تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

عاشقی به نام فاحشه

صفحه  صفحه 37 از 56:  « پیشین  1  ...  36  37  38  ...  55  56  پسین »  
#361 | Posted: 6 Oct 2011 16:20

نه با کسی بحث کن، نه از کسی انتقاد کن.
هر کی هر چی گفت، بگو :حق با شماست و خودت را خلاص کن.
آدم‌هایی که عقیده‌ات رو می‌پرسند، نظرت را نمی‌خواهند.!
می‌خواهند با عقیده‌ی خودشان موافقت کنی.
و اگر با نظرشان مخالف بودی ، یا اینقدر باهات بحث میکنن تا بگویی : تو درست میگی
یا باهات دشمن می شوند
بحث کردن با آدم‌ها بی‌فایده است.

جنین ارزوهایم بخاطر مشت های ظالمانه ی غرورت سقط شد
نترس دیگر از باتو بودن باردار نمیشوم غرور تو نازایم کرد
     
#362 | Posted: 6 Oct 2011 16:24

ما همه با زندگی معامله می کنیم...
با خودمان هم معامله میکنیم و با کسانی که دوستشان داریم هم
اگر نبخشی ،نمی بخشم
خیانت کنی ،خیانت میکنم
بدی کنی ، بدی میکنم
دروغ بگویی ،دروغ می گویم
و همیشه کوچک می مانیم
بدون تجربه ی زندگی بالاتر وآرمانی تر
این را بدانیم که با خوب،خوب بودن هنر نیست

جنین ارزوهایم بخاطر مشت های ظالمانه ی غرورت سقط شد
نترس دیگر از باتو بودن باردار نمیشوم غرور تو نازایم کرد
     
#363 | Posted: 6 Oct 2011 16:26

میدونی چيه؟؟
اشتباه از من بوده
هر بار که ضربه خوردم
کوتاه اومدم
با خودم گفتم :
گذشته ها ، گذشته
من ببخشم اون شرمنده میشه
نگذاشتم کینه ایی بشم
نفهمیدم که اینطوری
ضربه ی بعدی رو محکم تر خوردم

جنین ارزوهایم بخاطر مشت های ظالمانه ی غرورت سقط شد
نترس دیگر از باتو بودن باردار نمیشوم غرور تو نازایم کرد
     
#364 | Posted: 6 Oct 2011 16:28

آيا می دونید
خیلی وقت‌ها گناه نکردن نتیجه‌ ی فراهم نبودن موقعیت است
نه اینکه زاهد هستند و نمی خواهند گناه کنند
همیشه هم موقعیت برای خطا و گناه وجود ندارد
خیلی ها توهم تقوا برشان ندارد .

جنین ارزوهایم بخاطر مشت های ظالمانه ی غرورت سقط شد
نترس دیگر از باتو بودن باردار نمیشوم غرور تو نازایم کرد
     
#365 | Posted: 7 Oct 2011 10:59

چاره ی ازدواجهای تحمیلی
سنتی
سن پایین
عدم علاقه
مریض بودن
بچه دار نشدن
سرد مزاج بودن
بداخلاق بودن
مشکلات مالی
عدم تفاهم
مشکلات
جنسی
حل مشکل و در صورت لاینحل بودن
جدایی است
نه
خیــــانت !

جنین ارزوهایم بخاطر مشت های ظالمانه ی غرورت سقط شد
نترس دیگر از باتو بودن باردار نمیشوم غرور تو نازایم کرد
     
#366 | Posted: 7 Oct 2011 11:02

من لعنت میفرستم به این جنس لعنتی
که شب و روز نگرانم میشوند
نه برای بودنم، برای دختر ماندنم !
لعنت که همیشه پشت پرده های بکارتی پنهانم
که بِکر بودن فکرم و نگاهم فراموش میشود

جنین ارزوهایم بخاطر مشت های ظالمانه ی غرورت سقط شد
نترس دیگر از باتو بودن باردار نمیشوم غرور تو نازایم کرد
     
#367 | Posted: 7 Oct 2011 11:03

همیشه دير می فهميم ، خیلی دیر
که چیزی در حال تمام شدن است :
يک لحظه آفتاب در هوای سرد غنيمت می شود
خدا در مواقع سختيها تنها پناه می شود.
دیدن یک دوست و آشنا در تنهایی و غربت آرزو می شود
يک قطره نور در دريای تاريکی همه ی دنيا می شود
يک عزيز وقتی که از دست رفت همه کس و عزیز می شود
یک دوست وقتی از دست میرود ، خوبیهایش عیان میشود
پاييز وقتی که تمام شد ٬ به نظر قشنگ و قشنگ تر می شود
یک لحظه آزادی ،وقتی که دربند باشی غنیمت میشود
سلامتی وقتی که در بستر بیماری باشید آرزو میشود
یک لبخند ، وقتی که دلشکسته ایی .

جنین ارزوهایم بخاطر مشت های ظالمانه ی غرورت سقط شد
نترس دیگر از باتو بودن باردار نمیشوم غرور تو نازایم کرد
     
#368 | Posted: 7 Oct 2011 11:07

چه دلپذیراست
اینکه گناهانمان پیدا نیستند
وگرنه مجبور بودیم
هر روز خودمان را پاک بشوییم
شاید هم می بایست زیر باران زندگی می کردیم
و یا شاید هر روز به جایی دیگر میرفتیم برای پنهان شدن
و باز دلپذیرو نیکوست اینکه دروغهایمان
شکل مان را دگرگون نمی کنند و یا علامتی در صورتمان نمی گذارند .
چون در اینصورت حتی یک لحظه همدیگر را به یاد نمی آوردیم
و باید دائماً بدنبال برداشتن علامتها می بودیم
و بسیار دلپذیرتر این است که وقتی به راحتی در مورد دیگران قضاوت میکنیم ،
آنها واژگون نمی شوند ،
وگرنه هیچکس روی پاهای خودش راه نمی رفت از قضاوتهای ما

خدای رحیم و ستار
تو را به خاطر این همه مهربانی ات سپاس.

جنین ارزوهایم بخاطر مشت های ظالمانه ی غرورت سقط شد
نترس دیگر از باتو بودن باردار نمیشوم غرور تو نازایم کرد
     
#369 | Posted: 7 Oct 2011 11:16

تفاوت "فاحشه" و "باکره" پرده ایست نازک
به ضخامت یک دنیا!
دنیایی که بعضی مردان
برای رسیدن به آن
از دریدن تمامی پرده های انسانیت ابایی ندارند!
و شگفتا
که این دنیا
توسط جامعه ای خلق میشود
که بکارت ذهنش را عقاید وحشیانه ي
همین مردان دریده است .

جنین ارزوهایم بخاطر مشت های ظالمانه ی غرورت سقط شد
نترس دیگر از باتو بودن باردار نمیشوم غرور تو نازایم کرد
     
#370 | Posted: 7 Oct 2011 11:20

دختر خسته به خانه برگشت
پولها را از کیفش در آورد و در صندوقچه ی پس اندازش گذاشت
تنها بود و دلشکسته و نا امید
سرش را روی بالش گذاشت ، اما به جای خواب قطرات اشک در چشمانش جاری بود کاش می توانست آن کابوسهای وحشتناک را از ذهنش بیرون کند
اگر آن کابوسها اتفاق نمی افتاد ، او الان در کنار مادر و خانواده اش بود.
اگر پدرش نمی مرد
اگر مادرش فقیر نبود
اگر برای خرج زندگی و سقفی درمانده نبودند
اگر آن مرد که با هزار حیله و زبان بازی مادر را راضی کرده بود به ازدواج ، انسان بود
اگر
اگر
و آن فاجعه....!
آن شبهای وحشتناک که هرگز نتوانسته بود به کسی بگوید چه شد و فقط چاره را در فرار دیده بود
آن شبها که شوهر مادرش دزدانه به اتاق او می آمد و با تهدید...

جنین ارزوهایم بخاطر مشت های ظالمانه ی غرورت سقط شد
نترس دیگر از باتو بودن باردار نمیشوم غرور تو نازایم کرد
     
صفحه  صفحه 37 از 56:  « پیشین  1  ...  36  37  38  ...  55  56  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / عاشقی به نام فاحشه بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites