تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Anvari | دیوان اشعار انوری

صفحه  صفحه 18 از 107:  « پیشین  1  ...  17  18  19  ...  106  107  پسین »  
#171 | Posted: 1 Aug 2011 16:08
๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑


تختهٔ عشق برنوشتم باز
برنویس ای نگار تختهٔ ناز

تا بر استاد عاشقی خوانیم
روزکی چند باب ناز و نیاز

ورقی باز کن ز عهد قدیم
باز کن خاک عشوه از سر آز

هین که روز و شب زمانه همی
ورق عمرمان کنند فراز

چند گویی زمانه در پیش است
بر وفای زمانه هیچ مناز

قصه کوتاه کن که کوته کرد
روز امید انتظار دراز

من هم خدایی دارم
     
#172 | Posted: 1 Aug 2011 16:14
๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑


قیامت می‌کنی ای کافر امروز
ندانم تا چه داری در سر امروز

به طعنه زهر پاشیدی همی دی
به خنده می‌فشانی شکر امروز

دو هاروت تو کردی بود جان بر
دو یاقوت تو شد جان‌پرور امروز

لبت تا دست گیرد عاشقان را
برون آمد به دستی دیگر امروز

تویی سلطان بت‌رویان که در حسن
ندارد چون تو سلطان سنجر امروز

به حق آنکه داد ای بت جمالت
به حال بنده یک‌دم بنگر امروز

من هم خدایی دارم
     
#173 | Posted: 1 Aug 2011 16:16
๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑


جمالت عشق می‌افزاید امروز
رخت غارت‌کنان می‌آید امروز

مه و خورشید در خوبی و کشی
غلام روی خوبت شاید امروز

سر زلفت سر آن دارد اکنون
که راز عاشقان بگشاید امروز

بسا جان منتظر بر لب رسیده
که تا عشقت چه می‌فرماید امروز

بنامیزد نگارا از نکویی
چنانی کت چنان می‌باید امروز

من هم خدایی دارم
     
#174 | Posted: 1 Aug 2011 16:17
๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑


چارهٔ عشق تو نداند کس
نامهٔ وصل تو نخواند کس

نقش هجران تو که مالد باز
تو توانی اگر تواند کس

در رکابت فلک فرو ماند
هم‌عنانی چگونه راند کس

به غمی چون دل بنستانی
از تو انصاف چون ستاند کس

از تو هرچم بتر به روی رسید
خود به روی کس این رساند کس

هم برین دل اگر بخواهی ماند
تا نه بس در جهان نماند کس

من هم خدایی دارم
     
#175 | Posted: 1 Aug 2011 16:26
๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑


جانا به غریبستان چندین بنماند کس
باز آی که در غربت قدر تو نداند کس

صد نامه فرستادم یک نامهٔ تو نامد
گویی خبر عاشق هرگز نرساند کس

در پیش رخ خوبت خورشید نیفروزد
در پیش سواران خر هرگز بنراند کس

هر کو ز می وصلت یک جام بیاشامد
تا زنده بود او را هشیار نخواند کس

من هم خدایی دارم
     
#176 | Posted: 1 Aug 2011 16:27
๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑


نگارا بر سر عهد و وفا باش
در آیین نکوعهدی چو ما باش

چنانک از ما جدایی ماه‌رویا
زهرچ آن جز وفا باید جدا باش

مرا خصمست در عشق تو بسیار
نیندیشم تو بر حال رضا باش

چو با جانم غم تو آشنا شد
مکن بیگانگی و آشنا باش

نگارینا ترا باشم همه عمر
خداوندی کن و یک‌دم مرا باش

من هم خدایی دارم
     
#177 | Posted: 1 Aug 2011 16:28
๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑


باز دوش آن صنم باده‌فروش
شهری از ولوله آورد به جوش

صبحدم بود که می‌شد به وثاق
چون پرندوش نه بیهش نه به هوش

دست برکرده به شوخی از جیب
چادر افکنده ز شنگی بر دوش

دامن از خواب کشان در نرگس
دام دلها زده از مرزنگوش

لاله‌اش از آتش می پروین پاش
زهره‌اش از باد سحر سنبل‌پوش

پیشکارش قدح باده به دست
او یکی چنگ خوش اندر آغوش

راهوی کرده بعمدا پرده
تا بود پرده درو پرده نیوش

طلع الصبح علی اسعد فال
آن کش فتنه‌کش آفت‌کوش

بم سه تا در عمل آورده چنانک
میر عالم نشنیدست به گوش

قول این صوت چنان مطرب او
وای اگر شهر برآشفتی دوش

ای بسا شربت خون کز غم اوی
دوش گشتست بر آوازش نوش

روستایی بچه‌ای شهر بسوخت
کس در این فتنه نباشد خاموش

گر شبی دیگر از این جنس کند
درگه میر خراسان و خروش

من هم خدایی دارم
     
#178 | Posted: 1 Aug 2011 16:29
๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑


دوش در ره نگارم آمد پیش
آن به خوبی ز ماه گردون بیش

گشته از روی و زلف خونخوارش
خاک گلرنگ و باد مشک پریش

چون مرا دید ساعتی از دور
آن بت نیکخواه نیک‌اندیش

به اشارت نهان ز دشمن گفت
کالسلام علیک ای درویش

من هم خدایی دارم
     
#179 | Posted: 1 Aug 2011 16:31
๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑


به جان آمد مرا کار از دل خویش
غمی گشتم زکار مشکل خویش

در آن دریا شدستم غرقه کانجا
بجز غم می‌نبینم ساحل خویش

به راه وصل می‌پویم ولیکن
همه در هجر بینم منزل خویش

مبادا هیچ آسایش دلم را
اگر جز رنج بینم حاصل خویش

اگر کس قاتل خود بود هرگز
منم آن‌کس نخستین قاتل خویش

من هم خدایی دارم
     
#180 | Posted: 1 Aug 2011 16:32
๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑๑۩۞۩๑


کرا در شهر برگویم غم دل
که آید در دو عالم محرم دل

دلی دارم همیشه همدم غم
غمی دارم همیشه همدم دل

دل عالم نمی‌دانم یقین دان
از آن افتاده‌ام در عالم دل

دلی و صد هزاران آه خونین
ز حد بگذشت الحق ماتم دل

کنار مرحمت ار باز گیری
به خرواران فرو ریزم غم دل

من هم خدایی دارم
     
صفحه  صفحه 18 از 107:  « پیشین  1  ...  17  18  19  ...  106  107  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Anvari | دیوان اشعار انوری بالا
این تاپیک بسته شده. شما نمیتوانید چیزی در اینجا ارسال نمائید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites