترای پر ادعا ازم خواست براش جواب سوال آخر رُ بنویسم که بره جلو و نمره کلاسی بگیره تا دوباره این درسُ نَیُفته ( ترم پیش افتاده بود همین دَرسُ )

بهش گفتم خانوم ... من بلد نیستم ، نمیدونم!! (در واقع نمی‌خواستم براش کاری انجام بدم)
یهو جلو جمع گفت خُب حالا این همه کلاس نذار بنویس دیگه!! من از کسی خواهش نمیکنمــــا!!
منم دیدم پرو بازی داره در میاره و حوصله جر و بحث نداشتم در یک حرکت ناشایست فرمول و جواب رُ کاملا اشتباه نوشتم براش و دادم دستش (بیچاره چقد تشکر کرد، نزدیک بود شرمنده شم بگم بده جواب اشتباس)

خلاصه تا ۳ تا سوالُ بچه‌ها حل کردن و نمره داد سوال چهارم این خانوم مثل پاروی قایق دستشو برد بالا گفت استاد من بیام حَل کنم!!؟؟
استادم خوشحال که این درس خون شده، گفت بفرمایید خانوم ...!
و در یک حرکت ناشایست دیگه من پاشدم از کلاس رفتم بیرون

بعد ۱۰ مین برگشتم دیدم استاد و بچه‌ها همه با هم بعد ورود من تو کلاس میخندن، استاد هم گفت بیا این سوال ۴ رُ حَل کن، وای به حالت یه عدد اشتباه کنی ، اونوقت نمرت میشه نمره خانوم .....

تازه فهمیدم چه خبره!
دختره هم بعد اومدن من، از کلاس رفتن بیرون هوا خوری
یه واقعـــــــــــــا که هم بهم گفت


به نظرتون از دستم ناراحت شده بود؟
هر بی‌لیاقتی رُ تو قلبتــــون جا ندید!!
جای آفتـــابه تو بــوفه نیست . . .
     
 #440 Posted: 21 Apr 2014 23:37
تو این چند روزه همش امتحان بود
حالا شیوه‌های جدید تقلب بچه های ما...

۱) استــــــاد !! این سوال آخـــر..
میشه یه لحظه تشریف بیارید؟؟

نتیجه، کاغذ جواب نوشته شده تو کلاس جابجا میشه و همه بهره‌مند میشن ازش

۲) کاغذ جواب توی کفش ، بعد در آوردن کفش اونو به سمت فرد مورد نظر هل میدیم

۳) جابجایی خودکارهایی که توش جواب نوشته شده، با انداختن خودکار به سمت زمین


و هزاران جواب‌های فرمولی و ساده دیگر

اصلا لامصب رد خور نداره
هر بی‌لیاقتی رُ تو قلبتــــون جا ندید!!
جای آفتـــابه تو بــوفه نیست . . .
     
صفحه  صفحه 44 از 54:  « پیشین  1  ...  43  44  45  ...  53  54  پسین » 
گفتگوی آزاد

خاطرات و ماجراهای دانشجویی (نظرسنجی در پست دوم)

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید

رنگ ها List   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites