تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
پارسی زبانان غیر ایرانی

تاجیکستان

صفحه  صفحه 36 از 37:  « پیشین  1  ...  34  35  36  37  پسین »  
#351 | Posted: 22 Dec 2013 21:02
پسر رئیس جمهوری تاجیکستان رئیس اداره گمرک این کشور شد

رستم امامعلی، فرزند رئیس جمهوری تاجیکستان که قبلاً معاون رئیس اداره گمرک بود، در نخستین جلسه کابینه جدید این کشور به ریاست گمرک منصوب شده است.






بر اساس اطلاع منابع ریاست جمهوری تاجیکستان، در جلسه کابینه جدید که صبح روز شنبه ۳۰ نوامبر دایر شد، در کنار مسائل دیگر مسائل کادری نیز بررسی شده و برخی از مقامات از سمتهای خود عزل و افراد دیگر جایگزین آنها شده‌اند.

از جمله، بختیه محمدی یوا به سبب بازنشستگی از ریاست آژانس آمار برکنار و گلناره حسنوا، رئیس سابق "امانت بانک"، جا‌نشین او شده است. جمشید نارینف به جای خانم حسنوا ریاست "امانت بانک" را به عهده گرفته است.

همچنین عبدالولی کامل‌اف رئیس کمیته معماری و ساختمان، حامدجان حسنف رئیس آژانس زمین و آبیاری، مراد جمعه‌یف رئیس اداره زمین‌شناسی، عزیز‌الله عصمتف رئیس آژانس جنگل و عشورعلی میرزایف معاون رئیس اداره گمرک تعیین شده‌اند.

انتصاب رستم امامعلی، پسر رئیس جمهوری تاجیکستان، به ریاست اداره گمرک از مهم ترین انتصابات امروز محسوب می‌شود. وی در این مقام جایگزین گریز ظریفف شد که به علت بازنشستگی از سمت ریاست اداره گمرک برکنار شده است.

رستم امامعلی، ۲۵ ساله، همزمان رئیس فدراسیون فوتبال تاجیکستان است. گفته می‌شود وی به فوتبال علاقه زیادی دارد و تأسیس تیم موسوم به "استقلال" بیشتر به نام او مرتبط است.

پسر رئیس جمهور تاجیکستان فارغ‌التحصیل دانشگاه ملی تاجیکستان است و گفته می‌شود تحصیلاتش در خارج از کشور نتایج چندان موفقی به دنبال نداشته است.

قبل از رسیدن به منصبهای ارشد دولتی در اداره گمرک رستم امامعلی مدتی عضو مجلس محلی در شهر دوشنبه بود. زمانی معاونت رئیس سازمان جوانان تاجیکستان را نیز که یک سازمان شبه دولتی و بازمانده از شوروی محسوب می‌شود، به عهده گرفت.

تحلیلگران می‌گویند که بالا رفتن بسرعت رستم امامعلی از پلکانهای سلسله مراتب مشاغل دولتی بیانگر این است که رئیس جمهوری تاجیکستان می‌خواهد فرزند خود را برای گرفتن زمام قدرت پس از سر خود آماده ساخته و قدرت سیاسی در این کشور را میراثی کند.

مخالفان آقای رحمان او را به فساد اداری و نپوتیسم (خویش و قوم پرستی یا انتصاب خویش و تبار به مشاغل مهم اداری) متهم کرده و خواستار پایان دادن به این وضعیت شده‌اند.

اما به گفته منابع آگاه، در هیئت جدید کابینه و مشاغیل مهم دیگر دولتی شمار پیوندان و شمار افراد نزدیک و صادق به رئیس جمهوری نسبت به گذشته بیشتر شده است.

رستم امامعلی تنها فرزند رئیس جمهوری نیست که به یک سمت ارشد دولتی منصوب می‌شود. آزاده رحمانوا، یکی از هفت دختر امامعلی رحمان، سال ۲۰۰۷ رئیس بخش کنسلگری وزارت خارجه و سال ۲۰۰۹ معاون وزیر خارجه تاجیکستان تعیین شد.

گفته می‌شود سُمنگل طغایوا، وزیر تازه انتصاب کار و مهاجرت و اشتغال، و دولتعلی سعیدف، معاون اول نخست‌وزیر، نیز از پیوندان آقای رحمان هستند. مطلوبخان دولتف که مدت زیادی معاون اول نخست‌وزیر بود، نیز از پیوندان او خوانده می‌شود.

حسن اسدالله زاده، برادر زن رئیس جمهور، سالهاست ریاست "آریان بانک"، از عمده ترین بانکهای تاجیکستان را به عهده دارد و شمار کثیری از شرکتها و کارخانه‌های صنعتی تحت نظر اوست. دامادهای رئیس جمهور نیز سمتهای عمده‌ای را در نهادهای دولتی به عهده دارند.

یک زمانی بد فهمی ها آزارم میداد
ناراحت می شدم از سوتفاهم ها ، کج فهمی ها ، قضاوت ها .
همه اش می ترسیدم آدم ها بد قضاوتم کنند
وقت زیادی صرف می کردم برای توضیح دادن خودم
حالا اما ...
موضعم سکوته ...
دیگر ...
نه انرژی توضیح دادن دارم...
نه حوصله اش را ...
دیر فهمیدم که مسئول طرز فکر دیگران نیستم ...
بگذار هر که هر چه دلش خواست بگوید و برداشت کند ...
     
#352 | Posted: 18 May 2015 02:19
آخرین امیر بخارا در حسرت خاک سرزمین مادری




هر آن کس در وطن میرد امیر است...امیر بی وطن خوار و ذلیل است


آوریل سال ۱۹۴۴ آخرین امیر سلاله منغیتیان «مُغل»بخارا در کابل درگذشت اما این شخصیت مسائلی را به دنبال دارد که هنوز موضوع خبری و بحث در محافل سیاسی تاجیکستان و ازبکستان است .
بنا به آخرین وصیت این امیر که در شهر کابل نگاشته شده است او درخواست خود را مطرح کرده است :
" اگر در هر کجای این جهان فوت کردم ، وارثانم مرا به صورت امانتی به خاک سپارند تا زمانی که موطن اصلی ام بخارای شریف از چنگ روسهای بلشویک آزاد و استقلال خود را به دست آورد، مرا از خاک در آورده و جسدم را در به وطن رسانید و دوباره در بخارای شریف به خاک سپارید . "
سید اعظم بخارایی ، سخنگوی خاندان امیر بخارا و رئیس بنیادی به نام " امیر عالم خان : که تقریباً در چند ماه گذشته در کابل پایتخت افغانستان سازمان یافت می گوید : علارغم گذشت ۱۷ سال از استقلال ازبکستان و تاجیکستان ، سرزمین های تاریخی بخارای شریف هیچ کوششی از سوی حکومت های این کشور ها جهت بازگردانیدن مرقد امیر عالم خان و بازماندگانش به وطن انجام نیافته است .
سید امیر عالم خان " آخرین امیربخارا در ۵ آوریل سال ۱۹۲۱ سرزمین بخارا را ترک کرد و وارد خاک افغانستان گردید . از او روایات زیادی نقل می شود از آن میان به یک مورد آن اشاره می شود :
" زمانی که امیر بخارا به خاک افغانستان وارد شد مردم به پیشواز او آمده و با دسته گل از او استقبال کردند و حتی اقدام به قرائت شعری در وصف او کردند اما امیر نگذاشت تا شعر آنها به آخر رسد و گفت : اکنون من نه امیر بلکه همچون گدا به درگاه شما آمده ام . در وصف من شعر نخوانید .
اما عالم خان ۲۳ سال دیگر در افغانستان به سر برد و تا آخرین لحظات حیات اش فکر بازگشت به بخارا را از سر دور نکرد . یکی از پشتیبانان اصلی حرکت آزادیخواهی و به تعبیر زمان شوروی " باسمه چی گری " آسیای مرکزی بود اما بعد از حاصل شدن توافق میان اتحاد شوروی و افغانستان " شاه امان الله خان " فعالیت های امیر را تحت نظارت شدید خود قرار داد و او را به حبس خانگی انداخت . بعد از شکست امان الله خان از سوی " حبیب الله خان غازی " معروف به " بچه سقا ؟؟«امیرحبیب الله کلکانی» در افغانستان راه به سوی مبارزات امیر عالم خان باز شد . اما این موفقیت دیری نپائید و بعد از ۹ ماه دولت داری «بچه سقا »؟؟امیرحبیب الله کلکانی را " نادر شاه " شکست داد و امیر عالم خان باز درگیر حبس خانگی شد .
سید اعظم بخارایی نبیره امیر عالم خان می گوید : دولت جماهیر شوروی با نادر شاه بر سر سرنوشت امیر عالم خان به توافق جدید رسیدند . شوروی برای بود و باش امیر عالم خان و امیر خانواده اش متعهد شد سالانه مبلغ ۵۰۰ هزار روبل پرداخت کند ، اما نبیره امیر می گوید از این مبلغ تنها ۷۰ هزار روبل به امیر عالم خان می رسید .
با آن که فعالیت امیر از سوی حکومت افغانستان تحت نظارت شدید قرار گرفته بود ، باقی فراریان بخارا در کابل سازمان سیاسی را تحت عنوان " نهضت مهاجران بخارا " تشکیل دادند که هدف ایشان بازگشت به وطن بود . این نهضت به هنگام جنگ جهانی دوم با آلمان هیتلری تماس برقرار کرد و توانست ارتش ۱۵ هزار نفری را در شمال افغانستان تدارک ببیند ، اما حکومت افغانستان به باز شدن جبهه نو علیه دولت شوروی مانع گشت .
بعد از به استقلال رسیدن ازبکستان در سال ۱۹۹۲ " اسلام کریم اف " رئیس جمهور این کشور ، برای دو بار فرزندان امیر عالم خان را به خاک ازبکستان و در شهر تاشکند دعوت کرد . بار اول ولیعهد امیر عالم خان " سید عمر خان " را از امریکا و برای بار دوم " سید ابراهیم خان " و " سید منصور خان " را از ترکیه دعوت کرد و با آنها شخصاً گفتگو کرد .
سید اعظم بخارایی می گیود : موضوع اصلی این گفتگو ها انتقال مرقد امیر از کابل به بخارا بود . وی افزود اما به دلایل سیاسی نامعلوم ، این موضوع تا این زمان راه حل خود را نیافته است .
" من در دست مکتوبی را دارم که جناب کریم اف از آنها دعوت کرده است . آنها را در تاشکند هر دفعه پذیرایی و بعد روانه می کرده است . چرا خواستند و چرا مسئله انتقال جسد پدر بزرگم صورت نگرفته است را من نفهمیدم .سلاله منغیتیان ۱۷۳ سال در بخارا حکم راندند و بنابر این این یک گفتگوی ساده نیست بلکه تاریخ یک سرزمین است ، تاریخ بخارا ."
این در حالی است که دولت بخارا در نگرش سیاسی امروز وجود ندارد و حدود آن در گذشته حد فاصل میان تاجیکستان و ازبکستان کنونی است
سخنگوی خاندان امیر عالم خان می گوید : در صورت ناکامی مذاکرات با تاشکند ، خاندان اش انتقال مرقد امیر به مرز های تاجیکستان را یک دلیل منطقی می دانند . وی افزود مادر امیر از منطقه فیض آباد تاجیکستان است و مهمترین دلیل برای حضور امیر عالم خان در بخارا می باشد .
این نظرات و درخواست ها واکنشهایی را در میان کارشناسان و سیاستمدران تاجیک بوجود آورده است که خالی از ذکر نیست .
زمانی که این موضوع را به یکی از نفرات بالا مرتبه تاجیک مطرح کردیم گفت : تاجیکستان و حکومت امروزه این کشور با امیران منغیت رابطه ای ندارد ، از این خاطر انتقال مرقد امیر عالم خان به محدوده تاجیکستان غیر منطقی است .
"اسکندر اسد الله اف " کارشناس در امور سیاسی می گوید : امیر عالم خان یک شخصیت بدون تاثیر در تاریخ آسیای مرکزی است . او میگو ید
" او نتوانست در آسیای مرکزی مقاومت شدیدی را بوجود آورد . او نتوانست علیه روسها مردم را هدایت کند . او یک شخصیت خیلی بی استعداد بود . او و دیگر گذشتگانش " احمد دانش " را که به اصلاحات جدی دولت داری دعوت می کرد را نه فقط درک نکردند بلکه اصلاً عقل شان به هیچ اصلاحاتی نمی رسید . بی خردی عالم خان به زوال کشور های مستقل آسیای مرکزی انجامید . ثانیاً او منغیت است . کتاب احمد دانش را بخوانید که در باره بیداد و ظلم منغیت ها چه چیز هایی را گفته است . پس چرا ما این گونه انسان را در سرزمین خود جای دهیم .؟
در همین حال " تاوارالی ظیایف " کارشناس تاریخ می گوید : آن تفکر شوروی که شاهان و امیران افراد ظالمی بودند دلیل ناشناخته بودن جامعه ما است . چرا که آنها با نیک و بدشان واقعیت های تاریخی ما بودند که به ما و کشور و سرزمین ما تعلق دارد و این خود یک راه شناسایی هویت و تاریخ تاجیک در جهان است .
" امروز در پس عیب و نقص ، امیر شدن معنی ندارد . امیر عالم خان منغیت همان قدر برای در بخارا کرد که دولت تاجیکان در برابر ارتش سرخ شوروی کرد ، ایستادگی کردن در برابر ارتش سرخ خارج از توان او بود . در بخارا هیچ انقلابی نشده است . این تبادلات نظامی از طرف روسیه بلشویکی بود . اگر ما خود و گذشته خود را احترام کنیم ، ما نه فقط جسد امیر عالم خان را باید به تاجیکستان بیاوریم بلکه در پیش آنهایی که به نام باسمه چی محکوم شده اند باید توبه کنیم ."
محمد جان شکوری دانشمند و محقق تاجیک معتقد است که :انتقال مرقد امیر عالم خان به تاجیکستان باید صورت گیرد به صورت دیگر کشور های جهان این کار را کرده اند با این هدف که شهروندانشان غریب خاک نباشند .
" بهتر است امیر را ابتدا به بخارا ببرند . در آنجا آرامگاه مخصوص خانوادگی آنها قرار دارد و او در کنار پدر و جد اش آرام می گیرد . اگر تصویر امیر را ببینید بهتر متوجه می شوید که او یک تاجیک است و چهره مغولی ندارد . یعنی خون تاجیکی در رگهای او جاری است . کتب و فرامین اش به زبان تاجیکی نوشته شده است . اگر جسد او را به تاجیکستان هم بیاورند حق دارند . انتخاب جا به دست فرزندانش است . اما سوال این جا است که آیا دولت تاجیکستان به انجام چنین کاری رضایت می دهد ؟.
عبدالله رهنما " کارشناس امور سیاسی در پاسخ به این سوال آقای شکوری گفت : از نگاه تاریخی و فرهنگی به تاجیکستان انتقل دادن این جسد کاری درست و اجرای عدالت تاریخی است ولی وی افزود : اما از نگاه واقعیت های سیاسی و روابط دیپلماتی این کار به معنای زنده کردن دعوا و نزاع بر سر بخارا به عنوان مرکز تاریخی و فرهنگی تاجیکان در اسیای مرکزی را می دهد .
" وقتی که عده ای نسبت به امیر بخارا صورت صاحب را پیدا می کنند ، این مسئله در جای خود نوعی اشاره به مسئله مرزی هم دارد . از این خاطر حکومت ازبکستان به این مسئله پیش از همه مسائل ناراضی خواهد شد . یعنی آوردن جسد امیر عالم خان به تاجیکستان یک نوعی مسئله با تاجیکان و تعلق بخارا را به آنان دوباره زنده می کند و در نتیجه دفن جسد بعد سیاسی به خود می گیرد و حتماً ازبکستان با این مسئله مخالفت می کند . از این رو ازبکستان که بعضی اهرم های فشار اقتصادی را بر تاجیکستان را در دست دارد ، می تواند آنها را استفاده کند و در حال حاضر این مسئله از بعد سیاسی نه تنها به نفع تاجیکستان نیست بلکه به ضرر این کشور تمام می شود ."
" مولوی محمد علی " یکی از روحانیون سرشناس تاجیک بر این باور است که : خود انتقال جسد از یک جا به جای دیگر خلاف شریعت اسلام است ، زیرا طبق اصول اسلامی همه جا زمین خدا است ."
" این مسئله در حال حاضر شاید یک مسئله ملی و نژادی باشد . اما ما تکیه به اسلام می کنیم که بیرون آوردن جسد را از قبر محکوم می کنیم . سید اعظم بخارایی سخنگوی خاندان امیر می گوید : امیر را مردم بخارا نرانده اند که دیگر در این سرزمین جا نداشته باشد بلکه تجاوز گران خاک بخارا او را از موطن اش راندند از این خاطر اجرای وصیت او دلیل پیروزی اش بر تجاوزگران بخارا است .
" این وصیت بابایمان است . چون وصیت است ما دیگر چاره ای نداریم ، این آخرین وصیت به زبان خودشان و به قلم خوشان نوشته شده است . آخرین ارزویشان است که در آخرین روز های حیات خود به تکرار می گفتند : من می روم ، من باید به خاک خود بروم . هدف ما بازگشت و برقرار کردن حکومت نیست . ما در افغانستان همه چیز داریم . اما موضوع وطن یک چیز دیگر است . ما نمی توانیم بگوئیم که از بخارا نیستیم . ما بخارایی بودیم ، هستیم ،و خواهیم بود .
این سخنگو می گوید: در صورت رضایت حکومت های ازبکستان و تاجیکستان بازماندگان امیر بخارا نیز اماده اند به وطن برگردند . وی افزود اما آنها با هدف بازگشت و برقراری مجدد حکومت را ندارند و طبق وصیت بابایشان آماده اند سرمایه امیر عالم خان را که در حال حاضر در بانگ های جهانی نگهداری می شود تنها صرف آبادی سرزمین بخارا کنند به تائید این سخنگو تنها در بانگ ملی روسیه حدود ۳۰۰ میلیون دلار امیر نگهداری می شود و همچنین مبالغی دیگر که در بانگهای ترکیه و اروپا قرار دارد . وی افزود علارغم کوشش های دولت ازبکستان در دست یابی به ثروت امیر عالم خان این کشور موفق در استرداد این ثروت نبوده است زیرا تنها ولیعهد امیر عالم خان حق بهره برداری از این سرمایه هنگفت را دارد

یک زمانی بد فهمی ها آزارم میداد
ناراحت می شدم از سوتفاهم ها ، کج فهمی ها ، قضاوت ها .
همه اش می ترسیدم آدم ها بد قضاوتم کنند
وقت زیادی صرف می کردم برای توضیح دادن خودم
حالا اما ...
موضعم سکوته ...
دیگر ...
نه انرژی توضیح دادن دارم...
نه حوصله اش را ...
دیر فهمیدم که مسئول طرز فکر دیگران نیستم ...
بگذار هر که هر چه دلش خواست بگوید و برداشت کند ...
     
#353 | Posted: 18 May 2015 02:27
نخستین روزنامه به زبان فارسی بود در آسیای میانه




روزنامه بخارای شریف نخستین روزنامه به زبان فارسی بود که در آسیای میانه منتشر شد. انتشار این روزنامه در ۱۱ مارس ۱۹۱۲ در بخارا آغاز شد. بعد از تجزیه شوروی و استقلال جمهوری تاجیکستان، سالروز تأسیس این روزنامه به عنوان روز مطبوعات تاجیکستان اعلام شده‌است.

  • منابع: جهاد ملت بخارا و حوادث لقي در شمال هندوكش از مرحوم جمشيد شعله چاه آبي تخاری.


یک زمانی بد فهمی ها آزارم میداد
ناراحت می شدم از سوتفاهم ها ، کج فهمی ها ، قضاوت ها .
همه اش می ترسیدم آدم ها بد قضاوتم کنند
وقت زیادی صرف می کردم برای توضیح دادن خودم
حالا اما ...
موضعم سکوته ...
دیگر ...
نه انرژی توضیح دادن دارم...
نه حوصله اش را ...
دیر فهمیدم که مسئول طرز فکر دیگران نیستم ...
بگذار هر که هر چه دلش خواست بگوید و برداشت کند ...
     
#354 | Posted: 18 May 2015 02:47
احمدشاه ابدالی و تاجیکان





" درحاکمیت احمد خان ابدالی بر بخشی از خراسان باختری یا افغانستان کنونی، سنت استبداد و انحصار قدرت به قیمت نابودی مردم و مزدوری به بیگانگان، به یک روش پذیرفته شده و لایتغییر زمامداران تبدیل گردیده بود که هر یک بعد از دیگری که می آمدند، صرف نظر از وابستگی های ایدیالوژیکی شان، در ماهیت استبدادی، انحصاری و خوش خدمتی به قدرت های خارجی، مثل هم بوده اند.چنانچه در حملات ویرانگرانه احمد خان ابدالی، بجانب کابل و شمال خراسان باختری انهدام بیشتر شهرها و محلهای سکونت تاجیکان از یکطرف، قتل عام و به اسارت بردن تاجیکان از جانب دیگر در تمام نقاط خراسان باختری قابل تأمل و بحث میباشد. این تعدی وستمهای دوامدار بر تاجیکان باعث شد تا تاجیکان دیگر نتوانند در عرصه سیاسی قد راست کنند و متحد شوند. کتله های پراگنده تاجیکان، در جزایر دور از هم دیگرمحکوم به تبعید گردیدند. در همچو شرایط آنچه انجام داده میتوانستند این بود که دانش، بهره علمی و ادبی خودرا در خدمت دربارها قرار دهند و از این راه صاحب شغلهای مناسب گردند. احمدخان درانی ملتانی به تصرف املاک تاجیکان در جنوب و غرب و مرکز افغانستان بسنده نکرد. او یرغلهای قبیلوی را به مرکز و شمال افغانستان وسعت داد. او زمینهای زراعتی و با غات تاجیکان را درکاپیسا، گلبهار و کوهستان تصاحب وبه سپاهیان قومی خود داد. او دسته دیگری از لشکر قومی خود را به بلخ و بدخشان فرستاد و زمین های زراعتی مردم بومی بلخ را مصادره و به سران سپاه پشتون تبار خود بخشید و با کوچانیدن اقوام بومی بلخ و حومه آن برای اولین باردرتاریخ خراسان باختری، به تغییر ترکیب قومی و اجتماعی در شمال کشور مبادرت ورزید...."

  • (برشی از مقاله استاد رسول رهین زیر نام "تاجیکان در گذرگاه تاریخ: تاجیکان خراسان باختری یا افغانستان کنونی")


یک زمانی بد فهمی ها آزارم میداد
ناراحت می شدم از سوتفاهم ها ، کج فهمی ها ، قضاوت ها .
همه اش می ترسیدم آدم ها بد قضاوتم کنند
وقت زیادی صرف می کردم برای توضیح دادن خودم
حالا اما ...
موضعم سکوته ...
دیگر ...
نه انرژی توضیح دادن دارم...
نه حوصله اش را ...
دیر فهمیدم که مسئول طرز فکر دیگران نیستم ...
بگذار هر که هر چه دلش خواست بگوید و برداشت کند ...
     
#355 | Posted: 16 Aug 2015 17:42 | Edited By: sepanta_7
بلور بنفش؛ مراسم 'سرود سال' تاجيكستان





  • بهزاد بلور در اولین قسمت از سری جدید برنامه بلور بنفش بی‌بی‌سی فارسی به سراغ خوانندگان روز تاجیکستان رفته است و از مراسم انتخاب 'سرود سال' در کاخ باربد شهر دوشنبه گزارش می‌دهد.


یک زمانی بد فهمی ها آزارم میداد
ناراحت می شدم از سوتفاهم ها ، کج فهمی ها ، قضاوت ها .
همه اش می ترسیدم آدم ها بد قضاوتم کنند
وقت زیادی صرف می کردم برای توضیح دادن خودم
حالا اما ...
موضعم سکوته ...
دیگر ...
نه انرژی توضیح دادن دارم...
نه حوصله اش را ...
دیر فهمیدم که مسئول طرز فکر دیگران نیستم ...
بگذار هر که هر چه دلش خواست بگوید و برداشت کند ...
     
#356 | Posted: 16 Aug 2015 17:44 | Edited By: sepanta_7
بلور بنفش؛ تاجيكستان - قسمت دوم





  • در دومین قسمت از مجموعه بلور بنفش در تاجیکستان بهزاد بلور بخش‌هایی از شهر دوشنبه را معرفی و درمورد پیوندهای تاریخی ایران و تاجیکستان با کارشناسان گفتگو می کند. این برنامه شامل چند اجرای موسیقی از خوانندگان و نوازندگان تاجیک از جمله گروه شمس است.


یک زمانی بد فهمی ها آزارم میداد
ناراحت می شدم از سوتفاهم ها ، کج فهمی ها ، قضاوت ها .
همه اش می ترسیدم آدم ها بد قضاوتم کنند
وقت زیادی صرف می کردم برای توضیح دادن خودم
حالا اما ...
موضعم سکوته ...
دیگر ...
نه انرژی توضیح دادن دارم...
نه حوصله اش را ...
دیر فهمیدم که مسئول طرز فکر دیگران نیستم ...
بگذار هر که هر چه دلش خواست بگوید و برداشت کند ...
     
#357 | Posted: 16 Aug 2015 17:47
بلور بنفش؛ تاجیکستان قسمت سوم





  • در سومین قسمت از مجموعه بلور بنفش در تاجیکستان بهزاد بلور از مبارک‌شاه، هنرمند معروف تاجیک که ترانه‌هایش را خواننده‌های ایرانی خوانده‌اند، یاد می‌کند. این برنامه شامل چند اجرای موسیقی از خوانندگان و نوازندگان تاجیک از جمله گروه مهرنگار نیز هست.


یک زمانی بد فهمی ها آزارم میداد
ناراحت می شدم از سوتفاهم ها ، کج فهمی ها ، قضاوت ها .
همه اش می ترسیدم آدم ها بد قضاوتم کنند
وقت زیادی صرف می کردم برای توضیح دادن خودم
حالا اما ...
موضعم سکوته ...
دیگر ...
نه انرژی توضیح دادن دارم...
نه حوصله اش را ...
دیر فهمیدم که مسئول طرز فکر دیگران نیستم ...
بگذار هر که هر چه دلش خواست بگوید و برداشت کند ...
     
#358 | Posted: 16 Aug 2015 17:51
بلور بنفش؛ تاجیکستان قسمت چهارم





  • در چهارمین قسمت از مجموعه بلور بنفش در تاجیکستان بهزاد بلور راز آهنگ کمر باریک را افشا می‌کند.


یک زمانی بد فهمی ها آزارم میداد
ناراحت می شدم از سوتفاهم ها ، کج فهمی ها ، قضاوت ها .
همه اش می ترسیدم آدم ها بد قضاوتم کنند
وقت زیادی صرف می کردم برای توضیح دادن خودم
حالا اما ...
موضعم سکوته ...
دیگر ...
نه انرژی توضیح دادن دارم...
نه حوصله اش را ...
دیر فهمیدم که مسئول طرز فکر دیگران نیستم ...
بگذار هر که هر چه دلش خواست بگوید و برداشت کند ...
     
#359 | Posted: 16 Aug 2015 17:52
بلور بنفش: تاجيكستان - قسمت پنجم






یک زمانی بد فهمی ها آزارم میداد
ناراحت می شدم از سوتفاهم ها ، کج فهمی ها ، قضاوت ها .
همه اش می ترسیدم آدم ها بد قضاوتم کنند
وقت زیادی صرف می کردم برای توضیح دادن خودم
حالا اما ...
موضعم سکوته ...
دیگر ...
نه انرژی توضیح دادن دارم...
نه حوصله اش را ...
دیر فهمیدم که مسئول طرز فکر دیگران نیستم ...
بگذار هر که هر چه دلش خواست بگوید و برداشت کند ...
     
#360 | Posted: 16 Aug 2015 17:54
بلور بنفش؛ تاجيكستان - قسمت ششم







یک زمانی بد فهمی ها آزارم میداد
ناراحت می شدم از سوتفاهم ها ، کج فهمی ها ، قضاوت ها .
همه اش می ترسیدم آدم ها بد قضاوتم کنند
وقت زیادی صرف می کردم برای توضیح دادن خودم
حالا اما ...
موضعم سکوته ...
دیگر ...
نه انرژی توضیح دادن دارم...
نه حوصله اش را ...
دیر فهمیدم که مسئول طرز فکر دیگران نیستم ...
بگذار هر که هر چه دلش خواست بگوید و برداشت کند ...
     
صفحه  صفحه 36 از 37:  « پیشین  1  ...  34  35  36  37  پسین » 
پارسی زبانان غیر ایرانی انجمن لوتی / پارسی زبانان غیر ایرانی / تاجیکستان بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2017 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites