تالار تخصصی سینما و موسیقی

Iranian Cinema News | اخبار سینمای ایران


صفحه  صفحه 15 از 57:  « پیشین  1  ...  14  15  16  ...  56  57  پسین »
 مرد
#141   Posted: 29 Aug 2012 07:14
تمام اکران های میلیاردی ایران
«کلاه قرمزی و بچه ننه» با گذشت 13 روز از اکران توانست یک میلیارد و 60 میلیون تومان در تهران به دست آورد.

در چهار سال اخیر، 12 فیلم سینمای ایران توانستند در تهران از مرز یک میلیارد تومان عبور کنند. این فیلم‌ها در دسته‌بندی فیلم‌های پر فروش 10 سال اخیر سینمای ایران نیز جا می‌گیرند.

سال 88 دو فیلم «اخراجی‌ها 2» و «درباره الی» هر کدام توانستند به مرز یک میلیارد تومان فروش در تهران برسند. البته این یک میلیاردی شدن برای «اخراجی‌های 2» در 9 روز اتفاق افتاد و «درباره الی» نیز در مدت 45 روز به فروش یک میلیاردی در تهران رسید.

«ملک سلیمان» که سال 89 روی پرده سینماها رفت توانست بعد از گذشت 42 روز به جمع میلیاردی‌ها بپیوندد. چهار فیلم «اخراجی‌ها 3»، «جدایی نادر از سیمین»، «سعادت آباد» و «شیش و بش» نیز از میلیاردی‌های سال 90 در تهران هستند.

جدول زیر نشان می‌دهد فیلم‌های پرفروش سینمای ایران در چهار سال اخیر در چه مدت زمانی توانستند وارد باشگاه میلیاردی‌ها شوند. در این جدول «اخراجی‌های 2» با 9 روز نمایش و در کوتاه‌ترین زمان از مرز یک میلیارد تومان گذشت. رتبه دوم این جدول به «کلاه قرمزی و بچه ننه» با 13 روز نمایش اختصاص دارد.

«سعادت‌آباد» مازیار میری نیز با 60 روز نمایش، بیشترین زمان را برای میلیاردی شدن گذرانده است.


 
     
  
 مرد
#142   Posted: 29 Aug 2012 08:02
سوپراستار واقعی سینمای ایران کیست؟



در حالی که کسادی اوضاع اکران در سال جدید با فروش فوق العاده «کلاه قرمزی و بچه ننه» تا حدودی جبران شده پرسشی که به ذهن بسیاری از مخاطبان می رسد این است که چگونه است ایرج طهماسب و حمید جبلی هرگاه که کنار هم قرار می گیرند این توانایی را دارند که مخاطبان را به وجد آورند اما سوپراستارهای سینمایی ایران که برای یک گفتگوی ۵۰۰ کلمه ای با رسانه ها مدتها آنها را در تعلیق نگه می دارند هنوز این قدر توانایی ندارند که به واسطه نام خود هم که شده مخاطب به سینما بکشانند مگر جز این است که استار به کسی می گویند که آن قدر توانایی داشته باشد که تنها به واسطه نامش مخاطب را به سینما بیاورد؟

پس چرا آخرین اثر اکران شده یکی از استارهای سینمای ایران یعنی بهرام رادان با عنوان «راه آبی ابریشم» حتی نمی تواند یک سوم هزینه های تولید خود را درآورد؟ یا اثری مثل «نارنجی پوش» که از حضور ستاره ای دیگر به نام حامد بهداد که عاشق در کانون توجه قرار گرفتن است، بهره می برد، به لطف حمایتهای همه جانبه شهرداری به زحمت فروشی بالغ بر یک میلیارد را به دست می آورد؟ از اوضاع فروش آخرین فیلم بزرگترین سوپراستار این مملکت محمدرضا گلزار یعنی «شش نفر زیر باران» هم که همه آگاهی داریم! امین حیایی هم آخرین بار با اثر به شدت ضعیف «قفس طلایی» به سینماها آمد که آن هم شکست تجاری سنگینی خورد.

اوضاع استارهای زن سینمای ایران هم بهتر از این نیست. سرکار خانم نیکی کریمی استار دهه های هفتاد و هشتاد سینمای ما هم که تقریبا بازیگری را کنار گذاشته و به سراغ کارگردانی رفته آن هم ساخت مستند فوتبالی برای شبکه نمایش خانگی! هدیه تهرانی هم که زمانی ابرستاره زن سینمای ایران بود، آخرین بار با «هفت دقیقه تا پاییز» مهمان مخاطبانش بود که آن فیلم هم علیرغم ارزشهای محتوایی، حداقل به لحاظ فروش، اثر موفقی نبود. مهناز افشار هم که مدتها به واسطه شباهتش با گوگوش، آثارش از سوی مخاطبان عام رصد می شد آخرین باری که ارتباط رودررو با مخاطب داشت در درام اجتماعی «سعادت آباد» بود که آن هم فیلمی نبود که بتوان فروش نسبتا معقولش را به وجه ستاره پسندش نسبت داد.

درباره ستاره های دهه های قبل که حرفی برای گفتن باقی نمی ماند؛ از محمدرضا فروتن و فریبرز عرب نیا و ابوالفضل پورعرب گرفته تا جمشید هاشم پور و فرامرز قریبیان مدتهاست که تمام آنها شمایل ستاره وار خود را خواسته یا ناخواسته از دست داده اند. جالب اینجاست که کارگردانان کاربلد ما هم وقتی می خواهند یک اثر درجه یک بسازند به جای رفتن به سراغ چنین ستاره هایی به سراغ چهره های تئاتری می روند و این یعنی آن که ستاره های سینمای ایران فقط روی کاغذ ستاره هستند و در سینما، شمایلی از ستارگی برایشان نمانده.

ستاره های واقعی این روزهای سینمای ایران ایرج طهماسب و حمید جبلی هستند که با کنار هم قرار دادن یک سری عروسک گردان و صداپیشه مستعد و البته بودجه ای متوسط فیلمی می سازند مثل «کلاه قرمزی و بچه ننه» که شوخیهایش نه در دهه شصت که در دوران معاصر می گذرد. فیلمی که این قابلیت را دارد که حتی عبوث ترین مخاطبان سینما را هم به خود جلب کرده و از کودک هفت ساله تا پیرمرد هفتاد ساله را برای لحظاتی هم که شده از فانتزی سینما بهره مند کند.


سه نسل
 
     
  
 مرد
#143   Posted: 3 Sep 2012 17:21
وقتی «ستایش» برای حضور در جشنواره تئاتر شهروند سقز روزانه 1.5 میلیون طلب می‌کند!



در سطح شهر سقز در کنار بنرهای جشنواره که بر روی آن‌ها تصاویر هیئت داوران نام آشنای تئاتر ایران نصب شده بود، تصویر یک بازیگر به نام «نرگس محمدی» - بازیگر سریال ستایش - به عنوان میهمان ویژه جای گرفته بود. ارتباط معنایی حضور این بازیگر تلویزیونی با جشنواره سراسری تئاتر مشخص نیست اما نکته قابل توجه این است که پس از آنکه این بازیگر تلویزیونی بنا به هر دلیلی نتوانست در جشنواره شهروند سقز حضور پیدا کند، در اولین شماره بولتن جشنواره در بخش حاشیه، مطلبی منتشر شد که گویا «نرگس محمدی» برای هر روز حضور در این جشنواره درخواست دستمزد یا هدیه‌ای 1.5 میلیون تومانی کرده بود. با توجه برگزاری چهار روزه جشنواره، اگر این بازیگر در جشنواره حضور پیدا می‌کرد، مبلغی بالغ بر 6 میلیون تومان دریافت می‌کرد. این مبلغ برابر سقف دستمزد اجرای عمومی چهار نمایش خیابانی در شهرستان‌ها و دو نمایش خیابانی در تهران است.
 
     
  ویرایش شده توسط: christopher  
 مرد
#144   Posted: 4 Sep 2012 14:52
"كلاه قرمزي" به مرز 3 ميليارد رسید

فيلم سينمايي "كلاه قرمزي و بچه ننه" به كارگرداني ايرج طهماسب به فروش 2 ميليارد و 700 ميليون تومان رسيد.

فيلم‌هاي سينمايي در حال اكران فروش فوق‌العاده‌اي را سپري مي‌كند و در اين ميان فروش فيلم سينمايي "كلاه قرمزي و بچه ننه" در صدر جدول اكران فيلم‌ها قرار گرفته است.



"كلاه قرمزي و بچه ننه" به كارگرداني ايرج طهماسب و تهيه‌كنندگي "حميد مدرسي" توانست پس از 17 روز نمايش و همچنين داشتن 30 سالن سينمايي به فروش يك ميليارد و هشتصد ميليون تومان در تهران دست يابد و در شهرستان‌ها هم به فروش 900 ميليون توماني برسد.



فيلم سينمايي "بي‌خداحافظي" به كارگرداني احمد اميني و تهيه‌كنندگي محمد نشاط پس از 17 روز نمايش و همچنين داشتن 20 سالن سينما به فروختن 190 ميليون تومان برسد.



همچنين فيلم سينمايي "ضد گلوله" به كارگرداني مصطفي كيايي و تهيه‌كنندگي "رضا رخشان" پس از 17 روز نمايش با در اختيار داشتن 20 سالن سينما روز گذشته 26 ميليون تومان فروش توانسته مجموع فروش خود را به 260 ميليون تومان برساند.



فيلم سينمايي "خوابم مي‌آد" به كارگرداني "رضا عطاران" و تهيه‌كنندگي"محمدرضا تخت كشيان" و "جواد فرحاني" پس از 55 روز نمايش با 5 سالن سينمايي روز گذشته با شش ميليون و پانصد هزار تومان فروش خود را به يك ميليارد و نهصد و هشتاد هزارتومان رساند و همچنان به فروش خود ادامه مي‌دهد.
 
     
  
 مرد
#145   Posted: 7 Sep 2012 05:55
بروید حالتان را بکنید ولی اسراف نکنید



لیلا حاتمی در صفحه گوگل پلاس خود ضمن درج کاریکاتوری از شخصیت رضا در فیلم مارمولک با بازی پرویز پرستویی و کارگردانی کمال تبریزی٬ نقل می کند:
رضا مارمولک (پرویز پرستویی) : من به عنوان نماینده تام الاختیار خداوند در این محله و تمام محله ها، به شما می گویم که بروید حالتان را بکنید ولی اسراف نکنید.

و گزیده ای از دیالوگ های بیادماندنی فیلم مارمولک:

• «سلام عرض می‌کنم خدمت حضار محترم, بالاخص دوستان عزیز خلافکار»

• «بزمجه! خریت خودتو گردن خدا ننداز؛ببین منو ، آدمی خوب ، آدم خود به خود علاقه داره به کار خلاف ، دست خودشم نیست ، خود خدا هم اونقدرا که میگن سخت گیر نیست ، بابا اگه خودشم از بیخ با این قضایا (ارتباط دختر و پسر) مخالف بود ، آلت جرم به من و تو نمی داد ، برو زندگیتو بکن عزیز برادر ... من به عنوان نماینده تام الاختیار خدا در این محله و تمامی محله ها به شما میگم خدا شما رو بخشید ، خلاص ، برو حالتو بکن اما مواظب باش اسراف نکنی»

• «خدا end e مرام، end e معرفت، end e مردانگی است. خدا فقط خدای آدمای خوب نیست، خدای آدمای بد هم هست.»
«اگر آدمها مرام داشته باشند هیچ‌وقت دزدی نمی‌کنند ولی متأسفانه بعضاً آدمها تک‌خوری می‌کنند و این بدِ روزگار است.»

• «آقا جان بهشت که زورکی نمی‌شه! آنقدر فشار می‌دین که از آن ور جهنم می‌زنه بیرون ...»

• «خداوند به ما خدمت بدهد به شما توفیق کنیم!»
 
     
  
 زن
#146   Posted: 16 Sep 2012 10:38
فلم جدید گلزار و الناز شاکر دوست ۲۴۰ میلیونی شد



فیلم سینمایی «تو و من» به کارگردانی محمد بانکی طی 9 روز نمایش در سینماهای تهران و شهرستان‌ها 240 میلیون تومان فروخته است.
بر اساس اعلام پخش‌کننده فیلم، این فیلم در سینماهای تهران با در اختیار داشتن 23 سالن تا کنون 175 میلیون تومان فروخته است.
همچنین این فیلم با در اختیار داشتن 10 سالن در سینماهای شهرستان‌ها 65 میلیون تومان فروخته است.
در این فیلم محمدرضا گلزار، الناز شاکردوست، بهنوش بختیاری، سحر قریشی، شیرین بینا و اشکان بانکی ایفای نقش می‌کنند.
فیلمنامه این فیلم را رضا بانکی نوشته است و داستان آن در یک شرکت اتفاق می‌افتد.

«دو خواهر» ساخته پیشین این کارگردان است.
دلم می خواست زمان را به عقب باز می گرداندم…
نه برای اینکه آنهایی که رفتند را باز گردانم…
برای اینکه نگذارم آنها بیایند…!
 
     
  
 زن
#147   Posted: 16 Sep 2012 10:48
محمدرضا فروتن، الناز شاکردوست، بهنوش بختیاری، سحر ولدبیگی، نیما فلاح‌،سیروان خسروی و ... پشت فرمان



فیلم مسابقه «رالی ایرانی» با حضور محمدرضا فروتن و الناز شاکردوست و جمعی دیگر از بازیگران سینما و تلویزیون روز یکشنبه کلید می‌خورد. محمدرضا مصباح، مجری طرح «رالی ایرانی» گفت: «برای اولین بار در سینمای ایران و برای نمایش خانگی «رالی ایرانی» با حضور محمدرضا فروتن، الناز شاکردوست، بهنوش بختیاری، فرزاد حسنی، سحر ولدبیگی، نیما فلاح و سیروان خسروی ساخته می‌شود.»

مصباح افزود: «در این ژانر یک فیلمنامه کلی وجود دارد که فقط 50 درصد اطلاعات را به بازیگر منتقل می‌کند و مابقی آن دست کارگردان است و بازیگران در شرایط غیرقابل پیش‌بینی قرار می‌گیرند که فی‌البداهه با یکدیگر رقابت می‌کنند.»
وی ادامه داد: «در این فیلم ـ مسابقه که 50 درصد آن نمایشی است، سه گروه بازیگران انتخاب می‌شوند و مسابقه را در سه شبانه‌روز به اتمام می‌رسانند.»
پایان فیلم سه روز بعد دریک جنگل دور افتاده خواهد بود.

مجری طرح «رالی ایرانی» افزود: «گروه تولید و کارگردانی از هفته‌ها پیش از شروع فیلم ـ مسابقه، صحنه را آماده می‌کنند؛ چراکه فیلم همزمان و بدون توقف در طی سه شبانه روز توسط 10دوربین تصویربرداری می‌شود.»
وی در پایان گفت: «مجری مسابقه که فرزاد حسنی نقش آن را دارد و می‌توان او را داور این مسابقه نیز خواند، با تکنیک و ابزار خاص ارتباطی موقعیت همه بازیگران را در مسیرطولانی می‌بیند و توسط دوربین اصلی هر سه تیم را رصد می‌کند.»

تصویربرداری مسابقه - فیلم «رالی ایرانی» از یکشنبه 26 شهریور آغاز می‌شود.
دلم می خواست زمان را به عقب باز می گرداندم…
نه برای اینکه آنهایی که رفتند را باز گردانم…
برای اینکه نگذارم آنها بیایند…!
 
     
  
 مرد
#148   Posted: 17 Sep 2012 01:08
نسخه نمایش خانگی گشت ارشاد در حالی با بخش های جانبی زیاد و کیفیت بالا از صبح امروز در فروشگاههای سراسر کشور توزیع شده که تغییرات کوچکی نسبت به نسخه اکران در این نسخه دیده می شود.

به گزارش کافه سینما نام فیلم بر روی کاور و در عنوان بندی از " گشت ارشاد" به " گشت ارشاد ؟! " تغییر کرده. در واقع یک علامت سوال و تعجب برای جلوگیری از تفسیرهای احتمالی از نام فیلم به آن اضافه شده است.

تغییر دوم اضافه شدن دو بوق در فیلم به جای نامهای آمریکا و اسرائیل است. در این فیلم زنگ اس ام اس یکی از شخصیت ها در نسخه اکران، صدای شعار دسته جمعی "مرگ بر آمریکا" و "مرگ بر اسرائیل" بود که این سکانس ها شامل اصلاحیه شده و در دو سکانسی که زنگ این اس ام اس به صدا در می آید به جای نامهای آمریکا و اسرائیل بوق پخش می شود.

تغییر سوم حذف سکانسی است که یکی از شخصیت های فیلم با بازی سحر قریشی هنگام خروج از پارک با پوشیدن چادر نزد پدرش می رود.

مورد آخر دیالوگ جنجال برانگیز فیلم بود که بسیاری از اعتراضات به فیلم بر مببنای این دیالوگ بود. دیالوگی درباره قیمه و قمه از زبان شخصیت اصلی فیلم که دیالوگ حاوی این عبارت، چهارمین بخش حذف شده نسخه نمایش خانگی گشت ارشاد است.
لوتی هم نسلش عوض شده :-D
یه مدت نبودیم هم نسلای ما رفتن ی سری جدید اومدن :-D
 
     
  
 زن
#149   Posted: 17 Sep 2012 22:02
بازیگران سینمای ایران بجز بازیگری چه کاری انجام می دهند؟




سینمای ایران حساب و کتاب ندارد، اگر حساب و کتاب داشت که بازیگران پرکار سال نباید مشغول رشته‌های دیگر هنری از جمله نگارش کتاب و خوانندگی، تهیه‌کنندگی و برپایی نمایشگاه باشند! بر پرده نقره‌ای سینما حاضر می‌شوند، سال‌هاست با خنده‌هایشان خندیدیم و با گریه‌هایشان اندوهگین شدیم، آن‌ها به شخصیت‌ها جان می‌بخشند و با اعجاز این هنر جادویی مخاطب را به سالن تاریک سینما می‌کشانند و با خود همراه می‌کنند. توانایی‌هایشان باعث می‌شود تماشاگر بر صندلی سینما رستگاری‌اش را بر پرده ببیند.
عده‌ای از بازیگران برای حضور در سینما مسیر پر پیچ و خمی را برای دیده شدن پشت سر می‌گذارند، مسیری که سهل و آسان نیست اما تعدادی نیز بدون هیچ ضابطه و قانونی وارد این سینما می‌شوند که اکثرا ماندگار نیستند.

* بازیگرانی که خواننده شدند

این‌ روزها خبرهای فراوانی از ورود بازیگران به عرصه‌های دیگر هنری و ادبی می‌شنویم. خبرهایی که اگر زمانی با آن مواجه می‌شدیم، برایمان تازگی داشت، ولی حالا این خبرها چندان ما را متعجب نمی‌کند. تعدادی از بازیگران مانند مهران مدیری، حامد بهداد، رضا رویگری، امین حیایی، برزو ارجمند، محمدرضا هدایتی، بهرام رادان، بهنوش بختیاری و... به خوانندگی روی آوردند، شاید یکی از دلایل آن علاوه بر جذابیت حضور در عرصه‌های دیگر هنری، به دلیل فیلمنامه‌های یکسان با موضوع‌های تکراری باشد که بازیگران از بازی در آن‌ها خسته شده و برای رهایی از این خستگی به دنبال حضور در عرصه‌های دیگر هنری هستند.

حضور بازیگران در عرصه ادبیات

بازیگرانی هم هستند که علاوه بر حضور پررنگ در عرصه سینما به ‌ادبیات و روزنامه‌نگاری روی آوردند. حضور چشم‌گیر بازیگران بیشتر در عرصه ادبیات و کتاب بوده است‌، اما شاید یکی دیگر از پررنگ‌ترین‌ِ این نقش‌ها ادبیات باشد ‌که برخی از منتقدین دلیل توجه به این مقوله از طرف بازیگران را سعی آن‌ها برای روشنفکر نشان دادن خود می‌دانند. در این میان «نیکی کریمی» و «ترانه علیدوستی» در عرصه ترجمه فعالیت کردند و کتاب‌هایشان به دلیل شهرت‌شان فروش خوبی داشت. «رضا کیانیان» علاوه بر نگارش کتاب «این مردم نازنین»، کتاب‌هایی هم درباره سینما نوشته است که کارهایی قابل تامل است.
بازیگری هم مثل «هدیه تهرانی» سراغ برپایی نمایشگاه عکس می‌رود که با حاشیه‌های مختلفی هم مواجه می‌شود.

بازیگرانی که پشت دوربین قرار گرفتند

اما در این میان تعدادی از بازیگران از فرصت‌ها استفاده کرده و برای خلق اثر در مقام کارگردان قرار می‌گیرند. تعدادی از آن‌ها برای حضور در پشت دوربین بدون اعلام از عرصه بازیگری خداحافظی می‌کنند، از این میان می‌توان به «ماهایا پطروسیان»‌، «پرند زاهدی»، «عطا سلمانیان»، «مجید مجیدی»، «احمد کاوری»، «حبیب‌الله بهمنی» و... اشاره کرد. عده‌ای از آن‌ها در عرصه فیلمسازی موفق عمل کردند و همان‌گونه که شاهد هستیم آثار درخور توجهی را خلق کردند اما برخی از آن‌ها شاید به این دلیل وارد عرصه کارگردانی می‌شوند که قصد دارند جهان را تغییر دهند، اما این جهان ساز و کار دیگری دارد. البته بازیگران زیادی از جمله رامبد جوان، مهران غفوریان، رضا عطاران، حامد کلاهداری، شاهد احمدلو، نیکی کریمی و ... هستند که علاوه بر کارگردانی، به بازیگری خود هم ادامه می‌‌دهند.
برخی از‌ بازیگران نقش‌های به یادماندنی زیادی را خلق کردند اما به دلیل جذابیت حضور در پشت دوربین حاضر نیستند دوباره جلوی دوربین قرار گیرند؛ این درحالی است که برای تعدادی از این افراد امکان ساخت دوباره فیلم در شرایط فعلی و با هزینه‌های گزاف تولید فراهم نیست و با شرایط فعلی تعدادی از آن‌ها تنها به ساخت فیلم کوتاه یا یک فیلم تلویزیونی بسنده‌ کرده‌‌اند.
سینمای ایران متاسفانه حساب و کتاب ندارد، اگر حساب و کتاب داشت که بازیگران پرکار سال نباید مشغول رشته‌های دیگر هنری از جمله نگارش کتاب و خوانندگی، تهیه‌کنندگی و برپایی نمایشگاه باشند! فیلم ساختن در این دوره نیازمند به هیچ دانش و تجربه‌ای نیست، این فاکتور گویا در دهه 60 و 70 منجمد شده است و به دهه بعدی راه نیافته است، در آن زمان به بعد مفهوم و کیفیت اهمیت بیشتری داده می‌شد.
در این سال‌ها دقت نظر کافی صورت نگرفته است. فیلم ساختن را فقط گرفتن فیلم می‌دانیم، زیرا سینما را سهل گرفته‌ایم و تنها فکر می‌کنیم باید یک خط قصه داشته باشیم یا فقط یک فکر یا ایده اصلی کافی است؛ بدین طریق فیلمی ساخته می‌شود. فیلمساز که عاشق سینما است، بی‌خبر از کاری که ساخته و مخاطبی که قرار است در سالن سینما حاضر شود، تنها به فکر عنوانش است، بدون توجه به تماشاگر تنها به وسوسه‌ و ذهنیات و دانسته‌هایش می‌پردازد.
با نگاه اجمالی به کارنامه بازیگرانی که در عرصه‌های دیگر هنری نیز فعالیت دارند، این نکته را در می‌یابیم اگر بازیگران با فکر و تجربه و پیدا کردن ریشه‌های هنری به جزء بازیگری، در وجود خود وارد عرصه جدید دیگری شوند امکان موفقیت دارند ولی در غیر این صورت نه تنها به خود بلکه به هنر لطمه وارد می‌کنند این امر باعث دلزدگی مخاطب می‌شود
دلم می خواست زمان را به عقب باز می گرداندم…
نه برای اینکه آنهایی که رفتند را باز گردانم…
برای اینکه نگذارم آنها بیایند…!
 
     
  
 مرد
#150   Posted: 18 Sep 2012 10:55
فهرست شگفت انگیز ممنوع التصویر ها!
این فهرست بلندبالا که در همه صفحه های این پرونده می بینید، اسامی آدم هایی است که خواسته و ناخواسته مدتی دیده نشدند، شنیده نشدند و کنج عزلت گزیدند! حالا که مدت ها از آن روزگار می گذرد، راحت تر می شود درباره آن همه شایعه نوشت و از دور بهشان نگاه انداخت. لازم نیست که اول هر چهره بنویسیم «شایعه»؟ خودتان با همین پیشوند همه بخش ها را بخوانید و یادتان هم باشد که این فهرست کامل نیست و چند چهره ای جا افتاده اند که خب «افتاده اند»!

محمود شهریاری

سرنوشت؛ بازمی گردد

این مجری خوش خنده و پرسپولیسی بعضی وقت ها کنترل زبان سرخش را از دست می دهد و طاقت مسوولان امر را طاق می نماید. شهریاری همیشه متهم به افراط در شادی هم بوده. او در دهه ۷۰ به قول خودش به علت دشمنی برنامه ریزی شده عده ای بدخواه، مدتی را دور از تلویزیون سپری کرد. این روزها هم او را درتلویزیون نمی بینییم.

داستان محرومیت

بار اول به دلیل انتشار فیلمی از حضور وی در مراسم عروسی برادرش مدتی از دیدن چهره خندان شهریاری محروم بودیم. در مورد بار چندم (!) اما گفته می شود سوال خارج از عرف شهریاری از امیر جعفری (در مورد اینکه همسر جعفری شبیه چه میوه ای است) باعث شده تا محمودخان مدتی را به مرخصی و استراحت بگذراند. هر چند خود شهریاری کم تجربگی مدیر فعلی شبکه پنج را علت این خانه نشینی می داند.


محمدرضا شهیدی فرد

سرنوشت؛ بازمی گردد

یک مجری – تهیه کننده آرام، منطقی و معقول که تحولی در برنامه های سیما به وجود آورد. از مردم ایران سلام و بخش های به شدت جذابش تا برنامه چالشی و گفت و گو محور پارک ملت. اما شهیدی فرد هم که نشان داده بود درعین بی حاشیه بودن و هوای همه را داشتن، آدم چندان دستورپذیری نیست، برنامه اش نیمه کاره ماندو با همه وعده و وعیدهای مدیران شبکه، از ادامه کار در تلویزیون باز ماند.

داستان محرومیت

می گویند مصاحبه پرحرارت وی با عماد افروغ و انتقادهای تند و تیز این نماینده سابق مجلس و جامعه شناس و تحلیلگر باعث شد تا پارک ملت به محاق توقف برود. البته از داخل تلویزیون خبر می رسد که او در جلسه مجریان با مدیران تلویزیون حرف هایی زده که به مذاق اساتید خوش نیامده و باید دوران تنبیه را بگذراند!


فرزاد حسنی

سرنوشت؛ نامعلوم

نام او یک جورهایی با حاشیه عجین شده. حسنی طی سال هایی که تبدیل به یک مجری ستاره و جذاب شد، همواره در حال قایم باشک بازی در عرصه صدا و سیما بوده! گاهی او را به رادیو تبعید و گاهی او را از هر دو رسانه دور می کنند و مدتی بعد بازمی گردانند. حسنی مجری توانایی است، هر چند کار کردن با او مانندن خوردن خربزه باشد!

داستان محرومیت

مصاحبه مشهورش در کوله پشتی، حکم مرخصی حسنی را امضا کرد. حسنی نوروز امسال دوباره به تلویزیون برگشت اما اخیرا خبرهای تایید نشده ولی موثقی مبنی بر ممنوع الصدا و سیما (!) بودن او شنیده می شود که حتی شامل برنامه نیمه شبانه «اینجا شب نیست» رادیو جوان هم شده. این بار هیچ توضیح منطقی ای به گوش نرسیده. البته اخیرا با تله تئاتر «پرواز بر فراز تیر برق» در شبکه چهار ظاهر شد.

علی اکبر حسینی

سرنوشت؛ فراموشی

روحانی نام آشنای دهه شصت و سال های ابتدایی دهه ۷۰ که با گفتارهای اخلاق محورش در برنامه محبوب اخلاق در خانواده حسابی مشهور شد، به مجلس چهارم هم راه پیدا کرد ولی بعد از بروز شایعه ها و اتفاقاتی، سال ها از صدا و سیما دور ماند. هرچند چند سال بعد، همچنان با عنوان نماینده مجلس به کار ادامه داد.

داستان محرومیت

کسی درست نمی داند و شاید از آن دست موضوعاتی است که خیلی نمی شود به آن پرداخت. درآن سال ها این شایعه رواج داشت که حسینی بعد از سفری به کشور آلمان و بروز حاشیه ها و مشکلاتی که حین سفر و حتی بعد از بازگشت به منزل برایش اتفاق افتاده، از حضور در تلویزیون دوری گزید.


احسان علیخانی

سرنوشت؛ نامعلوم

به نوعی رقیب فرزاد حسنی است در بودن و نبودن. علیخانی که با برنامه ماه عسل محبوب شده بود، تا به حال سه بار برنامه عزیزدردانه اش را به دیگران سپرده اند؛ بار اول به محسن افشانی (که دوباره برنامه را از نیمه تحویل گرفت)، بار دوم به حسن جوهرچی و امسال هم به علی ضیاء. او بعد از اجرای نوروزی اش در شبکه دو در تلویزیون – ناگهان – دیده نشده است و کار در مقام تهیه کننده هم تکذیب شد. در رمضان هم کلا روزه سکوت گرفت تا فضای ابهام باقی بماند.

داستان محرومیت

به صورت رسمی چیزی اعلام نشده و احتمالا نمی شود ولی بعید نیست که این محرومیت مبهم، بیشتر از مدل های قبلی طول بکشد اما منابع آگاه و غیررسمی سخنان تند و تیزش را علت غیبت وی می دانند؛ آن هم در شب سال تحویل! او به مردم پیشنهاد کرد مایحتاجشان را از کدام محله بخرند.

رضا رشیدپور

سرنوشت؛ فراموشی

مصداق بارز سفر از عرش به فرش. رشیدپور با سری برنامه های گفت و گو محورش با ستاره ها در شب های شبکه تهران به اوج شهرت رسید اما در اوج خداحافظی کرد و با توفیق زودهنگام برنامه مثلث شیشه ای دیگر در تلویزیون دیده نشد. رشیدپور بعد از تلویزیون به رادیو رفت، روزنامه نگاری کرد، مدتی در شبکه استانی اصفهان دیده شد، بعد سراغ شبکه ماهواره ای مجوزدار ایرانیان رفت و گاه گداری هم در سینما حضور دارد.

داستان محرومیت

رشیدپور در مثلث شیشه ای در سال ۱۳۸۹ فقط با تهمینه میلانی حرف زد و مسعود ده نمکی اما همین دو گفت و گو آنقدر حاشیه ساز بود که این برنامه تازه متولد شده در همان شب دوم فتیله اش پایین کشید شد و رشیدپور وارد فهرست پرونده ما شد. اینکه مصاحبه تندش علیه یکی از مسوولان تلویزیون باعث محرومیت شد، حقیقت ندارد.


آزاده نامداری

سرنوشت؛ نامعلوم

مجری محبوبی که از طریق برنامه خانواده (آیتم تازه ها) به شهرت رسید و به تدریج از برنامه خانواده اعلام استقلال کرد و به یکی از ستارگان سینما بدل شد. اما ستاره شدن همانا و خاموش شدن هم همان. نامداری که بدشانسی های سریالی اش حین اجراهای زنده تلویزیونی در فضای اینترنت از پربازدیدترین هاست، از عید تا به حال در تلویزیون دیده نشده است.

داستان محرومیت

شایعاتی وجود دارد مبنی بر اینکه او هم در کنار فرزاد حسنی و احسان علیخانی به یک دلیل نامعلوم، محروم شده اند. برنامه «جمع ما» چند ماه زودتر از موعد خداحافظی کرد! اما او غیر از اجرای برنامه تحویل سال شبکه دو (مهمترین برنامه سالانه هر شبکه)، با «خانومی که شما باشید» تا ۱۳ فروردین حضور داشت و بعد …

جواد یحیوی

سرنوشت؛ فراموشی

یحیوی هم روزگاری در شبکه پنج پادشاهی میکرد و در پی شهرت تلویزیونی به سینما و عرصه اجراهای خصوصی هم سرکی کشید اما همای بخیل سعادت خیلی زود شانه های او را هم ترک کرد تا یحیوی کمی غیرمتعارف تر و تندتر از سایر همکاران جوانترش از صدا و سیما رانده شود، آن هم با دستور مستقیم رئیس وقت سازمان.

داستان محرومیت

آنقدر در سایت ها و مجله ها و محافل نقل شده که دیگر کسی به شایعه بودنش یا تایید نشدنش اهمیتی نمی دهد! شاید متن کوتاه آقای رئیس وقت (نقل به مضمون) در مورد شیوه اجرای یحیوی از همه چیز گویاتر باشد: «ظاهرا افاضات آقای یحیوی تمامی ندارد».


محمد سلوکی

سرنوشت؛ هست!

سلوکی برخلاف سایر دوستان و همتایان ممنوع از کارش، نه زبان تند و تیزی دارد، نه اعتماد به نفس بیش از حدی. اتفاقا سعی می کند خیلی مودب باشد و از زبان فاخری در اجرا بهره بگیرد منتها همین فاخریت (!) بیش از اندازه کار دستش داد و او هم مدتی از تلویزیون دور ماند.

داستان محرومیت

یکی از مفرح ترین دلایل این فهرست؛ شیک پوشی یا گران پوشی! خود سلوکی پوشیدن لباس های گرانقیمت و بیش از حد شیک را علت مرخصی اجباری اش در دوره ای می داند (این نکته در گفت و گو با همشهری جوان هم مطرح شد).

محمود بصیری

سرنوشت؛ بازمی گردد

جرقه فرعی این پرونده، بازیگر بانمک و طناز باسابقه سینما و تلویزیون که همیشه یکی از یاران جدانشدنی آثار مرضیه برومند بود، چند سالی می شود که در کار جدیدی بازی نکرده. ستاره نبودن بصیری باعث شد تا جای خالی او چندان به چشم نیاید تا اینکه در افطاری اخیر برخی از هنرمندان با رئیس جمهوری از علت عجیب این غیبت پرده برداری شد. بصیری سابقه حضور در کارهای مهمی در سینمای ایران را داشت: دادشاه، مادر، دستفروش، گل های داوودی.

داستانه محرومیت

شباهت! همین و تمام. تماس و اصرارهای ما برای مصاحبه با او تاثیری نداشت؛ ناراحت و دلخور بود و همه شایعه ها را تکذیب می کرد. به مصاحبه هم تن نمی داد. به قول احمد نجفی، شایعات هم همین را می گویند. به زودی بازخواهد گشت.


اکبر عبدی

سرنوشت؛ هست

عبدی از آن دسته انسان های غیرقابل مهار روزگار است؛ یک یاغی اصیل. شاید به همین خاطر بازیگر درجه یک و بالفطره ای هم هست. اساسا حضور همیشه مایه دردسر و اضطراب مدیران و مجریان بوده. همیشه رک و بی پرده حرف می زند و از زمین و زمان انتقاد می کند، چه هنگام گرفتن سیمرغ بلورین جشنواره فجر و چه موقع حضور در برنامه هفت.

داستان محرومیت

سیستم ضد ستاره سازی دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ شاید جرقه اصلی ممنوعیت اکبر عبدی بود. هر چند عبدی هم با تقاضای دستمزدهای آنچنانی بهانه خوبی دست مسوولان وقت داد تا برای مدعی عبدی را مهار کنند. بعدها شایعاتی هم مبنی بر حضور او در یک مهمانی پرحاشیه به گوش می رسید که هیچ گاه تایید نشد.


فامیل های کلاه قرمزی

سرنوشت؛ هستند

ایرج طهماسب، حمید جبلی و فاطمه معتمد آریا (به علاوه اکبر عبدی) سال های سال همکار بوده اند. در یک برهه و به یک دلیل از فعالیت در سینما و تلویزیون منع شدند و به همین دلیل اسم آنها را کنار هم آوردیم. این تیم در اوایل دهه ۷۰ مدتی را به دور از عرصه تصویر سپری کردند.

داستان محرومیت

این جور دلایل هیچ گاه به صورت مشخص و واضع اعلام نمی شود اما همان سال ها شایعه ای بود مبنی بر حضور آنها در یک مهمانی غیرمتعارف و منتشر شدن این فیلم. نکته جالب اینجاست؛ بعضی از آن افرادی که به شدت مخالف حضور این تیم در عرصه بازیگری بودند و حسابی برای ممنوع از کار شدنشان تلاش ها کردند بعدها که به کارگردانی رسیدند از همین تیم برای فیلمشان بهره بردند و کک کسی هم نگزید!


