تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Romantic Poetry | شعرهای عاشقانه

صفحه  صفحه 34 از 34:  « پیشین  1  2  3  ...  32  33  34  
#331 | Posted: 28 Oct 2018 13:39 | Edited By: pegah58
تو رفته ای و نشستم خیال می بافم

برای گردن پاییز شال می بافم

نشسته ام که به قولم عمل کنم، بی تو!

نشسته ام که خودم را بغل کنم، بی تو!

نشسته ام که به قولم وفا کنم، شاید...

نشسته ام که خدارا صدا کنم، شاید...

نشسته ام سر قولی که داده ایم بهم

نشسته ام سر قولم که بی تو جان بدهم

***

همیشه آخر این داستان یکی تنهاست

رها شدن، غم دنیای باد بادک هاست

تو رو بروی منی مثل روزهای قدیم

دوباره حرف زدیم و دوباره حرف زدیم

تو رفته ای و نشستم خیال می بافم

برای گردن پاییز شال می بافم...
     
#332 | Posted: 6 Nov 2018 18:15
تو مقصری اگر من دیگر " من سابق " نیستم !

من را به من نبودن محکوم نکن !

من همانم که درگیر عشقش بودی !

یادت نمی آید ؟!

من همانم !

حتی اگر این روز ها هر دویمان بوی بی تفاوتی بدهیم !
     
#333 | Posted: 6 Nov 2018 18:26
عشق رنگی


تو داری از عشق برام حرف تازه میزنی

نا امید از من خسته حرف رفتن میزنی
میگی عشقی نیست دیگه یه عادته

عشق و عاشقی کجاست این همون حکایته
یه روزی بوده دیگه تموم شده

آره عمرت الکی به پای من حروم شده
توچطور منو عشقم رو دروغ فرض میکنی

بعده مدت ها منو از زندگین حذف میکنی
باشه خوب مشکلی نیست برو هرجا که خوشی

تو همون دروغ گویی که کردی برام یه خودکشی
ما به هم سخت رسیدیم امه چه آسون بریدیم

تو روزای زندگی رنگه غم و خوب ندیدیم

تو برو برو از اینجا بدون من برو سرکن
میدونم یادم میفتی گه گاهی چشمتو تر کن
     
#334 | Posted: 7 Nov 2018 00:09
شنیده‌ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت

فراق یار نه آن می‌کند که بتوان گفت

حدیث هول قیامت که گفت واعظ شهر

کنایتیست که از روزگار هجران گفت

نشان یار سفرکرده از که پرسم باز

که هر چه گفت برید صبا پریشان گفت

فغان که آن مه نامهربان مهرگسل

به ترک صحبت یاران خود چه آسان گفت

من و مقام رضا بعد از این و شکر رقیب

که دل به درد تو خو کرد و ترک درمان گفت

غم کهن به می سالخورده دفع کنید

که تخم خوشدلی این است پیر دهقان گفت

گره به باد مزن گر چه بر مراد رود

که این سخن به مثل باد با سلیمان گفت

به مهلتی که سپهرت دهد ز راه مرو

تو را که گفت که این زال ترک دستان گفت

مزن ز چون و چرا دم که بنده مقبل

قبول کرد به جان هر سخن که جانان گفت

که گفت حافظ از اندیشه تو آمد باز

من این نگفته‌ام آن کس که گفت بهتان گفت

به لطف بعضی ها
بیزار شدم از بعدی ها
     
#335 | Posted: 28 Nov 2018 10:06
یا مشکل ارسال پیام از دل ما بود

یا منبع گیرنده ی قلب تو خراب است

زاییده ی دردیم و به بار آمده ی عشق

در مکتب ما عشق فقط حرف حساب است

یک جمله بگو دلبرکم حرف دلت چیست

عاشق شده این شاعر و دنبال جواب است
     
صفحه  صفحه 34 از 34:  « پیشین  1  2  3  ...  32  33  34 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Romantic Poetry | شعرهای عاشقانه بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites