تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
فرهنگ و هنر

تاریخ اروپا از ابتدا تاکنون

صفحه  صفحه 40 از 229:  « پیشین  1  ...  39  40  41  ...  228  229  پسین »  
#391 | Posted: 30 Jan 2014 18:12
گورگوفونه

در اساطیر یونانی، گورگوفونه یا جورجوفونه (به یونانی: Γοργοφόνη) یکی از دختران پرسئوس (برساووش) و آندرومدا بود. معنای نام گورگوفونه معادل با «قاتل ِگورگون» می‌باشد، که این نام برای ادای احترام به پدر او(پرسئوس) که مدوزا، گورگون فانی را کشته بود، به وی داده شد.

گورگوفونه در تاریخ اسپارت، دارای نقش محوری و مرکزی است، چراکه وی با دو تن از پادشاهان این سرزمین، یعنی اوئبالوس از لاکونیا و پری یرز از مسنیا ازدواج نمود. او از تبار للگهها بود، که مردمانی از آسیای صغیر [یا آناتولی] بودند که در لاکونیا استقرار داشتند. یکی از پسرهای اویبالوس و گوگوفونه، تیندارئوس بود، که ناپدری یا شوهر مادر هلن الهه تروا (همسر زیبای منلوس)، کلایتمنسترا، کاستور و پولوکس محسوب می‌شد. و پسر دیگر آنها ایکاریوس بود، که پدر همسر اودیسز [قهرمان حماسه اودیسه منسوب به هومر]، و پنه لوپه به شمار می‌آمد. بر این اساس، فرزندان پرسئوس در حماسه‌های منسوب به هومر شاعر نابینای یونان و همینطور در دوران پیش از تاریخ یونان، نقش محوری ایفا می‌کنند. گورگوفونه از ازدواج با شوهر دوم خود اوئبالوس، مادر هیپوکون، تیندارئوس و ایکارئوس به شمار می‌آید.

منابع اصلی برای مطالعه درمورد گورگوفونه، پاوسانیاس (کتاب‌های دوم و چهارم) و آپولودوروس (کتاب‌های اول و سوم) می‌باشند.


معروف‌ترین زن در تاریخ اسپارتی‌ها، زنی به نام گورگو است که نام او از گورگوفونه مشتق شده‌است. وی دختر سلئومنز پادشاه اسپارت بود. گورگو در حدود سال ۵۰۷ (پیش از میلاد) متولد شد و پس از مرگ هولناک پدرش، با برادرش، لئونیداس ازدواج کرد. لئونیداس همان کسی است که [پس از مرگ پدر] به پادشاهی رسید و هموست که قهرمان نبرد ترموپیل که درسال ۴۸۰ پیش از میلاد بوقوع پیوست، محسوب می‌شود. همانند همنامش، گورگو که او نیز دوباره با یکی دیگر از پادشاهان اسپارت ازدواج کرد. خود ِگورگو در افسانه‌های اسپارتی، شهرت داشت و غریب نیست که او با زنی به همین نام که از نزدیکان پرسئوس (برساووش) افسانه‌ای و دخترش بوده، مرتبط باشد. بخصوص اگر سرگذشت این افراد که پیش از دوران زندگی گورگو و در حوالی قرن هفتم زندگی می‌کرده‌اند، جنبهٔ واقعی داشته باشد.

گورگو، افزون بر اینکه گاه در آثار پلوتارک پدیدار می‌شود، در چندین حکایت از حکایات هرودوت نیز حضور دارد و در این حکایات پیوسته بر ارتباط نزدیک او با پدرش و اعتماد همیشگی پدر به قدرت قضاوت او تأکید می‌شود.
     
#392 | Posted: 30 Jan 2014 18:14
گورگون




گورگون‌ها (به یونانی: Γοργών یا Γοργώ، به انگلیسی: Gorgons) یکی از موجودات افسانه‌ای در اساطیر یونان باستان بوده‌اند.

در اساطیر یونان، گورگون‌ها هیولاهایی مؤنث، با بدنی پوشیده از فلس‌هایی نفوذ ناپذیر، موهایی از مارهای زنده، دندان‌هایی تیز و چهره‌ای چنان زشت بوده‌اند که هر کس به آن‌ها نگاه می‌کرد به سنگ تبدیل می‌شد. آن‌ها سه تن بودند: Euryale و Sthenno که جاودان بودند و سومی که مدوزا نام داشت فانی بود. آن‌ها دختران فورسیس و ستو هستند. یونانیان از تصویر سر این هیولا برای آراستن سپرهای خود استفاده می‌کردند تا دشمنان خود را وحشت زده کرده و خود را از قدرتهای شیطانی محافظت کنند.
     
#393 | Posted: 30 Jan 2014 18:21 | Edited By: sepanta_7
لائودیکه

لائودیکه (به انگلیسی: Laodice) در اسطوره‌های یونان، دختر پریاموس و هکابه است.

با هلیکانون پسر آنتنور ازدواج کرد. زمانی که آکاماس به عنوان قاصد یونانیان برای بازگرداندن هلن به تروا آمد، لائودیکه به او دل بست و از بچه‌ای به دنیا آورد. در شب غارت تروا، زمین دهان گشود و او را بلعید.



جنسیت: مونث
پدر: پریاموس
مادر: هکابه
     
#394 | Posted: 30 Jan 2014 18:24
لادون




لادون (به یونانی: Λάδων، به انگلیسی: Ladon) یک اژدهای صد سر که از باغ هسپریدس و سیب‌های زرینی که داشت محافظت می‌کرد. او فرزند تایفون و اکیدنا است، اما در بعضی از منابع آمده که این اژدها فرزنده فورسیس است. هراکلس در یکی از خان‌های خود در جستجوی سیب‌های زرینی بود که توسط پری‌های هسپریدس محافظت می‌شد، او مجبور بود از اطلس کمک طلب کند. اطلس پذیرفت سیب‌های زرین را برای او بدزدد، به شرط اینکه هراکلس او را از سنگینی نگه داشتن بهشت برهاند اما فقط اگر این پهلوان یک چاره‌ای برای خلاص شدن از دست لادون بیندیشد. هراکلس توسط تیری اژدها را در بالای دیوار باغ کشت.
     
#395 | Posted: 30 Jan 2014 18:26
لئاندر




لئاندر (به یونانی: Λαοκόων) در اسطوره‌های یونان، عاشق هرو کاهنه معبد آفرودیته است.

به علت کاهنه بودن هرو، این دو حق ازدواج نداشتند. بنابراین عشق‌شان را پنهان داشتند. لئاندر هر شب شناکنان خود را به هرو می‌رساند و هرو با روشن کردن چراغی راهنمایی‌اش می‌کرد. یک شب زمستانی چراغ خاموش شد و لئاندر غرق گشت، صبح روز بعد جسدش را در ساحل پیدا کردند. هرو نیز خود را از برجی به زیر انداخت و کشت.
     
#396 | Posted: 30 Jan 2014 18:30
لدا




لدا (به یونانی: Λήδα) در اسطوره‌های یونان، ملکه اسپارت است.

دختر تستیوس، پادشاه آیتولیایی بود. با توندارئوس پادشاه اسپارت ازدواج کرد و هلن، کلوتایمنسترا، کاستور و فویبه را به دنیا آورد. در افسانه‌ها آمده است زئوس به شکل قویی در آمد و لدا را فریفت و او پدر حقیقی هلن، کاستور و پولوکس بوده است.
     
#397 | Posted: 30 Jan 2014 18:34
مارپسا



مارپسا و آیداس توسط زئوس از آپولو جدا می شوند، یک تُنگ شکم‌دار یونانی، مربوط به ۴۸۰ قبل از میلاد، از موزه ای در مونیخ



در اساطیر یونان، مارپسا (به یونانی باستان: Μάρπησσα Márpessa) نوه آرس و یک شاهزاده خانم اهل آئتولیا (منطقه‌ای کوهستانی در یونان) بود.

در این افسانه‌ها آمده که مارپسا توسط آیداس ربوده شد، در حالیکه آپولو نیز او را دوست داشت. زئوس مارپسا را واداشت که میان آن دو یکی را برگزیند. بر اساس افسانه‌ای دیگر، مارپسا دختر اوانوس و آلکیپ به شمار می‌آمد. پس از این که آیداس او را بوسیله یک ارابه بالدار ربود، وی با آیداس ازدواج کرد. این کار آیداس مشکلاتی با پدر مارپسا ایجاد کرد، به طوریکه وی پس از تعقیب طولانی زن و شوهر، اسب خود را کشت و سپس خودش را در رودخانه‌ای در آن حوالی غرق نمود، رودخانه‌ای که نام خود را از او گرفت. مارپسا بعدها برای خوشحال کردن آیداس، عشق آپولو را پس زد و رد کرد.

مارپسا همچنین نامی برای یکی از ملکه‌های آمازون‌ها است.
     
#398 | Posted: 30 Jan 2014 18:42
مایندادس




مایندادس (به انگلیسی: Maenad) (به یونانی: μαινάδες, mainádes) یا Bacchantes، در اساطیر و افسانه‌های یونانی و رومی، زنان پرستنده دیونوسوس بودند. مراسم آنها با می‌گساری و رقص و نواختن آهنگ همراه بود. آنها معمولاً" به شکل پایکوبان پریشان موی در حالیکه چوبی از شاخه مو و عشقه در دست داشتند، تجسم یافته‌اند.
     
#399 | Posted: 30 Jan 2014 18:43
متیس

متیس (به انگلیسی: Metis)، در اسطوره‌های یونان دختر اوکئانوس و تتوس است.

به خواست زئوس دارویی تهوع‌آور به کرونوس داد که باعث شد او فرزندانش را که بلعیده بود، بالا بیاورد. زئوس با او ازدواج کرد. زمانی که متیس باردار بود اورانوس و گایا به او هشدار دادند که فرزند متیس از پدر قوی‌تر خواهد بود. زئوس، متیس را بلعید و متیس دخترش را در شکم زئوس به دنیا آورد. هفایستوس به فرمان زئوس، سر او را شکافت و آتنه با سلاح و زره برتن از سر شکافتهٔ زئوس بیرون آمد. متیس که نامش به معنای خرد بود، تا ابد در شکم زئوس ماند و زئوس از خرد او بهره‌مند شد.
     
#400 | Posted: 30 Jan 2014 18:44
مِدِئا




مِدِئا (به یونانی: Μήδεια)، نام زنی در اسطوره‌ها و داستان‌های یونانی است که از اهالی منطقه کولخیس در گرجستان بود. او یکی از برترین ساحرین جهان باستان و طرفدار هکاته بود. مدئا دختر آئیتس و ایدویا و نوهٔ هلیوس، خدای خورشید بود.


زمانی که جیسون برای یافتن «پشم زرین» به کولخیس آمد. مدئا عاشق او شد و جیسون را در انجام شرط‌های سخت پدر و سرانجام ربودن پشم زرین یاری داد. بعد از بدست آوردن پشم زرین آن‌ها با هم و به همراه برادر کوچکتر مدئا، آبسیرتیس سوار بر آرگو شده و گریختند. شاه آئیتس نیز آن‌ها را تعقیب کرد. برای تاخیر انداختن در این تعقیب و گریز، مدئا برادر کوچکتر خود را کشته و بدن او را تکه تکه کرد و تکه ها را در پشت کشتی پراکنده کرد. تعقیب کنندگان باید می‌ایستادند تا تکه های بدن آبسیرتیس را جمع آوری کرده و برای مجلس دفن آماده می‌کردند و چنین شد که یاسون، مدئا و آرگونوت‌ها فرار کردند.

بعد از رسیدن به یولکوس، شهر مادری یاسون، یاسون با مدئا ازدواج کرد و او همچنان به جادوگری خود ادامه داد. او زندگی را به آیسون، پدر یاسون با بریدن گلوی او و پرکردن بدنش با معجون جادویی، برگرداند. او به پلیاس، پادشاه یولکوس نیز این پیشنهاد را داد. مدئا دختر پلیاس را فریب داد تا پدر خود را بکشد. مدئا به آن‌ها گفت او می‌تواند یک قوچ پیر را تبدیل به یک قوچ جوان کند و این کار را با قطعه کردن قوچ و جوشاندن آن انجام می‌دهد. بعد از آن این کار را انجام داد و در هنگام نمایش یک قوچ جوان از داخل دیگ به بیرون پرید. دختر پلیاس او را تکه تکه کرد و درون دیگی ریخت. اما مدئا جسد او رها کرده و از معجون خود استفاده نکرد. بعد از کشتن پلیاس، یاسون و مدئا یولکوس را به مقصد کورینس ترک کردند. در آنجا مدئا دو فرزند با نام های مرمروس و فرس برای یاسون به دنیا آورد اما یاسون او را رها کرد تا با گلاوکه، دختر کرئون ازدواج کند. مدئا از شدت رشک و خشم و گلاوکه و کرئون و فرزندان خود را کشت. او سوار بر ارابه‌ای که به پدربزرگش تعلق داشت و توسط یک اژدهای بالدار کشیده می‌شد، شد و کورینس را ترک نمود. او جسد دو فرزند خود را که کشته بود نیز به همراه خود برد تا باعث رنج بیشتری برای یاسون شود.

مدئا به ایگیوس، پادشاه پیر آتن پناه برد و به او قول داد توسط جادو کاری کند تا دیگر نتواند بچه دار شود. بعد از این ماجرا مدئا با ایگیوس ازدواج کرد و برای او پسری به نام مدوس به دنیا آورد. ایگیوس پسر دیگری نیز داشت و نام آن تسئوس، پهلوان نامدار آتنی بود. وقتی تسئوس به آتن بازگشت، مدئا به ایگیوس گفت به تسئوس شراب زهرآلودی بنوشاند، هنگامی که تسئوس در حال نوشیدن شراب بود، ایگیوس شمشیر او را که خودش به او داده بود، تشخیص داد و در لحظات آخر ضربه‌ای به جام شراب او زد تا تسئوس آن را نیاشامد. مدئا در این کار ناموفق ماند و همراه با پسر خود مدوس آتن را ترک کرد. بعد از ترک آتن، مدوس پادشاه کشوری شد که آن را مدیا نام گذاری کردند.
     
صفحه  صفحه 40 از 229:  « پیشین  1  ...  39  40  41  ...  228  229  پسین » 
فرهنگ و هنر انجمن لوتی / فرهنگ و هنر / تاریخ اروپا از ابتدا تاکنون بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites