خانه | ثبت نام | نظرسنجی | جستجو | موقعیت | قوانین   چت روم
مناسبتها انجمن لوتی / مناسبتها /

یکم شهریور زادروز حکیم ابو علی سینا و روز پزشک گرامی باد


صفحه  صفحه 4 از 7:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  پسین »
paaaaaarmida #31 | Posted: 21 Aug 2012 20:27
کاربر

 
عقايد ابن سينا درباره سرطان
بعضي اظهار نظرهاي شيخ الرئيس درباره ي سرطان بعد از گذشت 10 قرن هنوز معتبر است. بيش از يک هزار سال قبل، ابوعلي سينا حکيم وارسته، برجسته و منحصر به فرد ايراني اولين کسي بوده که در تاريخ بشر از سرطان به درستي صحبت کرده است. بعضي از جملات و عقايد سرطان شناسي ابوعلي سينا با گذشت 10 قرن هنوز تغيير محسوسي نکرده است. زکاوت، پشتکار و تحقيق مستمر ابوعلي سينا توانسته است از او طبيبي استثنايي در عالم خلقت معرفي کند. ابوعلي سينا به دليل شناخت عميقي که از فقه و فلسفه ي اسلامي داشت و با آگاهي از امور اجتماعي و سياسي وقت، جامعيت لازم را براي حکمت و طبابت پيدا کرده بود. او از علم تشريح اطلاع خوبي داشت و حتي روابط بين اعضاي بدن را که به صورت عادي ارتباط تشريحي ندارند، شناخته بود. او در کتاب قانون خود ارتباط بيماريهاي پستان و رحم و تخمدان ها را شناخته و گزارش کرده است. اين رازي است که يک هزار سال بعد از وفات وي روشن شده است.
ابوعلي سينا از سرطان به عنوان "ورم سرطاني" ياد مي کند و آن را به خوبي تعريف کرده و دسته بندي مي کند.
ورم سرطان چند نوع گوناگون دارد که از اين قرار هستند:
1) ورم سرطاني که بسيار درد دارد.
2) ورم سرطاني که کمتر درد همراه دارد و آرام است.
3) ورم سرطاني که چرک مي کند. اين نوع سرطان از ماده ي سودايي به وجودآمده است که آن ماده ي سودايي نيز سوخته ي خلط صفرايي خالص است و با ماده ي ديگري مخلوط نيست.
4) ورمي سرطاني که ثابت و بي حرکت است و چرکين نمي شود.
گاهي رخ مي دهد که ورم سرطان چرکين به ورم سرطان بدون چرک تبديل شود. گاهي هم اتفاق مي افتد که ورم سرطاني بدون چرک به ورم سرطاني چرکين تبديل شود. اين حالت وقتي رخ مي دهد که طبيب آن را عمل کرده و با نيشترزني ورم را به چرک کردن درآورده است و در نتيجه کناره هاي ورم غليظ تر و سخت تر شده اند.
ابوعلي سينا درباره ي علت نامگذاري سرطان که به معناي خرچنگ است، چنين اظهار عقيده مي کند:
چرا اين نوع از ورم را «سرطان» ناميده اند که سرطان معني «خرچنگ» را مي دهد؟ به عقيده ي من، در اين نام گذاري يکي از دو حالت زير را در نظر داشته اند:
1) ورم سرطان به اندامِ ورم زده چنان چنگ اندر زده است که خرچنگ شکار خود را در بر گرفته و چنگ اندر آن مي زند.
2) ممکن است از آن رو نامش را سرطان گذاشته باشند که ورم به شکل و شمايل خرچنگ بوده، مستدير(مُدَوَر) است، رنگش به رنگ خرچنگ شبيه است و شعبه هايي را از خود پراکنده است که به پاهاي خرچنگ که در پيرامونش قرار دارند، شباهت دارد.
شيخ الرئيس تفاوت هاي درستي بينورم غير سرطاني که آن را ورم سقيروسگفته، با ورم سرطاني ذکر کرده است.
ورم سقيروس منظور ورم هاي سخت است که تموج(موج دار) دارد و کاملاً سفت ولي خوش خيم است. ما همه ي توده هاي خوش خيم اندام ها و اعضا را منطبق با ورم سقيروس مي دانيم. اما ورم سرطاني با آن متفاوت است که اين تفاوت از زبان ابوعلي سينا در کتاب قانون جلد چهارم به شرح زير است:
ورمي را سرطان مي ناميم که منشا آنسوخته ي ماده ي خلط صفرايي تبديل شده به ماده ي سودايي است. يا نوعديگر از خلط است که سوخته است و ماده ي صفرايي در آن بوده و به سودايي تبديل شده است.
شايد علم امروز ما با علم يک هزار سالپيش ابوعلي سينا درباره ي سرطان تغيير محسوسي نکرده باشد. منظور از سرطان موقعيتي است که ضايعه از محلاصلي خود حرکت کرده و به نقاط ديگربدن دست اندازي کرده باشد.
فرق ميان ورم سرطان و ورم سقيروس ازقرار زير است:
ورم سرطان درد دارد. به شدت و حِدّتآزاردهنده است. نوعي تپيدن دارد و به سرعت افزايش مي يابد، زيرا ماده ي به وجود آورنده اش در اندازه زياد است و بادکردگي همراه دارد.
سبب اين بادکردگي آن است که ماده ي به وجود آورنده ي ورم وقتي از جاي خود به حرکت درافتد، به سوي اندامي راهي مي شود که در حالت غليان و جوشش باشد.
در ورم سرطاني، رگ مانندهايي (شعبه هايي) همانند پاهاي خرچنگ از ورم کشيده شده اند و اطراف ورم را اشغال کرده اند.
این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
      
paaaaaarmida #32 | Posted: 21 Aug 2012 20:29 | Edited By: paaaaaarmida
کاربر

 
ورم سرطان به سرخ رنگي ورم فلغموني نيست. سرخ رنگي اش تمايل به سياه رنگي و بدرنگي و سبزرنگي دارد، که ورم سقيروس اين حالت ها را ندارد.
ورم سرطان اکثراً بدون سابقه سر بر مي آورد، اما ورم سخت( که سقيروس ناميده مي شود)اکثراً از ورم گرم نتيجه مي شود.
فرق ورم سرطان با ورم سقيروس خالص در اين است که ورم سرطان دارايحساسيت است، اما ورم سقيروس خالص هيچ حساسيتي ندارد.
بوعلي سينا سرطان را در حدي از کمال شناخته است که درمان آن را به خوبي توضيح مي دهد. تعريف ايشان از درمان سرطان تا امروز تغيير نکرده است. او مي گويد:
اگر در سرآغاز پيدايش ورم سرطان بهعلاج بپردازي ممکن است بتواني در حالتي که هست آن را نگهداري و نگذاري بزرگ تر شود و بيشتر نمود کند و نگذاري به چرکين شدن برسد.
گاه گاهي اتفاق افتاده که چون در سرآغاز پيدايش ورم سرطاني به علاجش پرداخته اند، از بين رفته و بيمار شفا يافته است. اما اگر ورم ريشه دوانيد و خود را محکم کرد، علاجي ندارد و شفا نمي يابد.
امروز هنوز مناسب ترين راه درمان سرطان را در بسياري از موارد جراحي مي دانيم و برداشتن ضايعه، اولين هدفجراحان سرطان است. شرط موفقيت در اين باره آن است که سرطان در مراحل اوليه کشف و تحت درمان قرار گرفته باشد.
شيخ الرئيس نيز معتقد است: اگر ورم سرطان کوچک باشد، شايد به وسيله ي قطع کردن از بين برود و دستور عمل کردن و بريدن سرطان را چنين ميگويد:
بايد علاوه بر اصل ورم، هر چه که از ورم تاثيرپذير و از آن منشعب شده و در پيرامون ورم موجود است و مي داني که ممکن است به همه ي رگ ها چنگ بزند، همه را به کلي ريشه کن کني و ازبيخ و بن برآوري و چيزي از آن باقي نماند که از ورم آبياري شود. بگذار خون زيادي از اثر جراحي از جاي جراحي خارج شده و بيرون بريزد.
شايد علم امروز ما با علم يک هزار سالپيش ابوعلي سينا درباره ي سرطان تغيير محسوسي نکرده باشد. منظور از سرطان موقعيتي است که ضايعه از محلاصلي خود حرکت کرده و به نقاط ديگربدن دست اندازي کرده باشد. او در اين باره مي گويد:
ممکن است ورم سرطان در اندرون بدن پيدا شود و به حالت پنهاني باشد. دراين باره چنانکه بقراط فرمايد، بهترآن است ورم تحريک نشود، زيرا همين که به حرکت درآمد به مرگ بيمار خاتمه مي يابد. اما اگر ورم را به حالت خود بگذاري و به علاجش نپردازي ممکن است مدت ماندگار بودنورم به طول انجامد و تا حدي بيمار احساس بهبودي کند، به ويژه اگر غذاي بيمار سازگار باشد، يعني غذاهايي بخورد که سردي بخش و رطوبت زا باشند و ماده ي غذايي آرام وسالم توليد کنند، غذاهاي سازگار با بيمار سرطان زده از قبيل: آبجو(ماءالشعير)، ماهي رضراضي، زرده ي تخم نيم بند و امثال آنهاست.
به جز جراحي، ابوعلي سينا نسخه هاي متعدد دارويي نيز براي سرطان هاي مختلف تجويز کرده است که بعضي خوراکي هستند و بيشتر به صورت موضعي استفاده مي شوند.
اگرچه تلاش براي شناخت محتواي آنها و شيوه ي اثربخشي صورت نگرفتهاست و از اين بابت علم امروز به ابوعلي سينا بدهکار است، اما به هر حال بعضي از آنها را مي شناسيم که در موارد مختلف اثربخش هستند.
این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
      
paaaaaarmida #33 | Posted: 21 Aug 2012 20:55
کاربر

 
جملاتی گهر بار از ابوعلی سینا
اگر میدانستید که یک محکوم به مرگ هنگام مجازات تا چه حد آرزوی بازگشت به زندگی را دارد ُآنگاه قدر روزهایی را که با غم سپری میکنید ، می دانستید.
~^~^~^~^~^~^~^~^~^~^~^
اگر برای یک اشتباه هزار دلیل بیاورید،در واقع هزار و یک اشتباه از شما سرزده است.
~^~^~^~^~^~^~^~^~^~^~^
نشان دوست نکو آنست که خطای تو را بپوشاند ،تو را پند دهد و رازت را آشکار نسازد.
~^~^~^~^~^~^~^~^~^~^~^
تجربه بالاتر از علم است.
~^~^~^~^~^~^~^~^~^~^~^
هر که دنیا خواهد ،دانش آموزد و هر که آخرت خواهد در عمل کوشد.
~^~^~^~^~^~^~^~^~^~^~^
چیزی که دانش می آراید راستی است.
~^~^~^~^~^~^~^~^~^~^~^
هیچ چیز در دنیا اتفاقی نیست.
~^~^~^~^~^~^~^~^~^~^~^
کسی که به تمرینهای بدنی میپردازد به هیچ دارویی نیاز ندارد ،درمان او در جنبش و حرکت است.
~^~^~^~^~^~^~^~^~^~^~^
تعصب در دانش و فلسفه مانند هر تعصب دیگر نشانه خامی و بی مایگی است و همیشه به زیان حقیقت تمام می شود.
~^~^~^~^~^~^~^~^~^~^~^
برخی چنان سرگرم میراث علمی گذشتگانند که فرصت مراجعه به عقل خود را ندارند و اگر هم فرصتی دست آورند حاضر نیستند اشتباهات و لغزش های آنان را اصلاح و جبران کنند.
~^~^~^~^~^~^~^~^~^~^~^
نیک بخت ترین مردم کسی است که کردار را به سخاوت بیاراید و گفتار به راستی.
~^~^~^~^~^~^~^~^~^~^~^
انسان ، هر زمان از پیشامد آینده درباره ی خود اندیشید و از آن ، بیم هراس در خاطرش نشاند،آن خطر ،زودتر او را تعقیب می کند.
~^~^~^~^~^~^~^~^~^~^~^
موسیقی ،صدای خداست.
~^~^~^~^~^~^~^~^~^~^~^
هر کس عادت کند که به هر دلیل هر حرفی را باور کند،از صورت انسانی خارج می شود.
این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
      
sinarv1 مرد #34 | Posted: 22 Aug 2012 05:38 | Edited By: sinarv1
کاربر

 
روز پزشک مبارک
ولى اگه بياييم يه خورده فکر کنيم و بگيم اگر امثال ابوعلى سينا الان در ايران وجود داشتند الان ما بايد تو زمينه پزشکى براى بقيه کشورا شاخ و شونه مى کشيديم نه اونا واسه ما
      
maryy مرد #35 | Posted: 22 Aug 2012 05:52
کاربر
 

چرا لباس فارغ التحصیلی توی کل جهان این شکلیه ؟!





هنگامی كه از شما سوال میشود كه این لباس و كلاه چیست؟ چه پاسخی دارید که بدهید؟! احتمالاً خواهید گفت نمی دانم !!!!
اما اگر این سوال را از یك اروپایی یا ژاپنی و یا حتی آمریكایی بپرسند خواهند گفت :

ما به احترام «آوی سنّا Avicenna» (ابن سینا) پدر علم جهان این لباس را به صورت نمادین میپوشیم!!

بله یك نمونه دیگر از ارزشهای ایرانی كه خود ما آنرا نمیشناسیم ردای فارغ التحصیلی است!
آنها به احترام «آوی سنّا» كه همان «ابن سینا»ی ماست كه لباس بلند رِدا گونه می پوشیده، این لباس را تن دانشمندان خود میكنند. آن كلاه هم نشانه همان دَستار است (کمی فانتزی شده) و منگوله آن نمادی از گوشه دستار خراسانی كه ما ایرانی ها در قدیم از گوشه دَستار آویزان میكردیم و به دوش میانداختیم.
در اروپا و آمریكا به علامت یك آدم برجسته و دانش آموخته ، لباس و كلاه ابن سینا می گذارند، ولی ما خودمان نمیدانیم ![/align]
نه دسترسی به یار دارم
نه طاقت انتظار دارم
هر جور که از تو بر من آید
از گردش روزگار دارم
      
maryy مرد #36 | Posted: 22 Aug 2012 05:59
کاربر
 

آیا می دانستید بوعلی آغاز گر فلسفه اشراق است ؟

نوعی حالت دو قطبی در تفکر ابن سینا و نیز ناخرسندی پوشیده او از فلسفه مشائی که به خصوص در آثار مشرقیه او اظهار شده است . خواه ابن سینا واقعاً به اجرای طرح خود برای تشریح این حکمت اشراقی شده باشد یا نه
آنچه به یقین میتوان گفت این است که در اواخر عمر حالتی در او پیدا شده بو که میخواست از شیوه متداول مشائیان فاصله بگیرد و به مکتب دیگری نزدیک شود که در آن از راه عرفان و ذوق به دنبال حقیقت می رفتند .

این مکتب عرفانی و ذوقی را او اشراق نامید . در داستان عرفانی « زنده بیدار » (حی بن یقظان) ، شرق نماینده معدن نور است و غرب نماینده معدن ظلمت .

ابن سینا در رساله مزبور از بری بیان مطالب فلسفی و عرفانی از تمثیل نور استفاده کاملی نموده است.

طرحی که ابن سینا در نظر داشت ، چنانکه هم در کتاب شفاء و هم در منطق المشرقین بیان کرده است ، این بود که میخواست رساله ای بنویسد در مبانی علم حقیقی ، به طوری که دست هیچ کس به دامن اسرار آن نرسد جز ، به قول او «خود ما کسانی که شبیه ما هستند» آن هم به قدر قوه درکشان و به اندازه عشقی که به حقیقت دارند ،

و البته این فکر چه بسا هرگز به عمل در نیامد. اما دو نسل بعد از ابن سینا شهاب الدین یحیی سهروردی مقتول در(1191/587) معروف به شیخ مقتول در صدد برآمد تا به این فکر جامه عمل بپوشاند .


نه دسترسی به یار دارم
نه طاقت انتظار دارم
هر جور که از تو بر من آید
از گردش روزگار دارم
      
mereng مرد #37 | Posted: 22 Aug 2012 06:07
کاربر

 
روز پزشک رو به همه پزشکای عزیز و دانا تبریک میگم.پزشکی که وقتی دید پسر بچه از دادن هزینه ی دوا و درمونش بر نمیاد،ازش پولی نگرفت.پزشکی که با همه سختی ها به خارج از کشور رفت و اونجا تحصیل کز و بعدها دانشش رو به ایران آورد.دکتری که قلب هزاران پدر و مادر و دوباره به حرکت در آورد.دکتری که میلیاردها جنین رو با عالم حیات سوق داد...درود بر پزشکان عزیز
      
arash1918 #38 | Posted: 22 Aug 2012 09:03
کاربر

 
پزشکان عزیز روزتون مبارک!

جمله بندی و ازین کارا بلد نیستم!
فقط میتونم همون جمله اول رو خالصانه و از ته دلم بهتون بگم!


مـا تــو گَـلـه یِ گُــرگـا هـنـو مَـرامـِ سَـگــیـمـونــو داریــم



      
mahsadvm زن #39 | Posted: 22 Aug 2012 17:31
کاربر

 
من الان تقریبن پزشکم باید بهم تبریک بگید خب

این روز بر تمامی پزشکان مبارک باشه واقعا راه سختی داشتند تا به اینجا برسن
" تـــو " تکـرار نـمی شوی این
مــــنمـ ....
که وابســـته تر مـی شــوم....
      
shakaat مرد #40 | Posted: 23 Aug 2013 16:49
کاربر

 
درباره مذهب بوعلی
درباره مذهب بوعلی نمی توان به آسانی قضاوت کرد زیرا گرچه او به اصول اسلام سخت پای بند بود و حتی برای حل معضلات و مشکلات فلسفی و علمی به مسجد می رفت و از درگاه پروردگار مدد می طلبید، در نوشته هایش کمتر به اعتقادات شخصی خود اشاره کرده است.
ابن سینا مانند عالم معاصر خود ابوریحان راجع به مذاهب سنی و شیعه اظهارنظر شخصی نکرده و به وضوح از تمایلات خود به یک گروه سخن بمیان نیاورده است گرچه از یکی دو مورد در پایان الهیات شفا برمی آید که او به وجود امام معتقد بوده و در برخی مسائل مانند فلسفه سیاسی از نظریات شیعه بهره مند شده و از آن پیروی کرده است.


ابوعلی سینا و اسماعیلیه
شکی نیست که پدر بوعلی پیرو فرقه اسماعیلیه بود و نیز به اثبات رسیده است که خود او از دوران کودکی تمایلی به این گروه نداشت گرچه در بعضی از رسائل خود درباره تمثیلات حروف و اعداد عقاید اسماعیلیان را سرمشق خود قرار داده است و چنانکه ماسینیون می نویسد «الفبای فلسفی» او از مأخذ اسماعیلی سرچشمه گرفته است نیز در پایان عمر شیخ الرئیس تمایلات بیشتری به مذهب شیعه اثنی عشری نشان داد و نفوذ افکار او در قرون بعدی نیز بیشتر در عالم تشیع و بین حکمای بزرگ اشراقی و مشائی مانند سهروردی و خواجه نصیرالدین طوسی و قطب الدین شیرازی و میرداماد و ملاصدرا و حاج ملاهادی سبزواری دیده می شود.
اکثر این حکما و عرفا از سرزمین ایران برخاسته و با مذهب تشیع پیوستگی کامل داشته اند و افکار ابن سینا را نیز از نظرگاه شیعه تعبیر کرده اند چنانکه بعضی از مفسران بعدی مرشد و هادی حی بن یقظان را حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام دانسته اند و تعالیم شیخ را از مآخذ مکتبهای حکمت اشراقی و عرفانی در قرون بعدی شمرده اند.
با وجود این، هنوز در این مسأله مشکلات لاینحل بسیار باقی مانده و کشف نسبت شیخ را با مذاهب گوناگون دشوار ساخته است.

====================
پ.ن:مطلب در مورد ابوعلی سینا بسیار زیاده ولی چیزی که مشخصه اگر ابن سینا نبود
الان اسلامی که وجود داشت دقیقا همین اسلام رادیکال وهابی و طالبانی بود.
ابوعلی سینا همون قدر که به پزشکی خدمت کرده به همون میزان یا شایدم بیشتر به فلسفه و دین
خدمت کرده.
میگن ارسطو معلم اول هستش ولی به نظر خیلیا این صفت برازنده شیخ الرئیس ابوعلی سینائه
زادروز شیخ الرئیس حکیم ابوعلی سینا افتخار ایران زمین بر همگان مبارک
      
صفحه  صفحه 4 از 7:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  پسین » 
مناسبتها انجمن لوتی / مناسبتها / یکم شهریور زادروز حکیم ابو علی سینا و روز پزشک گرامی باد

این تاپیک بسته شده. شما نمیتوانید چیزی در اینجا ارسال نمائید.


 

 

Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites
↑ بالا