گوهر خیراندیش

سرنوشت؛ هست

اتفاقاتی که چند سال پیش برای این بازیگر توانا افتاد هم حاشیه های بسیار زیادی به همراه داشت و خیراندیش را مدتی خانه نشین کرد. هر چند او بعد از مدتی بخشیده شد و دوباره به سینما و تلویزیون بازگشت.

داستان محرومیت

در جشنی فرهنگی سینمایی در یزد، خیراندیش هم یکی از جایزه دهندگان بود. در خلال این جشن یکی از برگزیدگان جوان برحسب تصادف از شاگردان مرحوم جمشید اسماعیل خانی (همسر فقید خیراندیش) از کار درمی آید و از سر احساسات و جوزدگی خوش و بش غیرمتعارفی با خیراندیش انجام می دهد. خوش و بشی که شریفی نیا بعدها آن را یک شوخی دانست!


سحر قریشی

سرنوشت؛ قرار بود نباشد؟

دقیقا معلوم نیست این شایعه – جز زبان خودش – از کجا آب می خورد، چون زمین و زمان را سحر قریشی برداشته است! او در حال حاضر هم فیلم روی اکران دارد وهم تکرار سریال دلنوازانش تا همین هفته پیش شب ها پخش می شد. جو زدگی یا بازارگرمی (آخر برای چه؟) ممکن است دلیل ادعای قریشی مبنی بر ممنوع از کار شدنش باشد.

داستان محرومیت

اگر شما می دانید، ما هم می دانیم! خود وی دلیل این امر را محبوبیت زودهنگام می داند و مدعی است برای رفع مشکلش پیش ضرغامی هم رفته. وی در نهایت مسببان این ممنوعیت را به خدا سپرد و به حضور پررنگش در سینما ادامه داد.


بهاره رهنما

نوشت؛ هست

در حالی که در اوج جوانی و در حوالی ۱۸ سالگی می رفت تا با فیلم بسیار پرفروش افعی (ساخته زنده یاد اعلامی) ستاره شود، برای مدتی از حضور در سینما منع شد.

داستان محرومیت

همان داستان کذایی ضد ستاره سازی مدیریت سینمایی آن دوران. رهنما در مراسم اکران افعی در یکی از سینماهای تهران حسابی مورد استقبال تماشاگران واقع شد و مشغول خوش و بش با طرفداران و امضا دادن به آنها بود که مورد خشم مسوولان وقت قرار گرفت.


میترا حجار

سرنوشت؛ هست

حجار از نیمه دوم دهه ۷۰ و با فیلم هایی مانند غریبانه، اعتراض، متولد، ماه مهر و سگ کشی اوج گرفت و تبدیل شد به یکی از ستارگان زن دوره خودش. ولی پس از مدتی ترک وطن کرد و برای ادامه تحصیل مدتی در آمریکا سکونت گزید.

داستان محرومیت

مشخصا دلیل خاصی برای غیبت یکی دو ساله او بعد از بازگشت از آمریکا ذکر نشد. شاید حضور برخلاف موازین او در یک پروژه سینمایی در آمریکا دلیل این غیبت کوتاه باشد. البته مسوولان سینمایی ممنوعیت تصویری او را تکذیب کردند و متولیان حراست وزارت ارشاد این مساله را تایید کردند. به هر حال حجار هم بعد از مدتی با سریال گمشده حتی به تلویزیون بازگشت.


ساعت خوشی ها

سرنوشت؛ هستند

یک تولید انقلابی در برنامه های طنز تلویزیونی از طرف تیمی به شدت جوان، خوش ذوق و خلاق مترادف شدبا موج بی سابقه ای از شهرت و محبوبیت. تمام مطبوعات دوران پر شد از تصاویر ستاره های ساعت خوش و عکس و پوسترهای ستارگانی چون: رضا عطاران، نصرالله رادش، مهران مدیری، داوود اسدی، سعید آقاخانی و دیگران. تمام دکه های مطبوعاتی و حتی بقالی ها را درنوردید اما این موج خیلی زود فروشنانده شد.

داستان محرومیت

بعد از گذشت نزدیک به دو دهه هنوز کسی دلیل محرومیت نسبتا طولانی ساعت خوشی ها را نمی داند. ظاهرا علت این محرومیت حتی به خود مشمولان آن هم اعلام نشد ولی کیست که نداند همان محبوبیت عجیب و بی سابقه و ستاره شدن یک شبه این جوان ها کار دستشان داد.


شیث رضایی

سرنوشت؛ نامعلوم

استاد مسلم هرگونه جنجال و حاشیه. فوتبال برای رضایی در درجه دوم اهمیت قرار داشت داشت و قبل از آن فقط حاشیه بود و حاشیه. حضور در تیم ملی و تیم پرطرفدار پرسپولیس هم باعث شد تا شیث همیشه مورد توجه توامان رسانه ها و مسوولان حراست فدراسیون فوتبال باشد.

داستان محرومیت

تا دلتان بخواهد، از اخلال در پرواز بگیرید تا حرکات شدید نامتعارف در بازی پرسپولیس با داماش و منتشر شدن فیلمی از فحاشی او به تماشاگران و … رضایی فعلا حق حضور در تیم های لیگ برتری را ندارد، هر چند سازمان لیگی ها رسما این قضیه را اعلام نکرده اند.


علیرضا واحدی نیکبخت

سرنوشت؛ نامعلوم

بازیکن توانایی که دستی دستی خودش را سوزاند. فقط مهاجرت از استقلال به پرسپولیس کافی بود تا نیکی را تا آخر عمر ورزشی از نظر حاشیه تضمین کند اما واحدی جوان به این قضیه اکتفا نکرد و تمام دکمه های منجر به محرومیت را با هم فشار داد!

داستان محرومیت

تغییرات ظاهری ماه به ماهی که به مذاق کمیته انضباطی خوش نمی آمد. دیده شدن در قهوه خانه ها. پیوستن به اردوی تیم ملی در فرودگاه با ظاهر و حالتی بسیار عجیب و انواع و اقسام حاشیه های دیگر. نیکبخت هم بعد از عقد قرارداد با تیم گهر دورود متوجه شد نمی تواند در لیگ بتر بازی کند.


ف. ک ها!

سرنوشت؛ هست و نیست!

سه مربی مشهور فوتبال ایران که از قضا توانایی های فنی بسیار بالایی هم داشتند اما در کنار توانایی فنی از ایجاد حاشیه هم در امان نبودند. یکی از آنها جوان و تشنه شهرت بود و دوتای دیگر از استاد و شاگردهای قدیمی این فوتبال.

داستان محرومیت

دقیقا معلوم نیست. مصاحبه های حاشیه ساز، اتهام زد و بند و دلالی و سایر اتهامات این چنینی تایید نشده. چند فصلی هست که ف.ک ها اجازه مربیگری در لیگ برتر را ندارند.


مجتبی محرمی

سرنوشت؛ هست

سلطان بی چون و چرای حاشیه و یک یاغی اصیل. امثال شیث و نیکبخت آرزو دارند به گرد پای استاد برسند. این چپ پای توانا و درجه یک سال های دور تیم ملی و پرسپولیس هم مانند تعدادی از همدوره ای هایش قربانی سال های بی امکانات دهه ۶۰ شد و به خودویرانگری پرداخت. حیف.

داستان محرومیت

ضرب و شتم داور، شیطنت در اردوهای تیم ملی در خارج از کشور، پاره ای از مسائل و مشکلات اخلاقی، ایجاد جنجال در زمین مسابقه، محرمی واقعا در همه این حیطه ها استاد بود!

مجاهد خذیراوی

سرنوشت؛ فراموشی

یک استعداد با تکنیک تمام عیار از خطه فوتبال خیز خوزستان. مجاهد در سن بسیار کمی چهره شد و به استقلال و تیم ملی رسید و به دلیل فقر فرهنگی به همان سرعت هم خودش را نابود کرد و فوتبالش عملا در سال ۷۹ به پایان رسید. برخی از ستاره های فوتبال خوزستان با همتایان برزیلی شان قابل مقایسه اند؛ هم از نظر تکنیک و توانایی فنی و هم به لحاظ زندگی در فقر و رسیدن ناگهانی به شهرت و ثروت و نابودی.

داستان محرومیت

خواجه شیراز هم این شایعه را بارها شنیده است. حضور در منزل و مجلسی که قرار نبود اتفاقات خوشایند و متعارفی در آن بیفتد. صد البته خود مجاهد این جریانات را تکذیب کرد و توطئه بدخواهان در دزدیدن پاسپورت و بی انضباط جلوه دادن او نزد سرمربی وقت تیم ملی (بلاژویچ) را علت محو شدنش می داند.

دیگران

سرنوشت: ادامه دارد…

چهره های زیادی هستند که در همه این سال ها – به دلایل مختلف – دچار چالش شده اند؛ از ممنوع التصویرها بگیر تا محدودالتصویری! این ها باقی مانده از فهرست است که روی نیمکت ذخیره ها نشسته اند و البته بازار تایید و تکذیب ها برایشان ادامه دارد.

داستان محرومیت

محمدرضا گلزار: می شود مثنوی هفتاد من کاغذ ازبس که شایعه و تکذیب درباره اش پیدا می شود. خودما هم درباره اتفاقات پیرامون او پرونده مفصلی رفتیم و سوژه جلد ما شد. از سوژه شکایت یک فیلمساز گرفته تا طلب دستمزد زیادی بالا و حواشی مگوی دیگر. او در این حوزه، هنوز سوپراستار است.

کاظم احمدزاده: ظاهر موجه و اخلاق خوشش باعث شد تا مدت محرومیت او اصلا احساس نشود. ماجرا هم به یک اشتباه کوچک اقتصادی برمی گشت که او و همکار همیشگی اش را از آنتن محروم کرد. بعد از «آن» ماجرا بود که تمامی مجریان تلویزیونی را از هرگونه فعالیت اقتصادی منع کردند.


هانیه توسلی: سرتبلیغات فیلم «عصر روز دهم» این شایعه توسط مجتبی راعی مطرح شد: «در عراق بودم که آقای محمدی به من گفتند نتوانستیم برای پخش تیزر فیلم به نتیجه برسیم. ایشان به من گفتند که ظاهرا برای خانم توسلی مشکلی پیش آمده که گفته اند تصویرش را در تلویزیون نشان ندهید.» البته گویا مسئله ختم به خیر شد.

علی لهراسبی: ممنوع الصدایی سابقه ای به اندازه ممنوع التصویری دارد ولی در سال های اخیر بی اهمیت تر از آن است که پرداخته شود. علی لهراسبی اما به تازگی دوران کوتاه محرومیت را پشت سر گذاشته؛ او به دلیل همکاری با خواننده و آهنگسازی در ینگه دنیا، مدت کوتاهی ممنوع الصدا شدولی صدا و سیما بی خیال این محرومیت، تیتراژ خداحافظ بچه را به او سپرد و خوشبختانه؛ ستاره برگشت!

وحید یامین پور: به قول خودش «مشروط التصویر» است. در برهه زمانی خاص، با مناظره ها و آزادی عمل بی نظیر، ستاره بی چون و چرای تلویزیون لقب گرفت، برنامه اش با نام های مختلف روی بورس ماند و سروصدای عجیبی به راه انداخت ولی با همان سرعت، از روی صحنه کنار رفت. تفاوت او با دیگران این است که فقط خودش درباره این ممنوعیت (که هیچ وقت دلیلش علنی اعلام نشد) صحبت می کند و در مجامعی، شهرتش را حفظ کرده.


چند مجری دیگر: افرادی چون ژیلا صادقی، نیلوفر امینی فر، زهرا عاملی و … دلایل مختلفی هم برای این محرومیت به گوش می رسد که نمی توان تاییدش کرد. اغلب آنها به زودی به قاب تلویزیون برمی گردند.

چهره های سیاسی: عده ای از چهرهای سیاسی یا مذهبی (مثل برخی مداحان مشهور) به فراخور زمان، ظاهرا در فهرست ممنوع ها قرار گرفته اند. البته لفظ «محدودالتصویر» از همین جا ریشه گرفت، چون گفته می شود که همه چیز با چند توصیه حل می شود.
ما هم حرف های زیادی داشتیم... اما برای نگفتن!
 
     
  ویرایش شده توسط: shah2000  
صفحه  صفحه 15 از 57:  « پیشین  1  ...  14  15  16  ...  56  57  پسین » 
تالار تخصصی سینما و موسیقی

Iranian Cinema News | اخبار سینمای ایران

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites