انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
شعر و ادبیات
  
صفحه  صفحه 17 از 18:  « پیشین  1  ...  15  16  17  18  پسین »

دلنوشته های امین


مرد

 
باز دوباره شب میشود و منو هزار راه نرفته

باز دوباره شب میشود منو‌ چشمان‌به انتظار نشسته

باز دوباره شب میشود و زندگی من شباهت دارد به ریاضیات گسسته

باز دوباره شب میشود و روزگاری که برایم در های امید و آرزوها را بسته

باز دوباره شب میشود و من ازمردانگی سراسر تنهایی در سرزمین بی فردایی شده ام خسته خسته

باز دوباره شب میشود روزی دیگر به سنم اضافه میشود و چهره ام بیشتر شده شکسته

#999
     
  
مرد

 
Amn19961375
امین آقا دلنوشته هات عالی هستن . این پست آخری محشره . شب ها کلی حرفهای ناگفته دارن که تا صبح فریاد میزنن . دست مریزاد
خود گنه‌کاریم و از دنیا شکایت میکنیم

غافل از خود دیگری را هم قضاوت میکنیم
     
  
مرد

 
akbar200
اکبر آقا عزیز بزرگوارید ممنونم از نظرتون 🙏
     
  
مرد

 
من اژدهایی هستم که با خشم میخواهم آتش درونم را که رخنه کرده و شهر آرزوهایم را دارد میسوزاند بیرون بکشد ولی گویی هیچ نمی‌دانم که دنیایی دیگر را دارم ویران می‌سازم و گویی باید یک دنیای دیگر را نابود سازد تا دنیای درونش در آتش نسوزد....

#999
     
  
مرد

 
چه زجرآور است در سیاره ای خالی از سکنه باشی وداری فریاد میزنی و کمک میخواهی ولی خودت هم صدای خودت را نمیشنوی وصدایت از اعماق دراز گودال ماریانا می آید جایی که آدمی نیست و نور خورشید هم درونش نفوذ نمی‌کند و موجودات دریایی ناشناخته وجود دارند و باز جوابی نمی‌توانند به تو بدهند و کمکی نمی‌توانند به تو بکنند...

و احساس میکنی صدایت به جایی و به کسی نمی‌رسد که دادرس تو باشد...

#999
     
  
مرد

 
درون سرم پر شده از حرف مردم

نیش زبان هایشان برای روح زخمیم بدتر زهر کژدم

دیگر نان در سفره ها نیست چون گران شده گندم

#999
     
  
مرد

 
بدنم واکنش نشان می دهد در این حجم از خشم با وجود حملات پنیک

مغزم‌جوابی به سوال های پوچ ادم ها ندارد فقط سمت و سویش شده اورتینک

روحم به قدری تحلیل رفته مثل کانفیگ های ضعیف با افت پینگ

#999
     
  ویرایش شده توسط: Amn19961375   
مرد

 
Amn19961375
این متن جذاب بود👍
سلام دوستان ..نیما هستم ۳۲ ساله با ۷۰ کیلو وزن گرایش bot زنپوش هم مدل محجبه هم مدل معمولی .حضوری خواستین در تهران مازندران و گیلان آماده هستم
     
  
مرد

 
در زانوانم درجاده دویدن ها و نرسیدن ها کشکک نمانده

سد پر اشک چشمانم را آفتاب سوزناک خشکانده

جیب هایم بوی شرمندگی می‌دهد و هر دو جیبم پاره است جوری که این دست را به دست دیگر رسانده

بخت و اقبالم از تیرگی سیاهی کبوتر شانس را از شانه هایم پرانده

استخوان در تن ندارم روزگار این من را بی من گذاشته و جسمش را پوسانده

این نوستالژی ها گذشته زیباست ولی در عین حال دردناک دردناک مثل جسدی که برف رویش را پوشانده

در سرزمین مردمی از جنس بی تفاوتی که هیچ کسی روحت را نوازش نمی‌کند فقط و فقط میشوی یک آدم تنها و درمانده

سخن عشق ببخشید نگفتم که از دروغ ها لذت ببری پس برای دیدن من بی کس و تنها چه چیز تو را به مفهوم نوشته هایم تا اینجا کشانده

من آن نقطه ای نامعلوم و نامفهومم که خط های ممتد هم آنان را به هم نرسانده

برای مهربانی و محبت دیر شده‌ چون من همانم که اسمش را گذاشته بودی مهمان ناخوانده

از عطر علاقه و عشق ورزیدنت چیزی زیادی نمی‌گذرد ولی من از اول فهمیدم عطرش ماندگار نیست زیاد و بویش را از بدنم پرانده

از هیچ کسی دلگیر نیستم شاید این منم که از قافله عاشقان حقیقی جا مانده

#999
     
  
مرد

 
میخواهم با هر سرفه فیلتر های سیگار ها با برندهای مختلفی را بالا بیاورم که هر نفس تنگی اش بوی نداشته های زندگی را برایم می دهد...

#999
     
  
صفحه  صفحه 17 از 18:  « پیشین  1  ...  15  16  17  18  پسین » 
شعر و ادبیات

دلنوشته های امین

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?

برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2025 Looti.net. Looti Forums is not responsible for the content of external sites

RTA