خانه | ثبت نام | نظرسنجی | جستجو | موقعیت | قوانین   چت روم
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات /

طنز ادبی


صفحه  صفحه 73 از 76:  « پیشین  1  ...  72  73  74  75  76  پسین »
rajkapoor #721 | Posted: 29 Sep 2014 16:34
کاربر

 
عشقای اینترنتی




امان از دست این عشقای نفرین شده
امان از دست این فیس بوک فیلتر شده

وای از این vpn ای مفتکی
وای از این دل دادنای آبکی

های از این دخترای اینترتی
که میشن sign inبا عکسای لاتی

مزنند like زیر پستات بی هدف
میشی زود مست وبلاگ طرف

میدی تو درخواست دوستی بی امون
میگی زود میای تو چت روم مهربون

میکنید چت با هم یه چند ساعتی
میزنه فریاد ددی میکنی تو چه غلطی

میگذرونی قصه رو یواش یواش
میزاری قرار مرارو میکنی تو زود سواش

نکنه که باشه دوست با دیگری تو چت رومی
نکنه جدا بشه از توو باز تها بشی آی حیوونی

*************************** جای بیت بیچاره حذف شده.

خلاصه کوتاش کنم این قصه رو
بزا که راحت کنم خیال همه رو

نشو خام عشقای اینترنتی
ببخشید اگه کردم به کسی اهانتی
Signature

خوش به حال مسافرکشان میدان آزادی که آزادانه فریاد میزنند: آزادی...
آزادی... آزادی... و عابران خسته میپرسند آزادی چند؟
و من عابری را دیدم که از راننده سوال کرد آزادی کجاست؟
راننده گفت: رد کردی... آزادی قبل از آنقلاب بود...
      
rajkapoor #722 | Posted: 29 Sep 2014 16:35
کاربر

 
چت و دوستي




شبي از شبهاي زمين
دخترك به سراغاز كلام
گفت سلام ، من نيز چنين

گفتمش نامت چيست ؟
خواندمش بزغاله
گفتمش يارت كيست ؟
خواندمش بيچاره

گفتمش بار هزار بزغاله
كه تو اي اواره
سالياني است كه عشق
شده از دست من و تو درمانده

خنديد و گفت عشق من نيست ز ديروز
به يك سالي گشته عشقم پارسامه
گفتمش ما كه نيستيم بخيل
خدايا كند عشقت را جاودانه

باز بخنديد و من خواندمش بزغاله
گفت به ارامي، چيزكي گويم ؟
گفتم كه اگر چيزكت درد دارد
بگذار كه بچرخانم انطرف رويم

خنديد گفت تا نشدي دست پاچه
دوستت دارم بيشتر از كله پاچه
گفتم بي هيچ ماچ و بوسه
تو دوستم داري خشك ساده ؟

گفتا همين، گفتمش همين ؟
گفتم نقشه ايست يا كردي كمين؟
باز بخنديد گفت بخدا فقط همين
گفتمش سئوالي تا برايم شود يقين؟

گفت هر چه دل تنگت خواهد بگو
چرا بعد از دو سه بيت ميخندي ؟
باز بخنديد و بگفت ايش
كه خنده گل قنده تو چرا رو مي بندي ؟

گفتمش وا كدام رو؟ كدام سو؟
به يك باره بديدم كه بوسيد مرا
به خود گفتم مژده بده مژده بده
يار پسنديد مرا عشق جگر خوار مرا

گفتا كه هل كردي هند جگر خوار تويي
يار تويي هر چه خيال هست تورا
گفتم نرو گفتا كجا؟ باز ببوسيد مرا
گفتم كه چرا باز دهي بوسه وخنده مرا ؟

گفت چشم ها را بايد شست جور ديگر بايد ديد
گفتم كه نشور كلر داردجور ديگر بين راه
باز بخنديد و ببوسيد و به اغوش مرا
بعد از ان ديوانه سازم خويش را

داستان به همين و همين گشت و به پايان رسيد
تازه فهميدم كه نگفتم به نام خداوند جان افرين
Signature

خوش به حال مسافرکشان میدان آزادی که آزادانه فریاد میزنند: آزادی...
آزادی... آزادی... و عابران خسته میپرسند آزادی چند؟
و من عابری را دیدم که از راننده سوال کرد آزادی کجاست؟
راننده گفت: رد کردی... آزادی قبل از آنقلاب بود...
      
rajkapoor #723 | Posted: 29 Sep 2014 16:36
کاربر

 
"ماشین نامه"




1:
من از این زندگی الحق که سیرم
ز ایران خودرو گر حقّم نگیرم
بشد ده روز کز پا من فتادم
در این تهران تو گویی من اسیرم
برفت آن پرشیا از چنگ من مفت
پشیمان گشته از بیع اخیرم
چو بینم کس به ماشینی نشسته است
از آن صحنه خورد بر چشم تیرم
بدون خودرو من مانند لاک پشت
چو ماشین زیر پایم هست شیرم
ندارم طاقت تاکسی و مترو
تو گویی سنگ داغی هست زیرم
منم از دود و گرما سخت بیزار
که پرورده شده لای حریرم
قراری با رفیقان من ندارم
از آن رو که شود هر بار دیرم
اگر بی خودرو باشم، نیست هیچم
ندارد فرق، آباد و کویرم
بدارم حتم اگر تا صبح فردا
نگیرم تیپ پنجم را بمیرم
شوم مدیون او تا آخر عمر
اگر لطفی کند حاجی امیرم

2:
هر آنکس بشنود احوال پیمان
دلش خونین شود از حال پیمان
دو دَه روز است کاو ماشین ندارد
از این رو بسته گشته است بال پیمان
دگر نتوان بَرَد منزل به گردش
نباشد این روا بر آل پیمان
نشستن داخل ماشین شخصی
بشد از برترین آمال پیمان
ندارم جز ز خون از دیده جاری
که نبود جز فغان بر قال پیمان
کنم امشب دعا تا مطلع الفجر
که این نحسی رَوَد از فال پیمان
ز« ایران خودرو» یارب در شگفتم
چرا کم کرده از اموال پیمان
نباشد در دلم یک ذرّه تردید
اگر شرمش نشد از خال پیمان
خورَد تیری به قلب دشمن او
از آن مژگان بس قتّال پیمان
نما یاری وُ را ای «سیّد آزاد»
کم است در مملکت امثال پیمان
چه خوش گفتی تو این غم نامه هاتف
بکن کوشش تو در اجلال پیمان
Signature

خوش به حال مسافرکشان میدان آزادی که آزادانه فریاد میزنند: آزادی...
آزادی... آزادی... و عابران خسته میپرسند آزادی چند؟
و من عابری را دیدم که از راننده سوال کرد آزادی کجاست؟
راننده گفت: رد کردی... آزادی قبل از آنقلاب بود...
      
rajkapoor #724 | Posted: 12 Oct 2014 16:59
کاربر

 
موش و سوراخ



توی سوراخ جا نمی شد موش
سعی می کرد زورکی برود

مادرش حال و روز اوفهمید
گفت باید به سنگکی برود

گفت اگر اینقدر بزرگ شده
می تواند خودش تکی برود

تا به پستوی پشت نانوایی
راه خود را یواشکی برود

تا شود چیره آن مساحت را
بهتر است روی تیرکی برود

به تماشای کار نانوایان
گر به دقت و زیرکی برود

می تواند از آن بیاموزد
که ز هر گرده نان تکی برود

نان سنگک درون کوره کند
دست مردم لواشکی برود

اگر او راه نان بیاموزد
و در آن راه اندکی برود

قامتش سوزد و خمیر شود
ولی قدش به کوچکی برود

آنچنانی که وقت برگشتن
گر به یک گربه شیشکی برود

از همان در که رد نمی گردید
می تواند چو موشکی برود
Signature

خوش به حال مسافرکشان میدان آزادی که آزادانه فریاد میزنند: آزادی...
آزادی... آزادی... و عابران خسته میپرسند آزادی چند؟
و من عابری را دیدم که از راننده سوال کرد آزادی کجاست؟
راننده گفت: رد کردی... آزادی قبل از آنقلاب بود...
      
rajkapoor #725 | Posted: 12 Oct 2014 17:00
کاربر

 
" اختاپوس "




یک روزگاری کوچه مان یک معتمد داشت
دیروز فهمیدم که او جاسوس گشته!

گویا زیادی عشقِ حافظ بوده اما
جای حریف و ساقی و ...؛ سالوس گشته

مادر، شنیده آدمِ خیلی درستی است
چون قهرمان رشته ی "پابوس" گشته

می گوید: "از هر دست داده، پس گرفته"
خیلی گرفته! شاید اختاپوس گشته

یک بار رفته تا بلاد کفر و انگار
با مو بلوندی...؛ بهر او ناموس گشته

[یک یا چهل فرقی ندارد چون کلاغند]
جای کلاغ او طالب طاووس گشته

از بس ثواب از هیکلش باریده هرجا
در محضرش خورشید چون فانوس گشته

انقدر می فهمد، شده شاه نفهمان
در حکمت استاد است و جالینوس گشته
.
.
.
در غار ما مشعل نمی آید به کاری
چون چشم ما با ظلمتش مانوس گشته
Signature

خوش به حال مسافرکشان میدان آزادی که آزادانه فریاد میزنند: آزادی...
آزادی... آزادی... و عابران خسته میپرسند آزادی چند؟
و من عابری را دیدم که از راننده سوال کرد آزادی کجاست؟
راننده گفت: رد کردی... آزادی قبل از آنقلاب بود...
      
rajkapoor #726 | Posted: 12 Oct 2014 17:02
کاربر

 
خواب ماهواره ای




هرشب به بالش من سیگنال می دادند
در خواب ماهواره ای ام فوتبال می دادند

عین کانال سه جوانمرد و مستقیم
بازی کامل بارسلونا آرسنال می دادند

یا اینکه خانواده ی بانو جنی لوپز
در باب بیمه جواب سئوال می دادند

یا آنکه می رسید جنایت به خوابگاه
در خواب من به جان تو فیلم رئال می دادند

گاهی درون خواب درست پیش چشم من
بر حوریان بهشتی وصال می دادند

ده ها مناطق روشن ضمیر و پاک
صد ها تکان زنان موزیکال می دادند

چندین کمر که جمیله غلامشان
پایان خود به فنر احتمال می دادند

با فیلم و شو و خبرهای واقعی
پیغام جنگ به خواب و خیال می دادند

آن دشمنان نرم که در نیمه های شب
سیصد کانال مرا ابتذال می دادند

مردان و دختران (ببخشید گلاب به روت)
بی صیغه بوسه برای مثال می دادند

با شور و حال قدیم قدیم ناز می کردند
با شیوه های جدید جدید حال می دادند

تا لنگ ظهر مرا بی خیال می کردند
از بس به بالش من سیگنال می دادند
Signature

خوش به حال مسافرکشان میدان آزادی که آزادانه فریاد میزنند: آزادی...
آزادی... آزادی... و عابران خسته میپرسند آزادی چند؟
و من عابری را دیدم که از راننده سوال کرد آزادی کجاست؟
راننده گفت: رد کردی... آزادی قبل از آنقلاب بود...
      
rajkapoor #727 | Posted: 12 Oct 2014 17:05
کاربر

 
ما تحتِ من




.
در میان ازدهام مردم
بین تلفیق نفسهای بد بو
که فضای اتوبوس را گرفته است گیر افتاده ام
مرد چاقی از پشت آرنجش را
به پهلویم فشار میدهد ؛و در این اندیشه که بوی اقتدار میدهد

مرد دیلاقی سیر خورده و از عمق جان آه میکشد
از غوز پشتش معلوم شد که غمی جانکاه میکشد

پسرکی مامورِ عذابِ من شده
و با هرتکان اتوبوس ، کله ای به بیضه های من میزند
درد بعدش خدا داند به کجاهایم میزند

در این ریگزار آدم عابری هست که روی پای من قدم میزند
از برق نگاهش فهمیدم که سرنوشت دیگری را برای پسرک رقم میزند

نفهمیدم چه یا کِه بود پشت من
بگذریم به ما تحتِ ما هم رحم نکردند

ناگهان به ترمز راننده
اقتدار نقش زمین شد ، مرد دیلاق چنین شد
پسرک جا عوض کرد
عابر راه خودپیدا کرد و به راه افتاد همچون باد و هم ، ماتحتِ من هم شد آزاد

.....کمی بعد دوباره جای خود بازگشتند
و من همرنگ آنان مخ آزاد کردم و زدم زیر گریه
دیدم پیرمردی خرفت ، لبهً جیبم را گرفته
پرسید پسرم چیزی شده ؟؟
گفتم :نه حاج آقا ، دلم گرفته.... .
Signature

خوش به حال مسافرکشان میدان آزادی که آزادانه فریاد میزنند: آزادی...
آزادی... آزادی... و عابران خسته میپرسند آزادی چند؟
و من عابری را دیدم که از راننده سوال کرد آزادی کجاست؟
راننده گفت: رد کردی... آزادی قبل از آنقلاب بود...
      
andishmand زن #728 | Posted: 19 Nov 2014 18:59 | Edited By: andishmand


هجوم شهوت شاعر به یک مضمون عرفانی
به ساقی های میخانه . تجاوزهای عنفانی

تو با این حافظ مستی، که بعد از خواب دوشینش
هوس کرده بیامیزد به حوری های تهرانی


تو از یک نسل غمگینی . همیشه گیج و سر در گم
تو از یک نسل بی دینی . خودت هم خوب میدانی

که با اسم مسلمانی به دنیا آمدی هر روز
که کافر میشوی هر شب برای لقمه ی نانی


تو در این قهقرا باید بجنگی با نباید ها
که ذهنت را بگیری از تصرف های عدوانی

که موش و گربه بازی را بخندی توی اشعارت
خوراک گربه ها باشی شبیه شعر زاکانی


که تنها یار و همراهت فقط یک خاطره باشد
کویری که فرو رفته به یک رویای بارانی

تو با این مرد غمگینی که دردش را نمیبینی
که حرفش را نمیفهمی که شعرش را نمیخوانی
      
pixy_666 مرد #729 | Posted: 6 Jan 2015 22:25
کاربر

 
گلشیفته

گلشیفته چه کردی با مردم ایران / خجل گشتیم میان جمع شیران
تو بنمودی لخت آن هیکلت را / نمایان کردی آن سیمو زرت را
ممه باید که سایزش هشتاد باشد / نشد هفتادو پنج یا هفتاد باشد
ممه باید سفت باشد همچو یک سیب / نه مثل مال تو افتاده چون شیب
الکسیس را ببین یکم حیا کن / جنیفر را ببین یکم صفا کن
تو دیگر لخت نشو در بین مردم / تو دیگر درد نشو بر روی دردوم
گرانی و فساد بس نبودی / که تو با ما چنین کادی نمودی
برایت هیچ کسی گلنار نگرفت / بزیر دوش آب آرام نگرفت
برو پروتز کن آن سینه ات را / پس از آن آشکار کن حیله ات را
به راستی آیا این خداوند است که انسان را آفریده است یا عکس آن؟؟
      
pixy_666 مرد #730 | Posted: 18 Jan 2015 00:07
کاربر

 
دخترک و آقا!

دخترکی كرست جدیدی خرید/به ممه اش بركشیدو زود پريد
بردرختي نشست درراهي/كه از آن میگذشت آقاهي
آقايي پرفریب و حیلت ساز/رفت زيردرخت و كردآواز
گفت به به چقدر زیبایی/چه ... چه باسني عجب پایی
گر تو خوش ممه باشي و خوش كون/نيست بهتر از تودر تهرون
دخترك کرستش رانمایان کرد/بهر اثبات، ممه را عریان كرد
پسرک چو ممه هايش را بديد/نوک آن را به دندان گرفت و زود پريد!


"مصطفی پستاندوست"
به راستی آیا این خداوند است که انسان را آفریده است یا عکس آن؟؟
      
صفحه  صفحه 73 از 76:  « پیشین  1  ...  72  73  74  75  76  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / طنز ادبی

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید

رنگ ها Center  List   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.


 

 

Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites
↑ بالا