تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
گفتگوی آزاد

خاطرات و ماجراهای دانشجویی (نظرسنجی در پست دوم)

صفحه  صفحه 54 از 54:  « پیشین  1  2  3  ...  52  53  54  
#531 | Posted: 20 Mar 2017 02:04
Erfan1993:
من یه استاد دارم وداشتم که همش منو میندازه تو پول بهش بدم سوالرو بهم بفروشه انقدر بی رحمه که نگو ایشششش

خب فیلمی چیزی ازش ضبط کن معرفی کن به حراست

ما هم حرف های زیادی داشتیم... اما برای نگفتن!
     
#532 | Posted: 20 Mar 2017 03:58
shah2000:
خب فیلمی چیزی ازش ضبط

اخه استادمون رفیق فاب معاون دانشگاه


andishmand
     
#533 | Posted: 20 Mar 2017 09:14
خلاصه وقتی از کاردانی وارد کارشناسی شدم این بچه های کلاسمون خیلی خوب و پر انرژی و یک دست نیستن اصلا این دوسال به من خوب نگذشت در دانشگاه به علاوا اینکه رشتمم دوست ندارم


andishmand
     
#534 | Posted: 22 Mar 2017 00:40

یبارم استاد می خواست مثال بزنه که کار ماشینی سریعتر از کار دستی انجام میشه :
گفت مثلا من تا دیروز روزی ۲ تا کفش دستی می دوختم
بعد از ماشینی شدن تونستم روزی ۱۰۰ تا کفش بدوزم !
منم بلند گفتم : دنیا رو میبینید استاد تا دیروز کفاش بودید امروز شدید استاد دانشگاه
بعد از نگاه های معنی دار دوستام تازه فهمیدم چه گندی زدم
در کل شانس آوردم استاده خوب بود ننداخت

ما هم حرف های زیادی داشتیم... اما برای نگفتن!
     
#535 | Posted: 29 Mar 2017 22:35
واحد کارآموزی

خب ترم شیش بود من کم کم باید ۲ واحد کارآموزیمو برمیداشتم قضیه از این قراره که تابستون استادای کارآموزی که معلوم شدن، با تحقیقات متعدد فهمیدم استاد من اصلا تو فاز گزارشات کارآموزی نیست و فقط باید دانشجو رو بشناسه تا نمره خوب بهش بده، منم که خیلی ناواردبا برخورد خوب با اساتید همش سه تا جمله بلد بودم که بدون تیکه منظورمو برسونم ،صبحتون بخیر،وقتتون به خیر،خسته نباشید!
واسه همین اولین روز ترم فرد(بعد از تابستون کارآموزی)مدام تو سالن اتاق های اساتید تردد میکردم(!) تا استاد رو ببینم و خودمو ( زوری! ) بهش بشناسونم.
اولین بار، صبح که تازه اومده بود بره تو اتاقش،گفتم: سلام دکتر صبحتون بخیر
یه دور زدم اومدم استاد داشت میرفت کلاس،گفتم:وقتتون بخیر دکتر
بعد رفتم کلاس و وقتی کلاسم تموم شد داشتم برمی گشتم به سالن اتاق های اساتید(جهت امر شناسوندن!!)،که ناغافل استادم از یه دری اومد بیرون،منم که فقط یه جمله م مونده بود گفتم:خسته نباشید دکتر!!! استاد هم با اینکه خیلی خودشو کنترل کرد منفجر شد از خنده،تشکر کرد و رفت...به خودم اومدم دیدم اون جا درب دستشویی اساتید بوده و چه به جا من به استاد خسته نباشید گفتم!!
و اینگونه شد که بعد ازگذر چند سال،همچنان من تو خاطر استاد موندم.

ما هم حرف های زیادی داشتیم... اما برای نگفتن!
     
#536 | Posted: 23 Jan 2018 14:31
یه بار استاد مرد میخواست بحث برآیند هندسی بردار ها رو توضیح بده، گفت فرض کنید این پای من یه بردار باشه، اون یکی پام هم یه بردار دیگه، حالا برآیندشون ....
نه،نه این مثال رو ولش کنید ، فرض کنید این دیوار یه بردار هس، دیوار عمود بهش هم یه بردار دیگه، برآیند اینا میشه یه خط ۴۵ درجه بین زاویه اینا
همه دخترا سرشون پایین بود، ردیف آخر به زور جلو خنده شون رو گرفته بودن

<><><><><><><><><><><><><><>
این کاربر دارای فانتزی کاکلد می باشد
<><><><><><><><><><><><><><>
     
صفحه  صفحه 54 از 54:  « پیشین  1  2  3  ...  52  53  54 
گفتگوی آزاد انجمن لوتی / گفتگوی آزاد / خاطرات و ماجراهای دانشجویی (نظرسنجی در پست دوم) بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites