خانه | ثبت نام | نظرسنجی | جستجو | موقعیت | قوانین   چت روم
مناسبتها انجمن لوتی / مناسبتها /

بیستم مرداد ماه زادروز عباس زریاب خویی گرامی باد


صفحه  صفحه 1 از 3:  1  2  3  پسین »
Princess زن #1 | Posted: 11 Jul 2012 19:04


عباس زریاب خویی




زادروز: ۲۰ مرداد ۱۲۹۸ ه.خ. خوی
درگذشت: ۱۴ بهمن ۱۳۷۳ ه.خ. تهران
پیشه: مورخ، ادیب، نسخه‌شناس، نویسنده، مترجم
عشق من عاشقتم!
≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈
پرنسس
      
Princess زن #2 | Posted: 11 Jul 2012 19:05


عباس زریاب خویی

(۱۳۷۳-۱۲۹۸)، مورخ، ادیب، نسخه‌شناس، نویسنده و مترجم ایرانی.


او در سال ۱۲۹۷ خورشیدی در شهر خوی، از شهرهاي آذربايجان غربي به دنيا آمد. سالهاي كودکیش مصادف با دوران متلاطم در تاريخ ایران بود. انقلاب اكتبر ۱۹۱۷ سبب شده بود كه سربازان روسيه تزاری كه از مدتها پيش براي پيشبرد مقاصد استعماری آن دولت و براي از ميان بردن نهضت مشروطيت به ايران آمده بودند، از شهرهاي شمالی و شمال غربی كشور خارج شوند. اين سربازان به هنگام خروج در شهرها، بازارها و كاروانسراها را آتش زده بودند و زادگاه زرياب نيز از اين خشونت و بي رحمي در امان نماند.
عشق من عاشقتم!
≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈
پرنسس
      
Princess زن #3 | Posted: 11 Jul 2012 19:07


زندگی



عباس زریاب خویی در ۲۰ مردادماه ۱۲۹۸( ۱۳ اوت ۱۹۱۹) در شهر خوی به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و دورهٔ اول دبیرستان را در خوی گذراند و چون امکان ادامه تحصیل در خوی وجود نداشت نزد یکی از روحانیون شهر به نام شیخ عبدالحسین اعلمی به یادگیری صرف و نحو عربی، اصول و دیگر علوم حوزوی پرداخت. در سال ۱۳۱۶ به قم رفت و شش سال نزد علمای تراز اول حوزهٔ علمیهٔ قم به تحصیل مشغول بود. در همین دوره، در جلسات درس‌ شرح منظومه سبزواری و اسفار ملاصدرا نزد آیت‌الله خمینی حاضر می‌شد. در سال ۱۳۲۲ فوت پدر باعث شد تا زریاب به شهر خوی بازگردد و مدتی به تدریس در دبیرستان بپردازد.

در شهریور ۱۳۲۴ هم‌زمان با نآرامی‌های ناشی از ادامهٔ اشغال آذربایجان، ناچار به ترک خوی شد و به تهران آمد و دو سال اول را با سختی در تهران زندگی كرد، و به نوشتن مقالات در نشریات علمی و ادبی پرداخت تا اینكه به كار در کتابخانه مجلس شورای ملی مشغول شد. هم‌زمان دورهٔ لیسانس را در دانشكده معقول و منقول (الهیات) دانشگاه تهران گذراند. در كتابخانه مجلس شورای ملی بود كه با سید حسن تقی‌زاده آشنا شد و مورد توجه خاص او قرار گرفت. بدین گونه بود که پس از تأسیس مجلس سنا و انتخاب تقی‌زاده به ریاست آن در سال ۱۳۲۸ و تأسیس كتابخانهٔ مجلس سنا، محل خدمت عباس زریاب خویی به این کتابخانه منتقل شد و چندی بعد به‌عنوان مدیر كتابخانهٔ مجلس سنا معرفی شد.

در سال ۱۳۳۴ بورس مطالعاتی بنیاد هومبولت در آلمان غربی (بنابر معرفی سید حسن تقی‌زاده) در اختیار عباس زریاب خویی قرار گرفت. عباس زریاب خویی به مدت پنج سال در شهرهای ماینز و فرانکفورت و مونیخ به تحصیل و مطالعه در رشته‌های تاریخ، علوم و معارف اسلامی، فلسفه و فرهنگ تطبیقی پرداخت. در سال ۱۳۳۹ از دانشگاه یوهانس گوتنبرگ شهر ماینز در رشته‌های تاریخ و فلسفه درجهٔ دکتری گرفت. عنوان رساله دکتری او «گزارش در باره جانشینان تیمور برگرفته از کتاب تاریخ کبیر جعفری» تألیف ابن محمد حسینی بود که زیر نظر هانس روبرت رویمر و پرفسور شل از ایران‌شناسان مشهور آلمانی تهیه شد.

دکتر عباس زریاب خویی در سال ۱۳۳۹ به تهران بازگشت و مجدداً در کتابخانهٔ مجلس سنا مشغول به کار شد. در سال ۱۳۴۱ به دعوت والتر هنینگ که آن زمان کرسی استادی در دانشگاه برکلی کالیفرنیا داشت به برکلی رفت و به مدت دو سال در آن دانشگاه به تدریس زبان و ادبیات فارسی مشغول بود. با اینکه هنینگ پست دائمی در دانشگاه برکلی برای زریاب در نظر گرفته بود ولی او ترجیح داد که به ایران بازگردد و دانسته‌ها و تجربیات خود را در اختیار دانشجویان ایرانی بگذارد. دکتر عباس زریاب از سال ۱۳۴۴ استاد تاریخ در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بود، و از آنجا که در رشته‌های دیگر مانند ادبیات فارسی، ادبیات عرب، فلسفه، زبان‌شناسی و معارف اسلامی صاحب‌نظر بود، تا سال ۱۳۵۷ که در دانشگاه تهران اشتغال داشت، در اغلب این رشته‌ها تدریس و سخنرانی می‌کرد.

در همین دوران سمت‌های علمی مختلفی را به عهده داشت، از جمله عضو انجمن فلسفه، عضو هیئت امنای بنیاد فرهنگ ایران، عضو فرهنگستان تاریخ و عضو بنیاد شاهنامه فردوسی بود. علاوه بر اینها با دایرةالمعارف فارسی (زیر نظر غلامحسین مصاحب) و دانشنامه ایران و اسلام (زیر نظر احسان یارشاطر) همکاری داشت و مدخل‌های بسیاری در این دو دانشنامه به قلم اوست. دکتر عباس زریاب خویی از دیر زمان عضو انجمن بین‌المللی شرق‌شناسی (آلمان)، و عضو مجمع بین‌المللی کتیبه‌های ایرانی (انگلستان) بود.

به نوشتهٔ احمد تفضلی: «پس از انقلاب، دستگاه اداری دانشگاه قدر او را ندانست و زریاب اجباراً دانشگاه را ترک گفت و از این راه دانشگاه بود که زیان فراوان دید نه او. فراغت ایام بازنشستگی او را مدتی به کنج خلوت دلخواستهٔ پژوهش کشاند، ولی هنگامی که بنیاد دایرةالمعارف اسلامی و مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی و دایرةالمعارف تشیع تأسیس شد، بر همهٔ اهل علم و معرفت معلوم بود که هر دایرةالمعارفی در این زمینه‌ها بدون همکاری پرثمر زریاب ناقص خواهد بود. از این رو بود که همه خاضعانه دست کمک به سوی او دراز کردند و از او درخواست همکاری کردند. زریاب کوشید تا رنجیدگی خود را از دستگاه اداری دولتی دانشگاه به دست فراموشی سپرد. با دل و جان با سازمان‌های علمی نامبرده به همکاری پرداخت و اکنون مقالات او زینت‌بخش این دایرةالمعارف‌هاست.»

دکتر عباس زریاب خویی در ۱۴ بهمن ۱۳۷۳ در تهران درگذشت.
عشق من عاشقتم!
≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈
پرنسس
      
Princess زن #4 | Posted: 11 Jul 2012 19:09


کتاب‌شناسی



تألیف
  • Der Bericht uber die Nachfolger Timurs aus dem ta’rich kabir des Gafar ibn Muhammad al_Husaini, Mainz 1960
  • اطلس تاریخی ایران، زیر نظر سید حسین نصر، احمد مستوفی و عباس زریاب، تهران ۱۳۵۰
  • تاریخ ساسانیان، تهران ۱۳۵۴
  • بزم‌آورد، شصت مقاله در بارهٔ تاریخ، فرهنگ و فلسفه، تهران ۱۳۶۸
  • آئینه جام، شرح مشکلات دیوان حافظ، تهران ۱۳۶۸
  • سیره رسول الله، بخش اول: از آغاز تا هجرت، تهران ۱۳۷۰
  • کتاب الصیدنه فی الطب، نوشته ابوریحان بیرونی (تصحیح و تحشیه و مقدمه)، تهران ۱۳۷۰
  • روضةالصفا، نوشته محمدبن خاوندشاه بلخی، تهذیب و تلخیص، دکتر عباس زریاب، ۲ مجلد، تهران ۱۳۷۳
  • شط شیرین پر شوکت ، منتخبی از مقالات استاد عباس زریاب خویی به اهتمام حمیدرضا(میلاد)عظیمی ،نشر مروارید ، چاپ اول 1387، قیمت 14800


ترجمه
  • تاریخ فلسفه، ویل دورانت (ترجمه از انگلیسی)، تهران ۱۳۳۵
  • لذات فلسفه، ویل دورانت (ترجمه از انگلیسی)، تهران ۱۳۴۴
  • تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان، تئودور نولدکه (ترجمه از آلمانی)، تهران ۱۳۵۸ (Das iranische Nationalepos / von Theodor Nöldeke)
  • دریای جان، هلموت ریتر (ترجمه از آلمانی، با همکاری مهرآفاق بایبردی)، تهران ۱۳۷۴، ج ۱
  • ظهور تاریخ بنیادی، فریدریش ماینکه (ترجمه از آلمانی)

عشق من عاشقتم!
≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈
پرنسس
      
lasvegas_sexy مرد #5 | Posted: 11 Jul 2012 19:33
کاربر

 
درود بی کران بر استاد دکتر عباس زریاب خویی یاد آن استاد عزبز و پدر فرهنگ ایران کهن گرامی باد.
***** PERSIAN GULF***** &خلیج پارس&
      
mahsadvm زن #6 | Posted: 11 Jul 2012 20:11
کاربر

 


هر که نباشد او یک آذربایجانی و از وزنه های تاریخ پژوه ایران

در دوره معاصر بود.کسی را که می بایست قدر می دانستیم

و بر صدر می نشاندیم.....


دكتر عباس زرياب خوئي در سال 1297 شمسي در شهر خوي، از شهرهاي آذربايجان غربي به دنيا آمد. سال‌هاي كودكي او مصادف با دوران متلاطم در تاريخ كشورمان بود. انقلاب اكتبر1917سبب شده بود كه سربازان روسيه تزاري كه از مدتها پيش براي پيشبرد مقاصد استعماري آن دولت و براي از ميان بردن نهضت مشروطيت به ايران آمده بودند، از شهرهاي شمالي و شمال غربي كشور خارج شوند. اين سربازان به هنگام خروج در شهرها، بازارها و كاروانسراها را آتش زده بودند و زادگاه زرياب نيز از اين خشونت و بي رحمي در امان نماند.

از همان اوان كودكي استعداد و حافظه نيرومند زرياب موجب حيرت دوستان و همكلاسي‌هايش شده بود. وي پس از پايان دوره اول دبيرستان به علت عدم امكان ادامه تحصيل در خوي ناگزير به ترك تحصيل كرد ولي به فراگيري عربي و علوم ديني پرداخت و مدتي براي ادامه تحصيل به قم رفت.

در كارنامه دكتر زرياب اقامت پنج ساله در دانشگاه‌هاي آلمان و تحصيل و تحقيق در زمينه‌هاي تاريخ، فلسفه و علوم و معارف اسلامي و دو سال تدريس زبان و ادبيات فارسي در دانشگاه كاليفرنيا در آمريكا نيز وجود دارد. وي پس از بازگشت به ايران در كتابخانه مجلس سنا به كار ادامه داد.

دوره بعدي زندگي او با اشتغال در دانشگاه تهران آغاز مي‌شود و با ترك اجباري اين شغل پس از انقلاب اسلامي پايان مي‌پذيرد. زرياب خوئي در دوره نهايي عمر خويش در تدوين دائرة المعارف شيعه و دانشنامه جهان اسلام همكاري موثري داشت.

استاد دكتر زرياب علاوه بر مقام استادي دانشگاه تهران در چند انجمن و موسسه علمي عضويت داشت. انجمن بين‌المللي شرق شناسي آلمان، مجمع بين‌المللي كميته‌هاي ايران در انگلستان، انجمن فلسفه، هيئت امناي بنياد فرهنگ ايران، فرهنگستان تاريخ و بنياد شاهنامه فردوسي از جمله اين مؤسسه ها بود. وي در سال 1373 دار فاني را وداع گفت.


" تـــو " تکـرار نـمی شوی این
مــــنمـ ....
که وابســـته تر مـی شــوم....
      
anna_nemati زن #7 | Posted: 12 Jul 2012 05:56
کاربر

 
دکتر زریاب خویی :





دكتر عباس زرياب خوئي در سال 1297 شمسي در شهر خوي، از شهرهاي آذربايجان غربي به دنيا آمد. سالهاي كودكي او مصادف با دوران متلاطم در تاريخ كشورمان بود. انقلاب اكتبر 1917 سبب شده بود كه سربازان روسيه تزاري كه از مدتها پيش براي پيشبرد مقاصد استعماري آن دولت و براي از ميان بردن نهضت مشروطيت به ايران آمده بودند، از شهرهاي شمالي و شمال غربي كشور خارج شوند. اين سربازان به هنگام خروج در شهرها، بازارها و كاروانسراها را آتش زده بودند و زادگاه زرياب نيز از اين خشونت و بي رحمي در امان نماند.

از همان اوان كودكي استعداد و حافظه نيرومند زرياب موجب حيرت دوستان و همكلاسيهايش شده بود. وي پس از پايان دوره اول دبيرستان به علت عدم امكان ادامه تحصيل در خوي ناگزير به ترك تحصيل كرد ولي به فراگيري عربي و علوم ديني پرداخت و مدتي براي ادامه تحصيل به قم رفت.



در كارنامه دكتر زرياب اقامت پنج ساله در دانشگاههاي آلمان و تحصيل و تحقيق در زمينه هاي تاريخ، فلسفه و علوم و معارف اسلامي و دو سال تدريس زبان و ادبيات فارسي در دانشگاه كاليفرنيا در آمريكا نيز وجود دارد. وي پس از بازگشت به ايران در كتابخانه مجلس سنا به كار ادامه داد.

دوره بعدي زندگي او با اشتغال در دانشگاه تهران آغاز مي شود و با ترك اجباري اين شغل پس از انقلاب اسلامي پايان مي پذيرد. زرياب خوئي در دوره نهايي عمر خويش در تدوين دائرة المعارف شيعه و دانشنامه جهان اسلام همكاري موثري داشت.

استاد دكتر زرياب علاوه بر مقام استادي دانشگاه تهران در چند انجمن و موسسه علمي عضويت داشت. انجمن بين المللي شرق شناسي آلمان، مجمع بين المللي كميته هاي ايران در انگلستان، انجمن فلسفه، هيئت امناي بنياد فرهنگ ايران، فرهنگستان تاريخ و بنياد شاهنامه فردوسي از جمله اين موسسه ها بود. وي در سال 1373 دار فاني را وداع گفت.





آثار دكتر عباس زرياب



1. تأليفات

الف) كتابها:

- Der Bericht uber die Nachfolger Timurs aus dem ta’rich kabir des Gafar ibn Muhammad al_Husaini, Mainz 1960.

- اطلس تاريخي ايران، زير نظر سيدحسين نصر، احمد مستوفي و عباس زرياب، تهران 1350 ش.

- تاريخ ساسانيان، تهران، انتشارات دانشگاه آزاد، 1354 ش.

- آئينه جام، شرح مشكلات ديوان حافظ، تهران، انتشارات علمي، 1368 ش.

- سيره رسول الله (ص)، بخش اول: از آغاز تا هجرت، تهران، انتشارات سروش، 1370 ش.

- كتاب الصيدنه في الطب، نوشته ابوريحان بيروني، تصحيح و تحشيه و مقدمه عباس زرياب، تهران، مركز نشر دانشگاهي، 1370 ش.

- روضة الصفا، نوشته محمدبن خاوندشاه بلخي، تهذيب و تلخيص، دكتر عباس زرياب، 2 مجلد، تهران، انتشارات علمي، 1373 ش.

ب) مقالات:

- «صاحب بن عباد در نظر يك مخالف»، يغما، سال 1، ش 3 (خرداد 1327 ش)، ص 120-124.

- «كتابخانه مجلس شوراي ملي»، دانش، سال 1، ش 1 (فروردين 1328 ش)، ص 25-27؛ ش 2، ص 92-93، ش 3، ص 132-135.

- «قصيده اي از ابن سينا»، يغما، سال 3، ش 4 (تير 1329 ش)، ص 182-186.

- «يك مناظره درباره احكام نجومي»، مهر، سال 8، ش 6 (شهريور 1331 ش)، ص 345-347.

- «اسرار التوحيد في مقامات ابن سعيد»، فرهنگ ايران زمين، سال 1، 1322 ش، ص 287-290.

- «در استماع گمان»، مهر، سال 9، ش 3 (تير 1332 ش)، ص 126-128.

- «كتاب جامع الحكمتين»، سخن، سال 4، ش 8 (تير 1332 ش)، ص 671-674.

- «رساله در حقيقت سلسله موجودات و تسلسل اسباب و مسببات»، سخن، سال 4، ش 1 (مهر 1332 ش)، ص 833-835.

- «مخارج الحروف»، سخن، سال 5، ش (تير 1333 ش)، ص 480-481.

- «تاريخ ادبيات در ايران»، سخن، سال 5، ش 7 (مرداد 1333 ش)، ص 566-567.

- «تاريخ مذاهب اسلام يا ترجمه الفرق بين الفرق»، سخن، سال 5، ش 8 (شهريور 1333 ش)، ص 647-648.

- «داستان كشته شدن مجدالدين بغدادي»، يغما، سال 7، ش 12 (اسفند 1333 ش)، ص 544-548.

- «كتاب تاريخ افرنج از جامع التواريخ»، سخن، سال 6، ش 1 (اسفند 1333 ش)، ص 89-99.

- «مثنوي تحفة العراقين»، سخن، سال 6، ش 4 (خرداد 1334 ش)، ص 368-370.

- «مقدمه تحفة الخواطر و زبدة النواطر يا تحفة العراقين»، سخن، سال 6، ش 5 (تير 1334 ش)، ص 464-466.

- «قنديه»، سخن، سال 6، ش 8 (مهر 1334 ش)، ص 750-751.

- «ديوان عبدالواسع جبلي» ، سخن، سال 11، ش 5 (شهريور 1337 ش)، ص 608-609.

- «كتاب السموم و دفع مضارها»، راهنماي كتاب، سال 1، ش 4 (زمستان 1337 ش)، ص 466-470.

- «اخلاق محتشمي»، سخن، سال 11، ش 7 (آبان 1339 ش)، ص 852-853.

- «ديوان شاه اسماعيل خطائي»، راهنماي كتاب، سال 3، ش 5 (دي 1339 ش)، ص 668-669.

- «رساله سه اصل»، راهنماي كتاب، سال 4، ش 10 (دي 1340 ش)، ص 935-936.

- «غرر الحكم و دررالكلم»، راهنماي كتاب، سال 5، ش 1 (فروردين 1341 ش)، ص 59-61.

- «انتقال علوم يوناني به علم اسلامي»، راهنماي كتاب، سال 7، ش 2 (زمستان 1343 ش)، ص 359-360.

- «تفسير قرآن پاك»، يغما، سال 19، ش 2 (ارديبهشت 1345 ش)، ص 57-63.

- «اهميت دوره ساسانيان در تاريخ ايران، و اهميت منابع يوناني و سرياني براي اين دوره»، مجموعه سخنرانيها، ص 81-90.

- «تقي زاده آن چنانكه من شناختم»، يادنامه تقي زاده، چاپ حبيب يغمائي، تهران 1349، ص 157-177.

- «تاريخ نگاري بيهقي»، مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني مشهد، ش 7 (زمستان 1350)، 760-771.

- «چند پاسخ درباره تاريخ ايران»، فرهنگ و زندگي، ويژه فرهنگ ايران، ش 5، (شهريور 1350)، ص 110-118.

- «سه نكته درباره رشيدالدين فضل الله»، مجموعه خطابه هاي تحقيقي، تهران 1350، ص 123-135.

- «مورخان ايران در دوره اسلامي»، تاريخ تحول علوم در ايران، تهران 1350، ص 170-185.

- «فردوسي و طبري»، ارمغاني براي زرين كوب، تهران، انتشارات اداره كل فرهنگ و هنر لرستان، 1355 ش، ص 1-9. همين مقاله مجدداً در يغما سال 30، ش 2، (ارديبهشت 135 ش)، ص 65-74 و سيمرغ، ش 4، (اسفند 1355 ش)، ص 103-114، به چاپ رسيده است.

- «سوگند نامه جهان پهلوان»، آينده، سال 9، ش 8 و 9 (آبان – آذر 1362 ش)، ص 613-617.

- «ديو مسلمان نشود/ديو سليمان نشود»، آينده، سال 10، ش 10 و 11 (دي – بهمن 1363 ش)، ص 651-654.

- «فتوحات همايون»، نوشته سياقي نظام، با مقدمه عباس زرياب خوئي، بررسيهاي تاريخي، سال 8، ش 1 و 2 (1352)، ص 207، 278.

- «درباره تاريخ و تحقيقات»، تلاش، ش 5 (شهريور 1354)، ص 20-24.

- «گفتگو با استاد تاريخ»، مصاحبه توسط عاصمي، كاوه، 13 (1354)، ش 5، ص 18-22.

- «نامه هاي موجود از اميركبير»، اميركبير و دارالفنون، تهران (1354)، ص 164-178.

- «درباره كتاب»، كتاب و كتابخانه، تهران (1355)، ص 147-154.

- «درباره مجتبي مينوي»، سخن، سال 25، (1355)، ص 898-903.

- «مجتبي مينوي»، راهنماي كتاب، سال 20، ش 1 و 2 (فروردين – ارديبهشت 1356)، ص 118-119.

- «نام يكي از هفت خاندان بزرگ دوره پارتي و ساساني»، مجله تاريخ، ج 1، ش 2 (بهار 1356)، ص 1-6.

- «افسانه فتح الحضر در منابع عربي و شاهنامه»، يغما، سال 30، (1356)، ص 642-653.

- «جامعيت مينوي»، پانزده گفتار درباره مجتبي مينوي، تهران (1356)، ص 55-61.

- «درباره محمدابراهيم باستاني پاريزي»، راهنماي كتاب، سال 20، (1356)، ص 933-937.

- «گفتگو با محمدتقي دانش پژوه»، راهنماي كتاب، سال 21، (1357)، ص 224-281.

- «غرالي و ابن تيميه»، معارف، سال 1، ش 3 (آذر – اسفند 1363 ش)، ص 57-79.

- «ملاحظاتي درباره سلسله بادوسپانيان طبرستان»، تحقيقات اسلامي، سال 1، ش 2 و سال 2، ش 1 (1365-1366 ش) ص 79-88.

- «سازمان اداري ايران در زمان حكومت ايلخانان»، باستان شناسي و تاريخ، سال 1، ش 2 (بهار – تابستان 1366 ش)، ص 42-49؛ سال 2، ش 2 (پاييز – زمستان 1366 ش)، ص 29-39.

- «بداء در كلام اسلامي و ملاحظاتي تازه در حل آن»، تحقيقات اسلامي، سال 2، ش 2 (1366 ش)، ص 18-30.

- «سخني درباره منشأت قائم مقام»، نامواره دكتر محمود افشار، چاپ ايرج افشار و كريم اصفهانيان، تهران، بنياد موقوفات دكتر محمود افشار، 1366، ج 3، ص 1431-1455.

- «پارادوكس هاي نظام»، تحقيقات اسلامي، سال 3، ش 1 و 2 (1367)، ص 1-12.

- «لعبت بازي، بازي خيال، شب بازي»، كتاب سخن، چاپ صفدر تقي زاده، تهران، انتشارات علمي، (1368)، ص 7-14.

- «نكاتي درباره مقنع»، هفتاد مقاله، ارمغان فرهنگي به دكتر غلامحسين صديقي، چاپ يحيي مهدوي و ايرج افشار، تهران، انتشارات اساطير، (1369)، ج 1، ص 81-92.

- «مصاحبه با مجله دريچه گفتگو»، دريچه گفتگو، ش 4، (آذر 1370)، ص 24-26.

- «گفتگو با دنياي سخن»، دنياي سخن، ش 46 (دي 1370)، ص 26-32.

- «نگاهي تازه به مقدمه شاهنامه»، ايران نامه، سال 10، ش 1 (زمستان 1370)، ص 14-23.

- «در سوگ اميد»، باغ بي برگي، يادنامه مهدي اخوان ثالث (م.اميد)، چاپ مرتضي كاخي، تهران (1370)، ص 266-270.

- «برهان» تحقيقات اسلامي، سال 7، ش 1 (1371)، ص 5-21.

- «زمينه هاي تاريخي و اجتماعي بعثت»، همشهري، سال اول، ش 31، (دي 1371).

- «مرد دو هزار و پانصد ساله»، كتاب سخن، چاپ صفدر تقي زاده، تهران، انتشارات علمي، (1371)، ص 7-12.

- «مصالح ايران كه به ميدان مي آمد شعوبيه محض جلوه مي كرد»، دنياي سخن، ش 5، (1371)، ص 12-13.

- «مقدمه بر ديوان آقاسي»، ديوان آقاسي، (تبريز 1371)، ص 5-8.

- «پاسخ، نظرخواهي درباره فرهنگ گذشته و نيازهاي امروز»، هستي، (بهار 1372)، ص 58-59.

- «پرچمدار فرهنگ ملي ايران درگذشت»، دنياي سخن، ش 57، (آبان 1372)، ص 58-59.

- «احوال از نظر شيخ مفيد»، مقالات فارسي كنگره جهاني هزاره شيخ مفيد، قم 1313، ص 209-216.

- «تاريخ نگاري در ايران»، تاريخ و فرهنگ معاصر، سال 3، ش 3 و 4 (پاييز و زمستان 1373)، ص 50-61.

- «دبيرستان»، نامه شهيدي (جشن نامه استاد دكتر جعفر شهيدي)، چاپ علي اصغر محمدخاني، تهران، طرح نو، (1374)، ص 345-340.



ج) مقالات در دايره المعارفها:

1. دايره المعارف فارسي (جلد دوم):

- «شكاكيت»، «شلاير ماخر، فريدريش»، « ارنست دانيل»، «شيخيه»، «شيعه»، «صُبّه»، «صدور كثرت از وحدت»، «عاقل و معقول»، «عالم»، «عرب»، «عقل»، «فارابي»، «فخر رازي»، «فرشته»، فضيلت»، «فقه»، «فلسفه»، «فلوطين»، «فيثاغورس»، «فيشته»، «قادسيه»، «قانون»، «قانونشناسي»، «قرآن»، «قرامطه»، «قرباني»، «قريش»، «قضا و قدر»، «قياس»، «قيامت»، «كانت، ايمانوئل»، «كراميت»، «كرتير»، «كردها»، «كلام»، «گاهشماري»، «گنوستيسيم»، «لاادريه»، «لابشرط»، «لاضرر و لاضرار»، «لاك»، « لامتري»، «لايپ نيتز»، «لحيان»، «لعان»، «لنين»، «لوتسه»، «لوكرتيوس»، «ليله القدر»، «مابعدالطبيعه»، «ماترياليسم ديالكتيك»، «مارب»، «ماكسيم گوركي»، «مالبرانش»، «مانويت»، «ماني»، «مبادي يقيني برهان»، «مثل»، «مجرد»، «محمد(ص)»، «مدرنيسم»، «مدينه»، «مذهب»، «مرابطون»، «مزدك»، «مشائي»، «معاويه»، «معتزله»، «مغول»، «مفهوم»، «مقنع»، «مقولات»، «مكه»، «ملاصدرا»، «موسي»، «موسي بن ميمون»، «مهرپرستي»، «نظام»، «نفس زكيه»، «نوافلاطوني»، «نوكانتي»، «نيچه»، «وحدت وجود»، «هگل»، «هيدگر».



2. دانشنامه ايران و اسلام:

«آذربيجان (تكمله)»، «آغاجي»، «آغاجي، ابوالحسن».



3. ايرانيكا:

- “Bukayr B. Maham Marvazi”, Encyclopaedia Iranica, vol. IV, London 1990, p.332.

- “Chobanids”, (with chales Melville), Encyclopaedia Iranica, vol. V, Costa Mesa 1992, pp. 496-502.



4. دايرة المعارف بزرگ اسلامي:

- «آذربايجان»، «آرپاخان»، «آسفي»، «آق سنقربرسقي»، «آقوش اشرفي»، «آقوش افرم»، «آياس پاشا»، «آيواز»، «اباقاخان»، «ابراهيم بن سيار نظام»، «ابليس (در قرآن)»، «ابن تيميه»، «ابن حجر»، « ابن راوندي »، «ابن فورك»، «ابن مقفع»، «ابوسعيد گورگان»، «احمديليان».



5. دايرة المعارف تشيع:

- «آبش خاتون»، «ابراهيم بن عبدالله المحض»، «ابن ابي الحديد»، «ابن اسحاق»، «ابوالاسود د‍ؤلي»، «ابوذر غفاري»، «ابوطالب بن عبدالمطلب»، «ابوموسي اشعري»، «احمدبن حنبل»، «امام علي بن ابي طالب اميرالمؤمنين»، «امام حسن مجتبي (ع)»، «امام حسين (ع)»، «امام محمد باقر (ع)»، «امام صادق (ع)»، «امام رضا (ع)»، «امام جواد (ع)»، «امام هادي (ع)»، «امام حسن عسكري (ع)»، «امام زمان (عج)».

6. دانشنامه جهان اسلام:

- «باب»، «باباافضل»، «بابافرج تبريزي»، «بابك خرمدين»، «بابل»، «بابلسر»، «بادوسپانيان»، «باران از نظر دانشمندان اسلام»، «باروسما»، «باروسي»، «بازبدي»، «باطرقاني»، «باعربايا»، «باعيناثا»، «باغنوي»، «باقلاني»، «باكاليجار»، «باكوئي، ابوعبدالله محمد»، «بالكان [ترجمه از انگليسي]»، «بانت سعاد»، «باندرمه [ترجمه از انگليسي]»، «بانويه، ابوجعفر»، «بايزيد بسطامي»، «بجكم [ترجمه از انگليسي]»، «بدعيّه»، «برائت (2) [ترجمه از انگليسي]»، «بركوكيه»، «برهان [ترجمه از فرانسه]»، «برهان»، «برهان تناهي ابعاد»، بزيغيه (بزيعيه)»، «بِسْني» [ترجمه از انگليسي]»، «بشربن معتمر»، «بقليه يا نقْليّه»، «بقيه الله»، «بكرْيّه»، «بكيربن ماهان»، «بلو [ترجمه از انگليسي]»، «بوسفر، تنگه [ترجمه از انگليسي]»، «بيات [ترجمه از انگليسي]»، «بيانيه»، «بيهسيّه»، «حضالت [ترجمه از انگليسي]»، «سِكِسِك ابزه [ترجمه از انگليسي]»و



د. مقالات به زبانهاي خارجي

- “Ein Wiederaufgefundnes Werk Abu Hayyan al-Tanhidis”, A Lpccust’s Leg, London 1962, pp. 246-250.

- “Struggle of Religious sects in the
Ilkhanid Court

”, La Persianel Medioevo, Roma, Accademia Nazionale dei Lincei, 1971, p.p 465-466.



2. ترجمه ها

الف) كتابها:

- تاريخ فلسفه، ويل دورانت [انگليسي]، تهران (1335) ش، چاپ دوازدهم، تهران انتشارات علمي و فرهنگي، تهران (1374) ش.

- لذات فلسفه، ويل دورانت [انگليسي]، تهران (1344)، چاپ نهم، تهران انتشارات علمي و فرهنگي، (1374) ش.

- تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان، تئودور نولدكه [آلماني]، تهران انجمن آثار ملي، (1358) ش.

- درياي جان، هلموت ريتر [ترجمه از آلماني]، با همكاري مهرآفاق بايبردي، تهران، انتشارات بين المللي الهدي، (1374) ش، ج 1.

- ظهور تاريخ بنيادي، فريدريش ماينكه [آلماني].



ب) مقالات:

- «خوارزم قديم يك مملكت افسانه اي»، [انگليسي]، يغما، سال 8، ش 12 (اسفند 1334 ش)، ص 537-541.

- «نسخه خطي فارسي بلخي اصطخري»، نوشته هانس فون مژيك، راهنماي كتاب، سال 8، (زمستان 1344 ش)، ص 5-7.

- «كتيبه اورارتو به خط ميخي در ماكو»، نوشته گ.ر.ماير، راهنماي كتاب، سال 8، (زمستان 1344 ش)، ص 69-71.

- «فريتزولف»، هانس شدر، [آلماني]، يغما، سال 28، (1354)، ص 129-135.

- «ايرانيان و عربها»، تئودور نولدكه، [آلماني]، آينده، سال 7، (1360)، ص 911-913.

- «ديوانگان در آثار عطار»، هلموت ريتر، [آلماني]، معارف، سال 4، ش 2 (مرداد- آبان 1366)، ص 129-150.


      
anna_nemati زن #8 | Posted: 12 Jul 2012 05:58
کاربر

 
کتاب شناسي دکتر عباس زرياب خويي


"دکتر عباس زرياب خويي"، علامه اي چند وجهي به معناي واقعي کلمه بود. شوربختانه از ايشان آنچنان که در شان مقام علمي شان است، کتاب منتشر نشده است، اما با اين وجود کتاب ها و مقاله هاي منتشرشده از سوي ايشان، هر کدام دريچه اي است که مي تواند بخشي از زواياي انديشه علمي وي را براي جامعه علمي ايران آشکار کند.
دکتر زرياب در سال 1350 "اطلس تاريخي ايران" را با همکاري سيدحسين نصر و احمد مستوفي منتشر کرد. چهار سال بعد کتاب "تاريخ ساسانيان" ايشان به زيور طبع آراسته شد. در سال 1368، شرحي بر مشکلات ديوان حافظ با نام "آيينه جام" نوشت. در سال 1370 به نوشتن کتاب "سيره رسول الله (ص)، بخش اول: از آغاز تا هجرت" پرداخت که انتشارات سروش آن را منتشر کرد. در اين سال ها شاهد دو ويرايش از دو کتاب مهم از سوي استاد نيز هستيم: يکي کتاب "الصيدنه في الطب" به زبان عربي نوشته ابوريحان بيروني که درباره داروشناسي پزشکي است و در سال 1370 منتشر و برنده کتاب سال نيز شد و ديگري "روضه الصفا" نوشته محمد پسر خاوندشاه بلخي در دو جلد که در سال 1373 منتشر شد.
دو کتاب "بزم آوردي ديگر" و "شط شيرين پر شوکت" که دربردارنده مقاله هايي درباره تاريخ، فرهنگ و فلسفه از دکتر زرياب است، گنجينه اي پربار براي دوستداران تاريخ و فرهنگ ايران به شمار مي آيد.
دکتر زرياب خويي علاوه بر زبان پارسي به انگليسي، فرانسه، آلماني، روسي و ترکي آشنايي کامل داشت و از ترجمه هاي مهم ايشان مي توان به "تاريخ فلسفه" ويل دورانت در سال 1335، "لذات فلسفه" از همين نويسنده در سال 1344 از انگليسي به نثري شيوا و استوار و "تاريخ ايرانيان و عرب ها در زمان ساسانيان" نوشته تئودور نولدکه در سال 1358 و "درياي جان" نوشته هلموت ريتر که درباره انديشه هاي عطار نيشابوري است و "ظهور تاريخ بنيادي" اثر فريدريش ماينکه از آلمان اشاره کرد.
از مهم ترين نوشته هاي دکتر زرياب بايد به مقاله هاي ايشان در دانشنامه هاي گوناگون چون دايره المعارف فارسي زير نظر دکتر غلام حسين مصاحب، دانشنامه ايران و اسلام، دايره المعارف بزرگ اسلامي زير نظر سيدکاظم موسوي بجنوردي، دايره المعارف تشيع، دانشنامه جهان اسلام و دانشنامه ايرانيکا زير نظر پرفسور احسان يارشاطر اشاره داشت.
استاد زنده ياد دکتر احمد تفضلي، به پاس ارج گذاري به دهه ها کوشش فرهنگي استاد علامه عباس زرياب خويي، جشن نامه اي با نام "يکي قطره باران" که دربردارنده مقاله هايي علمي است، منتشر و آن را در زمان حيات ايشان بدو پيشکش کرد.
پس از درگذشت دکتر زرياب نيز مجله تحقيقات اسلامي و نشريه دانشکده ادبيات دانشگاه تربيت معلم، شماره اي را ويژه بزرگداشت دکتر زرياب منتشر کردند تا ياد استادي که هماره دل و جانش براي فرهنگ ايران مي تپيد، زنده نگه دارند.
      
elena مرد #9 | Posted: 12 Jul 2012 06:39
کاربر
 
حالا چرا رفته شاگرد خمینی شده ؟
      
nisha2552 مرد #10 | Posted: 14 Jul 2013 01:52
کاربر

 
واقعا از پرنسس ممنون که این شخصیت های بزرگ را به ما میشناسونه
۲۰ مرداد زادروز عباس زریاب خویی گرامی باد.
      
صفحه  صفحه 1 از 3:  1  2  3  پسین » 
مناسبتها انجمن لوتی / مناسبتها / بیستم مرداد ماه زادروز عباس زریاب خویی گرامی باد

این تاپیک بسته شده. شما نمیتوانید چیزی در اینجا ارسال نمائید.


 

 

Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites
↑ بالا