تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
فرهنگ و هنر

تاریخ قرون عثمانی

صفحه  صفحه 5 از 7:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  پسین »  
#41 | Posted: 4 Jan 2014 15:04 | Edited By: andishmand




سلیمان دوم






دوران : ۱۶۸۷-۱۶۹۱
زادروز : ۱۵ آوریل ۱۶۴۲
زادگاه : کاخ توپ‌قاپی شهر قسطنطنیه
مرگ ۲۲/۲۳ ژوئن ۱۶۹۱
پیش از : احمد دوم
پس از محمد چهارم
دودمان : خاندان عثمان


سلیمان دوم بقه زبان ترکی عثمانیسلیمان ثانی) (۱۵ آوریل ۱۶۴۲-۲۲/۲۳ ژوئن ۱۶۹۱) از سال ۱۶۸۷ تا سال ۱۶۹۱ سلطان امپراتوری عثمانی بود.او برادر کوچکتر و جانشین سلطان محمد چهارم بود و در کاخ توپ‌قاپی شهر استانبول زاده شد.او بیشتر عمر خود را در زندان به اصطلاح قفس گذراند (قفس زندانی بود که در کاخ اصلی قرار داشت و محل شاهزادگانی بود که احتمال کودتا از آنها می‌رفت .

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#42 | Posted: 4 Jan 2014 15:12




احمد دوم


دوران : ۱۶۹۱-۱۶۹۵
لقب(ها) : غازی
زادروز ۲۵ فوریه ۱۶۴۳
زادگاه : کاخ توپ‌قاپی شهر قسطنطنیه
مرگ ۶: فوریه ۱۶۹۵
پیش از : مصطفی دوم
پس از : سلیمان دوم
دودمان : خاندان عثمان
پدر : ابراهیم یکم



احمد دوم خان غازی (به ترکی عثمانی:احمد ثانی) (۲۵ فوریه ۱۶۴۳ - ۶ فوریه ۱۶۹۵) از سال ۱۶۹۱ تا ۱۶۹۵ سلطان امپراتوری عثمانی بود.احمد دوم درکاخ توپ‌قاپی شهر استانبول بدنیا آمد.او پسر سلطان ابراهیم یکم بود و در سال ۱۶۹۱، جانشین برادرش سلطان سلیمان دوم شد.

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#43 | Posted: 4 Jan 2014 15:20




مصطفی دوم




دوران : ۱۶۹۵-۱۷۰۳
لقب(ها) غازی
زادروز : (۶ فوریه/۵ ژوئن ۱۶۶۴
زادگاه : کاخ شهر ادیرنه ترکیه
مرگ : دسامبر ۱۷۰۳
پیش از : احمد سوم
پس از : احمد دوم
دودمان خاندان عثمان
پدر : محمد چهارم

مصطفی دوم غازی (به ترکی عثمانی:مصطفی ثانی) (۶ فوریه/۵ ژوئن ۱۶۶۴ - ۲۸/۳۰ دسامبر ۱۷۰۳) از سال ۱۶۹۵ تا ۱۷۰۳ سلطان امپراتوری عثمانی بود.او در کاخ شهر ادیرنه ترکیه بدنیا آمد و پدرش سلطان محمد چهارم بود.مصطفی دوم در سال ۱۷۰۳ به نفع برادرش احمد سوم کناره‌گیری کرد.مهمترین رویداد زمان وی، جدا شدن مجارستان از عثمانی بود.

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#44 | Posted: 4 Jan 2014 15:27




احمد سوم



تاجگذاری : ۱۷۰۳
زادروز : ۳۰/۳۱ دسامبر ۱۶۷۳
زادگاه : دوبریچ بلغارستان
مرگ : ۱ جولای ۱۷۳۶
پیش از : محمود یکم
پس از : مصطفی دوم
دودمان : خاندان عثمان
پدر : محمد چهارم

احمد سوم (به ترکی عثمانی: احمد ثالث) (۳۰/۳۱ دسامبر ۱۶۷۳-۱ جولای ۱۷۳۶) سلطان امپراتوری عثمانی و پسر محمد چهارم (۸۷-۱۶۴۸) بود.او در شهر دوبریچبلغارستان (که در آن زمان تحت فرمان عثمانی بود) زاده شد و در سال ۱۷۰۳ پس از مرگ برادرش مصطفی دوم (۱۷۰۳-۱۶۹۵) به مقام سلطنت رسید.

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#45 | Posted: 4 Jan 2014 15:32




محمود یکم ملقب به ( گوژپشت )




دوران ۱۷۳ : ۰-۱۷۵۴
لقب(ها) گوژپشت
زادروز : ۲ آگوست ۱۶۹۶
زادگاه : کاخ عثمانی در شهر ادیرنه
مرگ : ۱۳ دسامبر ۱۷۵۴
پیش از : عثمان سوم
پس از : احمد سوم
دودمان : خاندان عثمان
پدر : مصطفی دوم
مادر : صالحه سلطان

محمود یکم (به زبان ترکی عثمانی:محمود اول معروف به گوژپشت) (۲ آگوست ۱۶۹۶-۱۳ دسامبر ۱۷۵۴) از سال ۱۷۳۰ تا ۱۷۵۴ سلطان امپراتوری عثمانی بود.او پسر مصطفی دوم (۱۷۰۳-۱۶۹۵) و والده سلطان صالحه سلطان بود و در کاخ عثمانی در شهر ادیرنه زاده شد.محمود یکم برادر بزرگتر عثمان سوم (۱۷۵۷-۱۶۹۹) بود.

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#46 | Posted: 4 Jan 2014 19:09




عثمان سوم

دوران : ۱۷۵۴-۱۷۵۷
زادروز: ۲ / ۳ ژانویه ۱۶۹۹
زادگاه : کاخ شهر ادیرنه
مرگ : ۳۰ ژانویه/۳۰ اکتبر ۱۷۵۷
پیش از : مصطفی سوم
پس از : محمود یکم
دودمان : خاندان عثمان
پدر : سلطان مصطفی دوم





عثمان سوم (به ترکی عثمانی:عثمان ثالث) (۲/۳ ژانویه ۱۶۹۹ - ۳۰ ژانویه/۳۰ اکتبر ۱۷۵۷) از سال ۱۷۵۴ تا ۱۷۵۷ سلطان امپراتوری عثمانی بود.عثمان پسر سلطان مصطفی دوم و برادر کوچکتر سلطان محمود یکم بود و در کاخ شهر ادیرنه ترکیه بدنیا آمد.او بیشتر عمر خود را در کاخ زندانی بود.دوران او مصادف با نفوذ غیر مسلمانان در دربار عثمانی بود.از ویژگی‎های رفتاری وی می‌توان به نفرت داشتن از سلطان‌های پیشین و موسیقی نام برد.او تمام موسیقی‌دانان را از کاخ بیرون کرد.

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#47 | Posted: 4 Jan 2014 19:13 | Edited By: andishmand




مصطفی سوم



دوران : ۱۷۵۷-۱۷۷۴
زادروز : ۱۸/۲۸ ژانویه ۱۷۱۷
زادگاه : ادیرنه
مرگ: ۲۱ ژانویه ۱۷۷۴
پیش از: عبدالحمید یکم
پس از : عثمان سوم
دودمان خاندان عثمان
پدر : احمد سوم
مادر :مهرشاه سلطان

مصطفی سوم (به زبان ترکی عثمانی:مصطفی ثالث) (۱۸/۲۸ ژانویه ۱۷۱۷-۲۱ ژانویه ۱۷۷۴) از سال ۱۷۵۷ تا ۱۷۷۴ سلطان امپراتوری عثمانی بود.پدرش سلطان احمد سوم و مادرش مهرشاه سلطان و جانشینش، سلطان عبدالحمید یکم بود.او در شهر ادیرنه زاده شده بود.
وی حاکمی پر انرژی و فهیم بود و سعی بسیاری کرد تا دستگاه‌های دولتی و ارتش عثمانی را نوین کند.

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#48 | Posted: 4 Jan 2014 19:23 | Edited By: andishmand




سلطان عبدالحمید اول




دوران : ۲۱ ژانویه ۱۷۷۴ -
زادروز ۲۰ مارس ۱۷۲۵
مرگ : ۷ آوریل ۱۷۸۹
پیش از : سلیم سوم
پس از : مصطفی سوم
دودمان خاندان عثمان
پدر : احمد سوم
مادر : رابعه سلطان

عبدالحمید یکم (به زبان ترکی عثمانی:عبدالحمید اول) (۲۰ مارس ۱۷۲۵-۷ آوریل ۱۷۸۹) بیست و هفتمین سلطان امپراتوری عثمانی بود.او پسر سلطان احمد سوم (۱۷۳۶-۱۶۷۳) بود و در ۲۱ ژانویه ۱۷۷۴ جانشین برادرش مصطفی سوم (۱۷۷۴-۱۷۱۷) شد.مادرش رابعه سلطان بود. او مردی ملایم ، اهل شعر و ادب بود .
وی که در تمام مدت سلطنت برادرش اجازه خروج از قصر را نداشت، در سال 1187هـ پس از درگذشت برادر، به سلطنت رسید. در همین سال، روسیه نیروی زیادی را به سمت شهر فارنا در بلغارستان به سوی دریای سیاه فرستاد که بر عثمانی ها غلبه کرد. صدر اعظم درخواست صلح و گفت و گو کرده، کار صلح در شهر قینارجه در بلغارستان به سال 1187هـ/1774م تمام شده، دولت عثمانی پذیرفت تا تاتارستان قرم، بسارابی – منطقه ای در رومانی- و منطقه قوبان در قفقاز مستقل باشند؛ مشروط بر آن که دولت عثمانی مرجعیت امور دینی آن نواحی را داشته باشد. هم چنین اجازه کشتی رانی به ملاحان روسی در دریای سیاه داده شده و بر اساس همان معاهده، قرار شد تا عثمانی ها به روسیه غرامت جنگی بپردازند. در برابر، روسیه نیز حق حمایت از ارتدوکس ها را داشته باشد.

پیمان فاجعه بار کوچوک کینَرجه (1188هـ/1774م) که در روابط روس- عثمانی نقطه عطف محسوب می شد، دربار عثمانی را وادار به شناسایی رسمی تاتارهای کریمه، به عنوان یک امیر نشین مستقل کرد. آنها تنها در امور دینی تابع سلطان – خلیفه عثمانی باقی ماندند- و این اولین تأکید بین المللی بر حق سلطان بر مسلمانان خارج از مرزهای امپراتوری بود. روسیه بخش های شمالی سواحل دریای سیاه را به دست آورد – در حالی که عثمانی ها تا این زمان به آن به دیده یک دریاچه خودی می نگریستند – و دریانوردی تجاری خود را بی هیچ ممانعتی در آبهای ترکیه و از طریق تنگه های بسفر و داردانل از سر گرفت. با توجه به دین مسیحی و کلیساها، دربار عثمانی تعهدات خاصی را که تزارهای قبل نیز مطرح کرده بودند، نسبت به تحت الحمایگی دست نشاندگان یونان ارتدکسی مذهب سلطان به پیش کشید. قدرت نظامی روسیه در دریای سیاه با ضمیمه کردن کریمه (1197هـ/1783م) افزایش یافت. کریمه اولین منطقه مسلمان نشین بود که از حاکمیت سلطان خارج می شد و با توسعه نواحی غربی اش تا دنیستر صلح جسی 1206هـ/1792م پیش می رفت.

در این قرار داد، روسیه به اهدافش رسید؛ اما باز در پی دست یافی به اهداف و نتایج بالاتری برای خود بوده، همچنان به ایجاد فتنه و آشوب در بالکان بر ضد عثمانی مشغول بود. هم چنان که فتنه ای در قرم [کریمه] بر پا کرده، هر لحظه مترصد آن بود تا ضربه ای بر عثمانی می فرستاد. این مسئله سبب شد تا عثمانی در سال 1785هـ/1200م به روسیه اعلان جنگ دهد. اتریش و روسیه متحد شدند؛ اما هر دو در برابر عثمانی شکست خوردند.[4] زمانی که ناپلئون به مصر حمله کرد، ضعف دولت عثمانی بیش از پیش آشکار شد.
به هر روی، شکست های عثمانی، از هیبت و نفوذ آن دولت کاست و روز به روز، ترس اروپایی ها از دولت عثمانی کم تر شد. از زمانی که عثمانی ها وین را رها ساختند، تا وقتی که در قینارجه با روسیه صلح کردند، همه تحولات به صراحت نشان از آن داشت که عثمانی ها انسجام خود را به عنوان دولتی بزرگ، از دست داده اند. این مطلب در صلح یاسی بیش از پیش آشکار شد.

جنگ کریمه

فرانسه به دلیل داشتن امتیازات قنسولی، بر کلیساهای قدس اشارف داشت؛ روسیه نیز این امتیازات را در جریان جنگ ناپلئون به دست آورد. پس از جنگ، فرانسه قصد بازگشت به وضعیت پیش از جنگ و به دست آوردن حق اشراف بر کلیساها را داشت. اختلاف، به میان کاتولیک ها و ارتدوکس ها کشیده شد و دولت عثمانی، هیئتی از اصحاب کلیساهای مختلف را برای بررسی مسئله نظارت تشکیل داد. این هیئت حق یاد شده را برای فرانسه شناخت. در برابر، روسیه تهدید به جنگ کرد، خواستار احیای قرار داد خواندگار – اسکلاسی شد که سلطان عثمانی با آن موافقت نکرد. روسیه از انگلیس و فرانسه کمک خواست، اما آنان با این درخواست موافقت نرکدند. سلطان عثمانی نیز حق حمایت روسیه از نصارای مقیم سرزمین عثمانی را رد کرد. هم چنین سلطان، رشید پاشا را، که از دشمنان روسیه بود، به صدر اعظمی گماشت .

روسیه نسبت به اشغال بلغارستان و رومانی تهدید کرد و سپاه روس حرکت کرده، دو منطقه یاد شده را به اشغال خود در آورد. در این وقت، دولت های اروپاییشامل اتریش، آلمان، انگلیس و فرانسه مداخله کردند؛ اما وساطت آنان به جایی نرسید. جنگ میان روسیه و عثمانی ادامه یافت و تلاش های صلح بی ثمر ماند. مواضع فرانسه و انگلیس در برابر روسیه، به سبب مصالحشان بود، نه به قصد دفاع از مسلمانان. به همین دلیل دو کشور یاد شده توافق نامه همکاری و کمک به دولت عثمانی را در ضدیت با روسیه، با دولت عثمانی امضا کرده، راضی به ضمیمه شدن هیچ بخشی از سرزمین عثمانی به روسیه نشدند. این جنگ [که در تاریخ با نام جنگ کریمه شهرت دارد] ادامه یافت و کمک هایی که از ناحیه متحدین به عثمانی می رسید، روسیه را مجبور کرد تا از مناطقی که اشغال کرده بود، خارج شود و در برابر، متحدان وارد بخشی از خاک روسیه شوند. « در نتیجه شکست روسیه در جنگ کریمه که ظاهرا به علت اختلاف با فرانسه بر سر حشانت و سرپرستی اماکن مقدس مسیحی در فلسطین به وجود آمده بود، جاه طلبیهای تزار تا حدودی مهار شد.»[سپس] کار با معاهده پاریس در سال 1273هـ/1856م خاتمه یافت. در این معاهده آمده بود:

1. همه مناطقی که از سوی دو طرف اشغال شده است، تخلیه شود. اسرا آزاد شوند و فرمان عفو عمومیِ همه کسانی که به یکی از دو دولت کمک کرده اند، صادر شود.
2. کشتی رانی در دریای سیاه برای همه دولت ها آزاد باشد و هیچ گونه قوانین دریایی برای این دریا وضع و اجرا نشود.
3. کشتی رانی در رودخانه دانوب آزاد باشد.
4. بلغارستان و رومانی تحت الحمایه دولت عثمانی باقی بمانند.
5. صربستان تابعیت دولت عثمانی را داشته باشد و مستقل نباشد.

به مرور، دولت های اروپایی مسکلاتی را در صربستان، جبل اسود، و بوسنی هرزگوین به وجود آوردند تا این مناطق ار عثمانی جدا شوند. از یک سو، این شورش ها با حمایت دولت های اروپایی آغاز می شد و از سوی دیگر، مانع از اقدام دولت عثمانی برای سرکوب شورشی ها می شدند.

در اواخر سلطنت سلطان عبد الحمید، دروزی ها به مارونی ها حمله کردند؛ از طرف دیگر فتنه های طایفه ای در شام شدت یافت. در جریان جنگ داخلی لبنان شمار زیادی از مارونی ها کشته شدند. این احتمال وجود داشت که
شورش های یاد شده به تحریک اروپایی ها بوده باشد. دولت عثمانی توانست فتنه را آرام سازد؛ جز آن که دولت های بزرگ، به ویژه فرانسه، با ارسال نیروه بیروت را اشغال کرده، دولت عثمانی را مجبور کردند تا به جبل لبنان خود مختاری بدهد؛ به طوری که در رأس آن یک نصرانی برای سه سال انتخال شود و دولت عثمانی جز با اجازه دولت های اروپایی حق عزل او را نداشته باشد.

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#49 | Posted: 4 Jan 2014 20:39 | Edited By: andishmand




سلطان سلیم سوم



دوران : ۱۷۸۹-۱۸۰۷
زادروز : ۲۴ دسامبر ۱۷۶۱
زادگاه : قسطنطنیه
مرگ : ۲۸/۲۹ ژولای ۱۸۰۸
پیش از : مصطفی چهارم
پس از : سلطان عبدالحمید یکم
دودمان خاندان عثمان
پدر : سلطان مصطفی سوم
مادر : می ریز خاتون

سلیم سوم (به ترکی عثمانی:سلیم ثالث) (۲۴ دسامبر ۱۷۶۱ - ۲۸/۲۹ ژولای ۱۸۰۸) از سال ۱۷۸۹ تا ۱۸۰۷ سلطان امپراتوری عثمانی بود.او پسر سلطان مصطفی سوم بود و جانشین عمویش سلطان عبدالحمید یکم شد.او در قسطنطنیه بدنیا آمد.او تا زمانی ترور شدنش سعی در انجام اصلاحاتی زیادی در ساختار دولت عثمانی کرد.
وی پس از درگذشت عمویش عبد الحمید اول در سال 1203هـ عهده دار سلطنت شده، به اصلاح وضع داخلی و تقویت ناوگان نظامی پرداخت. این زمان، اوضاع سیاسی سخت آشفته بوده و جنگ میان عثمانی و روسیه ادامه داشت و او وقت و تلاش خود را صرف جنگ کرد؛ اما ضعف معنوی سپاه عثمانی از یک سو و اتحاد روسیه و اتریش بر ضد عثمانی از سوی دیگر به این دو دولت فرصت داد تا بر برخی از سرزمین های عثمانی تسلط یابند. روسیه، بلغارستان، رومانی و بسارابی را تصرف کرد و اتریش نیز صربستان را گرفت و بلگراد را اشغال کرد؛ جز آن که انقلاب فرانسه در سال 1789م پیمان روسیه – اتریش را بر هم زد و اتریش اتحادش با فرانسه را رها کرده، با عثمانی متحد گردید و طبعا صربستان و بلگراد به عثمانی بازگردانده شد.

اما روسیه به جنگ ادامه داده و بر برخی از شهرها دست یافت. در نهایت با میانجیگری انگلیس، هلند و آلمان صلحی منعقد شد که آن را معاهده یاسی نامیدند. به موجب این قرار داد که در سال 1206هـ به امضا رسید، روسیه، سرزمین قرم [کریمه] و بسارابی و بخشی از بلاد چراکسه را متصرف شد و رودخانه دنیستر حد فاصل مرزی دو دولت تعیین شد.

پس از پایان جنگ، سلیم سوم به سراغ اصلاح وضع داخلی شتافت و کار را از سپاه آغاز کرد تا از ینی چریان که منشأ فتنه و فساد بودند، آسوده شود. وی به تقلید از اروپا روی آورد که احساس می شد به مقدار زیادی از عثمانی پیشی گرفته است. از این رو به ساخت کشتی و اسلحه، به ویژه توپخانه به سبک فرانسوی مشغول شد. دوره وی شاهد نخستین دوره تعلیم نظامی به سبک غربی بود. هم چنین در روزگار وی، انقلاب فرانسه رخ داده، تغییراتی در نقشه اروپاه پدید آمد؛ تعدیلاتی که دامن دولت عثمانی را نیز گرفت و آن تصرف مصر توسط نیروهای ناپلئون بناپارت بود.

پس از حمله ناپلئون به مصر و تصرف آن، دولت عثمانی در برابر این حمله ایستاد و از حمایت انگلیس نیز برخوردار شد. نیروهای عثمانی در عکانیز حمله فرانسوی ها را به شکست کشاندند. فرانسوی ها پس از قرار داد عریش در سال 1216هـ/1802م مجبور به تخلیه مصر شدند. با وجود دشمنی فرانسه بر ضد دولت عثمانی، فرانسه توانست امتیازات قدیمی خود را حفظ کند. فرانسه و انگلیس در معاهده ای میان خود در سال 1217هـ/1802م با یکدیگر توافق کردند تا انگلیس از مصر خارج شود و فرانسه حق کشتی رانی در دریای سیاه را داشته باشد. در یونان نیز جمهوری مستقلی سر کار آید؛ اما تحت الحمایه دولت عثمانی باشد.

انگلیس کوشید تا با استفاده از اختلاف روسیه – عثمانی، برای رسیدن به خواست خود سیطره بر تنگه داردانل بهره برد. دولت عثمانی درخواست های انگلیس را رد کرد؛ پس از حمایت فرانسه از دولت عثمانی، انگلیس مجبور به خروج از تنگه داردانل شد. این شکست سبب شد تا نیروهای انگلیسی به فرماندهی فریزر در سال 1222هـ/1807م به مصر حمله کنند. این هجوم، با شکست روبه رو شد و انگلیس با مقاومت و جهاد مصری ها و کمک عثمانی در حمایت از مصریان، از این کشور خارج شد. محمد علی در دفاع از مصر، اخراج فرانسوی ها و انگلیسی ها نقش مهمی داشت و با حمایت مردمی، توانست حکومت مصر را به دست آورد.

عثمانی ها در اواخر قرن هجدهم، مجبور به رویارویی با حقیقتی تلخ شدند، آنها دیگر نمی توانستند دست تنها در مقابل یک قدرت بزرگ از خود دفاع کنند. آنها در صدد بر آمدند که به طور منسجم تر در مکانیسم پیچیده سیاست اروپایی داخل شوند، و بر وسواس اسلامی خود در مورد اتحاد با قدرتهای مسیحی غلبه کنند. اولین گام های تردید آمیز به سوی این هدف در قرن هجدهم برداشته شد. عثمانی ها در کنفرانسهای صلح کارلوویتس، پاساروویتس و بلگراد وساطت نمایندگان قدرتهای غربی دوست را پذیرفتند. بر عکس دربار عثمانی در سال 1745م دیپلماتهای غربی را با ارائه پیشنهادی بی سابقه و نا موفق، مبنی بر وساطت میان دول مسیحی در جنگ غافلگیر کرد. خطر رو به رشد روسیه، دولت عثمانی را به اتحاد با دشمنان این کشور، همچون بریتانیا (1740-1789م) و پروس (1790م) کشاند. تهاجم بناپارت به فلسطین و مصر عثمانی (1213-1214هـ/1788-1789م) که به طور موقت باعث قطع دوستی سنتی با فرانسه شد، به عقد پیمان اتحاد و همگاریهای نظامی میان این امپراتوری با روسیه و بریتانیا منجر شد. عثمانی ها عمیقا به وابستگی خود به قدرتهای بیگانه پی بردند، آن هم وقتی که در سال 1832-1833م و دوباره در سال 1839-1840م مورد تهدید یک دشمن مسلمان، یعنی محمد علی از مصر قرار گرفتند. آنها تنها با دخالت متحدان کافر خود- ابتدا روسیه و بعد بریتانیا و دیگران – از این مهلکه نجات یافتند.»

با توجه به تلاش های سلیم سوم برای اصلاحات و ایجاد سپاه جدید، سپاهیان پیشین و ینی چریان شورش کرده، با حمایت اعیان بر ضد نظام جدید بر آشفتند. به رغم این که سلطان دستوری در لغو ارتش جدید صادر کرد، شورشیان خواستار عزل وی و خلع او از سلطنت شدند.

پس از وی پسر عمویش مصطفای چهارم به حکومت رسید که البته آلت دست کسانی شد که وی را به قدرت رسانده بودند. مدتی نگذشت که فرامینی دایر بر لغو ارتش جدید، مدارس و مؤسسات و اصلاحات مربوط به آن صادر کرد؛ اما بحران ها خاتمه نیافت تا آن که دامن خود او را نیز گرفته و از سلطنت برکنار شد. و بعدها به امر مصطفی پسر عمویش با ریسمانی خفه شد .

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#50 | Posted: 6 Jan 2014 15:12




سلطان مصطفی چهارم




دوران : ۱۸۰۷-۱۸۰۸
زادروز : ۸ سپتامبر ۱۷۷۹
زادگاه : قسطنطنیه
مرگ : ۱۵/۱۶ نوامبر ۱۸۰۸
پیش از : محمود دوم
پس از : سلیم سوم
دودمان خاندان عثمان
پدر : عبدالحمید یکم


مصطفی چهارم (به ترکی عثمانی: مصطفی رابع) (۸ سپتامبر ۱۷۷۹ - ۱۵/۱۶ نوامبر ۱۸۰۸) از سال ۱۸۰۷ تا ۱۸۰۸ سلطان امپراتوری عثمانی بود.او در شهر استانبول بدنیا آمد. پدرش سلطان عبدالحمید یکم و برادرش، سلطان محمود دوم بود.
پس از برکناری مصطفی چهارم از پادشاهی محمود دوم در ۱۲۲۳ق/ ۱۸۰۸م به سلطنت رسید. مصطفی چهارم هم‌عصر فتحعلی شاه قاجار، شاه ایران بود.
سلطان مصطفی چهارم پس از پسر عمویش «سلیم سوم» فرمانروا شد، اما در این دوره، خلافت عثمانی بازیچهٔ دست رهبران شورش‌گر شده بود. سلیم سوم کوشیده بود اقدامات اصلاح‌گرایانه‌ای را در قلمرو خود انجام دهد که این اصلاحات با ستیزه‌جویی اسلام‌گرایان و مخالفان نوگرایی روبه‌رو شد و به برکناری سلیم انجامید.
نیروهای واپسگرا و نیز افراد «ینی چری» که منافع خود را در خطر می‌دیدند، با هرگونه اصلاحی مخالفت می‌کردند. «ینی چری»ها بارها شورش کردند و حتی چند سلطان و چند صدر اعظم را به قتل رساندند و از جمله سلطان سلیم سوم را از پادشاهی برکنار کرده و به زندان انداختند و مصطفی چهارم را به جای او نشاندند.
مصطفی چهارم که آلت دست محافظه‌کاران بود، فرمان برچیده شدن نظام جدید و نهاهای وابسته به آن را صادر کرد، و بدین‌سان دوران نظام جدید نیز به سرآمد.
سپاهیانی که به سلطان سلیم وفادار بودند، رهسپار قسطنطنیه شدند تا بار دیگر او را به پادشاهی برسانند، اما هم‌زمان با ورود آنها به قسطنطنیه، مصطفی اجازه اعدام سلیم و برادر کوچکتر خود «محمود» را صادر کرد. سلیم را خفه کردند، اما سپاهیان، «محمود» را از نهانگاهش بیرون آوردند و در سال ۱۲۲۳ قمری به سلطنت نشاندند.

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
صفحه  صفحه 5 از 7:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  پسین » 
فرهنگ و هنر انجمن لوتی / فرهنگ و هنر / تاریخ قرون عثمانی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites