خانه | ثبت نام | نظرسنجی | جستجو | موقعیت | قوانین   چت روم
ورزش انجمن لوتی / ورزش /

Liverpool Club | لیورپول، پادشاه اروپا افتخار بریتانیا


صفحه  صفحه 3 از 6:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  پسین »
roohiiii مرد #21 | Posted: 16 Jul 2012 04:01
کاربر

 
نگاهی گذرا بر اتفاقات سال های اخیر لک لک ها ( افول یا اوجگیری ؟ )




نيمي از فصل 09-2008 مي گذشت. ليورپول قهرمان نيم فصل ليگ جزيره شد. هواداران ليورپول از هر زماني اميدوارتر براي شكستن طلسم 18 ساله بودند. ليورپول يكي از زيباترين بازي هاي اروپا را ارائه مي داد و همه را به تحسين واداشته بود. اما نيم فصل دوم همراه با حوادث خوبي براي آن ها نبود. جنگ لفظي رافائل بنيتز سرمربي وقت ليورپول با سر الكس فرگوسن به ليورپول سودی نرساند. چند نتيجه نااميد كننده كافي بود تا قرمزهاي مرسي سايد بار ديگر رقيب سنتي را در جدول بالاتر از خود ببينند. پيروزي هاي خفيف شياطين سرخ و درخشش جواني به نام ماکدا كه پس از آن ديگر چندان فروغي از خود نشان نداد و البته لغزش ليورپول مقابل تيم هايي مثل استوك سيتي ، یک بار دیگر دست لك لك ها را از دستيابي به جام قهرماني ليگ برتر جزيره كوتاه نگه داشت. جامي كه ليورپول بسيار به آن محتاج بود و عطش زيادي براي فتح آن داشت. در ليگ قهرمانان نيز سدي به نام چلسي با درخشش برانيسلاو ايوانويچ و فرانك لمپارد مانع رسيدن قرمزها به مراحل بالاتر اين جام با وجود تمام شايستگي هاي آن ها شد. مأموريت غير ممكن شاگردان بنيتز در استمفوردبريج ناتمام ماند تا پرافتخارترين تيم وقت جزيره يكي از درخشان ترين فصول خود را بدون فتح جامي به پايان برساند.

رافائل بنيتز كه كشاكشي طولاني با دو مالك امريكايي ليورپول داشت و سايه جانشين هاي احتمالي نظير يورگن كلينزمن را بالاي سر خود احساس مي كرد، با نتايج خود در فصل 09-2008 و به رغم عدم فتح جام در ليورپول جايگاه خود را اينك مستحكم مي ديد اما يك سال بعد در همان زمان شرايط مشابهي نداشت. ليورپول در فصل 10-2009 با درخشش ليون و فیورنتینا در رقابت هاي اروپايي نتوانست مجوز حضور در مراحل حذفي UCL را كسب كند و خيلي زود نشانه هايي از ضعف در فصل جديد بروز داد. در جام هاي داخلي ديگر نيز آن ها نتايج مناسبي كسب نكردند تا در انتهاي فصل سرمربي محبوب و اسپانيايي قرمزها چاره اي جز وداع با آنفيلد پيش پاي خود نبيند.

حال سؤال اينجا است كه در فاصله بين دو فصل 09-2008 و 10-2009 چه بر سر مدعي ثابت فتح ليگ قهرمانان اروپا و نایب قهرمان ليگ جزيره آمد تا فاتحين و حماسه سازان استانبول نه تنها آخرين دوره جام يوفا را نتوانند فتح كنند بلكه در ليگ نيز در رتبه اي بهتر از هفتم آرام نگيرند؟!

پاسخ را بايد در نقل و انتقالات تابستاني 2009 ليورپول جستجو كرد. ليورپول نتوانست به خوبي خود را براي فصل آتي به حد كافي تقويت كند. انتقال آلوارو آربلوآ به رئال و جذب گلن جانسون يك جايگزيني خنثي و فروش ژابي آلونسو اشتباهي مرگبار در كارنامه اهالي آنفيلد بود. با انتقال ژابي آلونسو خلاقيت نيز از كمربند مياني ليورپول رخت بست و هنوز نيز آثار سوء اين انتقال كه سلسله وار بر سر لك لك ها نازل شدند، به وضوح پيدا است. آلبرتو آكویلانی پديده رم هرگز نتوانست جايگزيني مناسب براي مهره اسپانيايي در تركيب ليورپول باشد. رفتن ژابي آلونسو ليورپول را فلج كرد. تاريخ براي ليورپول دو سال بعد تكرار شد و فروش رائول ميرلس فرايندي مشابه را براي ليورپول در حال تکرار قرار داده است.



روی هاجسون هرگز نتوانست موفقیت هایش در فولهام را در آنفیلد تکرار کند


پس از بركناري رافائل بنيتز در حالي كه مانوئل پلگريني فاصله اي تا نيمكت ليورپول نداشت، اين روي هاجسون بود كه هدايت قرمزها را بر عهده گرفت. به دست گرفتن سكان هدايت ليورپول توسط هاجسون با تجربه، با متلاطم تر شدن درياي آنفيلد همراه بود. ليورپول وارد بحراني شده بود كه در تاريخش كمتر سابقه داشت. آن ها حتي رتبه هجدهم جدول را نيز با هاجسون تجربه كردند. هاجسون نتوانست ليورپولي كه درگير مسائل حقوقي براي واگذاري اين باشگاه به مالكان جديد بود را به ساحل امني رهنمون کند و چندي پس از حضور مالكان جديد از سمت خود در باشگاه کنار رفت. او هرگز در ليورپول محبوب نبود و نماد اين دوره بحراني لک لک ها براي هواداران ليورپول به شمار مي رود. به روايت خودش در آنفيلد تنهاترين ايام مربي گري خود را تجربه كرد. به غير از جذب رائول ميرلس پرتغالي بر ساير اقدامات او در نقل و انتقالات تابستاني سال 2010 مي توان انتقادات زيادي وارد كرد. مردي كه فولام را تا فينال جام يوفا برده بود، در ليورپول بازخورد مناسبي از جذب بازيكناني نظير جو كل، يووانويچ و كانچسكي شاگرد سابق خود نگرفت و در حفظ خاوير ماسكرانو، كاپيتان تيم ملي آرژانتين ناكام بود و سرانجام جاي خود را به كني دالگليش داد.

در ميانه فصل 11-2010 اكنون ليورپولي ها مربي محبوب خود را روي نيمكت مي ديدند و مالكان متمول جديد نيز مستقر شده بودند. فرناندو تورس كه ديگر در ليورپول پس از جام جهاني آفريقاي جنوبي موفق نبود، با رفتنش در ساعات پاياني نقل و انتقالات ژانويه يك شوك به هواداران قرمزها وارد كرد اما يكي از دو خريد جديد زمستاني ليورپول، يعني لوئيس سوارز با درخشش خود چشم ها را خيره كرد و باعث شد تا ناراحتي هواداران اين تيم از خروج تورس از آنفيلد التيام يابد. دالگليش گرچه كار خود را با کنار رفتن از جام حذفي در ليورپول آغاز كرد اما در رقابت هاي ليگ خيلي زود جايگاه ليورپول را بهبود بخشيد و حتي اميد كسب سهميه ليگ قهرمانان را براي اين تيم زنده كرد. گرچه در پايان فصل دالگليش و شاگردانش به جامي دست پيدا نكردند و سهميه ليگ قهرمانان را نيز به دست نياوردند اما نتايج درخشان ليورپول در طول مدت زمان اندكي كه از پيوستن دالگليش به عنوان سرمربي به اين تيم مي گذشت كافي بود تا اميدهاي زيادي در دل هواداران ليورپول براي آينده اين تيم جوانه زند.

دالگليش در ليورپول ماندني شد و وظيفه خطير نوسازي اين باشگاه را عهده دار گشت. در تابستان جذب استيوارت داونينگ بازيكن فصل آستون ويلا، چارلي آدام ستاره بلكپول، جردن هندرسون پديده ساندرلند، دوني دروازه بان مطرح برزيلي، خوزه انريكه دفاع كناري برجسته و اسپانيايي نيوكاسل، سباستين كواتس مدافع با استعداد اروگوئه اي، و كريگ بليمي مهاجم با تجربه سابق همين تيم در نگاه اول نقل و انتقالاتي خوب تلقي مي شد. پيش از اين نيز لوئيس سوارز و اندرو كارول دو ستاره جواني بودند كه ليورپول براي جذب آن ها هزينه زيادي متقبل شده بود. با جذب اين بازيكنان و حضور مهره هايي چون گلن جانسون، جيمي كاراگر، دنيل آگر، مارتين اسكرتل، لوكاس ليوا، استيون جرارد، ديرك كويت و ... انتظارهاي زيادي از ليورپول جدید می رفت. فصل آغاز شد. نتايج ابتدايي نشان داد شانس زيادي براي قهرماني قرمزها نمي توان قائل بود اما اين تيم تا پايان نيم فصل اول همچنان مدعي كسب سهميه ليگ قهرمانان به شمار مي رفت و در رقابت هاي ليگ كاپ شاگردان كني داگليش خوش درخشيدند. چلسي و منچسترسيتي صدر نشين وقت جزيره قربانيان مطرح ليورپول در اين جام بودند. ليورپول در حالي كه در ليگ روند خوبي را طي نمي كرد، در ویمبلی قهرمان شد و پس از چند سال جامي معتبر را بالاي سر برد. اكنون نيز آن ها در حالي كه در ليگ وضعيتي نابسامان و كم سابقه در تاريخ خود را سپري مي كنند اما به جام قهرماني رقابت هاي FA Cup چشم دوخته اند.

در چنين شرايطي سوالات زيادي در ذهن ها پديدار شده است. آيا حضور دالگليش در ليورپول تداوم خواهد يافت؟ آيا عملكرد ليورپول در فصل جاري را با توجه به فتح ليگ كاپ بايد مناسب قلمداد كرد يا به علت نتايج ضعيف در ليگ جزيره بد دانست؟ تداوم عدم حضور ليورپول در رقابت هاي CL چه مسائلي براي اين باشگاه به دنبال خواهد داشت؟ و ...



گروه مدیریتی جدید لیورپول موفق خواهد شد؟

شايد اگر با نگاهي ژرف به نتايج و شرايطي كه در بستر آن نتايج كنوني براي ليورپول رقم خورده است را مورد نظر قرار دهيم، گرچه نمي توان وضعيت قرمزها را مناسب قلمداد كرد اما به همين ترتيب نمي توان روند رو به رشد تيم تحت هدايت كني دالگليش را کتمان کرد. قضاوت در مورد وي بدون در نظر گرفتن دستاوردهاي او، مشكلات پيش پاي او و اين نكته كه نوسازي فرايندي بلندمدت است، قضاوتي به دور از انصاف و غيرمسئولانه مي تواند تلقي شود.

در تيمي كه كني دالگليش مسئوليت هدايت آن را بر عهده گرفت، در آن نه از زوج كارآمد و آتشين جرارد و تورس خبري بود، نه از زوج موفق خط مياني چون آلونسو و ماسكرانو، نه جيمي كاراگر، آقاي مورد اعتماد با طراوت دوران جواني، نه وينگر آماده و پرتلاشي چون كويت كه نيروي جواني خود را همچنان داشته باشد و نه همچنين حضور در ليگ قهرمانان اروپا كه جذب بازيكنان برجسته را تسهيل كند. ليورپولي كه دالگليش تحويل گرفت نامي بزرگ را يدك مي كشيد اما در حوزه مالكيت تيمي تازه تحول يافته، در حوزه مديريت به همين ترتيب و در حوزه ابزاري و مهره در خطوط مختلف داراي بافتي فرسوده بود. از همين رو انتظار نتايج درخشان در رقابت هاي فرسايشي مانند ليگ و بهسازي اين تيم تنها در مدتي اندك شايد انتظاري نه چندان به جا باشد. گرچه نمي توان منكر كاستي هايي چند در عملكرد سرمربي پا به سن گذاشته اما بسيار با انگيزه و شادابي چون كني دالگليش بود.

ناكامي دالگليش در ليگ و بر خلاف آن موفقيت قرمزها در جام هاي حذفي داخلي جزيره از سوي ديگر اكنون پايگاهي دوگانه به وي بخشيده است. نتايج دوگانه اي كه به سادگي قابل تحليل است. موفقيت در ليگ دشوار و فرسايشي مانند جزيره متضمن چندين فصل انباشت مهره هاي كارآمد و هماهنگي آن ها، و ثبات در نيمكت و مديريت است كه از رهگذر تنها دو پنجره نقل و انتقالات قابل وصول نيست. باشگاه منچسترسيتي نمونه اي بارز است كه هنوز با وجود چندين فصل متقبل شدن ارقام نجومي و جذب بازيكنان مطرح بي شماري در دنياي فوتبال، هنوز نتوانسته به موفقيت هاي مد نظر خود دست يابد. و اما كسب يك جام پس از چند فصل انتظار هواداران ليورپول در حالي كه حتي در بعضي از درخشان ترين دوران خود دست آن ها از جام كوتاه مانده بود، فعليت بخشيدن به توان هاي حداقلي است كه داگليش با بضاعت موجود تيمش به اين مهم نائل شد.

گرچه با وجود هر مشكلي فاصله اي بيش از سي امتيازي با صدر جدول شايسته باشگاهي مانند ليورپول نباشد، اما از نقش مصدوميت لوكاس ليوا و دنيل اگر دو مهر ارزشمند لك لك ها و حواشي منفی لوئيس سوارز مهاجم اروگوئه اي اين تيم هم در شكل گيري اين نتايج نمي توان چشم پوشي كرد. گرچه نمي توان به طور حتم تداوم حضور كني دالگليش را موجب موفقيت و اوج گيري مجدد قرمزها در سطح جزيره و اروپا دانست اما بي شك پايداري، ثبات و مهارت این اسطوره اسکاتلندی لک لک ها ، كليدهاي خروج اين باشگاه پر افتخار انگليسي از شرايط نه چندان مساعد كنوني خواهد بود.


ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﻢ ﺭﺍﺿﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ . . .
ﻭﻟﯽ ...
ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﻧﯿﺴﺘﻢ . . . .
      
roohiiii مرد #22 | Posted: 16 Jul 2012 04:12
کاربر

 


تیم منتخبی که تا به امروز استیون جرارد را یکی از بهترین های تاریخ فوتبال جهان دانستند.اما صحبتهای بازیکنان و مربی این تیم منتخب






په په رینا (24 بازی ملی برای اسپانیا) : استیوی نماد باشگاه لیورپول است.او قلب تیم است.حقیقت این است که وقتی او در میدان حضور دارد الهام بخش همه ماست.او همیشه تیم را با عشق و وفاداری رهبری میکند.او به عنوان یک برنده به دنیا آمده. اکتبر 2011


گری نویل (85 بازی ملی برای انگلستان) : استیون جرارد بدون شک بازیکنی با کلاس جهانیست و من آرزو داشتم برای یونایتد بازی میکرد.وقتی او را در یک هتل دیدم به او گفتم بیا برای یونایتد بازی کن ، هوادارها به سرعت از تو استقبال میکنند.او خندید و به من گفت من اینکار میکنم اگر تو به آنفیلد بروی. ژانویه 2011


جیمی کرگر (38 بازی ملی برای انگلستان) : استیوی یه استعداد غیر قابل باور است ، ما همه این موضوع را میدانیم.ولی او هر وقت لازم باشد چیزی رو میکند و برای من او بهترین بازیکن باشگاه است.من تا به حال بازیکنی با نفوذ و قدرت جرارد در لیگ برتر ندیده ام. نوامبر 2010


آلن هنسن (26 بازی ملی برای اسکاتلند) : هواداران لیورپول عاشق او هستند ، او جزئی از لیورپول است.اگر او بازی نکند یک چیز مهم در بازی کم است.این بسیار خوب است که در تیم بازیکنانی با کیفیت جرارد داشته باشید زیرا با جرارد لیورپول میتواند هر تیمی را ببرد. آپریل 2010


مارسل دزایلی (116 بازی ملی برای فرانسه) : او بازیکن فوق العاده ایست.من نمیتوانم بازکنی معرفی کنم که مثل او بتواند شوتهای کامل و زیبا بزند.عملکرد او کل زمین را پوشش میدهد.در توپ گیری از حریف خوب است ، همیشه تلاش میکند برای هم تیمیهایش توپ های خوبی بسازد و شوت های عالی به سمت چارچوب میزند.او همچنین یک رهبر است.


زین الدین زیدان (108 بازی ملی برای فرانسه) : آیا او بهترین بازیکن جهان است؟ شاید او مثل مسی و رونالدو توجهات رو به خودش جلب نکرده اما بله من فکر میکنم او بهترین بازیکن جهان است.اگر شما بازیکنی مثل استیون جرارد نداشته باشید که مثل موتور تیم است میتواند بر کل تیم تاثیر منفی بگذارد.قردت پاس های او فوق العاده است ، او میتواند تکل بزند و گلزنی کند ولی از همه مهمتر او به بازیکنان تیمش باور و اعتماد به نفس میدهد.شما نمیتوانید این موضوع را بیاموزید ، بازیکنانی مثل او با این خصوصیات به متولد میشوند. مارچ 2009


پاتریک ویه را (107 بازی ملی برای فرانسه) : بهترین هافبک جهان که معرفی میکنم استیون جرارد است.من واقعا او را بازیکن و انسانی با ارزش میدانم.من فکر میکنم او هنوز یکی از بهترینهای جهان است.او بسیار پر قدرت و نیرومند است.او میتواند حمله کند ، دفاع کند و گلزنی کند. اکتبر 2008



کاکا (82 بازی ملی برای برزیل) : انگلستان همیشه بازیکنانی بسیار خوبی داشته و من یکی از هواداران بزرگ استیون جرارد هستم.او قلب شیر دارد و یک الگو در فوتبال مدرن است که توانایی حمله و دفاع دارد.او کاملترین فوتبالیست مدرن جهان است. نوامبر 2009


کارلو آنجلوتی (26 بازی ملی برای ایتالیا) : او یک هافبک کامل است.او میتواند یک هافبک دفاعی و میانی باشد.او در پاس و شوت و مهارت های فردی فوق العاده است.وقتی من بازی میکردم بازیکنانی مثل جیان کارلو آنتوگنونی و رینر بونوف بودند ولی الان استیون جرارد است. نوامبر 2010



پله (92 بازی ملی برای برزیل) : جرارد بازیکنی عالیست ، مطمئنا در کلاس جهانی.اگر من مربی هر تیمی در جهان بودم برای خرید او تلاش میکردم.او بازیکنی است که برزیل نیاز دارد.زیرا او همیشه به جلو فکر میکند و قلب بزرگی دارد.دو سال پیش من بازی جرارد را در توکیو برابر سائو پائولو دیدم.بعد از آن گفتم جرارد بازیکن فوق العاده ایست.برای من او یکی از بهرتین هافبک های جهان است.او یک بازیکن عالیست. ژوئن 2006



تیری هانری (123 بازی ملی برای فرانسه) : من همیشه این را گفتم ، برای من وقتی جرارد فوتبالش را تمام کند او یکی از بزرگترین هافبک های تاریخ جهان خواهد بود.بدون شک او همیشه پایش را برای تصاحب توپ پیش میگذارد ، گلزنی میکند و هر کاری باید انجام بدهد تا تیمش پیروز شود انجام میدهد.این موضوع کل فوتبال است.برای من او لیورپول است. نوامبر 2008



مربی ؛ الکس فرگوسن : بدون شک او با نفورترین و با قدرت ترین بازیکن لیگ برتر است.حتی بیشتر از پاتریک ویه را.ویه را هیچ چیز کم نداشت اما من معتقدم جرارد برای تیمش کارهای بیشتری انجام میدهد.او هیمشه چیزی به بازی اش اضاف میکند.من عملکرد او را بار ها دیده ام.جرارد مثل کین هر جا توپ هست حضور دارد.او انرزی ، لیاقت و جاه طلبی فوق العاده ای دارد.هر کسی دوست دارد یک جرارد در تیمش داشته باشد. می 2004


ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﻢ ﺭﺍﺿﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ . . .
ﻭﻟﯽ ...
ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﻧﯿﺴﺘﻢ . . . .
      
roohiiii مرد #23 | Posted: 16 Jul 2012 04:44
کاربر

 
بیوگرافی بیل شنکلی
مردی که تکرار نمی شود...




بیل شنکلی (74-1959)

تاریخ تولد: دوم سپتامبر 1913
محل تولد: گلنباک، ایرشایر
افتخارات: 3 جام قهرمانی لیگ در فصلهای 64-1963، 66-1965 و 73-1972؛ 2 جم حذفی 65-1964 و 74-1973؛ 1 جام یوفا 73-1972؛ 1 قهرمانی در لیگ دسته دوم 62-1961؛ 3 جام خیریه 1964 (مشترک)، 1965 (مشترک) و 1965؛ 2 مقام دوم لیگ در فصلهای 69-1968، 74-1973 و مقام دوم جام حذفی در فصل 71-1970 و مقام دوم در جام در جام اروپا 66-1965 و مقام دوم در جام خیریه 1971.



بیوگرافی


بیل در خانواده ای 10 نفره در منطقه ایرشایر در روستای معدنی گلنباک چشم به جهان گشود. وضعیت زندگی در آن دوران دشوار بود اما با اینحال شنکلی رؤیای پرورش در زمینهای سبز را در سر داشت. کایر هردی، یکی از بانیان حزب کارگر، از همان منطقه معدنی ایرشایر می آمد، اما بیل، که هیچگاه بینش سوسیالیسم جامعه انسان دوستانه خود را هرگز از دست نداد، فوتبال و نه سیاست هدف زندگی تصور می شد.




همچون 49 روستایی نشین دیگری که در قرن 19 و اوایل قرن 20 زندگی می کردند، شنکلی فوتبالیست شد. فوتبال در گلنباک اکسیر زندگی بود، تکیه گاه روح بخشی از محیط طاقت فرسای معادن ذغال سنگ بود. در سال 1932 او با باشگاه کارلایل یونایتد قرارداد امضا کرد و در عرض یکسال تا آنجا پیش رفت که به ورزشگاه دیپ دیل ورزشگاه خانگی پرستون نورث اند راه یافت. بازی متمایز او در جناح زمین موجب شد تا برای تیم ملی اسکاتلند 7 بار به میدان برود اما با بد اقبالی با شروع جنگ جهانی دوم در سال 1939 این روند متوقف شد. با شروع فصل منظم و سازمان یافته لیگ حرفه ای در سال 47-1946، شنکلی 33 ساله بود و در دوران آخر بازیگری خود به سر می برد. او تصمیم گرفت که بزرگترین مربی تاریخ فوتبال شود.

با اینحال، در زمان ریاست باشگاه لیورپول، تی وی ویلیامز در دسامبر 1959 شنکلی را به عنوان مربی لیورپول انتخاب کرد. بیل در آن زمان 10 سال سابقه مربیگری در تیمهای کوچکتر را داشت. بیل حرفه مربیگری خود را در کارلایل یونایتد، در باشگاهی آغاز کرده بود که 17 سال پیش این شانس را در فوتبال حرفه ای به او داده بود. او سپس در باشگاههای منطقه شمال انگلستان دوره هایی مربیگری گریمزبی، ورکینگتون و در نهایت هادرزفیلد را بر عهده گرفت. او در هادرزفیلد اولین شانس بازی را به جوان 16 ساله ای به نام دنیس لاو داد. متأسفانه شنکلی نتوانست با اعضای هیئت مدیره باشگاههای که کار می کرد کنار بیاید به این دلیل که آنها تعهد و اشتیاق لازم در فوتبال را همچون او نداشتند. این شور و اشتیاق خود شنکلی بود که برای اولین بار طی مصاحبه او در گزینش پست مربیگری لیورپول در سال 1951 مورد توجه رییس باشگاه تی وی ویلیامز قرار گرفت. آن زمان تصور می شد که او مربی چندان بزرگی در حد نام باشگاه نیست، و به گونه ای کم تجربه بود، اما این بار ویلیامز ذاتاً دریافت که شنکلی و لیورپول برای همدیگر ساخته شده بودند.

شرح موقعیت باشگاه لیورپول در سال 1959 دشوار است. تیم در لیگ دسته دوی قدیم بازی می کرد، وضعیت نامساعد ورزشگاه انفیلد و امکانات ترمین ضعیف و کادر فنی و تیم بسیار بزرگ، چالش بزرگی برای شنکلی بود. او عذر 24 نفر از اعضای کادر فنی را خواست. از خوش شانسی لیورپول و خود بیل، با وجود افرادی همچون باب پیزلی، جو فگن و روبن بنت، لیورپول کادر مربیگری باتجربه ای داشت. او قصد نداشت تا این جمع را به هم بزند. اضافه شدن شنکلی به این جمع موجب تسریع حرکت رو به جلوی آنها و جا افتادن موقعیت شغلی و نقش مهم آنها در آینده باشگاه شد. با شروع کند اما سپس بسیار سریع، شنکلی و کادر فنی او لیورپول را دگرگون کردند. کادر مربیگری افسانه ای شکل گرفت. تماشاگران و هواداران در انفیلد متوجه این تغییرات شده بودند. بطور میانگین بیش از 40000 هوادار برای تماشای هر بازی به انفیلد می آمدند و تیم سریعاً به لیگ دسته یک صعود کرد. شنکلی تیم را حول محور دو بازیکن اسکاتلندی یکی ران یتس و دیگری ایان سنت جان شکل داده بود. لیورپول در فصل 62-1961 با 8 اختلاف امتیاز نسبت به نزدیکترین رقبای خود قهرمان لیگ دسته دو شد و درآن دوران که هر برد 2 امتیاز داشت لیورپول 62 امتیاز کسب کرد و 99 گل به ثمر رساند.

با حضور لیورپول در لیگ دسته یک، شکستن قدرت برتر اورتون در شهر اولین انگیزه شنکلی بود و در فصل 64-1963، اورتون جام قهرمانی لیگ دسته یک را به همشهری خود لیورپول داد و مردان شنکلی برای ششمین بار قهرمان لیگ شدند. نبرد بین لیورپول و اورتون همچون گروههای موسیقی بیتلز و جری و پیس میکرز آغاز شده بود تا نام لیورپول در سطح جهان در اواسط دهه 60 مطرح شود.




شرایط نامساعد چمن زمین تمرین ملوود، در سال 1959 به زمین تمرین بسیار خوبی تبدیل شد. شنکلی بازیهای 5 نفره را طبق تفکرات فوتبالی خود در لیورپول پیاده کرد. دادن پاس و حرکت رو به جلو و بازی راحت چیزی بود که سالها پیش شنکلی در هنگام بازی کارگران معادن در گلنباک یاد گرفته بود. او روتینی را پیاده کرد که بر آن اساس بازیکنان در انفیلد لباس خود را عوض می کردند و به صحبتهای مربیان گوش می دادند و سپس با اتوبوس به زمین تمرین ملوود که در آن نزدیکی قرار داشت می رفتند. پس از انجام تمرینات آنها با اتوبوس به انفیلد باز می گشتند تا حمام کرده و احتمالاً چیزی می خوردند. بدین ترتیب شنکلی مطئن بود که تمام بازیکنان بدرستی بدنهای خود را گرم کرده و مصدوم نمی شدند. در واقع، در فصل 66-1965، لیورپول تنها با 14 نفر قهرمان لیگ شد و دو بازیکن تنها در پاره ای اوقات به میدان می رفتند.
اولین قهرمانی لیورپول در جام حذفی در سال 1965 همزمان با ظهور سبک بازی پاس و حرکت بود که در سطح جهان زبان زد خاص و عام شد. در بهبوحه آن زمان شنکلی با هدایت وقایع در انفیلد رابطه بسیار خوبی با هواداران برقرار کرد. او کاملاً خود را جزو هواداران کاپ می دید و از احساس و نگاه آنها به فوتبال آگاه بود و درک می کرد و غرور تیم موفقی را به آنها ارزانی داشت. و طبق معمول همیشه خود و کادر مربیگریش در دسترس بودند. او به تمام کسانی که گوش شنوا داشتند می گفت که بازیکنانش با اخلاق سوسیالیستی بازی می کنند. اگر بازیکنی بازی ضعیفی انجام می داد از هم بازی او انتظار داشت تا پوشش لازم را بدهد و همچون همکاران کارگر در معادن ذغال سنگ همدیگر را یاری دهند. همه در راستای موفقیت تیم گام بر می داشتند. هواداران کاپ این فلسفه ساده را درک کردند.




افت تیم بزرگ دهه 60 شاهد شکوفای تیم بزرگ دوم لیورپول تحت هدایت شنکلی شد. ستاره هایی چون راجر هانت، ایان سنت جان، ران ییتس و تامی لارنس باشگاه را ترک کرده و بازیکنان جویای نامی چون کوین کیگان، استیو هایوی، لوید و ری کلمنس به باشگاه وارد شدند. موفقیت پشت سر موفقیت برای لیورپول حاصل شد. اولین جام اروپایی باشگاه (جام یوفا) در سال 1973 با فتح هشتمین جام قهرمانی در لیگ همراه شد. در سال 1974 جام حذفی به انفیلد بازگشت و در دیدار نهایی در ورزشگاه ویمبلی، لیورپول توانست با یک بازی مقتدرانه نیوکاسل را با نتیجه 3-0 شکست دهد. سپس در جولای در تابستان 1974 شنکلی با استعفای خود همه را شوکه کرد. شنکلی 60 ساله بود و می خواست وقتش را در کنار همسرش نس و خانواده اش سپری کند. او باشگاه را در دستانی رها کرد که در آینده موفقیتهای او را ادامه دادند. کارد مربیگری تیم شاهد ورود بازیکنان قدیمی چون رانی موران و روی ایونس بود و با هدایت مربی جدید خود باب پیزلی، لیورپول به سمت دوران موفقتری گام برداشت.

بدون شک دوران پیزلی به عنوان مربی تیم بر حسب کسب موفقیت و جامهای قهرمانی پربارتر از شنکلی بود. همچنین منصفانه تر است بگوییم که بیشتر موفقیتهای شنکلی بدون حضور آرام و تأثیر دانش بسیار پیزلی از فوتبال بر تیم حاصل نمی شد. اما همچنین باید اعتراف کرد که بدون تلاشهای بی وقفه و حضور پر رنگ شنکلی، دوران ناموفق لیورپول در دهه 50 فراتر از دهه 60 می رفت و شاید حتی هیچگاه باب پیزلی مربی لیورپول نمی شد. اینگونه بود که باشگاه این دو را در کنار هم در آن روزهای تاریک پپس از جنگ قرار داد و هواداران لیورپول برای همیشه مدیون تلاش آنها خواهند بود.




شهر لیورپول پس از مرگ شنکلی در سپتامبر 1981 در اثر حمله قلبی شوکه شد. دوست خوب او سر مت بیزبی آنقدر ناراحت شد که با شنیدن خبر مرگ او نتوانست جواب تلفن را در آن صبح غمگین بدهد. در سالهای پس از استعفای او، هواداران به غلط تصور می کردند که رابطه او با باشگاهی که عاشق آن بود، تیره و تار شده بود. اما هواداران چنین مشکلی را احساس نمی گردند و نشان نمی دادند. در اولین بازی پس از مرگ او در انفیلد، پرجم بزرگی در جایگاه کاپ با عنوان "شنکلی برای همیشه زنده است" خودنمایی می کرد. شاید اختلاف نظر شنکلی و کایر هردی و بیل شنکلی ناچیز بود. هر دوی آنها به اعتقاد سوسیالیزم خود نقش مهمی در موفقیتهای تیم ایفا کردند. یکی در دفتر کار ریاست و دیگری در زمین سبز انجام وظیفه کردند.




روحیه او تا به امروز در انفیلد به چشم می خورد و مجسمه یادبود آن مرد بزرگ در جلوی ورزشگاه محبوب او خودنمایی می کند و عبارت You’ll Never Walk Alone بر روی دربهای شنکلی می درخشد. قطعاً شنکلی هرگز تنها نخواهد ماند و تا به امروز هواداران لیورپول به نیکی از او یاد می کنند.

این واقعیت در چهلمین سالگرد ورود او به انفیلد در سال 1999 به زیبایی جشن گرفته شد بطوریکه هر بیینده ای را مجذب خود می کرد. در آن مراسم تقریباً تمام بازیکنان فاتح لیگ در سال 1965 و جام حذفی 1974 یکبار دیگر در انفیلد دور افتخار زدند و هواداران ساکت ایستاده ناظر این شکوه مجدد بودند و ترانه مشهور Amazing Grace در ورزشگاه طنین انداز شد.
12000 هوادار کاپ آرام هماهنگ با موسیقی آن ترانه نام شنکلی را می خواندند و پرچمی بزرگی از او برافراشته شد. نسخه جدید سرود You’ll Never Walk Alone جایگزین نسخه های قبلی این سرود شد. روحیه و افسانه او به درستی به قرن جدید منتقل شد.


ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﻢ ﺭﺍﺿﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ . . .
ﻭﻟﯽ ...
ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﻧﯿﺴﺘﻢ . . . .
      
roohiiii مرد #24 | Posted: 16 Jul 2012 05:10
کاربر

 
بیوگرافی باب پیزلی





باب پیزلی – بازیکن (54-1945)، مربی (83-1974)

تاریخ تولد: 23 ژانویه 1919

محل تولد: هتون لی هول، بخش درهام

افتخارات: 6 قهرمانی لیگ دسته یک فصلهای 76-1975، 77-1976، 79-1978، 80-1979، 82-1981 و 83-1982؛ سه قهرمانی در جام باشگاههای اروپا در 77-1976، 78-1977 و 81-1980؛ سه جام لیگ کاپ در فصلهای 81-1980، 82-1981 و 83-1982؛ یک قهرمانی در جام یوفا 76-1975؛ یک قهرمانی سوپر جام اروپا 77-1976؛ 5 قهرمانی جام خیریه 1974، 1976، 1977 (مشترک)، 1980، 1982؛ 6 بار مفتخر به دریافت عنوان بهترین مربی فصل در فصول 76-1075، 77-1976، 79-1978، 80-1979، 82-1981 و 83-1982؛ دو بار مقام دومی لیگ دسته یک 75-1974 و 78-1977؛ مقام دوم جام حذفی 77-1976؛ مقام دوم لیگ کاپ 78-1977؛ مقام دوم سوپر جام اروپا 1978؛ مقام دومی قهرمانی باشگاههای جهان 1981.

افتخارات به عنوان بازیکن: یک قهرمانی لیگ دسته یک 47-1946 و یک جام FA Cup 50-1949 (هر چند در دیدار نهایی جام حذفی برابر آرسنال بازی نکرد اما مدال نائب قهرمانی دریافت کرد اما در دیدار نیمه نهایی و برد 2-0 برابر اورتون گلزنی کرد و لیورپول از فدراسیون درخواست کرد تا مدال ویژه ای برای او ضرب کنند.

باب پیزلی نابغه فروتنی بود. او هرگز نمی خواست مربی شود، اما او را مجاب کردند که هدایت لیورپولی را بر عهده بگیرد که در سالهای آینده رکوردی از خود برجای گذاشت که در تاریخ فوتبال بریتانیا هیچ مربی بدان دست نیافت.




او که از منطقه شمال شرق انگلستان می آمد در جناحین راحت تر از خط میانی بازی می کرد و بدون شک مربی قرن شناخته شد. با توجه به اینکه در قرن 21 هستیم اما رکورد او در آن قرن برای همیشه با او خواهد بود تا نشانگر جایگاه والای او در فوتبال باشد.

اگر قرار بود جوایز را بر اساس ظاهر و قیافه بدهند، آن وقت باب پیزلی هرگز به هیچ جایزه ای دست نمی یافت. وقتی به آن فکر می کنیم، در دنیای کوته نظر ما، بی خود از این ناراحت نیستیم که چرا او هرگز لقب شوالیه نگرفت یا مجسمه یادبود ملی به پاس او ساخته نشد؟ او هرگز به دنبال کسب شهرت و نام چون ونبلز نبود، هرگز مثل اتکینسون خوش پوش نبود، سیاست را در قالب حرفهای خود به زبان نمی آورد. به مانند شنکلی و بازبی جذبه و تسلط نداشت. برای بازیکنان و مخاطبان خود سخنرانی و صحبتهای عمیق و شورانگیزی نمی کرد و فرقی نداشت اگر به زبان سواحیلی صحبت می کرد اما با این همه کنار می ایستاد و بزرگترین شخصیت بود.

چطور چنین چیزی ممکن است؟ چطور این همه موفقیت را بدون بروز نشانه ای از بزرگی بدست آورد؟ خوب البته، افراد زیادی بودند که خجالتی و کمرو بودند، هرگز بدنبال شهرت و خودنمایی نبودند، هرگز خود را تافته جدابافته نمی دانستند. اما در دنیای ورزش و به خصوص فوتبال، به ندرت می شود کسی را یافت که به موفقیتهای بزرگ دست یابد و جاودان شود اما مشهور و زبان زد خاص و عام نباشد.

وقتی شنکلی در جولای 1974 از پست مربیگری لیورپول استعفا داد، پیزلی کسی بود که لیورپول می خواست جایگزین او شود. پس از آنکه پیزلی در دسامبر 1959 از هادرزفیلد به لیورپول آمد بر شانه های شنکلی قرار گرفت. و ارتباط او با لیورپول به دو دهه قبل بر می گشت زمانی که او تنها 20 سال سن داشت و در پست بک چپ بازی می کرد. او در 8 مه 1939 با 10 پوند دستمزد اولیه و هفته ای 5 پوند به باشگاه آمد.

پیزلی پسر یک معدنچی در بخش درهام، روستای هتون لی هول در تاریخ 23 ژانویه 1919 چشم به جهان گشود. او پس از آنکه به بیشاپ آکلند کمک کرد تا 3-0 ویلیننگتون را شکست دهد و جام آماتور FA Amateur Cup را بالای سر ببرند، با ساندرلند قرارداد رسمی بست. در کودکی دوران سختی را پشت سر گذاشت. او استعداد یادگیری و آموختن داشت. بیوه او جسی در این باره می گوید:"باب همیشه سعی می کرد صحبتهای استاد خود را به یاد داشته باشد. و آن اینکه اگر آرام صحبت کنید مردم سعی می کنند به حرفهای شما گوش فرا دهند. اگر سرشان داد بزنید سعی می کنند از شما دوری کنند و چیزی نشونند."

چنین روانشناسی بومی در طی سالهای مربیگری پیزلی به او خدمات زیادی کرد و در دیدارها و کسب جامهای اروپایی این ذهنیت اثرش را بیش از پیش نشان داد. فراخوانی اش به جنگ و خدمت او در مصر و بیابان غربی موجب تأخیر حضور در انجام اولین بازی او در لیورپول شد تا اینکه در سال 47-1947 موفق به این مهم شد و اولین جام قهرمانی از 10 جام بعدی را در کنار بزرگانی کسب کرد که از آن جمله بازیکن فوق العاده بریتانیایی بیلی لیدل و مهاجم وسط آلبرت استابینز می توان نام برد.

و پس از آنکه مدیران باشگاه تیم شرکت کننده در فینال جام حذفی 1950 را از قبل مشخص کرده بودند، او آماده شده بود تا باشگاه را ترک کند، اما به عنوان کاپیتان به کار خود ادامه داد و در سال 1954 با سقوط تیم به دسته دو از بازیگری کناره گیری کرد و مربی تیم رزرو لیورپول شد. او سپس روانپزشک خودساخته و دست راست ایده آل گرای شنکلی شد که دانش او در زمینه مصدومیتها کمک بزرگی به کادر فنی در برابر رقبای باشگاه بود و برون گرایی یک نفر خوشحالی دیگری را در پی داشت.

این وظیفه پیزلی بود که راه شنکلی را ادامه دهد. با اصرار زیاد باشگاه و افراد خانواده اش در سن 55 سالگی مربیگری لیورپول را قبول کرد. او در نهایت این پست را قبول کرد و گفت:"مثل این است که از ملکه الیزابت بخواهید از میان 10 طوفان شما را هدایت کند." اما او به طور فوق العاده ای تیم را هدایت کرد هر چند از دوم شدن تیم در اولین فصل مربیگریش بسیار ناراحت شد. پیزلی با نقل قول از از یکی از بزرگان ورزش اسب سواری گفت:"مانند کارآموزی بودم که در عرض زمین در پیچ و خم بازی حرکت می کردم."

اما لیورپول در فصل بعد با فتح جام قهرمانی لیگ و جام باشگاههای اروپا به موفقیت چشمگیری دست یافت. لیورپول در آخرین دیدار فصل خود با برد 3-1 مقابل وولوز به مقام قهرمانی لیگ رسید و جام یوفا را با شکست 4-3 اف سی بروژ کسب کرد.

در فصل بعد لیورپول به موفقیتی دست یافت که باب پیزلی آن را "روز عالی" خواند و آن زمانی بود که پیزلی و مردانش توانستند مونشن گلادباخ را 3-1 در فینال جام باشگاههای اروپا در ماه مه 1977 در رم شکست دهند و اولین جام باشگاههای اروپا را به کابین افتخارات باشگاه اضافه کنند. چهار روز قبل که لیورپول توانسته بود از عنوان قهرمانی خود دفاع کند اما در فینال جام حذفی مغلوب من یونایتد شده بود. اما تاریکی های ویمبلی با درخشش تیم در رم از خاطره ها رفت.

این پیروزی موجب شد تا
او اولین مربی انگلیسی باشد که فاتح جام قهرمانی باشگاههای اروپا شد و قبل از او جک اشتاین مربی اسکاتلندی سلتیک در سال 1967 و سر مت بیزبی اسکاتلندی، که زمان مربیگری باب پیزلی کاپیتان تیم بود، به همراه من یونایتد در سال 1968 به این افتخار دست یافته بودند.

او به دنبال کسب این افتخار بعدها مفتخر به عنوان OBE شد، اما باب در شب قهرمانی تیم در حالیکه در گوشه هتل محل اقامت تیم نشسته بود گفت:
"من نوشیدنی نمی خورم چونکه می خواهم از هر لحظه این شب لذت ببرم. پاپ و من امشب تنها کسانی در رم هستیم که مست نخواهیم شد!"

جشن رم آخرین بازی کوین کیگان بود. مهاجم گلزن و پرتلاشی که در کنار جان توشاک زوج زهر آگینی را تشکیل داده بودند. این مهاجم انگلیسی که بعدها مربی تیم ملی انگلستان نیز شد، لیورپول را به مقصد هامبورگ ترک کرد.


اما پیزلی، کنترل عالی تاکتیهایش را در جذب بازیکنان نیز نشان داد و به زودی جانشین شماره 7 تیم را یافت. او کنی دالگلیش را از سلتیک با رکورد 440000 پوند، 60000 پوند کمتر از درآمد فروش کیگان، به لیورپول آورد.

جان اسمیث، رییس وقت لیورپول که از این انتقال خوشحال بود، گفت:"این یکی از بهترین انتقالهای باشگاه است." استعداد باب پیزلی در تشکیل تیمی قدرتمند، با خرید فیل نیل، تری مک درموت، جوئی جونز دیوید جانسون به اثبات رسیده بود. او ری کندی را از پست مهاجم قدرتی به هافبک چپ تبدیل کرد چرا که مخصوصاً در اروپا مدافعان را در می نوردید و از دیوید فرکلاف به عنوان تعویضی طلایی استفاده کرد. پیزلی آگاه بود که او بهترین ناطق نیست و در این باره گفت:"من اجازه می دهم تیمم به جای من صحبت کند." این فروتنی به لطف خرید بازیکنانی چون هنسن، سونس، الن کندی، رانی ویلن، ایان راش، کریگ جانسون، مارک لارنسون، بروس گروبلار و استیو نیکول به بالاترین صدا شنیده شد.




پیزلی با کسب دو جام قهرمانی باشگاههای اروپا برای لیورپول یکی در ویمبلی 1978 با غلبه بر بروژ، و دیگری در پاریس سه سال بعد با شکست رم قدرتمند، تاریخ ساز شد.

تیمهای تحت هدایت پیزلی شش بار به مقام قهرمانی در لیگ دسته یک دست یافتند و در بهترین زمان در فصل 78-1977 آنها 68 امتیاز کسب کردند در حالیکه هر پیروزی 2 امتیاز داشت و در 42 بازی تنها 16 گل دریافت کردند، 85 گل به ثمر رساندند و تنها 4 بار باختند. او همچنین لیورپول را سه بار پیاپی فاتح لیگ کاپ کرد و تنها در جام حذفی به قهرمانی دست نیافت. اما این ناکامی با توجه به جامهای رنگارنگی که کسب کرد قابل اغماض است. باب با کسب 23 جایزه مربیگری، سکان هدایت تیم را در سال 1983 به جو فگان داد.

پس از کناره گیری در سال 1983، او به عنوان یکی از مدیران باشگاه عضو هیئت مدیره لیورپول شد و مشاور کنی دالگلیش، اولین بازیکن – مربی تاریخ باشگاه، شد. اما بعدها به بیماری آلزایمر دچار شد.




باب پیزلی و افتخارات او در زمان تشییع او در فوریه 1996 در سنت پیترز در منطقه وولتون، به شکلی عالی توسط جان رابرتس توصیف شد که او را مردی معمولی اما با شکوهی خارق العاده خواند. دنیای فوتبال، نه دست کم باشگاه فوتبال لیورپول، از حضور او در میادین تجربه ها و دانش بسیار زیادی کسب کرد. در پنجشنبه 8 آوریل 1999 باشگاه لیورپول رسماً به پاس خدمات او به باشگاه یکی از دربهای ورودی باشگاه را به نام او The Paisley Gatewayنامید.


زندگی شخصی
استعداد فوتبالی که پیزلی داشت، و کثرت آن را می توان برای تشریح موقعیت او در فوتبال بریتانیا بکار برد. شاید بتوان سرنخ هایی در دوران کودکی یا گذشته او یافت. چطور باب پیزلی پسر به باب پیزلی مرد تبدیل شد؟

همچون شنکلی، که شهرتش بسیار تحت تأثیر نیمه دوم حرفه باب پیزلی قرار داشت، پیزلی در منطقه ای روستایی نشین در قلب صنعتی کشور متولد شد. هتون لی هول Hetton-le-Hole ممکن است مشهورترین جای انگلستان نباشد، اما انرژی های خلاق و خدمات مخلصانه ای که هتون بدان مشهور است، و هزاران جای دیگر همچون آن منطقه، حیات انقلاب صنعتی بریتانیا را شکل دادند.

و همچون گلن باخ ایالت ایرشایر، بخش دورهام از هتون لی هول جامعه معدنی بود. جالب آن که در روز تولد او 23 ژانویه 1919 تعداد 150000 معدنی در سراسر کشور به خاطر حجم کار پایین اعتصاب کردند. برای افرادی که هیچ کار دیگری برای امرار معاش نداشتند، اعتصاب کردن آخرین راه حلی بود که می توانستند در پیش بگیرند و از این جهت به شرایط بد کاری آن دوره می توان پی برد.

باب سومین پسر بین چهار فرزند پسر خانواده بود، ویلی و هیو دو پسر بزرگ خانواده بودند و الن کوچکترین بود. سم پدر باب در معدنی در آن حوالی کار می کرد و مادرش امیلی خانه داری بود که جان و مال خانواده را در آن روزهای رکود و پریشانی کنترل می کرد.

در سال 1926 طی اعتصاب سراسری، باب 7 ساله مجبور شد تا خرده ذغالها را جمع آوری کرده و با آب مخلوط کند تا سوخت خامی تهیه شود و همچون دیگر دوستان مدرسه ای اش با خوردن تنها سوپ رقیق لاغر و نحیف بود.


او درباره محل زندگی خود می گوید:

"هتون لی هول دهکده معدنی مشخصی در دورهام بود، جامعه ای به هم گره خورده که در 7 مایلی ساندرلند جایی قرار داشت که ذغال حاکم بود و فوتبال مذهب محسوب می شد. پدرم یک معدنچی بود، و گرچه او هرگز نخواست تا هیچ یک از پسرانش در گودالهای معادن کار کنند اما به نظر می رسید چاره دیگری نداشت. ما در منزلی با تراس کوچکی زندگی می کردیم و هر چند هرگز از نیاز اساسی زندگی کم نیاوردیم اما هرگز آخر هفته پول زیادی برای خرج کردن نمی ماند."

باب در سن 14 سالگی کاری در بیرون از گودال معدن یافت و شاهد صحنه ای بود که پدرش در یک حادثه معدن از دل گودال بیرون کشیده شد. ساموئل پیزلی بدجوری مصدوم شده بود بطوری که نتوانست تا 5 سال کار کند و پس از آنکه تلاش شد تا معادن محل امنی برای کار کردن باشند ، آن معادن نیز تعطیل شدند.

باب به سرعت به آجرچینی روی آورد اما این بار استعداد یابهای فوتبال مجذوب مهارتهای او شدند. استعداد فوتبال او گذرنامه ای برای ورود به جهان بعدی شد. در دوره ای بی نظیر بین سالهای 11 تا 14 سالگی او توانست به تیم مدرسه شان Eppletonکمک کند تا 7 بار به مقام قهرمانی دست یابد. موفقیت او با بازی در تیم هتون نیز ادامه یافت و همیشه در مقابل جوانانی بازی می کرد که از او بزرگتر بودند.

استعداد ورزشی باب به روشهای دیگری نیز جلوه گر شد. او با قهرمانی های متعدد در مسابقات دویدن با یک پا، که در آن زمان در شمال شرق کشور بسیار محبوب بود، پول خوبی بدست آورد. در ماههای تابستان باب پیزلی جوان نیز به کریکت روی می آرود. بازی او در پستهای مختلف آنقدر خوب بود که چندین باشگاه خواستار جذب او بودند. اما طبق معمول این عشق فوتبال او بود که وجودش را فرا گرفته بود و زیاد طول نکشید که نمایندگان باشگاه بیشاپ آکلند به سراغ باب پیزلی رفتند.


البته، با شروع جنگ جهانی دوم تمام روحیات ورزشی جامعه را تحت تأثیر قرار داد و او به هنگ 73 توپخانه ملحق شد. او در ارتش هشتم مونتگومری خدمت کرد که به آنها موش صحرایی می گفتند و به عنوان مسلسل چی ضد تانک در پیروزی El Aleameinنقش داشت.

اما باز آن زمان هم وقت ورزش پیش می آمد وباب یک بار کاپیتان تیم هاکی هنگ شد و در آن روز فوتبال و کریکت بازی کرد! در آن دوره بود که به مسابقات اسب سواری علاقمند شد، تفریحی که تمام عمرش همراهش بود. سوارکاری به نام رگ استرتون در هنگ او خدمت می کرد و آن دو دوستان بسیار نزدیکی شدند. در سالهای بعد باب با سوارکاران بزرگ بریتانیا فرانک کار و فرانکی دور دوست صمیمی شد.

در حالیکه باب در ایتالیا خدمت می کرد به او خبر دادند که بردار کوچکش الن به دلیل تب مخملکو دیفتری در سن 15 سالگی درگذشت. با شنیدن این خبر، باب بی هدف پست خود را ترک کرد و گیج و متحیر از شنیدن آن خبر به راه افتاد، و لحظه ای بعد بمبی در همان پست قبلی او منفجر شد. آن خبر تراژیک جان او را نجات داده بود.

در ژوئن 1944 او سوار بر تانک با نیروهای متفقین رم را فتح کردند. آن لحظه غرور انگیزی بود چرا که نیروهای آزادی بخش به شکل قهرمان توسط ایتالیایی ها مورد استقبال قرار گرفتند. برای باب و هم رزمان او این اول جنگ بود، جنگی که به او آشنایی اولیه با شخصیت اسکاوزر داد، چرا که بسیاری از هم رزمهای او در هنگ اهل مرزی ساید بودند.

همانطوری که او شرح می دهد:"من عاشق مردم و شهر هستم. سالها است که با آنها زندگی و مبارزه کرده ام. نود درصد از افراد هنگ من اهل مرزی ساید بودند. به همین خاطر باید با خصوصیات آنها آشنا می شدم. از لحاظ روان شناسی، این امتیاز بزرگی بود. وقت کافی برای شناخت مردم لیورپول داشتم و فکر کنم آنها مردم فوق العاده ای هستند."

برای مردی که با واژه ها زیاد آشنا نبود، بیان این کلمات بسیار زیبا و صریح بود.

در سال 1945، کمی بعد از ترخیص او، باب در ترن بیرون از منطقه ماگول با جسی آشنا شد و در جولای سال بعد آن دو ازدواج کردند. در سالهای بعد باب و جسی تولد دو پسر خود، رابرت و گراهام و یک دختر به نام کریستین را جشن گرفتند.

ممکن بود باب پیزلی برای سن میان سالی ساخته نشده بود و شاید گاهی اوقات به زحمت می توانست در مصاحبه تلویزیونی جذابی انجام دهد، اما در دل او یک اسکاوزر بود، و توسط آنها پذیرفته شده بود چرا که جمعیت حاضر در جایگاه کاپ براحتی او را می شناختند. او به خبوی می دانست همانطور که همه ما می دانیم که این باشگاه فوتبال هر آنچه که لازم بود انجام داد.


نقل قول هایی در مورد عمو باب

کنی دالگلیش، الن هنسون و گرائم سونس که سه ستاره فوتبال اسکاتلند بودند توسط او به باشگاه آورده شدند و این سه در موفقیت بی نظیرش در باشگاه نقش پر رنگی داشتند.

دالگلیش در مورد او گفت:"تنها یک باب پیزلی بود که او هم بزرگترین همه بود. او در فوتبال بی همتا بود. او برای لیورپول بازی کرد، بازیکنان را درمان می کرد و آنها را هدایت می کرد. او مربی بازیکنان بود و سپس مدیر شد. او می متوجه مصدومیت بازیکنان می شد و محل مصدومیت آنها را تنها با کمی دوندگی تشخیص می داد. او هیچگاه در زمینه فوتبال لاف نمی زد اما دانش فوتبال بسیار زیادی داشت. من پیشرفت خودم را بیش از همه در فوتبال به او مدیونم. هرگز کسی مثل او نخواهد آمد."


الن هنسن با تأیید گفته های دالگلیش می گوید:"بر حسب کسب افتخارات و رکورد مربیگری، باب پیزلی بهترین مربی تاریخ فوتبال است."


گرائم سونس نیز در تمجید از پیزلی گفت:"وقتی صحبت از مربیان بزرگ می کنید نام یک نفر در بالای این فهرست خودنمایی می کند و آن هم باب پیزلی است."

رکورد فوق العاده 19 جام در عرض 9 سال شگفت آور است. این گواه عالی به واکنش فوق العاده او در قبال چیزی است که دیگران آن را غیرممکن تصور می کنند.

.... از آن گذشته از همه کارشناسان و افراد فوتبالی بپرسید که چه کسی و چگونه می توانست افسانه شنکلی را دنبال کند؟


فیل تامپسون در مورد باب پیزلی می گوید:

"او بازیکنان را به تیم آورد و آنها را با هم متحد کرد و تیمهای بزرگی تشکیل داد. همه او را عمو باب صدا می زدند، اما به موقعش بسیار سخت گیر و خشن می شد. هر کسی که زیردست او کار کرده، از جمله خودم، این موضوع را می داند. او سخت گیر بود اما بدرستی این کار را می کرد و در تمام آن سخت گیری ها، بسیار با متانت رفتار می کرد. او نبوغ تشکیل تیمهای بزرگ را داشت."

ری کلمنس، دروازه بان افسانه ای تیم، در مورد پیزلی این چنین می گوید:

"وقتی پیزلی پست مربیگری را از شنکلی گرفت، بیش از حد ترسیده بود. هرگز آن روز تابستان 1974 در رختکن، اولین روز تمرینات پیش فصل را فراموش نخواهم کرد که به ما گفت:"شنکلی رفته است و علیرغم میل باطنی ام، آنها مرا مربی شما کرده اند. اما باید آنچه را که او شروع کرده ادامه دهیم."

او این پست را مسئولیت و وظیفه خود می دید. با اینحال
رکوردی از خود برجای گذاشت که هیچ مربی نتوانسته آن را بشکند. کارها پس از اولین فصل او برایش راحت تر شد. به نظر من، او مربی بهتری بود تا یک انگیزه دهنده بازیکن، اما با تکیه به دانش فوتبال و شناخت زیاد بازیکنان به لحاظ تاکتیکی هم بسیار قوی بود."

تام ساندرز، مربی سابق جوانان لیورپول

"به عنوان استاد جوانان فکر کنم در ارزیابی افراد و موقعیتها خیلی دقت می کردم. اما در مورد پیزلی باید سریع و بهوش بودید تا با او ارتباط برقرار می کردید. بازیهای زیادی را با او نه تنها از لیورپول بلکه سایر تیمها مشاهده کردم و به کمترین جزئیات دقت می کرد. وقتی گلی به ثمر می رسید آغاز حرکت از ابتدا تا به ثمر رسیدن گل را تحلیل و بررسی می کرد و تمام بازیکنانی که در این حرکت بدون در اختیار داشتن توپ دخالت داشتند را ذکر می کرد. ممکن بود حتی خود آن بازیکنان دخالت خود را در به ثمر رسیدن آن گل نمی دانستند!

هر ذره اطلاعات در ذهن او ثبت می شد. او با یادآوری وقایعی که در بازیهایی که سالها پیش با هم دیده بودیم و رخ داده بود، مرا متحیر می کرد. ذهن او هیچگاه بیکار نبود، و پس از آنکه با هم یک بازی را می دیدم، در مسیر خانه تا ساعتها هیچ حرفی نمی زد. این احتمالاً زمانی بود که به تحلیل وقایع بازی و ثبت حرکات و جزئیاتی که دیده بود می پرداخت تا بعدها بتواند به یاد آورد."


عکس هایی از عمو باب
پر افتخارترین مربی لیورپول



هواداران همواره بنر باب پزلی را به آنفیلد می آورند



هتون ، زادگاه باب پیزلی همیشه قدردان وی بوده




باب پیزلی در ساختمان باشگاه لیورپول




یادبود باب پیزلی کبیر




تعدادی دیگر از جام ها و مدال های آن مرد بزرگ



مجسمه دیواری از باب پیزلی



ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﻢ ﺭﺍﺿﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ . . .
ﻭﻟﯽ ...
ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﻧﯿﺴﺘﻢ . . . .
      
roohiiii مرد #25 | Posted: 16 Jul 2012 07:12
کاربر

 
ليورپول پيشنهاد نيوکاسل را رد کرد



سران ليورپول پيشنهاد نيوکاسل براي جذب مهاجم تيمشان به شکل قرضي را نپذيرفتند.

به نقل از گاردين، آينده اندي کرول در آنفيلد پس از آنکه باشگاه ليورپول پيشنهاد نيوکاسل براي امضاي قرارداد قرضي با مهاجم تيم ملي انگليس را رد کرد به شدت در ابهام فرو رفته است.

در روزهاي اخير گفته مي‌شود برندن راجرز، سرمربي جديد ليورپول نظر مثبتي روي کرول ندارد و قصد دارد اين بازيکن را به شکل قرضي به تيم ديگري واگذار کند. از سويي باشگاه‌هايي مانند نيوکاسل، وستهام و ميلان براي جذب اين بازيکن ابراز تمايل کرده بودند که پيشنهاد نيوکاسل در اين خصوص از سوي راجرز رد شد.

اندي کرول ژانويه 2011 از نيوکاسل با 35 ميليون پوند به ليورپول پيوسته بود که هشتمين انتقال گران قيمت تاريخ فوتبال است. او در 18 ماه حضور خود در مرسي سايد موفق نبود و در 56 ديداري که به ميدان رفت تنها 11 گل به ثمر رساند که 6 تاي آنها در ليگ بود ولي برخي نمايش‌هاي خوب او در پايان فصل گذشته موجب شد وي به وسيله روي هاجسون به تيم ملي انگليس دعوت شود.

اکنون که راجرز اعلام کرده کرول جايي در برنامه‌هاي وي ندارد و با توجه به رد کردن پيشنهاد نيوکاسل توسط اين مربي، مشخص نيست آينده اين مهاجم در کدام تيم رقم خواهد خورد.


ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﻢ ﺭﺍﺿﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ . . .
ﻭﻟﯽ ...
ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﻧﯿﺴﺘﻢ . . . .
      
roohiiii مرد #26 | Posted: 16 Jul 2012 07:13 | Edited By: roohiiii
کاربر

 
فرناندو خوزه تورس سانز


ديوانه و متعصب

فرناندو خوزه تورس سانز در ۲۰ مارچ سال ۱۹۸۴ در شهري در نزديکي مادريد اسپانيا به دنيا آمد . او که هم اکنون عضو تيم باشگاهي ليورپول مي باشد فوتبالش را در پنج سالگي با تيم پارکو آغاز کرد. با اينکه پدر بزرگش تعصبي به فوتبال نداشت اما از طرفداران اتلتيکو مادريد بود و فرناندو اين علاقه را از او به ارث برده بود. او در ابتدا مي خواست مانند برادرش دروازه بان شود اما وقتي هفت ساله بود در يک بازي دو دندان جلوياش را از دست داد و مجبور به استفاده از پروتز مصنوعي شد . مادرش فلوري از او خواست تا پستش را عوض کند و به اين ترتيب او مهاجم شد . در نه سالگي پدرش خوزه با بردن او به اتاق مدال ها و افتخارات باشگاه اتلتيکو مادريد او را غافلگير کرد . او که تا آن زمان تنها عکسهايي از جام ها و مدالهاي اتلتيکو را ديده بود توانست جام ها را از نزديک ببيند و آنها را لمس کند.




تحقق يک رويا

تورس در يازده سالگي با به ثمر رساندن ۵۵ گل براي تيمش توانست جزء يکي از سه بازيکني باشد که اجازه حضور در تست تمريني اتلتيکو مادريد را بدست اورده و سرانجام پس از جلب نظر کادر فني اين تيم توانست قراردادش را در سال ۱۹۹۵ با اتلتيکو امضاء کند. حضورش در اين تيم براي خوانواده تورس يک رويا بود . آنها خيلي تلاش کردند تا او يک فوتباليست شود و هيچ کدامشان تصور هم نمي کردند که او به جايگاهي که هم اکنون در آن است برسد. او در خاطراتش مي گويد: پدرم بايد بعد از ظهرها محل کارش را ترک مي کرد تا مرا به محل تمرين برده وبعد با قطار به سر کارش بر مي گشت. در بقيه اوقات مادرم مرا با قطار يا اتوبوس مي رساند. مهم نبود که هوا باراني بود يا خيلي گرم او به هر حال مرا مي رساند . او هميشه به من مي گفت هر وقت خسته شدي لازم نيست ادامه بدهي فکر نکن مجبوري که فوتبال را ادامه بدهي اما من هرگز خسته نشدم.

آغاز شهرت

ترس در چهارده سالگي به عنوان بهترين بازيکن رده سني خودش در اروپا انتخاب شد . او توانست به همراه تيم ملي اسپانيا عنوان قهرماني را در جام ملتهاي اروپا و در رده سني زير شانزده سال بدست آورده وعنوان بهترين بازيکن و گلزن آن دوره از مسابقات را از آن خود کند . از آن زمان به بعد او به چهرهاي شناخته شده در ميان مردم تبديل شد.

حضور در ليورپول

فرناندو نخستين حضور حرفه اياش را در ليگ در سن ۱۷ سالگي تجربه کرد . کمک او با عث شد تا اتلتيکو از دسته دوم صعود کند . او در دومين فصل حضورش در اين تيم به همراه تيم ملي اسپانيا قهرمان جام ملتهاي اروپا در رده سني زير ۱۹ سال شد ودوباره عنوان آقاي گلي مسابقات را بدست آورد. از آن زمان به بعد سيل پيشنهادها به او شروع شد که يکي از آنها از سوي آرسنال بود. با اينکه تورس تا قبل از آن تمايلي به ترک اتلتيکو نداشت اما نظرش تغيير کرد چرا که معتقد بود حضور در جمع بهترينهاي فوتبال مي تواند به پيشرفت او کمک کند و ليورپول تنها تيمي بود که فرناندو دوست داشت به آن بپيوندد. او با وجود داشتن پيشنهادهاي مالي بهتر از سوي ديگرباشگاهها اين تيم را انتخاب کرد. تورس پس از پيوستن به ليورپول اميدوار بود که بتواند به واسطه شش فصل حضورش در کنار بازيکنان بسيار خوب آن بازي کند وگلهاي زيادي را به ثمر برساند . او مي گويد: “بين بازيکني که در دسته دوم اسپانيا بازي مي کرد با بازيکني که الان هستم تفاوتهاي فيزيکي و فني زيادي است و مهمترين آنها نوع حرکت من در ميدان است. به مرور زمان بدون آنکه حس کني ياد مي گيري که بهتر حرکت کني. خيلي کمتر از قبل مي دوي و بيشتر با توپ کار مي کني سرعتت بالا مي رود و مي تواني در دفاع هم به تيم کمک کني . دانستن اين که در کجاي زمين قرار بگيري چيزي است که در طول تجربه مسابقات مي تواني آن را ياد بگيري ”

تورس با زانوهاي استثنايي

حتي مصدوميتهاي تورس هم جنبه مثبت خودش را داشت. او در دسامبر ۲۰۰۰ تحت عمل جراحي قرار گرفت. جراح او بعد از شکستن استخوان پايش از حالت کشساني کاسه زانوي فرناندو شگفت زده شد و در اين باره گفت: اينها منعطف ترين زانوهايي بوده است که تا به حال ديده ام.

اسطوره هاي کودکي تورس

قهرمانان کودکي تورس مايکل جردن بسکتباليست آمريکايي، کيکو بازيکن سابق تيم اتلتيکو مادريد و ميگل ايندوريان دوچرخه سوار اسپانيايي بودند و کارتون مورد علاقه اش نيز ( فوتباليستها) بود و در زماني که در باشگاه محلي ماريو بازي مي کرد کاپيتان سوباسا را الگوي خودش قرار مي داد با آنکه عده زيادي سبک بازي فرناندو را شبيه ماکو ون باستن ستاره هلندي باشگاه ميلان و اژاکس امستردام و سر مربي فعلي اين تيم مي دانند اما خودش معتقد است با آنکه ون باستن الگويش بوده است اما راه زيادي تا رسيدن به فوتبال او در پيش دارد.



فرناندو و آرمان گرايي

مجسمه مومي تورس در موزهاي در مادريد اسپانيا در حالي که در کنار مايکل جردن، ميگل ايندوريان، زيدان و رائول ايستاده قرار داده شده و اين امر باعث افتخار پدرش است. او به شدت ايده ال گراست و موفقيت خود را مديون اين خصلتش مي داند . او حتي در زمين تمرين هم تحمل باخت ندارد. کتاب معروف چه کسي پنير مرا جابجا کرده است را خوانده و به گفته خودش تاثير مثبتي بر روي او گذاشته است. او خودش را خوش شانس و با اراده قوي توصيف مي کند که به هر انچه که مي خواسته رسيده است و با اينکه شانس را در زندگي مهم مي داند اما معتقد است کسي چيزي را مجاني به او نداده واگر انسان به دنبال استعدادش برود آنچه را که مي خواهد به دست خواهد اورد. ديوانه و متعصب کلماتي است که تورس خود را با آنها توصيف مي کند کمي خرافاتي است و اگر قبل از گلزني در يک بازي با کسي حرف زده باشد هميشه و قبل از ساير بازي ها آن کار را تکرار مي کند.



نام کامل:فرناندو خوزه تورس سانز

تاريخ تولد: ۱۹۸۴/۳/۲۰
محل تولد: مادريد
قد: ۱۸۵
وزن: ۸۰
شماره پيراهن: ۹
باشگاه کنوني: چلسي
باشگاه قبلي: اتلتيکو مادريد (۲۰۰۱-۲۰۰۷) ۱۷۴ بازي ۷۵ گل زده_ليورپول
افتخارات ملي: قهرماني جهان۲۰۱۰_قهرماني در جام ملتهاي اروپا (۲۰۰۸ )_(۲۰۱۲)
قهرماني در مسابقات زير ۱۶ سال اروپا (۲۰۰۱ )
قهرماني در مسابقات زير ۱۹ سال اروپا (۲۰۰۲ )
افتخارات شخصي: سومين بازيکن برتر سال (فيفا) (۲۰۰۹)
بهتربن بازيکن مسابقات زير ۱۶ سال
اروپا (۲۰۰۱ ) آقاي گل مسابقات زير ۱۶ سال اروپا (۲۰۰۱ )
بهترين بازيکن مسابقات زير ۱۹ سال اروپا ( ۲۰۰۳ )
آقاي گل مسابقات زير ۱۹ سال اروپا (۲۰۰۳ )
قرار گرفتن در جمع ۱۱ بازيکن برتر سال ( ليگ برتر ) (۲۰۰۸ )
بهترين بازيکن ماه فبروري ( ليگ برتر ) (۲۰۰۸ )
بهتربن گل زن ليورپول در فصل (۲۰۰۸-۲۰۰۷)

بازي در تيم ملي: نخستين بازي فرناندو براي تيم ملي اسپانيا، در
سال ۲۰۰۳ مقابل تيم ملي پرتغال بود.

فرناندو با تيم ملي در پنج تورنمنت مهم يعني يورو ۲۰۰۴
جام جهاني ۲۰۰۶ و يورو ۲۰۰۸وجام جهاني ۲۰۱۰و جام ملتهاي ۲۰۱۲شرکت داشته.


اطلاعات بيشتر:در سرزمين ماتادورها به تورس لقب (el nino )
دادند. ( el nino در زبان اسپانيايي يعني بچه)

جالبه بدونيد تورس در دوران کودکي دروازه بان بوده تا اينکه
يه روز آقا داداشش يه شوت محکم ميخوابونه تو صورتش و
و چندتا از دندوناي فرناندو رو ميريزه تو دهنش
بعد از اين ماجرا بود که تصميم گرفت براي هميشه دروازه باني
رو بگذاره کنار


ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﻢ ﺭﺍﺿﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ . . .
ﻭﻟﯽ ...
ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﻧﯿﺴﺘﻢ . . . .
      
roohiiii مرد #27 | Posted: 16 Jul 2012 08:33
کاربر

 
یکصد لحظه فراموش نشدنی از تاریخچه افسانه ای


۱- مارچ 1892( اسفندماه 1270)- باشگاه فوتبال لیورپول درپی ملاقات دوستانه ای درخانه جان هالدینگ بوجودآمد.

2- سپتامبر1892(شهریور1271)- نخستین بازی لیورپول وپیروزی 8-0 برابروالتون درلیگ منطقه ای ایالت لنکشایر

3-سپتامبر1893(شهریور1272)- کسب مقام نخست football league Division وراه یابی به لیگ یک وسپس پیروزی درنخستین بازی درلیگ برابرمیدلزبورو(3-0)

4-آوریل 1894(فروردین 1273)- حصول موفقیت درنخستین تلاش لیگی با کسب اطمینان ازبقادرلیگ باپیروزی 2-0 برابرنیوتن هیث


5- فوریه 1896( بهمن 1274)-ثبت رکورد درخشان ترین پیروزی لیگی لیورپول تاامروز، دربرابرروترهام تاون وبانتیجه 10-1

6-آگست 1896 (مرداد1275)- تام واتسون به عنوان منشی- مربی ازساندرلند به لیورپول پیوست.

7- می 1898( خرداد1277)-نخستین ستاره بزرگ تیم، یعنی آلکس ریسبک اسکاتلندی با دریافت 350 پوندازاستوک سیتی به لیورپول پیوست.

8- آوریل 1901( اردیبهشت 1280)- لیورپول برای نخستین بار و با هدایت تام واتسون قهرمان لیگ دسته اول انگلستان شد.


9- آوریل 1906( اردیبهشت 1285)- کسب مجددمقام قهرمانی لیگ با 4 امتیاز اختلاف نسبت به پرستون نورث اند

10- ژانویه 1913( دی 1291)- الیشا اسکات دروازه بان افسانه ای تاریخ باشگاه برای نخستین بارطی تساوی بدون گل برابرنیوکاسل یونایتددرون دروازه لیورپول ایستاد ودروازه رابسته نگاه داشت.


11- آوریل 1914(اردیبهشت 1293)- برای نخستین بارصعودبه فینال جام حذفی والبته قبول شکست 1-0 برابر برنلی درسلهفرست پارک لندن

12- می 1914( خرداد1293)-اعزام به نخستین تورخارج ازانگلستان وانجام 5 بازی دوستانه درکشورهای اسکاندیناوی


13- آوریل 1922(اردیبهشت 1301)- کسب سومین مقام قهرمانی لیگ ، طی پیروزی خردکننده 5-1 برابرکاردیف سیتی درآنفیلد

14- می 1923( اردیبهشت 1302)- کسب چهارمین مقام قهرمانی لیگ ونخستین قهرمانی پیاپی


15-آگست 1925(مرداد1304)-امضای قراردادبااولین بازیکن خارجی تاریخ باشگاه، زمانی که آرتور ریلی دروازه بان اهل آفریقای جنوبی ازبوکسبورگ به لیورپول پیوست.

16-آگست 1928( شهریور1307)- قرارگرفتن سقف بر روی جایگاه معروف کاپ دراستادیوم آنفیلد، این جایگاه رابه مهمترین جایگاه دراستادیومهای فوتبال جهان تبدیل نمود.


17- فوریه 1935(بهمن 1313)- برای نخستین باربازیکنی ازلیورپول موفق به هت تریک شد. اوگوردون هاجسون نام داشت.

18- سپتامبر1935(مهر1314)- لیورپول درداربی مرسی سایدبا6 گل اورتون رادرهم کوبید. این پیروزی هنوز وبعداز72 سال، قاطع ترین پیروزی لیورپول درداربی فوق می باشد.

19- فوریه 1938( اسفند1316)- جک بالمرسریع ترین گل تاریخ باشگاه را درهمان 10 ثانیه نخست دیداربادربی کانتی درگودیسون پارک به ثمررساند.

20- سپتامبر 1946(شهریور1325)- بیلی لیدل یکی از 2 بازیکن بسیاربسیارمحبوب تاریخ باشگاه( پس ازرابی فاولرکبیر) نخستین گل خودرابرای تیم به ثمررساند. اولین گل از11 گل شورانگیزلیورپول به چلسی درآن دیدارتاریخی.

21- سپتامبر1946(شهریور1325)- رکورد نقل وانتقال بازیکن با انتقال آلبرت استابینز ازنیوکاسل به لیورپول شکسته شد.


22- نوامبر1946(آبان 1325)- جک بالمر رکوردی به یادماندنی راثبت کرد. هت تریک درسه دیدارمتوالی


23- جون 1947 (تیر1326)- با شکست استوک دردیداربا شفیلدیونایتد، لیورپول مقام قهرمانی اولین لیگ بعد از جنگ دوم جهانی راکسب کرد.

24- آوریل 1950 (اردیبهشت 1329)- لیورپول برای اولین باردراستادیوم ویمبلی لندن به میدان رفت. در دیدار پایانی جام حذفی، آرسنال 2-0 برلیورپول غلبه کرد.

25- فوریه 1952(بهمن 1330)- رکورد حضور تماشاگر درآنفیلد شکسته شد. 61 هزارو905 نفر، دیدارلیورپول- ولورهامپتون رادردورچهارم جام حذفی، دیدند.

26- آوریل 1954(اردیبهشت1333)- لیورپول با کسب فقط 28 امتیاز، پائین ترین امتیازدرتاریخ حیات خودراکسب کردوبرای اولین وآخرین باربه دسته دوم سقوط نمود.

27- دسامبر1954( آذر1333)- لیورپول درسنت اندروزشهربیرمنگهام، سنگین ترین شکست تاریخ خودرامقابل بیرمنگهام بانتیجه 9-1 متحمل شد. درمارچ 2006 درهمین ورزشگاه صاحب برتری 7-0 شد.

28- اکتبر1957 (مهر1336)- برای اولین بارسقف آنفیلددارای تکنولوژی نورافشانی شد. دردیدارسنتی با اورتون. طی دیداری دوستانه به مناسبت سالگرد65 سالگی باشگاه.

29- ژانویه 1959(دی 1337)- لیورپول خفت بارترین شکست تاریخ خودراپذیرفت. شکست دربرابر تیم غیرلیگی ورکسترسیتی دردورسوم جام حذفی .



30- 17 دسامبر1959(27 آذر1338)- عیدبزرگ تاریخ باشگاه وآغاز دومین دوره حیات باشگاه. ورودبیل شنکلی کبیربه آنفیلدبه جای فیل تیلور.

31- آوریل 1960(فروردین 1339)- یان کالاهان که صاحب بیشترین رکوردهای فردی تاریخ باشگاه می باشد، برای نخستین بارباپیراهن لیورپول به میدان رفت وگل هم زد.درآنفیلد وطی پیروزی 4-1 برابربریستول روورز.

32- می 1961( خرداد1340)- لیورپول رکوردفروش بازیکنان خودراشکست وبا 37500 پوندایان سنت جان رابه مادرول اسکاتلند فروخت.

33- آوریل 1962 (اردیبهشت 1341)- پایان 8 سال حضورلیورپول دردسته دوم وصعودبه دسته اول. طی پیروزی 2-0 باگلهای دوگانه کوین لوئیزدرآنفیلدومقابل ساتهمپتون.


34- اکتبر1963 (مهر1342)- ترانه معروف هرگزتنهانخواهی رفت به صدرجدول آهنگهای پرفروش بریتانیا صعود کرد و برای اولین باردرجایگاه کاپ(KOP) سرداده شد.

35- آوریل 1964( اردیبهشت 1343)- با پیروزی 5-0 برابرآرسنال، لیورپول تحت رهبری شنکلی، ششمین مقام قهرمانی لیگ دسته اول راکسب نمود. تنها2 سال بعدازصعودمجددبه این رقابتها.

36- آگست 1964(شهریور1343)- لیورپول درنخستین دیداراروپایی خود، درایسلندتیم ریکاویک رابا5 گل درهم کوبید.

37- نوامبر1964(مهر1343 )- دردیداربا اندرلخت بلژیک، لیورپول نخستین بازی خانگی خوددرجام باشگاههای اروپاراانجام داد.


38- می 1965(خرداد1344)- سرانجام پس از73 سال انتظار، فتح جام حذفی باپیروزی تاریخی برلیدزیونایتددرویمبلی لندن

39- آوریل 1966( اردیبهشت 1345)- هفتمین مقام قهرمانی لیگ باپیروزی درآنفیلدبرابرچلسی.


40- می 1966 (خرداد1345)- لیورپول برای اولین باردریک فینال معتبراروپایی به میدان رفت ودراستادیوم همپدن پارک گلاسگوبرابربورسیادورتموند آلمان 2-1 دردیدارپایانی جام حذفی اروپاشکست خورد.

41- آگست 1966 (مرداد1345)- باپیروزی برابراورتون( فاتح جام حذفی) ، لیورپول صاحب نخستین چارتی شیلد(سوپرجام انگلستان)خودشد.

42- آگست 1971(مرداد1350)- کوین کیگان برای نخستین باربرای لیورپول ودرآنفیلد ومقابل جایگاه کاپ به میدان رفت و گل هم زد. طی پیروزی 3-1 برابرناتینگهام فارست.

43- می 1973(خرداد1352)- باتساوی خانگی بدون گل مقابل لسترسیتی، لیورپول هشتمین قهرمانی خوددرلیگ راجشن گرفت.

44- می 1973(خرداد1352)- غلبه بربورسیامونشن گلادباخ آلمان فدرال طی دودیداررفت وبرگشت و کسب مقام قهرمانی جام یوفا ودرواقع نخستین قهرمانی اروپایی.

45- می 1974(خرداد1353)- پیروزی 3-0 دراستادیوم ویمبلی ودردیدارعلیه نیوکاسل ودرنتیجه فتح دومین جام حذفی.


46- جون 1974(تیر1353)- بیل شنکلی بازنشستگی خودرااعلام کرد.

47- جون 1974(تیر1353)- باب پیزلی کبیرسرمربی لیورپول شد.


48- سپتامبر1974(شهریور1353)- کسب بزرگترین وقاطع ترین پیروزی تاریخ باشگاه، درنخستین دورجام حذفی اروپابرابراسترومگادست، درآنفیلدوبانتیجه 11-0

49- می 1976(خرداد1355)- کسب دومین قهرمانی جام یوفاباغلبه بربروخه بلژیک

50- می 1976(خرداد1355)- لیورپول برای نهمین بارقهرمان لیگ شد. درروزآخرولورهاپتون را3-1 شکست داد.

51- می 1977(خرداد1356)- تساوی بدون گل خانگی مقابل وستهام برای کسب دهمین مقام قهرمانی لیگ کافی بود.


52- می 1977(خرداد1356)- باپیروزی 3-1 برابرمونشن گلادباخ دررم، لیورپول برای نخستین بارقهرمان جام باشگاههای اروپاشد. 85 سال پس ازجلسه ای که منجبربه تشکیل این باشگاه شد.

53- آگست 1977(خرداد1356)- با انتقال 440 هزارپوندی کنی دالگلیش ازسلتیک به لیورپول، رکوردنقل وانتقال بریتانیاشکست.

54- دسامبر1977(آذر1356)- کوین کیگان 6 ماه پس ازترک لیورپول به مقصدهامبورک، به همراه تیم جدیدش به آنفیلدآمد. امادراین دیدارکه بعنوان سوپرجام اروپابرگزارشد، هامبورک و کیگان بانتیجه مهیب 6-0 مقهورلیورپول شدندتا تیم انگلیسی نخستین سوپرجام اروپایی خودراکسب کند.

55- مارچ 1978(اسفند1356)- لیورپول برای اولین باربه فینال لیگ کاپ( جام اتحادیه انگلیس) رسیدولی پس ازتساوی بدون گل درویمبلی، دردیدارتکراری ودراولدترافوردبایک گل مغلوب تیم برایان کلاف شد.

56- می 1978(خرداد1357)- لیورپول نخستین تیم بریتانیایی شدکه ازعنوان قهرمانی خوددرجام باشگاههای اروپادفاع کرده است. آنهادرفینال، بروخه بلژیک رادرفینال ودرویمبلی شکست دادند.

57- می 1979(خرداد1358)- کسب یازدهمین قهرمانی لیگ، طی پیروزی 3-0 خانگی برابرآستون ویلادرآخرین روز.
58- می 1980 (خرداد1359)- باپیروزی خیره کننده 4-1 برابرآستون ویلا، لیورپول دوازدهمین قهرمانی لیگی خودرانیزجشن گرفت.

59- آوریل 1981(فروردین 1360)- دردیدارتکراری فینال جام اتحادیه، لیورپول 2-1بروستهام غلبه کردو اولین قهرمانی خود درجام اتحادیه راجشن گرفت.


60- می 1981 (خرداد1360)- لیورپول برای سومین بارقهرمان جام باشگاههای اروپاشد. آلن کندی، تک گل پیروزی بخش لیورپول برابررئال مادریدرادرپارک دوپرنس پاریس به ثمررساند.

61- سپتامبر1981(شهریور1360)- بیل شنکلی رسمابعنوان پدرلیورپول مدرن، شناخته شد.

62- مارچ 1982(اسفند1360)- فتح دومین جام اتحادیه باپیرزوی 3-0 برابرتاتهام هاتسپرزدرویمبلی. رونی ویلان 2 بارگل زدوایان راش هم پیروزی 3-0 راتکمیل کرد.

63- می 1982(خرداد1361)- کسب سیزدهمین مقام قهرمانی لیگ. درآخرین روزآنها3-1 تاتهام راشکست دادندودربرابرجایگاه کاپ، جشن قهرمانی گرفتند.


64- مارچ 1983(اسفند1361)- باب پیزلی باکسب سومین قهرمانی پی درپی درجام اتحادیه ، جاودانه شد. تیم اودرفینال ودرویمبلی 2-1 منچستریونایتدراشکست داد.

65- می 1983(خرداد1362)- وسرانجام باب پیزلی، موفق ترین وپرافتخارترین مربی تمام ادواربریتانیاشد. تیم اوچهاردهمین قهرمانی لیگ رابه دست آورد.


66- مارچ 1984(اسفند1362)- لیورپول واورتون برای نخستین بارداربی مرسی سایدرادرویمبلی ودرفینال جام اتحادیه انجام دادند.

67- می 1984(خرداد1363)- تساوی بدون گل مقابل ناتس کانتی درمیدلن وکسب پانزدهمین مقام قهرمانی لیگ به همراه مربی جدیدیعنی جوفاگان

68- می 1984( خرداد1363)- دردیداری دراماتیک درم، لیورپول درضربات پنالتی بررم غلبه کردوبرای چهارمین بارقهرمان اروپاشد. پنالتی پیروزی بخش توسط آلن کندی به ثمررسید.

69- می 1985(خرداد1364)- فاجعه هیزل. مرگ 39 تماشاگرقبل ازآغاز دیدارپایانی جام باشگاههای اروپابین لیورپول ویوونتوس. یووه باپنالتی پلاتینی برلیورپول غلبه کرد. این آخرین باری بودکه جوفاگان روی نیمکت قرمزهانشست. لیورپول 6 سال ازرقابت دراروپامحروم شد.

70- می 1986(خرداد1365)- لیورپول موفق شدتا دررقابتهای داخلی، دبل کندولیگ وجام حذفی راتوامافتح کند. درآخرین روزلیگ ودراستمفودبریج، کنی دالگلیش که بازیکن- مربی لیورپول بود، تک گل پیروزی بخش رابه ثمررساند. آنهادرفینال جام حذفی، اورتون راشکست دادند.

71- جون 1987(خرداد1366)- جان بارنزافسانه ای با900 هزارپوندازواتفوردبه لیورپول پیوست.

72- جون 1987( تیر1366)- پیتربردسلی باانتقال 9/1 میلیون پوندی ازلیورپول به نیوکاسل، رکوردنقل وانتقال راشکست.


73- آوریل 1988(فروردین 1367)- پس از29 بازی متوالی بدون شکست، لیورپول برای هفدهمین بارقهرمان لیگ شد.

74- می 1988(خرداد1367)- جان آلدریج باازدست دادن ضربه پنالتی ، راه رابرای پیروزی 1-0 ویمبلدون درفینال جام حذفی برابرلیورپول فراهم ساخت تارویای دومین دبل درتاریخ باشگاه، محقق نشود.

75- آوریل 1989(فروردین 1368)- فاجعه هیزل برو. 96 لیورپولی براثرریزش طبقه فوقانی استادیوم هیزل بروی شفیلد، جان خودرا ازدست دادند. آن بازی رالیورپول با 3 گل ازناتینگهام برد.


76- می 1989(خرداد1368)- درفینال تاریخی جام حذفی وبادرخشش ایان راش، لیورپول موفق شدبانتیجه 3-2 براورتون غلبه کرده وفاتح جام شود.

77- می 1989(خرداد1368)- ازدست رفتن قهرمانی لیگ درروز آخرودردیداری دراماتیک علیه آرسنال، درشبی که مایکل توماس دوباره دروازه تیم خودی( لیورپول) راگشود.

78- آوریل 1990(اردیبهشت 1369)- باپیروزی خانگی 2-1 مقابل کوئینزپارک رنجرزۀ هجدهمین عنوان قهرمانی لیگ به آنفیلدرودآمد.

79- فوریه 1991(بهمن 1369)- کنی دالگلیش کبیر، بصورتی ناگهانی وغافلگیرانه اعلام کردکه دیگرلیورپول رارهبری نخواهدکرد.


80- آوریل 1991(فروردین 1370)- گراهیم سونس مربی لیورپول شد.


81- می 1992(خرداد1371)- با گلهای مایکل توماس ویان راش، لیورپول درویمبلی با2 گل برساندرلندغلبه کردوپنجمین قهرمانی خوددرجام حذفی راجشن گرفت.

82- اکتبر1992(آبان 1371)- ایان راش صاحب رکوردبهترین گلزن تاریخ باشگاه شد.

83- اکتبر1993(مهر1372)- آغازیک دوره. جوان 17 ساله ای به نام رابی فاولردردیدارجام اتحادیه علیه فولهام ودرآنفیلد درحالی به میدان آمدکه لیورپول با یک گل عقب بودامافاولر درنخستین نمایش بالیورپول، 5 باردروازه فولهام راگشودوعصرفاولرآغازشد.

84- ژانویه 1994(دی 1372)- درپی کناره گیری سونس، روی ایوانزعضوقدیمی کادرفنی، سرمربی جدیدلیورپول شد.

85- آوریل 1994(فروردین 1373)- سقف جایگاه کاپ بصورت اساسی وکامل تغییریافت وبامعماری جدید، به روزشد.



86- آوریل 1995(فروردین 1374)- استیومک مانامان درویمبلی 2 باردروازه بولتون راگشودتا لیورپول برای پنجمین بارقهرمان جام اتحادیه شود.


87- می 1997(خرداد1376)- مایکل اوون باگلی که دردقیقه 71 جدال باویمبلدون درآخرین هفته فصل ودرآنفیلدبه ثمررساند، صاحب رکوردجوانترین گلزن تاریخ فوتبال بریتانیا(تاآن زمان) شد.

88- جون 1998(تیر1377)- ژراردهولیه فرانسوی سرمربی لیورپول شد(بطورمشترک باروی ایوانزکه ایوانزآبان آن سال استعفا داد)


89- فوریه 2001(اسفند1379)- درپی آغازعملیات ساختمانی برای تعمیرویمبلی، استادیم میلینیوم شهرکاردیف میزبان فینال های داخلی شدولیورپول نخستین تیمی شدکه دراین آستادیوم سرودقهرمانی سرداد. آنهادرفینال جام اتحادیه، پس ازتساوی 1-1 درضربات پنالتی بادرخشش ساندروسترفلد، فاتح وقهرمان شدند.

90- می 2001(خرداد1380)- لیورپول باردیگردرکاردیف قهرمان شد. اینبارجام حذفی رابادرخشش اوون و2 گلی که به ثمررساند، به آنفیلدبردند. درفینال 2-1 برآرسنال غلبه کردند.


91- می 2001(خرداد1380)- لیورپول به اروپابرگشت. دردیداردراماتیک وتاریخی فینال جام یوفادروست فالن دورتموند، لیورپول با گل طلایی دقیقه 117 بانتیجه عجیب 5-4 آلاوزاسپانیا راشکست دادوبرای سومین بارقهرمان جام یوفاشد. سومین قهرمانی دریک فصل

92- دسامبر2001(آذر1380)- مایکل اوون تنهابازیکن لیورپول شدکه باپیراهن این تیم ، صاحب توپ طلای اروپا شده است.

93- مارچ 2003 ( اسفند1381)- فتح هفتمین جام اتحادیه . این بارباغلبه 2-0 برمنچستریونایتددرکاردیف باگلهای جراردواوون

94- جون 2004(تیر1383)- رافائل بنیتزمربی لیورپول شد.

95- می 2005(خرداد1384)- افسانه استانبول. پس از21 سال، باردیگرلیورپول دراروپا تاجگذاری کرد. دردیدارفراموش نشدنی فینال لیگ قهرمانان، لیورپول درحالی باضربات پنالتی میلان راشکست دادکه درپایان نیمه اول 3-0 شکست خورده بود. اما6 دقیقه تاریخی (54-60) درراه بود. 6 دقیقه ای که درآن جرارد،اسمیچروآلونسو3 باردروازه میلان راگشودندتابزرگترین بازگشت تاریخ فوتبال رقم خورده باشد.

96- می 2006(خرداد1385)- لیورپول برای هفتمین بارقهرمان جام حذفی انگلستان شد. پس ازتساوی 3-3 باوستهام درپایان 120 دقیقه، قرمزهابادرخشش خوزه ریناوستهام رادرضربات پنالتی شکست دادند.

97- مارچ 2007(اسفند1385)- دومولتی میلیونرآمریکایی به نامهای جرج ژیلت وتامی هیکس، باشگاه راازدیویدمورس خریداری کردند.

98- می 2007(خرداد1386)- باردیگرمیلان ولیورپول درفینال لیگ قهرمانان اروپا واین باردرآت به مصاف یکدیگررفتند. تک گل درک کوئت برای مقابله با گلهای اینزاگی کفایت نمی کرد تا میلان باغلبه 2-1 برلیورپول قهرمان اروپاشود.

99- جون 2007 (تیر1386)- طرح تازه استادیوم جدیدلیورپول تصویب واجرایی شد.


100- جون 2007(تیر1386)- باانتقال 42 میلیون پوندی فرناندوتورس ازآتلتیکومادریدبه لیورپول، اوگران ترین بازیکن تاریخ لیورپول شدودرنخستین نمایشش درآنفیلد، دروازه چلسی راگشود


ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﻢ ﺭﺍﺿﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ . . .
ﻭﻟﯽ ...
ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﻧﯿﺴﺘﻢ . . . .
      
roohiiii مرد #28 | Posted: 16 Jul 2012 09:25
کاربر

 
داستان یک عشق واقعـــی ؛ سوارز و سوفیـا





پدر لوئیس 7 فرزند داشت . او در خانواده ی فقیری متولد شده بود . لوییس از ابتدا به فوتبال علاقه داشت . وقی به سن نوجوانی رسید پدرش خانواده ی خود را ترک کرد و لوئیس به باشگاهی محلی رفت تا بتواند از راه فوتبال چند سکه ای برای خانواده اش در بیاورد . وقتی او 15 ساله شد با دختری 13 ساله به اسم سوفیا آشنا شد . او با هر پسری که قصد نزدیک شدن به سوفیا را داشت درگیر میشد ! لوئیس به او پیشنهاد دوستی داد و سوفیا هم قبول کرد .

سوفیا برای او همه چیز بود . مسئولان استعداد یابی تیم ناسیونال اروگوئه او را وقتی 18 سال داشت دیدند و پسندیدند و خریدند . لوئیس همیشه به تنهایی تا دیرهنگام تمرین میکرد ولی سوفیا همواره با او بود . سوفیا همیشه او را تشویق میکرد . سوفیا همیشه از او میخواست آرام تر باشد و پیشنهاد او تنها چیزی بود که سوارز نمیتوانست آن را رد کند . او به لوئیس اعتماد به نفس میداد . پس از یک سال خانواده ی سوفیا تصمیم گرفتند به اسپانیا و بارسلونا بروند . لوئیس دیوانه شده بود ، او فوتبال را ترک کرد و به یک معتاد خیابانی تبدیل شده بود !!! این بدترین زمان برای لوئیس بود . او حتی به خودکشی فکر کرده بود . روزی استعداد یاب ناسیونال پیش او آمد و پرسید چرا فوتبال را ترک کرده است

سوارز جواب داد شانس به بارسلونا پرواز کرده است و او بدون سوفیا هیچ امیدی به زندگی ندارد . پیرز استعدادیاب ناسیونال به او گفت
تنها راه رسیدن به سوفیا بازی در اروپاست . این حرف او را تغییر داد . لوئیس به مانند یک انفجار به فوتبال بازگشت . در یک بازی دستانه مقابل یک تیم هلندی او دو گل حساس زد و باعث شد نتیجه ی آن بازی 2-0 شود . سپس او با هفتصد و پنجاه هزار پوند به خرونینخن پیوست . او در آنجا درخشید و با 7.5 میلیون پوند به آژاکس پیوست . او یک ستاره بود . او بازوبند کاپیتانی تیمش را به دست آورد . بیش از 100 گل به ثمر رساند . سوفیا هنوز در اسپانیا بود . پس از 5 فصل حضور در هلند او خانواده اش در اسپانیا را ترک کرد و دوباره داستان عشقی آنها از سر گرفته شد . فوتبال چیزهای غیر قابل ممکن را برای او ممکن کرده بود .

حالا لوئیس عشقش را داشت و در سال 2009 با هم ازدواج کردند . آنها حالا یک دختر به اسم دلفینا دارند. همه در اروگوئه به او اسطوره میگویند . یک استادیوم در کشورش به نام او وجود دارد . در اروگوئه به خاطر او هوادار لیورپول هستند !


او یک بار گفت " همه ی چیزهایی که به آن رسیدم به خاطر بازگشت سوفیا بود . "


ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﻢ ﺭﺍﺿﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ . . .
ﻭﻟﯽ ...
ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﻧﯿﺴﺘﻢ . . . .
      
roohiiii مرد #29 | Posted: 16 Jul 2012 10:12
کاربر

 
لیورپول – مونشن گلادباخ: فینال جام باشگاههای اروپا 1977




مردان باب پیزلی پس از فتح جام قهرمانی لیگ در آخرین هفته از رقابتها، این فرصت را پیدا کردند تا در دیدار نهایی جام حذفی FA Cup با شکست منچستر یونایتد و برد احتمالی برابر مونشن گلادباخ در دیدار نهایی جام قهرمانی باشگاههای اروپا به سه جام معتبر در یک فصل دست یابند.


اما اینگونه نشد و یونایتد با گل دقایق پایانی لو ماکاری بازی را در ورزشگاه ویمبلی 2-1 برد و قهرمان شد. با اینحال چهار روز بعد چشم به فتح جام معتبرتری دوخت و رفت تا در ورزشگاه رم ایتالیا تاریخ ساز شود.


در یک چهارم نهایی جام قهرمانی باشگاههای اروپا، لیورپول در دیدار رفت در زمین سنت اتین 1-0 باخت اما در دیدار برگشت لیورپول یکی از شبهای تاریخی باشگاه را رقم زد.


کوین کیگان در دقیقه دوم بازی لیورپول را از حریف پیش انداخت و نتیجه در مجموع 1-1 مساوی شد. تماشاگران بیش از پیش به تشویق تیم پرداختند. اما امیدها بار دیگر رنگ باخت و این بار بارتینی از سنت اتین بود که با شوت سنگین خود دروازه ری کلمنس را گشود و نتیجه را 1-1 مساوی و در مجموع 2-1 به نفع فرانسوی ها کرد.




در نیمه دوم این بار ری کندی هافبک مؤثر تیم بود که گلزنی کرد و نتیجه را در مجمموع 2-2 کرد و سپس نوبت ذخیره طلایی لیورپول شد که حرف آخر را در این دیدار بزند. تنها شش دقیقه به پایان بازی بود که دیوید فرکلاف پاس بلندی را دریافت کرد و 20 یارد به همراه توپ به قلب خط دفاعی حریف یورش برد و با دفع مدافعان حریف توپ را به تور دروازه چسباند و پس از زدن گل به سمت باب پیزلی رفت تا شادی را با او تقسیم کند.


ترکیب تیم برابر سنت اتین: کلمنس، نیل، جونز، اسمیث، کندی، هیوز، کیگان، کیس، هایوی، توشاک (فرکلاف)، کلهن.


لیورپول در دیدار نیمه نهایی کار بسیار ساده تری داشت و در دیدار رفت برابر اف سی زوریخ 3-1 و در دیدار برگشت 3-0 این حریف را از سر راه برداشت و راهی دیدار نهایی شد.




27 هزار هوادار مشتاق لیورپول راهی رم شدند تا از نزدیک شاهد شبی تاریخی باشند. پایتخت ایتالیا مملو از شال، پرچم و اشعار قرمز و سفید رنگ لیورپولی شده بود و از همه مهمتر شعاری بود که برای جوئی جونز قهرمان هوادران لیورپول ساخته بودند که این مضمون را داشت:



Joey Ate The Frogs Legs, Made The Swiss Roll, Now He's Munching Gladbach



در دقیقه 27 تری مک درموت با دریافت پاس عمقی از سوی استیو هایوی، لیورپول را از حریف پیش انداخت اما پس از اشتباه جیمی کیس در دفع توپ، الن سیمونسون نتیجه را 1-1 مساوی کرد.



اما تامی اسمیث در 600 امین بازی و آخرین بازی خود با پیراهن لیورپول با ضربه سر گل دوم لیورپول را به ثمر رساند. این پیروزی در دقیقه 82 با حرکت نفوذی کوین کیگان مسجل شد.

کیگان که قبل از پیوستنش به هامبورگ آخرین بازیش را برای تیم باب پیزلی انجام می داد با عبور از مدافع مقابل خود برتی فوگتس نقش بر زمین شد و فیل نیل از روی نقطه پنالتی نتیجه را 3-1 به نفع لیورپول تمام کرد و لیورپول برای اولین بار قهرمان جام باشگاههای اروپا شد.




ترکیب لیورپول در دیدار نهایی: ری کلمنس، فیل نیل، جوئی جونز، تامی اسمیث، ری کندی، املین هیوز (کاپیتان)، کوین کیگان، جیمی کیس، استیو هایوی، ایان کلهن، تری مک درموت.


ذخیره ها: پیتر مک دانل، دیوید فرکلاف، دیوید جانسون، الن وادل، الک لیندزی.


ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﻢ ﺭﺍﺿﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ . . .
ﻭﻟﯽ ...
ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﻧﯿﺴﺘﻢ . . . .
      
roohiiii مرد #30 | Posted: 16 Jul 2012 10:39 | Edited By: roohiiii
کاربر

 
آنفیلد یکی از ورزشگاه های فوتبال در ناحیه آنفیلد واقع در شهر لیورپول می باشد . ورزشگاه چهار ستاره آنفیلد خانه تیم لیورپل ، قهرمان 18 بار لیگ انگلستان و 5 بار جام باشگاه های اروپا است که علاوه بر بازی های لیورپول ، بعضی از بازیهای ملی انگلیس و اکثر بازی های باشگاه های معروف بریتانیا در این ورزشگاه برگزار می شود . استادیوم به خاطر جایگاه معروف کپ در ناحیه جنوب غربی زمین در انگلستان و اروپا معروف است . هواداران پرشور و دو آتشه لیورپول در این قسمت از زمین مستقر می شوند که با سرو صداها ی فراوان و سرود های مهیج و با نشاطی که می خوانند باعث ترس و اضطراب در روحیه حریفان لیورپول می شوند ، در واقع هواداران جایگاه کپ مظهر تعصب و غیرت تیم به حساب می آیند که در سخت ترین و بحرانیترین شرایط ،تیم محبوب خود را تنها نمی گذارند . آنها همواره با سرود معروف خود (هرگز تنها نخواهی رفت...) به تیم در هنگام مسابقه روحیه می دهند ...

یادبود ها:

آنفیلد دارای دو دروازه ورودی است که این دروازه ها به احترام دو مربی بزرگ باشگاه ، باب پیسلی و دیگری بیل شنکلی نامگذاری شده است . باب پیسلی موفق شد لیورپول را به سه قهرمانی در جام باشگاه های اروپا و 6 قهرمانی در لیگ اول انگلستان در دو دهه 70و 80 برساند و بیل شانکلی که در دهه 50 به یکباره تیم را از بحران خارج نمود وبه اوج موفقیت در دهه 60 رساند.به روی سر در دروازه شانکلی جمله معروف هرگز تنها نخواهی رفت آورده شده که در مدخل ورودی این دروازه ، بیرون ازفروشگاه باشگاه مجسمه ای از بیل شنکلی وجود دارد و همچنین در تونلی که بازیکنان به سوی میدان می روند ، لوحی یادبود از شانکلی است که این جملات به روی آن حک شده است : « این آنفیلد است یاد آور جوانانی که برای ما بازی می کردند و نیز یاد آور موقعیتی است که آن ها برای ما فراهم ساختند» .
یکی از معروفترین قسمت های آنفیلد،
The Boot Room به شمار می آید به این خاطر که مربیان معروفی از جمله شنکلی ، باب پیسلی ، فاگان و دالگلیش در این اتاق مدت ها به صرف چای و بحث راجع به تیم ، نقشه کشیدن برای شکست رقبا و همچنین برنامه ریزی برای تیم می پرداختند . ضمناً لوح یادبودی برای زنده نگه داشتن خاطره کشته شدگان هیلزبورو در این مکان وجود دارد که هواداران تیم و رقیب با گذاشتن گل ، خاطرات آن واقعه تلخ را یاد آوری میکنند . در فاجعه هیلز بورو 96 نفر از هواداران لیورپول به علت ازدحام بیش از حد جمعیت کشته شدند .
جایگاه معروف KOP :این جایگاه در جنوب غربی ورزشگاه قرار دارد وجایگاه پر شورترین هواداران در سراسر دنیاست .نام KOP از کوههای Spion kop واقع در آفریقای جنوبی گرفته شده است که ارتش انگلستان در آنجا تلفات سنگینی را در جنگ بوئر دوم داد به همین خاطر بسیاری از تیم های انگلیسی جایگاهی به نام kop در ورزشگاه های خود به یاد کشته شدگان آن جنگ بوجود آردند مانند بلک پول، شفیلد یونایتد، ولور همپتون و ... که از بین آنها جایگاه kop در ورزشگاه آنفیلد مشهورتر است .این جایگاه در سال ۱۹۰۶ ساخته شد . هواداران جایگاه kop حامیان اصلی باشگاه به حساب می آیند که نقش بسزایی در پیروزی های تیم به عهده دارند و نیز همواره به عنوان طرفداران باوفا ی باشگاه تلقی می شوند .این جایگاه در ابتدا می توانست در برگیرنده 30000 نفر شود اما برای امنیت تماشاگران گنجایش این جایگاه در سال 1975 ، 22000 نفر شد که در سال 1989 پس از رخ دادن فاجعه هیلز بورو تا حدی برای امنیت ورزشگاه ، ظرفیت این جایگاه باز هم کاهش پیدا کرد . در سال 1994 جایگاه kop بازسازی شد و اکنون ظرفیت رایج آن 12409 نفر می باشد.هواداران kopشعار های مهیجی را در هنگام بازی زمزمه می کنند زمانی که لیورپول به طرف آن ها بازی می کنند ، هواداران با سر دادن یک شعار قدیمی و محلی ( توپ را بچسبان به گل ) تیم را برای گلزنی تشویق می کنند .
جایگاه اصلی و زمینی برای گرم کردن بازیکنان ذخیره (Main Stand / Paddock Enclosure):این جایگاه در سال 1973 بازسازی شد و کمترین تغییر را تا به امروز داشته که گنجایش آن به 12277 نفر می رسد . در این قسمت بازیکنان ذخیره دو تیم نزدیک زمین مسابقه مستقر می شوند که زمینی کوچک نیز برای گرم کردن بازیکنان ذخیره وجود دارد .
جایگاه صد سالگی ( Centenary) :این جایگاه در سال 1963 ساخته شد که قبلا به نام جایگاه جاده کملین معروف بود و گنجایش 6600 نفر را داشت . در دهه 70 نقشه باشگاه این بود که تمام خانه های اطراف جاده کملیش را بخرد و با ویران کردن آن ها این جایگاه را گسترش دهد.در سال 1981 باشگاه تقریباً تمام خانه ها در این جاده را خرید اما نقشه گسترش جایگاه دقیقاً یک دهه به تأخیر افتاد زیرا آغای جان و خانم نورا میسون حاضر به فروش خانه خود نبودند تا اینکه سرانجام در سال 1990 خانه خود را ترک گفتند و کار توسعه جایگاه شروع شد که اکنون گنجایش این جایگاه به 11762 نفر رسیده است . در این جایگاه ، مسئولان باشگاه و افراد برجسته فوتبال و نیز کارگردان تلویزیونی مستقر می شوند . جایگاه جدید در جشن صد سالگی باشگاه در سال 1992 افتتاخ شد که به همین خاطر به آن جایگاه صد سالگی(Centenary) می گویند.
جایگاه خیابان آنفیلد (Anfield Road Stand):این جایگاه در سال 1998 بازسازی شد که گنجایش 9074 نفر را دارد و شامل قسمت هواداران خارجی می شود که در طبقه پایین قرار می گیرند و تنها 2000 صندلی برای آن ها درنظر گرفته شده است . از این جایگاه ، هواداران خانگی نیز سهم می برند و تعدادی از هواداران نیز در بالای قسمت مهمان جای می گیرند .


آنفیلد یکی از ورزشگاه های فوتبال در ناحیه آنفیلد واقع در شهر لیورپول می باشد . ورزشگاه چهار ستاره آنفیلد خانه تیم لیورپل ، قهرمان 18 بار لیگ انگلستان و 5 بار جام باشگاه های اروپا است که علاوه بر بازی های لیورپول ، بعضی از بازیهای ملی انگلیس و اکثر بازی های باشگاه های معروف بریتانیا در این ورزشگاه برگزار می شود . استادیوم به خاطر جایگاه معروف کپ در ناحیه جنوب غربی زمین در انگلستان و اروپا معروف است . هواداران پرشور و دو آتشه لیورپول در این قسمت از زمین مستقر می شوند که با سرو صداها ی فراوان و سرود های مهیج و با نشاطی که می خوانند باعث ترس و اضطراب در روحیه حریفان لیورپول می شوند ، در واقع هواداران جایگاه کپ مظهر تعصب و غیرت تیم به حساب می آیند که در سخت ترین و بحرانیترین شرایط ،تیم محبوب خود را تنها نمی گذارند . آنها همواره با سرود معروف خود (هرگز تنها نخواهی رفت...) به تیم در هنگام مسابقه روحیه می دهند ...

یادبود ها:

آنفیلد دارای دو دروازه ورودی است که این دروازه ها به احترام دو مربی بزرگ باشگاه ، باب پیسلی و دیگری بیل شنکلی نامگذاری شده است . باب پیسلی موفق شد لیورپول را به سه قهرمانی در جام باشگاه های اروپا و 6 قهرمانی در لیگ اول انگلستان در دو دهه 70و 80 برساند و بیل شانکلی که در دهه 50 به یکباره تیم را از بحران خارج نمود وبه اوج موفقیت در دهه 60 رساند.به روی سر در دروازه شانکلی جمله معروف هرگز تنها نخواهی رفت آورده شده که در مدخل ورودی این دروازه ، بیرون ازفروشگاه باشگاه مجسمه ای از بیل شنکلی وجود دارد و همچنین در تونلی که بازیکنان به سوی میدان می روند ، لوحی یادبود از شانکلی است که این جملات به روی آن حک شده است : « این آنفیلد است یاد آور جوانانی که برای ما بازی می کردند و نیز یاد آور موقعیتی است که آن ها برای ما فراهم ساختند» .
یکی از معروفترین قسمت های آنفیلد،
The Boot Room به شمار می آید به این خاطر که مربیان معروفی از جمله شنکلی ، باب پیسلی ، فاگان و دالگلیش در این اتاق مدت ها به صرف چای و بحث راجع به تیم ، نقشه کشیدن برای شکست رقبا و همچنین برنامه ریزی برای تیم می پرداختند . ضمناً لوح یادبودی برای زنده نگه داشتن خاطره کشته شدگان هیلزبورو در این مکان وجود دارد که هواداران تیم و رقیب با گذاشتن گل ، خاطرات آن واقعه تلخ را یاد آوری میکنند . در فاجعه هیلز بورو 96 نفر از هواداران لیورپول به علت ازدحام بیش از حد جمعیت کشته شدند .
جایگاه معروف KOP :این جایگاه در جنوب غربی ورزشگاه قرار دارد وجایگاه پر شورترین هواداران در سراسر دنیاست .نام KOP از کوههای Spion kop واقع در آفریقای جنوبی گرفته شده است که ارتش انگلستان در آنجا تلفات سنگینی را در جنگ بوئر دوم داد به همین خاطر بسیاری از تیم های انگلیسی جایگاهی به نام kop در ورزشگاه های خود به یاد کشته شدگان آن جنگ بوجود آردند مانند بلک پول، شفیلد یونایتد، ولور همپتون و ... که از بین آنها جایگاه kop در ورزشگاه آنفیلد مشهورتر است .این جایگاه در سال ۱۹۰۶ ساخته شد . هواداران جایگاه kop حامیان اصلی باشگاه به حساب می آیند که نقش بسزایی در پیروزی های تیم به عهده دارند و نیز همواره به عنوان طرفداران باوفا ی باشگاه تلقی می شوند .این جایگاه در ابتدا می توانست در برگیرنده 30000 نفر شود اما برای امنیت تماشاگران گنجایش این جایگاه در سال 1975 ، 22000 نفر شد که در سال 1989 پس از رخ دادن فاجعه هیلز بورو تا حدی برای امنیت ورزشگاه ، ظرفیت این جایگاه باز هم کاهش پیدا کرد . در سال 1994 جایگاه kop بازسازی شد و اکنون ظرفیت رایج آن 12409 نفر می باشد.هواداران kopشعار های مهیجی را در هنگام بازی زمزمه می کنند زمانی که لیورپول به طرف آن ها بازی می کنند ، هواداران با سر دادن یک شعار قدیمی و محلی ( توپ را بچسبان به گل ) تیم را برای گلزنی تشویق می کنند .
جایگاه اصلی و زمینی برای گرم کردن بازیکنان ذخیره (Main Stand / Paddock Enclosure):این جایگاه در سال 1973 بازسازی شد و کمترین تغییر را تا به امروز داشته که گنجایش آن به 12277 نفر می رسد . در این قسمت بازیکنان ذخیره دو تیم نزدیک زمین مسابقه مستقر می شوند که زمینی کوچک نیز برای گرم کردن بازیکنان ذخیره وجود دارد .
جایگاه صد سالگی ( Centenary) :این جایگاه در سال 1963 ساخته شد که قبلا به نام جایگاه جاده کملین معروف بود و گنجایش 6600 نفر را داشت . در دهه 70 نقشه باشگاه این بود که تمام خانه های اطراف جاده کملیش را بخرد و با ویران کردن آن ها این جایگاه را گسترش دهد.در سال 1981 باشگاه تقریباً تمام خانه ها در این جاده را خرید اما نقشه گسترش جایگاه دقیقاً یک دهه به تأخیر افتاد زیرا آغای جان و خانم نورا میسون حاضر به فروش خانه خود نبودند تا اینکه سرانجام در سال 1990 خانه خود را ترک گفتند و کار توسعه جایگاه شروع شد که اکنون گنجایش این جایگاه به 11762 نفر رسیده است . در این جایگاه ، مسئولان باشگاه و افراد برجسته فوتبال و نیز کارگردان تلویزیونی مستقر می شوند . جایگاه جدید در جشن صد سالگی باشگاه در سال 1992 افتتاخ شد که به همین خاطر به آن جایگاه صد سالگی(Centenary) می گویند.
جایگاه خیابان آنفیلد (Anfield Road Stand):این جایگاه در سال 1998 بازسازی شد که گنجایش 9074 نفر را دارد و شامل قسمت هواداران خارجی می شود که در طبقه پایین قرار می گیرند و تنها 2000 صندلی برای آن ها درنظر گرفته شده است . از این جایگاه ، هواداران خانگی نیز سهم می برند و تعدادی از هواداران نیز در بالای قسمت مهمان جای می گیرند .
[/align]


ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﻢ ﺭﺍﺿﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ . . .
ﻭﻟﯽ ...
ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﻧﯿﺴﺘﻢ . . . .
      
صفحه  صفحه 3 از 6:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  پسین » 
ورزش انجمن لوتی / ورزش / Liverpool Club | لیورپول، پادشاه اروپا افتخار بریتانیا

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید

رنگ ها Center  List   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.


 

 

Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites
↑ بالا