تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
فرهنگ و هنر

تاریخ اروپا از ابتدا تاکنون

صفحه  صفحه 174 از 229:  « پیشین  1  ...  173  174  175  ...  228  229  پسین »  
#1,731 | Posted: 10 Jul 2014 14:06
فلسفه عصر نوزائی

فلسفه دوره رنسانس دوره‌ای از تاریخ فلسفه اروپا است در سده‌های ۱۵ و ۱۶ م. بین قرون وسطی و عصرخرد. اصول مشخصه فلسفه دوره رنسانس بازگشت به فلسفه کلاسیک یونان باستان و مرجع صلاحیتدار ان افلاطون در مقابل فلسفه ارسطو است، که به فلسفه قرون وسطی غلبه داشت.

در دوره رنسانس روشهای علمی تازه نخستین گام اساسی بشر بسوی کشف یک دنیای تازه بود و راه را برای انقلاب علمی و فنی و اختراعات تازه و دگرگون ساز گشود.

دوران نوزایی در حقیقت دوران آزادی انسان از قید و بند طبیعت و نیز جهل خود خواسته انسان بود. طبیعت دیگر چیزی نبود که ماورا انسان قرار گرفته باشد و انسان تنها چیزهایی درباره اش می‌داند، بلکه طبیعت به موضوع کار، تجربه و کاربرد انسان تبدیل شد.
     
#1,732 | Posted: 10 Jul 2014 14:08
اتین دو لا بوئسی

  • نام اصلی Étienne de La Boétie
  • زادروز ۱۵۳۰ میلادی-شهر سارلا در منطقه پریگورد فرانسه
  • مرگ ۱۵۶۳ میلادی-نزدیک شهر بردو
  • ملیت فرانسوی
  • پیشه نویسنده و شاعر

اتیین دو لا بوئسی (به فرانسوی: Étienne de La Boétie) شاعر، نویسنده و فیلسوف فرانسوی دوره رنسانس است. در سال 1530 در شهر سارلا در منطقه پریگورد فرانسه متولد شد و در سال 1563 در حالی که جوانی 33 ساله بود در نزدیکی شهر بردو بدرود حیات گفت. او که در خانواده ای روشنفکر بدنیا آمده بود، پس از مرگ پدرش بوسیله عمویش که یک کشیش بود تربیت شد. پس از پایان تحصیلات متوسطه اش علاقه زیادی به فلسفه باستان از خود نشان داد. او همچنین اشعاری سروده و تالیفات «پلوتارک»، «ویرژیل» و ارسطو را از لاتین به فرانسوی ترجمه نمود. لاَبوئسی در رشته حقوق دانشگاه اورلئان و در حالیکه تنها هیجده سال داشت اولین کتاب خود را به رشته تحریر درآورد. بعدها کتاب «گفتاری درباره بردگی خودخواسته» و یا «علیه یک تن» مشهورترین نوشته او نیز تلقی شد. شهرت او در طی تحصیلات دانشگاهی سبب شد تا در سال 1553 پارلمان بردو او را به عنوان مشاور استخدام نماید. بعداً، بعنوان یکی از شرکت کنندگان در مذاکرات برای دستیابی به صلح میان کاتولیک ها و پروتستانها و پایان دادن به جنگ مذاهب برگزیده شد. در سال 1563 به اسهال خونی مبتلا شد و در 18 اوت همان سال بر اثر این بیماری فوت کرد.

«گفتاری درباره بردگی خودخواسته» یا «علیه یک تن» در سال 1548 نوشته شده است. این کتاب کیفرخواستی عمیق، مستند و عالمانه علیه استبداد است. در این کتاب، نویسنده مسئله مشروعیت، مقبولیت یا حقانیت حکومتگران نسبت به حکومت شوندگان را مطرح میکند. او تلاش دارد اطاعت حکومت شوندگان از حکومتگران را که رابطه مطیع و مطاعی است تشریح نماید و مثال های فراوانی از دوران باستان نقل میکند. در این کتاب، نویسنده حقانیت حکام را که رفتارشان مانند اربابان خود رای است به زیر سوال میبرد. او مینویسد دلیل تداوم سلطه یک مستبد، چه با انتخابات به حکومت برسد، چه با زور و چه با وراثت، هرگز در خوب حکومت کردنش نهفته نیست. او برآنست که بی کفایتی از ویژگی های حکومت های استبدادی است. هسته اصلی نظریه دو لا بوئسی در اینجاست که مینویسد که اطاعت حکومت شوندگان از حاکم مستبد به دلیل ترس از مجازات نیست بلکه به دلیل عادتی است که مردم عادی از فرمانبری دارند و اینکه بردگی بر آنان گواراست. و تا زمانی که مردم از فرمانبرداری و اطاعت حاکم مستبد رویگردان نشوند، در اسارت خواهند زیست. او دلیل دیگر فرمانبری مردم را در جهل آنان و اعتقاداتشان به خرافات بشمار میآورد. اما اضافه میکند که این ابزار بیشتر بکار مطیع ساختن جاهلان میآید. دلیل دیگری که دو لا بوئسی برای فرمانبری و اطاعت پذیری میشمارد و از آن به عنوان «رمز هر سلطه ای» نام میبرد همانا عبارت از سهیم نمودن فرمان برداران و مطیعان در بهره وری، ولو بیمقدار، از سلطه حاکم مستبد است. درباریان، دعاگویان و اعوان و انصار حاکم مستبد چون به تکه استخوانی و ته مانده ها دسترسی دارند، پس مطیع و فرمانبردار او، و حتی بیش از آن، به زمینه ساز امیال آتی حاکم مستبد تبدیل می شوند. بدین ترتیب وظیفه درباریان، دعاگویان و اعوان و انصار مستبد خود رای، ورای اطاعت است و از این منظر بیش از مردم عادی اسیر و از موهبت آزادی محروم هستند و به اختیار خود بردگی را برمیگزنند. در چنین وضعی، نوعی قدرت مستبدانه هرمی شکل مستقر میگردد. حاکم مستبد بر ده تن سلطه دارد، آنها بر یک صد تن و اینها بر هزار تن و ... زمانی که درباریان، دعاگویان و اعوان و انصار حاکم مستبد از فرمانبری سرپیچی کنند و جسم و جان خود را در اختیار حاکم مستبد قرار ندهند، هرم قدرت استبدادی فرومی پاشد.

مونتین (مونتنی)که دستنوشته دو لا بوئسی را خوانده بود، بدنبال نویسنده کتاب میگشت و با پیدا کردن او، دوستی صمیمانه ای بین آن دو برقرار شد بطوریکه هنگام مرگ دو لا بوئسی بر بستر او حضور داشت. مونتین بخش مربوط به دوستی را که در کتابش («تلاش ها» یا «مقالات») نوشته است به دوستی اش با اتیین دو لا بوئسی اختصاص داده و مینویسد «اگر از من بپرسند چرا دوستش داشتم فکر میکنم جوابی نداشته باشم جز اینکه بگویم : چون او، او بود و چون من، من بودم».
     
#1,733 | Posted: 10 Jul 2014 14:11
ماکیاولیسم



نیکولو ماکیاولی


ماکیاولیسم (به انگلیسی: Machiavellism)، عبارت است از مجموعه اصول و روش‌های دستوری که نیکولو ماکیاولی سیاست‌مدار و فیلسوف ایتالیایی (۱۴۶۹-۱۵۲۷) برای زمامداری و حکومت بر مردم ارائه داد.

نیکلا ماکیاولی که بنیاد این نظریه خود را پیرامون روش و هدف در سیاست قرار داده، در کتاب خود شهریار، هدف عمل سیاسی را دستیابی به قدرت می‌داند و بنابراین، آن را محدود به هیچ حکم اخلاقی نمی‌داند و در نتیجه به کار بردن هر وسیله‌ای را در سیاست برای پیشبرد اهداف مجاز می‌شمارد و بدین گونه سیاست را به کلی از اخلاق جدا می‌داند.

ماکیاولی معتقداست، زمامدار اگر بخواهد باقی بماند و موفق باشد نباید از شرارت و اعمال خشونت‌آمیز بترسد. زیرا بدون شرارت، حفظ دولت ممکن نیست.

حکومت برای نیل به قدرت، ازدیاد و حفظ و بقای آن مجاز است به هر عملی از قبیل کشتار، خیانت، ترور، تقلب و ... دست بزند و هرگونه شیوه‌ای حتی منافی اخلاق و شرف و عدالت برای رسیدن به هدفش روا می‌دارد.

این مکتب بر این باور است که رجال سیاسی باید کاملاً واقع‌بین و مادی و جدی باشد. آنگونه سخت‌گیر باشد که اگر تکالیف دینی، اخلاقی و احساسات سد راه او شود؛ از آنها صرف‌نظر کند و هدفی جز رسیدن به مقصود نداشته باشد.

وی اساس اخلاقیات را واژگون کرد. یگانه شعارسیاسی او این بود که شاه فوق تمام قیود و الزامات مردم عادیست. کتاب و عقاید ماکیاولی را می‌توان در احکام ده‌گانه زیر خلاصه کرد:


  • ۱- همیشه در پی سود خویش باش: بشریت در نگاه او خانواده‌ای متشکل از برادران یکدل نبود. بلکه آدمیان گله‌هایی از دد و دام بودند که هر یک در پی مقصد خویش گام بر می‌داشتند و ماکیاولی معتقد بود این حق حاکم است که از دامان به سود خویش استفاده کنند. حق با قوی است. بنابراین اقویا باید بر قدرت خویش پافشاری کرده و قوانینی وضع کنند که حافظ آنها در برابر عصیان ضعفا باشد.
  • ۲- جز خویشتن هیچ کس را محترم مدار: وی می نویسدآن کس که علت بزرگی دیگران می‌شود خود سرش بی کلاه می‌ماند. و همین که کسی محبوب عامه گشت او را از میان بردار. به عقیده ماکیاولی مملکتی پیروزمند و موفق مملکتی است که فقط یک نفر بر آن آقایی کند. دیگران هم باید بنده آن یک نفر باشند. شاه باید هدیه بپذیرد اما نباید هدیه بدهد.
  • ۳- بدی کن اما چنان وانمود کن که نیکی می‌کنی: ماکیاولی معتقد بود که ریاکاری صفتی ارزشمند است. صراحتاً شهریاران و شاهان را اندرز می‌دهد که از رک و راست بودن بپرهیزند و می‌گفت خوب بودن زیان‌آور است. و بر پادشاهان لازم است که برای حفظ قدرت و منفعت خویش بر خلاف عدل، شفقت، انسانیت، و حسن‌نیت رفتار کنند. اما رعایایشان نباید از این امر آگاه باشند. باید آنها را تحمیق کرد و چنان وانمود کرد که شهریارشان فرمانروایی شریف، رحیم، دین دار و عادل است.((بگذار زبانت از رحم و شفقت سخن گوید اما دلت از بدی و شرارت لبریز باشد.))
  • ۴- حریص باش و آنچه را می‌توانی تصاحب کن: در فلسفه وحشیانه ماکیاولی شاه جز به امیال و آرزوهای خویش نباید به چیزی اندیشه کند. اما چنان وانمود کن که از تو آزادیخواه‌تر کسی نیست. بر نیکی پابگذار اما در همان حالی که لگدمالش می‌کنی نوازشش کن.
  • ۵- خسیس باش: عاقلانه نیست که حکمرانی برای رعایایش بیش از اندازه ولخرجی کند. شاه آزادمنش همیشه سر انجامش به تباهی خواهد کشید.
  • ۶- خشن و درنده خوی باش: ماکیاولی شهریار ایتالیایی سزار بورژیا را به عنوان شاهد مثال در کتاب خویش نام می‌برد و می‌گوید: نیکی هرگز ثمربخش نیست و شرافت بدترین سیاست‌هاست.
  • ۷- چون فرصت بدست آوری دیگران را بفریب: کسی که حیله‌گرتر است نیرومندتر است و قدرت از عدالت نیرومندتر است و دروغ از حقیقت نیرومندتر.
  • ۸- دشمنانت را بکش و اگر می‌توانی دوستانت را هم نیز.
  • ۹- در رفتار با مردم به زور توسل جوی نه به مهربانی: ماکیاولی به عنوان یک قاعده کلی معتقد بود که از انسان بترسند بهتر است تا انسان را دوست داشته باشند.
  • ۱۰- همه مساعی خود را به جنگ متمرکز ساز: مهمترین کار شهریار ماکیاولی جنگ است. مهمترین تفکرات جدی او باید معطوف به یک مسئله مهم باشد یعنی چگونگی شکست دادن همنوعان.

ماکیاولیسم مذهبی در واقع انحراف در شیوه حکومت مذهبی و تمایل حکومتداران به معیارهای ابزارگرایانهٔ دینی را گویند. از مصادیق این مورد، تن دادن به اصالت منافع و تبلیغات ناراست در انتخابات و شعارهای آن است. در این شیوه، سیاست در حکومت مذهبی به خودی خود هدف می‌شود و اخلاق و دین دائر مدار منافع سیاسی می‌چرخد.

از تئوری پردازانی که معتقد است ماکیاولیسم مذهبی از نوع اسلامی در سیاست ایران وجود دارد می‌توان عماد افروغ را نام برد. وی می‌گوید: «ما امروز، غرب را می‌کوبیم اما از غربی‌ها غربی تریم. امروز معنویت و اخلاق، فدای سود و اقتدار شده و در واقع جای هدف و وسیله عوض شده است. اگر سیاست برای خودش هدف شد و فعل سیاسی، فعل مشروط نبود و فعل هدف شد، فاتحه اخلاق را باید خواند. اما اگر فعل اخلاقی فعل هدف شد، مشکلات حل می‌شود. در واقع معنویات طراز سیاست است و نه برعکس.»
     
#1,734 | Posted: 10 Jul 2014 14:16 | Edited By: sepanta_7
نیکولو ماکیاولی



  • نام کامل نیکولو برناردو ماکیاولی
  • حیطه رنسانس ایتالیایی
  • مکتب فلسفه عصر نوزائی
  • زادروز ۳ مه ۱۴۶۹
  • زادگاه فلورانس، ایتالیا
  • تاریخ مرگ ۲۱ ژوئن ۱۵۲۷
  • محل مرگ فلورانس، ایتالیا

نیکولو برناردو ماکیاولی (به ایتالیایی: Niccolò di Bernardo dei Machiavelli) فیلسوف سیاسی، شاعر، آهنگساز و نمایشنامه‌نویس مشهور ایتالیایی در ۳ مه ۱۴۶۹ در فلورانس ایتالیا به دنیا آمد و در ۲۱ ژوئن ۱۵۲۷ درگذشت. نام او در فارسی به صورت ماکیاول نیز به کار می‌رود.

ماکیاولی زندگی خود را صرف سیاست و میهن پرستی کرد. با این حال برخی او را به اتهام حمایت از حکومت اقتدارگرا و ستمگر همواره مورد حمله قرار داده‌اند. علت آن نوشتن کتابی به نام شهریار (Il Principe) است که وی برای خانواده مدیچی (Medici)، حاکمان فلورانس نوشته‌است . چهره ی سیاسی ماکیاولی به‌وسیله اتهاماتی که در این باره به وی نسبت داده شده، تیره شده است. از این روست که فرانسیس بیکن از او این‌چنین یاد میکند:


  • ما به کسانی همچون ماکیاولی مدیونیم، که جهان سیاست و رهبران آن را آن‌طوری که هست به ما نشان می‌دهند، نه آن‌طوری‌که باید باشد .

وی اما توصیه‌های ضد اخلاقی نیز می‌کرده‌ است. بخشی از اندرزهای ماکیاولی به پادشاه دورانش در کتاب "شهریار":

  • داشتن صفات خوب چندان مهم نیست. مهم این است که پادشاه فن تظاهر به داشتن این صفات را خوب بلد باشد. حتی از این هم فراتر می‌روم و می‌گویم که اگر او حقیقتاً دارای صفات نیک باشد و به آنها عمل کند به ضررش تمام خواهد شد در حالی که تظاهر به داشتن این گونه صفات نیک برایش سودآور است. مثلاً خیلی خوب است که انسان دلسوز، وفادار، باعاطفه، معتقد به مذهب و درستکار جلوه کند و باطناً هم چنین باشد. اما فکر انسان همیشه باید طوری معقول و مخیر بماند که اگر روزی بکار بردن عکس این صفات لازم شد به راحتی بتواند از خوی اانسانی به خوی حیوانی برگردد و بی‌رحم و بی‌عاطفه و بی‌وفا و بی‌عقیده و نادرست باشد.

ماکیاولی دوران کودکی وصف‌ناپذیری را در فلورانس گذراند و تنها تجربه سیاسی مهم وی در دوران طفولیت تماشای ساونارولا(Savonarola) از دور بود . اندکی پس از اعدام ساونارولا، ماکیاولی به عنوان منشی وارد دستگاه دولتی فلورانس شد . اما موقعیت او به سرعت ارتقا یافت و به زودی به مأموریت‌های دیپلماتیک رفت. او بسیاری از سیاست‌مداران مهم عصرش همچون پاپ و لویی دوازدهم پادشاه فرانسه را ملاقات کرد. اما هیچ یک به اندازه شاهزاده حاکم واتیکان یعنی سزار بورجیا (Cesare Borgia) بر او تأثیر نگذاشتند.
بورجیا مردی بی‌رحم و حیله‌گر بود، بسیار شبیه چیزی که در کتاب شهریار ترسیم شده است. ماکیاولی حقیقتاً سیاست‌های بورجیا را نمی‌پسندید اما فکر می‌کرد که با حاکمی هم چون بورجیا اهالی فلورانس می‌توانند ایتالیا را متحد کنند، هدفی که ماکیاولی در تمام عمرش دنبال آن بود . از بخت بد ماکیاولی زمانی که مدیچی‌ها به حکومت فلورانس بازگشتند و انقلاب واژگون شد وی از مسند خود برکنار شد. از دست دادن شغل او را به جای کار سیاسی مجبور به نگارش درباره سیاست کرد. مأموریت‌های دیپلماتیک آخرین کار رسمی او در موقعیت سیاسی بود.
بعد از اینکه ماکیاولی پستش را از دست داد به‌طور مداوم تلاش کرد تا به سیاست بازگردد. او کوشید تا با نوشتن کتابی که فکر می‌کرد مطابق میل خاندان مدیچی باشد وبا تقدیم کتاب به آنان نظر مساعد آن خانواده را جلب کند.وکتاب شهریار برای نیل به این هدف نوشته شد. اما خاندان مدیچی با آنچه که در کتاب آورده بود موافق نبودند در نتیجه او همچنان بیکار ماند. بعدها، زمانی که منتقدین کتاب را دیدند از تفکرات مطرح شده در شهریار حیرت کردند و همین مسئله باعث بدنامی ماکیاولی بعد از مرگش شد.
چند سال بعد خاندان مدیچی از فلورانس رانده شدند و انقلاب دوباره برقرار شد و ماکیاولی به کسب مجدد پست و مقام خود که سال‌ها قبل از دست داده بود امیدوار شد.اما شهرتی که کتاب شهریار داشت باعث شد مردم فکر کنند تفکر وی شبیه مدیچی‌هاست در نتیجه وی به مقام سابقش انتخاب نشد. از اینجا سراشیبی تندی در زندگی وی آغاز شد سلامتی او رو به ضعف نهاد و چندی بعد در سال ۱۵۲۷ از دنیا رفت .
ماکیاولی به طور مداوم به‌دلیل حمایتش از حکومت فاسد مورد لعن بود.و حتا امروزه نیز به حکومت فاسد حکومت ماکیاولیستی گفته می‌شود. هرچند که به تازگی شخصیت حقیقی وی تا حدودی روشن شده‌است. م بر اساس همین امر هم به نظر می رسد هدف ماکیاولی از نگارش کتاب شهریار، کمک به حکومت ایتالیا برای حفظ قدرت و غلبه بر سایر حکومت های اروپایی بوده است و او در این کتاب با نگاهی واقع گرایانه به مقوله قدرت و ساز و کار حفظ آن نگریسته و تأکید کرده که هدف ایجاد حکومت قدرتمند، وسیله را توجیه می کند.
نیکولو ماکیاولی، به عنوان یکی از شخصیت‌های اصلی، در داستان بازی رایانه‌ای کیش یک آدم‌کش ۲ و همچنین کیش یک آدم‌کش: برادری است.
     
#1,735 | Posted: 10 Jul 2014 14:18
شهریار (کتاب)


شهریار (به ایتالیایی: Il Principe) ، نام کتاب مشهور نیکولو ماکیاولی ، اندیشمند ایتالیایی است که بنیان مکتب سیاسی ماکیاولیسم می‌باشد.

این کتاب نخستین بار با عنوان شهریار توسط محمود محمود در سال ۱۳۱۱ به فارسی واگردان شده است.
     
#1,736 | Posted: 10 Jul 2014 14:27 | Edited By: sepanta_7
دانته آلیگیری



  • نام اصلی Durante degli Alighieri
  • زمینهٔ کاری شاعر
  • زادروز حدود ۱۲۶۵فلورانس
  • مرگ سپتامبر ۱۳۲۱راونا
  • ملیت ایتالیایی

دانته آلیگیری (به ایتالیایی: Dante Alighieri) (زادهٔ فلورانس در سال ۱۲۶۵ و درگذشتهٔ راونا در سپتامبر ۱۳۲۱ میلادی) شاعر اهل ایتالیا بوده‌است. وی در سیاست زادگاه خود عاملی موثر بود. نوشته‌های دانته در ادبیات ایتالیا و سراسر اروپا موثر افتاده‌است.

دانته در دوران زندگی خود دست به انتشار کتاب‌های متعددی زد که معروف‌ترین آن‌ها «کمدی الهی». «زندگانی نو»، «ضیافت»، «سلطنت»، و «آهنگ‌ها» است. کتاب «کمدی الهی» در سه بخش نگاشته شده‌است: دوزخ، برزخ و بهشت.
زندگانی

او در شهر فلورانس به‌دنیا آمد. تاریخ تولد دانته به درستی مشخص نیست، اما باور عمومی بر این است که این تاریخ در حدود سال ۱۲۶۵ میلادی بوده‌است. این تاریخ استنتاجی است بدست آمده از اتوبیوگرافی دانته در کتاب کمدی الهی-دوزخ که به صورت کنایه آمیز گفته‌است: «در نیمه راه سفر زندگانی...». با توجه به انجیل میانگین عمر آدمی ۷۰ سال است ولذا این «نیمه راه سفر زندگانی» برابر با ۳۵ سال خواهد بود. از سوی دیگر نوشتن کمدی الهی در سال ۱۳۰۰ میلادی آغاز گردیده[نیازمند منبع] و با این حساب که دانته در زمان نوشتن کمدی الهی ۳۵ سال داشته، عددی برابر ۱۲۶۵ میلادی برای سال تولد او به دست می‌آید. برخی از اشعار قسمت بهشت از کمدی الهی شواهدی را بدست می‌دهند که بر مبنای آنها دانته در برج جوزا به دنیا آمده‌است، از جمله اینکه می‌گوید: «همچنان که با دوگانگان جاویدان در حال چرخ زدن بودم، آشکارا از تپه‌ها تا خروجی‌های رود زمینهایی خرمنکوبی شده را دیدم که ما با دچار سبعیت میکرد»، اما نمی‌توان اینها را به عنوان عباراتی قطعی از جانب دانته برای ولادتش قرار داد.

در دوران کودکیش شهر فلورانس مدام بین دسته‌های رقیب یعنی گیلیبینی‌ها و گوئلف‌ها دست به دست می‌شد. تا سرانجام گوئلف‌ها (که خانواده دانته هم از آنان بودند) بر شهر چیره شدند. طولی نکشید که بین خود گوئلف‌ها نیز اختلاف افتاد و خود به دستهٔ سیاه‌ها و سفیدها تقسیم شدند. دانته در چنین دوران پرآشوبی کودکی و نوجوانی خود را سپری کرد، از تحصیلات نخستینش اطلاعی در دست نیست ظاهراً وی در دانشگاه بولونیا و در مکتب خانه برادران کهتر (Frati Minori) در شهر سانتا کروچه تحصیل کرد ولی بخش عمده رشد فکری و فلسفی خود را مرهون دانشمند بزرگی به نام «برونتو لاتینی» (Brunto Latini) بود که در سرود پانزدهم «دوزخ» از او به تفصیل و احترام یاد کرده‌است.

در این دوران کودکی بود که عشق افسانه‌ای و معروف دانته یعنی «بئاتریکس پورتیناری» آغاز شد هر چند هرگز به وصال ختم نشد. ده سال بعد نخستین نغمه‌های عاشقانه خود را به خاطر او سرود. دانته در سال ۱۲۹۳ (یکسال پس از مرگ بئاتریکس) با زنی به نام جما (Gemma) از خاندان دوناتی (Donnati)، یک خانواده محترم فلورانسی، ازدواج کرد و از این ازدواج صاحب چهار فرزند شد. در همین احوال وی در چند زد و خورد بین نیروهای فلورانسی و دیگر همسایگانش شرکت کرد که مهمترینشان نبرد «کامپالدینو» بود. در حدود سی سالگی به فعالیت‌های سیاسی پرداخت. در سالهای ۱۲۹۶ و ۱۲۹۷ میلادی عضویت «شورای صد نفری» انتخاب شد و در سال ۱۳۰۰ به سمت سفیر به «سن جیمنیانو» رفت، دو ماه نیز در سال ۱۳۰۱ سمتی مانند «رئیس دیوان عالی کشور» را در شهر خود داشت و در این سمت دستکم ده نطق آتشین برضد پاپ «بوتیفاتسیوی هشتم» ایراد کرد که مایه همه بدبختی‌های بعدی وی شد.

در سال ۱۳۰۰ میلادی بین دو دسته سیاسی سفیدها که نماینده ثروتمندان شهر و دسته سیاه‌ها که از طبقات عامه طرفداری می‌کردند زد و خورد شدیدی روی داد که بر آتش کینه توزی‌های گذشته دامن زد. پاپ ظاهراً برای آرامش و به راستی برای گسترش نفوذ خود کاردینال «آکوئاسپارتا» را به فلورانس فرستاد ولی وی نتوانست کاری انجام دهد، این بار پاپ از «شارل دو والوا» برادر «فیلیپ لوبل» پادشاه فرانسه کمک گرفت. این مساله فلورانسیان را بسیار نگران کرد و دسته سفیدها که در آن وقت روی کار بودند سه نفر را به عنوان سفیر فوق العاده نزد پاپ فرستادند تا او را از این فکر منصرف سازند، دانته یکی از این سه نفر بود. اندکی پس از آغاز این سفر بود که شارل دو والوا و نیروهای پاپ پیروزمندانه وارد فلورانس شدند و دسته سفیدها را از آنجا راندند و زمام امور را به دست سیاه‌ها سپردند. این تغییر مقدمه تصفیه‌ای شد که بزرگترین قربانی آن دانته بود.

روز ۲۷ ژانویه ۱۳۰۲ نخستین حکم از سوی دادگاه فلورانس به زیان دانته صادر شد و او را غیابی به سوء استفاده از اموال دولتی متهم نموده و به پرداخت پنج هزار فیورینو جریمه و دو سال تبعید از فلورانس و محرومیت همیشگی از حقوق مدنی محکوم کرد. چهل روز بعد حکم دیگری به زیان وی صادر شد و وی محکوم بدان شد که اگر به دست مقامات امنیتی و قضایی فلورانس بیفتد زنده زنده در آتش سوزانده شود. از آن پس یک دوران ممتد آوارگی و دربدری برای شاعر آغاز شد که تا پایان زندگی او ادامه داشت. از این تاریخ او دیگر همسر و دو دخترش را ندید چرا که به آنها اجازه ترک شهر را ندادند و تنها توانست دو پسرش را در اواخر زندگی ببیند.

یکی دو سال در شهر سیه نا (Sienna) گذراند. از آنجا به سن گودینو و ورونا (Verona) و سپس به پادووا (Padova) رفت و در همه جا با استقبال گرم زمامداران و بزرگان روبرو شد و دربارها و کاخها بر او گشوده بود.

چندی نیز از ۱۳۱۴ تا ۱۳۱۶ میلادی در شهر لوکا (Lucca) مقیم بود ولی آخرین منزل این سفر نزدیک به بیست ساله و معروفترینشان شهر راوِنا (Ravenna) بود. دانته در این شهر تا سال ۱۳۲۱ میهمان «کان گرانده دِلا اسکالا» بود و این فرد کسی است که کمیده الهی را دانته به او اهدا کرده‌است. در تابستان این سال وی را کنت دا پولنتا، زمامدار شهر، به عنوان سفیر فوق العاده به یک مأموریت خارجی فرستاد. در بازگشت از این مأموریت وی دچار تب ناگهانی شدید شد و این تب در شب ۱۴ سبتامبر ۱۳۲۱ میلادی او را به کام مرگ کشید. در این هنگام ۵۶ سال داشت. در ساعت آخر گفت: «کاش در خانه خود مرده بودم».

پس از مرگش فلورانسیان دادو فریاد به راه انداختند که جسد شاعر و نابغه بزرگ خود را پس بگیرند اما راونایی‌ها زیر بار نرفتند و این بار فلورانسی‌ها لشکرآرایی کردند تا «خاک راونا را به توبره بکشند» و جسد دانته را پس بگیرند. اما این بار «برادران کهتر» راونا دست به حیله زدند و فلورانسیان را فریب دادند و جسد بزرگترین میهمان شهر خود را در خاک خویش نگه داشتند. امروز آرامگاه دانته در شهر راوناست.آثار او:


  • کمدی الهی
  • ضیافت
  • آهنگ‌ها
  • سلطنت (به زبان لاتین)
  • زندگانی نو
  • اِپیستولائه و اِکلُگائه (به زبان لاتین)
  • Questio de aqua et Terra (به زبان لاتین)

     
#1,737 | Posted: 10 Jul 2014 14:31
جووانی بوکاچیو



  • زادروز ۱۶ ژوئن ۱۳۱۳سرتالدو, توسکانی
  • درگذشت ۲۱ دسامبر ۱۳۷۵سرتالدو, توسکانی
  • ملیت ایتالیایی
  • پیشه شاعر, نویسنده
  • همسر ازدواج نکرد

جووانی بوکاچیو (به ایتالیایی: Giovanni Boccaccio) (زاده ۱۶ ژوئن ۱۳۱۳ - درگذشته ۲۱ دسامبر ۱۳۷۵) یکی از چهره‌های برجسته تاریخ ادبیات ایتالیاست. او را در کنار دانته یکی از اصلاحگران زبان ایتالیایی می‌دانند . بوکاچیو همچنین از مقامات دولتی فلورانس بود و فضای بسیاری از داستان‌هایش در این شهر می‌گذرد.

شهرت بوکاچیو نشأت گرفته از مجموعه قصه‌هایی است که او در کتاب بسیار معروف خود دکامرون گردهم آورده‌است. بوکاچیو بنا به گفته خودش قصه نویسی را از هفت سالگی اغاز کرد و در طول عمرخود شیفته مسافرت و تفحص در آداب و رسوم و روحیات مردم بود.

آثار:


  • دکامرون
  • شکار دیانا
  • فیلوکولو
  • تزئیدا (تسیدا)
  • رویای عاشقانه
  • فیلوستراسو
  • آمدتو
  • درباره زنان نامی
  • فیامتا
  • کورباتچو
  • نسبت نامه خدایان دوره شرک
  • ترانه‌های شبانی
  • نامه تسلیت آمیز به پینو دوروسی
  • رساله‌ای در سرودهای دانته
  • زندگی دانته
  • عاشق در معبد

     
#1,738 | Posted: 10 Jul 2014 14:35
جفری چاوسر



  • زادروز ۱۳۴۳لندن
  • درگذشت ۲۵ اکتبر ۱۴۰۰لندن
  • آرامگاه کلیسای وست مینستر
  • ملیت انگلیسی
  • پیشه شاعر، نویسنده، فیلسوف و سیاست‌مدار
  • همسر فیلیپا روت ۱۳۸۷-۱۳۶۶

جفری چاوسر (به انگلیسی: Geoffrey Chaucer) ( ۱۳۴۳ میلادی - ۲۵ اکتبر ۱۴۰۰) شاعر، نویسنده، فیلسوف و سیاست‌مدار انگلیسی بود . او متولد لندن بود هرچند به طور دقیق محل و زمان تولد او در دست نیست . وی نخستین نویسنده برجسته انگلیسی پس از سلطه نرمن‌ها بود . نام او فرانسوی و به معنی «کفاش» است.

ار چه از وی آثار زیاد نام‌آوری برجای مانده‌است، اما او را با کتاب سترگش افسانه‌های کنتربری می‌شناسند که اثر زیادی بر زبان‌آوران و سرایندگان پس از وی نهاد.

سیارکی به افتخار چاوسر به نام چاوسر ۲۹۸۴ نامیده شده‌است.
     
#1,739 | Posted: 10 Jul 2014 14:38
زندگانی و مرگ

جفری چاوسر در حدود سال ۱۳۴۰ میلادی در لندن متولد شد . در کودکی مدتی نوکر و غلام همسر لیونل، دوک کلارنس بود . به سال ۱۳۵۹ در نهضتی که در فرانسه پدید آمد، شرکت جست و دستگیر گردید، ولی سال بعد آزاد شد . در ۱۳۶۶ با فیلیپا روت ازدواج کرد، سپس به مدت ده سال در ماموریتی سیاسی در ایتالیا، فلاندر (در بلژیک امروزی)، فرانسه و لمبادی خدمت کرد و با بوکاچیو, پترارک و دانته آلیگیری آشنا شد . در ۱۳۷۴ مقرری مخصوصی از طرف ادوارد سوم و جان گانت برای وی معین شد.

پس از اینکه چاوسر مدتی دیگر وقت خود صرف کارهای دولتی کرد، روی به جانب ادبیات آورد. وی در اثر پیش آمدهای مختلف مدتی را در فقر و بدبختی به سر برد و با ناملایمات بسیاری از جمله مرگ همسرش مواجه شد، تا اینکه ریچارد دوم و هنری چهارم توجهی به او مبذول داشتند و زندگی نسبتاً آرامی برایش تهیه دیدند.

چاوسر در سال ۱۴۰۰ درگذشت و جسدش در محل مخصوص شعرا در کلیسای وست مینستر مدفون شد.
     
#1,740 | Posted: 10 Jul 2014 14:38 | Edited By: sepanta_7
آثار

به طور کلی می‌توان آثار چاوسر را به سه دسته تقسیم کرد:

  • دوران نفوذ فرانسه (۱۳۷۲-۱۳۵۹ م.) که از خصوصیاتش ابیات هشت هجایی است. از این دوران آثاری ماندد ترجمه داستان گل سرخ، کتاب گمشده‌ای به نام کتاب شیر، کتاب دوشش و اشعار کوچکی به جا مانده است.
  • نفوذ ایتالیا (۱۳۸۶-۱۳۷۲ م.) که خصوصیت آن قطعات رزمی و مدحی و سیاسی ۷ خطی موزون می‌باشد. اشعار خانه شهرت، پارمان فولس، قطعه منثور تسلیت بوئیتوس، افسانه پالامون و آرسیته، افسانه زن نیک از جمله آثار وی در این برهه زمانی می‌باشد.
  • دوره انگلیس (۱۴۰۰-۱۳۸۶ م.) که خصوصیت ابیات حماسی است . کتاب افسانه‌های کانتربوری شامل ۲۳ داستان از زائرین مجتمع در میکده تابارد واقع در ساوت وارک است.

پایان چاوسر

     
صفحه  صفحه 174 از 229:  « پیشین  1  ...  173  174  175  ...  228  229  پسین » 
فرهنگ و هنر انجمن لوتی / فرهنگ و هنر / تاریخ اروپا از ابتدا تاکنون بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites