خانه | ثبت نام | نظرسنجی | جستجو | موقعیت | قوانین   چت روم
گفتگوی آزاد انجمن لوتی / گفتگوی آزاد /

خاطرات و ماجراهای دانشجویی (نظرسنجی در پست دوم)


صفحه  صفحه 46 از 54:  « پیشین  1  ...  45  46  47  ...  53  54  پسین »
hassen #451 | Posted: 26 Apr 2014 21:58 | Edited By: hassen
کاربر

 
shah2000:
خیلیم دلت بخواد بر دایره لغات زبانت افزوده میشه

برو بابا ، غصه زبان ندارم
زبانم خوبه

غصم از اینه مجبورم اینایی که معنی میکنم و گرامر و لغت‌ها رُ واسه ۲۰ تا از همکلاسیام توضیح بدم
اینش درد داره لامصب
هر بی‌لیاقتی رُ تو قلبتــــون جا ندید!!
جای آفتـــابه تو بــوفه نیست . . .
      
behna زن #452 | Posted: 27 Apr 2014 19:01
کاربر

 
سرجلسه امتحان داشتم تقلب میکردم استادفهمیدوبا اخم به گفت داری چیکارمیکنی؟؟منم خونسردگفتم همون کاری که شما دوران دانشجوییتون میکردید.تاپایان جلسه هنگ بود
خدایا...
دیگه بسمه...
بریدم رحم کن




.........


زندگی پانتومیم است حرف دلت رابه زبان اوری باخته ای
      
nisha2552 مرد #453 | Posted: 27 Apr 2014 19:08
کاربر

 
behna:
سرجلسه امتحان داشتم تقلب میکردم استادفهمیدوبا اخم به گفت داری چیکارمیکنی؟؟منم خونسردگفتم همون کاری که شما دوران دانشجوییتون میکردید.تاپایان جلسه هنگ بود

بابا ایول
      
hassen #454 | Posted: 28 Apr 2014 22:13
کاربر

 
امروز امتحان داشتیم، من جزوه رو صندلی کناریم باز بود داشتم تقلب مینوشتم...
بعد نوشتن سوالها که دیگه آخراش بود ، مراقب اومد گفت اِ این ورقه‌ها چیه!!
گقتم نمیدونم، فکر کنم ماله این پسره کناریم بود که رفت، زیر دستیش بود!!!
گفت خُب ببر بهش بده، ممکنه ذهنیت ایجاد کنه که داشتی از روش تقلب میکردی ، برا خودت بد میشه!

گفت آره ، خوب شد گفتید..
بدید دیگه منم این سوال آخرو بنویسم میبرم میدم بهش، جزوه رُ داد دستم منم سوال رُ نوشتم بردم دادم برگمو

یعنی کاملا راضیم ازش، به شدت
هر بی‌لیاقتی رُ تو قلبتــــون جا ندید!!
جای آفتـــابه تو بــوفه نیست . . .
      
nisha2552 مرد #455 | Posted: 1 May 2014 10:52 | Edited By: nisha2552
کاربر

 
از طرف دانشجوهای خوابگاه دخترانه کوثر دانشگاه رازی


greenshot
      
saeed_tahranchi مرد #456 | Posted: 1 May 2014 17:11


تموم نشده درسم حالا باید کلی خاطره به جا بذارم
      
behna زن #457 | Posted: 8 May 2014 23:38
کاربر

 
استادمون سرکلاس بایدیه طرح درمیاورد خیلی کنده به اصطلاح خودش بادقته بچه ها غرمیزدن استادخسته شدیم اومدیه چیزی بگه جو اروم بشه گفت بچه ها تا من درمیارم شما بحوابید اماده بشید
خدایا...
دیگه بسمه...
بریدم رحم کن




.........


زندگی پانتومیم است حرف دلت رابه زبان اوری باخته ای
      
hassen #458 | Posted: 9 May 2014 00:56
کاربر

 
دیروز تو کلاسمون دانشجوه با استاده بحثش شد، اول اون از کلاس رفت.. بعدم استاده
اصن بی اعصاب بودن جفتشون !
یکیتونم صحنه رو ترک میکرد کافی بودااااا
هر بی‌لیاقتی رُ تو قلبتــــون جا ندید!!
جای آفتـــابه تو بــوفه نیست . . .
      
andishmand زن #459 | Posted: 22 May 2014 20:30 | Edited By: andishmand



یکی از دوستهام تعریف می کرد چند وقت پیش سر کلاسم یه اتفاقی افتاد که خیلی جالب بود .
می گفت مشغول تدریس بودم که یه دفعه ای در باز شد و دو سه تا پسر یکی از پسرهای کلاس رو صدا زدن . من گفتم که منتظر اتمام کلاس بشن ولی اصلا" توجهی به حرف من نکردند و یکی از اونها رفت سراغ دانشجوی کلاس من . من اعتراض کردم اما هنوز حمله اعتراضم رو تمام نکرده بودم که با هم گلاویز شدن . اون دو نفر دیگه هم اومدن و شروع کردن پسر رو کتک زدن . ما همه جیغ کشیدیم و پسرها سعی کردن اونها رو از هم جدا کنند اما بیفایده بود . به صدای داد و فریادها از بیرون بچه ها و حراست سر رسیدند اما پسره تا حراست رو دید یه کاتر درآورد و از رو پیرهنش چند تا ضربه به شکم خودش زد . هر کسی هم که طرفش می رفت کاتر رو به طرفش میاورد . همه هجوم آورده بودن تو کلاس خلاصه بعد از کلی جیغ و داد همون دو تا دوستهای خودش کاتر رو از دستش بیرون آوردن . و حراست بیرون بردش . رئیس دانشکده هم با رئیس حراست دعواشون شده بود که چرا کارت دانشجوئی رو کنترل نمی کنه که هر کسی بیاد تو محیط. من که داشتم سکته می کردم . از بچه ها پرسیدم جریان چی بود معلوم شد خواهر اون آقا با شاگرد من رابطه ای پیدا کردن و داداشه که خودشم دانشجوی مهندسی سازه هست و ظاهرا" روشنفکر غیرتی شده و این بلوا رو راه انداخته . امبولانس اومد و پسره رو برد . دوستاشم که می خواستن کاتر رو از دستش دربیارن دست و بالشون زخمی شده بود و می گفت جالبترین موضوعی که هر وقت یادم میفته منو میخندونه این بود که تنها کسی که این وسط ی خراشم برنداشت همون شاگردش بود که دعوا بخاطرش راه افتاده بود.
      
nisha2552 مرد #460 | Posted: 22 May 2014 22:44
کاربر

 
آقا اون امتحانی بود که گفتم همه خراب کردیم و مربوط به جک هم بود

چون نمره همه بد شد استاد دوباره امتحان گرفت جالبه همون سوالارو داد و باز همه خراب کردن و جالب تر اینکه پسره دوباره حرکتو تکرار کرد اما ایندفعه بی مزه بود،
      
صفحه  صفحه 46 از 54:  « پیشین  1  ...  45  46  47  ...  53  54  پسین » 
گفتگوی آزاد انجمن لوتی / گفتگوی آزاد / خاطرات و ماجراهای دانشجویی (نظرسنجی در پست دوم)

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید

رنگ ها Center  List   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.


 

 

Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites
↑ بالا