شعر و ادبیات

نوشته ها و اشعار اعضای انجمن


صفحه  صفحه 21 از 21:  « پیشین  1  2  3  ...  19  20  21
 
#201   Posted: 12 Nov 2020 10:09
آخرین قطار

خورشيد اميد را
در مغرب نا اميدي
سلاخي ميكنند...
...
عقربه هاي خسته ساعت
فرا رسيدن شب را
در اين ظلمت بي انتها
نويد ميدهند...
...
سرزمينهاي اندوه بي پايان من
مرا
فرياد ميزند...
...
بايد رفت
بايد
فعل رفتن را سرود
بايد
رفت...
...
من
برميخيزم
و گلهاي مصنوعيم را
آب ميدهم...
...
میروم
و بغچه تنهائيم را
برميدارم
و اندوهم را
و احساسم را
در آن ميگذارم...
...
هيچكس
مرا
بدرقه نخواهد كرد...
...
باز هم
بار تنهائيم را
به تنهائي
بر دوش
ميكشم...
...
در ايستگاه سرنوشت
آخرين قطار
منتظر است...
...
چشمان خيسم را ميبندم
بليطم را ميدهم
و
دلتنگ
ميروم...
تایپک چرا آقایان متاهل به سمت سکس با زن های دیگر میروند؟
 
     
  
 
#202   Posted: 21 Nov 2020 23:20
احساسم را برمیدارم...

گلهاي حسرت
امشب
چقدر عطر تنهايي ميدهند...
...
(بايد امشب بروم
بايد امشب چمداني را كه به اندازه پيراهن تنهائي من جا دارد بردارم
و به سمتي بروم
كه درختان حماسي پيداست
بايد امشب بروم...)
...
اندوهم را برميدارم
و برشانه هاي زخمي ميگذارم
جاده منتظر ماست
و تنهايي
تنها همراه تو
در سرزمينهاي اندوه بي پايان من...
...
گاهي تو را ميخوانند
و تو
ميروي
تا به جايي نرسي
تا كسي را نبيني
تا برنگردي...
تو ميروي...
...
من
آبي سادگيم را
با سبزي صداقت مي آميزم
و برسپيدي احساسم
نقش عشق ميكشم...
...
من
من ميروم
و ميميرم
و تو
ميماني
و ميپوسي...
...
حرفهاي دلم را
در گوش باد
زمزمه خواهم كرد
نگاه خسته ام را
آشيان پرندگان مهاجر خواهم نمود
نوازش دستانم را
به قاصدك خواهم بخشيد
شبها،تنهائيم را
با ستاره قسمت خواهم كرد
و ماه را
دوست خواهم داشت...
...
احساسم را برميدارم
و ميروم...
تایپک چرا آقایان متاهل به سمت سکس با زن های دیگر میروند؟
 
     
  
 
#203   Posted: 22 Nov 2020 22:50
یک زمانی درگیر یک رابطه عاشقانه با پسری که اهل خوی بود شدم.
خوی یه شهر کوچک تو آذربایجان غربی هست.نزدیک چالدران و مرز ترکیه.
خیلی از هم دور بودیم اما این رابطه عاشقانه خیلی بالا گرفت.اون موقع جفتمون وبلاگ داشتیم و کلی برا هم شعر عاشقانه گفتیم.
هر روز ساعتها با هم حرف میزدیم و هربار پول موبایلم چند صد هزار تومن میومد و بابام کلی جار و جنجال بپا میکرد.تازه بیشتر تماسها از طرف اون بود.
خیلی پسر خوبی بود.خیلی صاف و ساده و عاشق بود.
تو زندگیم دونفر دیوانه وار عاشقم شدند که اولینش این بود.
اما خوب دور بودیم و بچه بودیم و نمیشد.باش به هم زدم.قلبش شکست.از اون ور دنیا کوبید اومد دنبالم.اما خوب نمیشد.وبلاگ و تموم شعرهای عاشقونش رو حذف کرد و دیگه شعر نگفت.شهرش رو ول کرد و اومد تهران و گرافیک خوند و زندگیش زیر و رو شد...
به هر کی عاشقم شد ضربه زدم و نابودش کردم.هیچوقت لیاقت عشق رو نداشتم.
دلم براش تنگ شده و خیلی پشیمونم.امیدوارم منو ببخشه.
این شعر یکی از شعرهای عاشقانه ای بود که براش گفتم.اون زمان که براش میمردم.

عشق
تقديم به تمام غنچه های پرپر

تمام هستيم...
تقديم تو باد...
تقديم تو...
كه تنها دليل بودن شدي...
و ماندن...
و ادامه دادن...
تويي كه بهانه اي شدي...
براي شعر گفتن...
براي خنديدن...
و گريستن...
...
چترم را بستم...
و بارون رحمت خدا بر سرم باريد...
و تو...
قسمت من شدي...
...
در سرزمينهاي اندوه بي پايان من...
تنها تو...
همسفرم شدي...
تا سياه قلم وجودم...
در رنگين كمان حضورت...
آبرنگ شود...
...
چقدر دوري...
و چقدر نزديك...
و من...
چقدر اين چقدر ها را دوست دارم...
...
دوست دارم...
بادبادكي باشم...
در آسمان آبي عشق تو...
دوست دارم...
دوست دارم...
تایپک چرا آقایان متاهل به سمت سکس با زن های دیگر میروند؟
 
     
  
 مرد
#204   Posted: 22 Nov 2020 23:07
Streetwalker:
به هر کی عاشقم شد ضربه زدم و نابودش کردم.هیچوقت لیاقت عشق رو نداشتم.

درست زمانی که عاشق کسی می شویم ، همان لحظه است که از دستش خواهیم داد
و جدایی دلیل ساده ی عاشق شدن است.
To Live Is To Die
 
     
  
 
#205   Posted: 23 Nov 2020 23:26
میروی

همه ميمانند...
و...
تو ميروي...
...
زير شلاق باران...
چقدر سنگين و آرام...
قدم...
از قدم...
برميداري...
...
بر شانه هاي خميده ات...
كدامين اندوه...
اينچنين...
سنگيني ميكند...
و كمر شكسته ات...
يادگاري كدام بيداد...
و بيداد گريست...
...
چه زخم آشنايي...
بر سينه داري...
...
دريغ...
دريغ از آشنايي...
و خنجر...
...
ميروي...
و ردي از خون...
از خود...
به يادگار ميگذاري...
...
زير شلاق باران...
تو ميروي...
سرد و سنگين...
و...
زير تيغ آفتاب...
ما ميمانيم...
با دلخوشيهامان...
...
تو ميروي...
و ميماني...
و...
من ميمانم...
و ميپوسم...
...
ديگر...
پرواز را...
به خاطر نميآورم...
تایپک چرا آقایان متاهل به سمت سکس با زن های دیگر میروند؟
 
     
  
 مرد
#206   Posted: 24 Nov 2020 00:36
در طلوع چشمانت،
رنگ عاطفه
چون نسیمی در بهارستان عشق
می وزد
بر دار آویخت صداقت را
مرا در‌ غم دروغ محو ساخت
 
     
  
 
#207   Posted: 24 Nov 2020 23:56
کاش

كاش به دادم مي رسيدي...
وقتي تنها بودم...
و...
درمانده...
...
كاش به دادم ميرسيدي...
آنگاه كه ميخواندمت...
و نبودي...
...
براي من...
هيچوقت...
نبودي...
تا سر برشانه هايت بگذارم...
تا برايت گريه كنم...
هيچ وقت نبودي...
...
هيچ ميداني...
من از انتهاي شب مي آيم...
انتهاي تاريكي...
و نااميدي...
از سرزمينهاي پست ولع...
از روزگار سياه دو رويي...
از سايه سار نهالهاي كمر شكسته...
از عطر گلهاي پرپر...
از نواي رودهاي خشكيده...
از سرزمين بالهاي شكسته...
و...
سينه هاي زخمي...
هيچ ميفهمي؟
...
سالهاست كه با قاصدك در سفرم...
سالهاست...
آي كولي سرگردان سرزمين اندوه...
مرا ببين كه...
سرگردان...
سراب...
آرزوهاي...
يك دل ساده و مهربانم...
ببين...
...
دستهاي سبز...
و با طراوتت...
چه مظلومانه...
در كوير زرد روزگار...
پژمرد...
...
من در حيرتم...
در يك قلب كوچك...
چه اندوه عظيمي...
لانه ميكند...
و شانه هاي نحيف...
ضربات شلاق ناكسين را...
چگونه تحمل ميكنند...
كمر هاي خميده...
زير بار روزگار...
چگونه نميشكنند...
و آنكه در چشمانت مي نگرد...
چگونه دروغ مي گويد...
من حيرانم...
حيران...
...
كاش به دادم ميرسيدي...
وقتي صدايت ميزدم...
كاش...
...
خسته ام...
تایپک چرا آقایان متاهل به سمت سکس با زن های دیگر میروند؟
 
     
  
 
#208   Posted: 25 Nov 2020 00:31
دوباره صبحم به جای عشق با سیگار شروع شد ،اما خوب میدانم این شروع نیست بلکه امتداد یک پایان است. همه چیز بدون
کمترین تغییری سر جای خودش هست ، این مرا عذاب میدهد. شاید زندگی ورق آخر من است ، اما با این حال تنها دارایی
من اما کاش میشد این بازی قبل از رو شدن ورقم تمام شود. در بیست و نهمین سال از زندگی احساس میکنم رفتنی هستم.
چه غریبانه است بی هیچ پای ساییدنی و کم ترین ناسلامتی ای انتظار مرگ را بلافاصله کشیدن و بر آتش عشق خود سوختن
تا جرقه واپسین.خسته ام از انسانها شما که سعادت بشری را در سیاه چال جهل و بی خبری زنجیر کرده اید .هزار جور فکر و
احساس در ذهنم میگذرد برای بیان کوچکترین احساسم باید سرتا سر زندگانی خود را شرح دهم . حالم شبیه حال ونگوک
گوش به دست است که تنها از دل میتواند دنیایش را بشنود. از قضاوتها در مورد خودم خسته ام، کاش کفش من را می پوشیدند
و در راه من قدم میزدند ،اشکهایی رامیریختن که من ریختم ، و سالهای این زندگی مادر مرده ی بی پدر را لمس میکردند
.چطور میتوانم دیگران را ببینم آنگونه که هر طور دوست دارند مرا می بینند .
نمی دانم چقدر این سربالایی ها ادامه دارند؟من از زندگی که هیچ ... پاهایم از من شکایت دارن از پروژکتورهای روز و شب،
از سکانس های تکراری زمین، خسته ام. دیگر سوسوی هیچ چراغی امیدوارم نمی کند ، دیگر گرمای دستی دلم را به تپیدن
وا نمی دارد، میروم تا در تاریکی راه خود را پیدا کنم که به چراغهای نورانی و دستهای گرم دیگر اعتمادی نیست .
در فکر تمام اشتباهات زندگی ام هستم و در گیر تمام کارهایی که دیگر نمی توانم انجام دهم و قبول کرده ام که نمی توانم
انجام دهم. کاش می توانستم بلیط زندگی را پس دهم وهمیشه در آخرین ایستگاه توقف نکنم ، کاش می شد که با کج کردن
نگاهم به زندگی همیشه این من نباشم که کج تر میشوم ،دنیا هم کمی کج تر می شد ،کاش می شد فلسفه و هنر آخرین پناهگاه
انسانهای وامونده نباشه . کاش قهرمانهای فیلمها قدری واقعی تر بودن ،کاش میشد کاری کرد این کاش ها دیگر کاش نبودند
هر انسان با صلیب خود به دنیا می آید و هر رنجی میخی است بر این صلیب که اعماق وجودت را می شکافد و زمانی که
صلیبت با میخ ها آراسته شد بدان حتما مردی . زندگی تکرار تکراری هاست .زندگی چرخش تکراری زمین در بین این همه
تکرار است .زندگی یعنی چرخش من در لابه لای این همه تکرار .(ahmadmh)
 
     
  
 
#209   Posted: 27 Nov 2020 00:22
نقاب

خواسته ما...
تنها چيزي است كه در زندگي اهميت ندارد...
...
هميشه...
حقيقت...
آخرين چيزيست كه ميپذيريم...
...
بيش از هر چيز...
با وجدانمان...
ميجنگيم...
...
بيش از هر كس...
عدالت را...
محكوم ميكنيم...
...
هميشه...
روئياهايمان را...
زنده به گور ميكنيم...
...
دروغ را...
ميستاييم...
...
قبل از هر كس...
قاتل درونمان ...
كودكييمان را ميكشد...
...
هميشه...
نقابي...
بر چهره داريم...
نقاب عشق...
يا...
زندگي...
تایپک چرا آقایان متاهل به سمت سکس با زن های دیگر میروند؟
 
     
  
 مرد
#210   Posted: 29 Nov 2020 12:59
Streetwalker
اشعار و نوشته هایتان بی نهایت زیباست.
ببین چــه آسون زدی قلبمو شکستی
 
     
  
صفحه  صفحه 21 از 21:  « پیشین  1  2  3  ...  19  20  21 
شعر و ادبیات

نوشته ها و اشعار اعضای انجمن

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites