تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
فرهنگ و هنر

آموزش الفبا و زبان کره ایی

صفحه  صفحه 10 از 13:  « پیشین  1  ...  9  10  11  12  13  پسین »  
#91 | Posted: 9 Feb 2014 21:22
اعضای خانواده ...کامل

어머니 = مادر ( محترمانه ) ( omony ) به مادر شوهر هم می گن



아버지 = پدر ( محترمانه ) ( abojy ) به پدر شوهر هم می گن



엄마 = مامان ( دوستانه ) ( omma ) فقط به مادر ( تلفظ م تشدید دار است )



아빠 = بابا ( دوستانه ) ( abba ) فقط به پدر



아버님 = پدر ( محترمانه ) ( abonim ) به پدر شوهر هم می گن / به پدر دوست هم می گن



어머님 = مادر ( محترمانه ) ( amonim ) به مادر شوهر هم می گن



할아버지 = پدر بزرگ ( harabojy )



할머니 = مادر بزرگ ( hal mony )



외할아버지 = پدر بزرگ مادری ( we harabojy )



외할머니 = مادر بزرگ مادری ( we hal mony )



삼촌 = عمو ( samchon )



외삼촌 = دایی ( we samchon )



이모 = خاله ( eemo )



고모 = عمه ( komo )



사촌 = دختر و پسر عمو /عمه/ خاله/ دایی ( sachon ) کلی



오빠 = برادر بزرگتر ( obba ) دختر به پسر بزرگتر می گه ( به برادر / پسر فامیل و دوست پسر می شه



گفت به هر پسری که بزرگتر باشه / فقط مخصوص برادر نیست )



언니 = خواهر بزرگتر ( onny ) دختر به دختر بزرگتر می گه ( به خواهر / دختر فامیل و دوست می شه



گفت به هر دختری که بزرگتر باشه / فقط مخصوص خواهر نیست )



누나 = خواهر بزرگتر ( noona ) پسر به دختر بزرگتر می گه ( به خواهر / دختر فامیل و دوست می شه



گفت به هر دختری که بزرگتر باشه / فقط مخصوص خواهر نیست )



형 =برادر بزرگتر ( hyong ) پسر به پسر بزرگتر می گه ( به برادر / پسر فامیل و دوست می شه



گفت به هر پسری که بزرگتر باشه / فقط مخصوص برادر نیست )



사촌 언니 = دختر عموی بزرگتر / دختر عمه ی بزرگتر = برای دختر ( sachon onny )



사촌 오빠 = پسر عموی بزرگتر / پسر عمه ی بزرگتر = برای دختر ( sachon obba )



사촌 형 = پسر عموی بزرگتر / پسر عمه ی بزرگتر = برای پسر ( sachon hyong )



사촌 누나 = دختر عموی بزرگتر / دختر عمه ی بزرگتر = برای پسر ( sachon noona )



동생 = خواهر و برادر کوچکتر ( tong seng )



남동생 = برادر کوچکتر ( nam tong seng )



여동생 = خواهر کوچکتر ( ya tong seng )



숙모 = زن عمو ( soong mo ) تلفظ استثناء : در اینجا ㄱ - را ㅇ تلفظ می کنیم



외숙모 = زن دایی ( we soong mo ) تلفظ استثناء : در اینجا ㄱ - را ㅇ تلفظ می کنیم



가족 = خانواده ( kachok )


     
#92 | Posted: 9 Feb 2014 21:23
اعداد....کامل

در این درس اعداد رو می گم در زبان کره ای ۲ مدل عدد داریم یکی کره ای اصیل و دیگری که از زبان چینی وارد زبان کره ای شده و کاربرد زیادی دارد من در اینجا اعداد کره ای رو می گم



توجه : از بیست به بعد بیست رو بگید یک دو و سه و ... رو هم اضافه کنید همین طور سی و ...



مثل یازده و دوازده و...



하나 = یک ( hana )



한 = یک ( han ) مخفف شده



둘 = دو ( tool )



두 = دو ( too ) مخفف شده



셋 = سه ( sed ) (تلفظ استثناء : هر موقع ㅅ آخر سیلاب بیاد - د - تلفظ می شه )



세 = سه ( se ) مخفف شده



넷 = چهار ( ned )(تلفظ استثناء : هر موقع ㅅ آخر سیلاب بیاد - د - تلفظ می شه )



네 = چهار ( ne ) مخفف شده



다섯 = پنج ( tasod )(تلفظ استثناء : هر موقع ㅅ آخر سیلاب بیاد - د - تلفظ می شه )



여섯 = شش ( yasod )(تلفظ استثناء : هر موقع ㅅ آخر سیلاب بیاد - د - تلفظ می شه )



일곱 = هفت ( ilgob or eelgob )



여덟 = هشت ( yadal ) ( در اینجا ㅂ تلفظ نمی شه )



아홉 = نه ( ahob )



열 = ده ( yal )



열 하나 = یازده ( yal hana )



열 한 = یازده ( yal han ) مخفف شده



열 둘 = دوازده ( yal tool )



열 두 = دوازده ( yal too ) مخفف شده



열 셋 = سیزده ( yal sed ) (تلفظ استثناء : هر موقع ㅅ آخر سیلاب بیاد - د - تلفظ می شه )



열 세 = سیزده ( yal se ) مخفف شده



열 넷 = چهارده ( yal ned ) (تلفظ استثناء : هر موقع ㅅ آخر سیلاب بیاد - د - تلفظ می شه )



열 네 = چهارده ( yal ne ) مخفف شده



열 다섯 = پانزده ( yal tasod ) (تلفظ استثناء : هر موقع ㅅ آخر سیلاب بیاد - د - تلفظ می شه )



열 여섯 = شانزده ( yal yasod ) (تلفظ استثناء : هر موقع ㅅ آخر سیلاب بیاد - د - تلفظ می شه )



열 일곱 = هفده ( yal ilgob )



열 여덟 = هجده ( yal yadal ) ( در اینجا ㅂ تلفظ نمی شه )



열 아홉 = نوزده ( yal ahob )



스물 = بیست ( soomool )



서른 = سی ( saroon )



마흔 = چهل ( mahoon )



쉰 = پنجاه ( shin ) توجه :هر گاه بعد از حرف ㅅ حرف صدادار دیگری قرار گرفت



آنگاه تلفظ ㅅ تغییر می کند و ( ش ) تلفظ می شود
     
#93 | Posted: 10 Feb 2014 21:27
حرف ربط " که"

اسم + 는 + ریشه ی ساده ی فعل برای زمان حال( ریشه ی گذشته ی فعل برای زمان گذشته)

مثال:

이란에서 사는 네가 تویی که در ایران زندگی می کنی

이란에서 살았는 네가 تویی که در ایران زندگی می کردی

사는 책이 کتابی که می خرم

네가 사는 책이 کتابی که تو می خری.

내가 사는 책이 کتابی که من می خرم

어제 네가 먹었는 음식이 غذایی که تو دیروز خوردی.

그곳에 서있는 키가 큰 남자가 우리 선생님이다

مرد قد بلندی که آن مکان ایستاده معلم ماست.
한국어를 공부했는 그 학생을 알아요?

آن دانش آموزی که زبان کره ای میخواند ( mikhand ) می شناسی؟

공부를 하고있는 여자를 아세요?

خانمی که دارد درس می خواند می شناسید؟
     
#94 | Posted: 10 Feb 2014 21:29
علائم اختصاری در چت کره ای
ㅋㅋ به معنی خنده
^^ خوشحال
ㅠㅠ گریان
~ تکرار واژه های جمله ی قبل
ㅇㅇ مخفف واژه ی 응 به معنی باشه
ㅇㅋ به معنی اوکی
ㄱㅅ مخفف 감사합니다 -متشکرم
ㄱㅊ مخفف 괜찮아 - اوکی - بسیار خوب!
ㅊㅋ 촉하해요 (مخفف) - به معنی تبریک!
ㅎㅇ های- سلام
     
#95 | Posted: 10 Feb 2014 21:31
***********دانلود فونت کره ای***********



     
#96 | Posted: 13 Feb 2014 19:44
افعال ماضی و حال رسمی مودبانه

حال رسمی مودبانه:

ریشه ی ساده ی فعلی که به مصوت ختم می شود +읍니다

ریشه ی ساده ی فعلی که به صامت ختم می شود+ 습니다


گذشته ی رسمی مودبانه:

حال ساده ی افعال+ ㅆ습니다


نکته: ㅂ니다 و 습니다 جای اینکه bnida و seubnida خوانده شوند خوانده می شوند mnida و seumnida


چند مثال:

naneun haksaen'gimnida 나는 학생입니다

من دانش آموزم هستم

나는 학생였습니다 Naneun haksaen'g'youssseumnida

من دانش آموز بودم

keu sarameun Hakgi'o e kamnida그 사람은 학교에 갑니다

آن افراد به مدرسعه می روند.

그 사람은 학교에 갔습니다 keu sarameun Hakgi'oe Kass 'seumnida

آن افراد به مدرسه رفتند

Unni neun Achimshiksaareul Haamnida언니는 아침식사를 합니다

خواهر بزرگ من صبحانه می خورد.(میل می کند)

언니는 아침식사를 했습니다 unni neun Achimshiksaareul haessseumnida

خواهر بزرگ من صبحانه میل کرد( خورد)

Na neun gibpeumnida 나는 기쁩니다

من خوشحال هستم

나는 기뻤습니다 Naneun gibpussseumnida

من خوشحال بودم.


****

식사 یعنی غذا وعده ی غذایی

식사하다 یعنی غذا خوردن/ صرف کردن غذا

아침 식사 وعده ی صبحانه

아침식사하다 صبحانه خوردن

아침 식사 먹다 صبحانه خوردن

아침 먹다 صبحانه خوردن

아침 صبح /صبحانه

점심 ناهار

점심 먹다 ناهار خوردن

점심 식사하다 ناهار خوردن( ناهار میل کردن)

저녁 غروب/ شب / شام

저녁 먹다 شام خوردن

저녁 식사하다 شام خوردن( شام میل کردن)

     
#97 | Posted: 13 Feb 2014 19:44
نکته ی مهم در ساخت حال رسمی ( مودبانه و ساده)

افعالی که ریشه ی انها بهㄹ ختم می شود مانند 살다/알다 در ساخت رسمی ㄹ را از دست می دهند یعنی:


살다 زندگی کردن

sal da

난 삽니다 من زندگی می کنم

nan Saamnida

난 산다 من زندگی می کنم

Nan Saanta

난 살았습니다 من زندگی می کردم

Nan Sarassseumnida

난 살았다 من زندگی می کردم.

Nan Saaraa'd'ta


     
#98 | Posted: 13 Feb 2014 19:46
سوالی کردن ساخت رسمی

برای سوالی کردن یک جمله رسمی مودبانه کافی است جای 다 بگذاریم 까 .

برای مثال:

من به مدرسه می روم.

난 학교에 갑니다 nan hakgi'o e kamnida

تو به مدرسه می روی؟

학교에 갑니까? hakgi'o e kamnikga

من شام خوردم

나는 저녁을 먹었습니다 Naneun juni'ougeul mugu't'seumnida

تو شام خوردی؟

저녁을 먹었습니까?

chuni'ougeul mugu't'seum nikga?

آن شخص ایستاده است.

그분은 서있습니다 keubooneun su issseum nida

آن شخص ایستاده است؟

그분은 서있습니까? keubooneun su issseumnikga

تو در ایران زندگی می کنی.

너는 이란에 삽니다 nu neun irane samnida

من در کجا زندگی می کنم؟

나는 어디에 삽니까?

naneun udie samnikga?


واژگان جدید:

ایستاده بودن 서있다

ایستادن 서다

     
#99 | Posted: 13 Feb 2014 19:46
محترمانه کردن افعال ( ~시 )


برای محترمانه کردن یک فعل دو روش وجود دارد:

1. آن فعل دارای فعل محترمانه باشد

2. یا 시 را به ریشه ی ساده ی فعل بیافزایم.


بخش نخست: افعالی که دارای فعل محترمانه هستند

چند فعل مهم و پر کاربرد را در زیر می آوریم:

فعل معمولی معنا معادل محترمانه ی آن معنا
있다 وجود داشتن/داشتن 계시다 داشتن/وجود داشتن
없다 نداشتن/ وجودنداشتن 안계시다 نداشتن/ وجود نداشتن
먹다/마시다 خوردن/ نوشیدن 드시다 میل کردن/ نوشیدن/ خوردن
먹다 خوردن 잡수시다 صرف کردن/ میل کردن
자다 خوابیدن 주무시다 خوابیدن
죽다 مردن 돌아가시다 درگذشتن/ فوت کردن
쓰다 استفاده کردن 사용하다 استفاده کردن
말하다 حرف زدن/ صحبت کردن 말씀하다 فرمودن/ صحبت کردن

مثال:

دوست من دوچرخه دارد.

나의 친구는 자전거가 있다 naa ee chingoo neun chajungu gaa itt'ta

دوست من دوچرخه داره.

내 친구는 자전거가 있어요 neh chingoo neun chajungu gaa issuyo


استاد( آقا /معلم) من اتوموبیل دارند.

선생님은 자동차가 계시다 sunsaen'gnim eun chadon'gchaa gaa gi'eshida(geshida)q

استاد من اتوموبیل دارن.

선생님은 자동차가 계세요. sunsaen'g nimeun chadon'gchaa gaa gi'eseyo( geseyo) q

تو گفتی.

넌 말했다 nun mal haett'ta

넌 말했어 nun mal haessu

پیامبر فرمودند.

예언자는 말씀했다

ye unjaa neun Mal sseum haett'ta

عمو( اقا) خوابیدند.

아저씨는 주무셨어요 ajushi neun choo moo shi'ussuyo( shussuyo)q

من خوابیدم.

난 잤어 naan chassu


     
#100 | Posted: 13 Feb 2014 19:47
بخش دوم: افزدن 시 به ریشه ی فعل.


مادربزرگ به خانه ی ما می رود.

할머니는 우리 집에 가요( 간다) q

halmuni neun oori chipe kaayo ( kaanta) q

مادربزرگ به خانه ی ما می روند.

할머니는 우리 집에 가세요 ( 가시다)q

halmuni neun oori chipe ka seyo ( kaashita)q

برو!

가 kaa!

بروید( محترمانه)!

가세요 ! kaa se yo

ببین!

봐! paa

ببینید!

보세요!po seyo!

ایشون چه چیزی را دیدند؟

그 사람은 뭐를 보셨어요?

keu saram eun mwu reul poshussuyo
     
صفحه  صفحه 10 از 13:  « پیشین  1  ...  9  10  11  12  13  پسین » 
فرهنگ و هنر انجمن لوتی / فرهنگ و هنر / آموزش الفبا و زبان کره ایی بالا
این تاپیک بسته شده. شما نمیتوانید چیزی در اینجا ارسال نمائید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites