تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شوخی و سرگرمی

نوستالژی

صفحه  صفحه 33 از 34:  « پیشین  1  ...  31  32  33  34  پسین »  
#321 | Posted: 8 Sep 2018 03:39 | Edited By: LouisDeFunes
بستنی کیم، که پوستش کاغذی بود و از زیر باز بود
چه مزه‌ای هم داشت.
نشد که عکسش رو بزارم. آدرس عکس رو می‌زارم توی بخشِ اینسرتِ آدرسِ عکس. اما توی پری‌ویو فقط آدرس رو نشون میده

[imgs=https://scontent-atl3-1.cdninstagram.com/vp/a551d4ef85f430ed1dca7d3b3d8a8b58/5C012E52/t51.2885-15/e35/39244176_218867092305890_26566494010107494 4_n.jpg][/imgs]

اون به انسان ها غریزه میده ...
اون این هدیه فوق‌العاده رو به تو میده و بعد چیکار میکنه؟؟
قسم میخورم که اینکار رو برای سرگرمی خودش میکنه ...
درست مثل یه فیلم کمدی ...
اون قوانین رو برخلاف غرایز تنظیم میکنه.
اینکار در واقع یه وقت گذرانی دائمی هست ...
     
#322 | Posted: 14 Sep 2018 16:59


و تو چه میدانی چه سه نفری نشستن‌ها و تقلب‌ها و نارنگی خوردن‌ها بود پشت این میز

     
#323 | Posted: 25 Sep 2018 15:37 | Edited By: Priestess
فکر کنم این نوع مدل‌ مو و لباس رو که تا ۶ یا ۷ سال پیش مد‌ بود رو هم کم کم باید نوستالژی حساب کنیم.

پسرا مو ها رو به قول خودشون سیخ و فشن میکردن.شلوار پاره تازه مد شده بود

ساسی مانکن گوش میدادن مردم


خدا رو شکر که این بیماری مصری فروکش کرد

همه ما نفرین شده ایم که تا ابد زنده نمانیم......
     
#324 | Posted: 29 Sep 2018 00:54
دلار تو ایران ۹۷۰ تومان بود زمان خاتمی خاٸن.

Moni
     
#325 | Posted: 29 Sep 2018 11:33
نوشمک آخ پول میگرفتم برم نون بخرم نمیدادم به شاطر اگه میگف پول ندادی ک دیگه نمیشد بعد میرفتم باهاش نوشمک میخریدم تا اینکه آدم شدم

زندگی مثل دوچرخه سواری می مونه ... واسه حفظ تعادلت همیشه باید در حرکت باشی ... .((آلبرت انیشتین))
     
#326 | Posted: 29 Sep 2018 13:57
بازگشت به دوران پهلوی دوم
     
#327 | Posted: 21 Nov 2018 23:01
زندگیم همش نوستالژی بود...

Signature
     
#328 | Posted: 22 Nov 2018 02:27
Streetwalker:
زندگیم همش نوستالژی بود...

همیشه بزرگترا با تصمیم اشتباه اینده بچه هاشونو خراب میکنن ولی نیستن ببینن نتیجه کارشونو و جواب پس بدن
     
#329 | Posted: 22 Nov 2018 11:12
aliazad77:
بچه که بودم یه دوچزخه کوچولو داشتم ..یه محل اون ور تر محله یهودی نشین شهرمون بود که تازه شروع کرده بودن به مهاجرت به اسرائیل .. بهم می گفتن از اون ور رد نشی ها ... یهودی ها خونتو می خورن ..می دزدنت .. می ترسیدم . اون وقتا که به قیافه نمی دونستم این یهودیه یا نه .. ولی کسی منو ندزدید .. کسی خون منو نخورد .. بار ها از کنار محله شون رفتم چهره ام از ترس زرد و سفید می شد قلب کوچیکم به شدت می تپید ولی کسی کاری به کارم نداشت .. دلم واسشون تنگ شده .. از همین جا یک سلام میگم خد مت یهودیان عزیز مخصوصا ایرانی هاش ..مخصوصا شمالی هاش .. مخصوصا مازندرانی هاش ..مخصوصا همشهری هام

وایییییی اره مام داشتیم یه پیرمرد ساده که همیشه جلو در رو صندلی میشست و همه ازش میترسیدن
بیچاره هیچ وقت هم سرشو بالا نمی اود همیشه سرش پایین بود انگار همش تو فکر بود
     
#330 | Posted: 22 Nov 2018 12:19
یادش بخیر .
ی چیزی میخریدم تو مایه های قاووت کرمانی ها ولی در اصل آرد نخودچی و شکر بود . توش جایزه داشت . جایزه ش یه تیکه پلاستیک بود شبیه هواپیما و حیوون. هعی ... یادش بخیر
     
صفحه  صفحه 33 از 34:  « پیشین  1  ...  31  32  33  34  پسین » 
شوخی و سرگرمی انجمن لوتی / شوخی و سرگرمی / نوستالژی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2018 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites