تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

عاشقی به نام فاحشه

صفحه  صفحه 40 از 56:  « پیشین  1  ...  39  40  41  ...  55  56  پسین »  
#391 | Posted: 8 Oct 2011 06:50

گاه به خود میگویم
یک فاحشه تمام هستی اش را می فروشد
اما صداقت را حراج نمی کند
با تمام بوی گندآب کنار خیابان های شهر
ستون های صداقت در همه جا نمایانند
هیهات که دورویان همیشه در حرکت اند.

جنین ارزوهایم بخاطر مشت های ظالمانه ی غرورت سقط شد
نترس دیگر از باتو بودن باردار نمیشوم غرور تو نازایم کرد
     
#392 | Posted: 8 Oct 2011 06:51

احساس میکنم نفس های آخرم است
زخمش کاری بود
سوزشی که در سینه ام حس میکنم جان کاه است
اما نه به اندازه ی حرفهایی که درون سینه ماند !
فاحشه نبودم ، اما به جرم فاحشه گی میمیرم
کاش میفهمید آنچه از خود داشتم و میتوانستم با اجاره دادنش امرار معاش کنم
رحمی بود که هیچگاه فرصت نشد دلبند خود را در آن پرورش دهم.
چه سردی شیرینی حس میکنم
سردی رهایی
تپش قلبم را دیگر به خوبی حس نمیکنم
اما همچنان ضربان قلب آن طفلک را میفهمم
که به شماره افتاده .

جنین ارزوهایم بخاطر مشت های ظالمانه ی غرورت سقط شد
نترس دیگر از باتو بودن باردار نمیشوم غرور تو نازایم کرد
     
#393 | Posted: 8 Oct 2011 06:53

هر بار که با دلیلی مضحک غیبتش را توجیه میکرد ، مرا بیشتر از خود دور میکرد
حضور دیگری را حس میکردم ، انکارش بی فایده بود
خیانت
در همه جای دنیا یک معنی دارد
او به گمان خود هر بار از معرکه با زرنگی گریخته بود ، اما نمی دانست که
بی تفاوتی در رابطه یعنی : مرگ ، پایان.

جنین ارزوهایم بخاطر مشت های ظالمانه ی غرورت سقط شد
نترس دیگر از باتو بودن باردار نمیشوم غرور تو نازایم کرد
     
#394 | Posted: 8 Oct 2011 06:54

آب ، بابا ، نان ، کمبود
چشمهای بابا ، تندیسی از غم بود
آّب‌ ، بابا ، نان ، نداشت
بابا مرد ، ((از بس که جان نداشت))
آّب ، من ، مامان ، گریان
گشنه ، روسپی ، مامان ، عریان
آن مرد ، باداس ، مامان ، بی جان
یتیم خانه ، من ، کلاسِ ، گیجان
کاش ، بابا ، هنوز ، جان داشت
زندگی ، لبخند ، هنوز ، جریان داشت.

جنین ارزوهایم بخاطر مشت های ظالمانه ی غرورت سقط شد
نترس دیگر از باتو بودن باردار نمیشوم غرور تو نازایم کرد
     
#395 | Posted: 8 Oct 2011 06:56

به من دروغ بگو
اما دروغ خودت را بگو و آن وقت من تو را خواهم بوسید.
دروغ را به سبک خود گفتن، بهتر از حقیقتی است به تقلید دیگری!
در مورد اول تو انسانی و درمورد دوم تو فقط مانند طوطی هستی!
حقیقت از بین نخواهد رفت، اما پدر زندگی را ممکن است درآورد .
میدانی ؟
از اتکا به عقل دیگری خوشم نمی آید.

جنین ارزوهایم بخاطر مشت های ظالمانه ی غرورت سقط شد
نترس دیگر از باتو بودن باردار نمیشوم غرور تو نازایم کرد
     
#396 | Posted: 8 Oct 2011 06:58 | Edited By: sozan_panter

مي فهمم كه وسوسه تملك اين يگانه گوهر آفرينش امانت را بريده و فقط به همین موضوع فکر میکنی
اما بدان كه:
هرگاه به خیال خود !
توانستي او را تصاحب كني و به اموال خود اضافه كني ، بدان هيچ نيافته اي جز افتخار «تجاوز» به حريم انسانيت او و روحش .

جنین ارزوهایم بخاطر مشت های ظالمانه ی غرورت سقط شد
نترس دیگر از باتو بودن باردار نمیشوم غرور تو نازایم کرد
     
#397 | Posted: 8 Oct 2011 07:02

انسانی که بزرگ است و خود را بزرگ نشان می دهد ، واقع گراست
انسانی که بزرگ است و خود را کوچک نشان می دهد ، شکسته نفس و متواضع است
انسانی که کوچک است و خود را کوچک نشان می دهد ، صادق است
انسانی که کوچک است و خود را بزرگ نشان می دهد ، عقده ایی است
باید تا می توانید از این افراد دور باشید .

جنین ارزوهایم بخاطر مشت های ظالمانه ی غرورت سقط شد
نترس دیگر از باتو بودن باردار نمیشوم غرور تو نازایم کرد
     
#398 | Posted: 8 Oct 2011 07:07

چه فرقیست میان زنان فاحشه
هرجایی با آنان که هرشب در آغوش یک زن میخوابند
مردان موجودات حقیری هستند
که حتی برای تن فروشی خود پول هم نمیگیرند
به همین سادگی


جنین ارزوهایم بخاطر مشت های ظالمانه ی غرورت سقط شد
نترس دیگر از باتو بودن باردار نمیشوم غرور تو نازایم کرد
     
#399 | Posted: 8 Oct 2011 07:08

پدری به دختر 9 ساله اش تجاوز میکند
پدر ؟
تکیه گاه
پشتوانه
حامی
فاحشه ی عزیز میبینی ؟
در مقابل پستی و رذالت او تو قدیسی
تو پاکی
که گر خوب و بد کنی به خود کنی
فاحشه جان
نگران نباش
کل دنیا فاحشه شده
تو قطره ی گم شده در دریایی


جنین ارزوهایم بخاطر مشت های ظالمانه ی غرورت سقط شد
نترس دیگر از باتو بودن باردار نمیشوم غرور تو نازایم کرد
     
#400 | Posted: 8 Oct 2011 07:10

ایمان بیار به روسپی بی لباسی که زیر سوال های تو می برد
کبود پیراهنش را و پای تو را باز می کند
به محراب تختش برای مناجات با خدایی
که چسب زخم نمیـفرستد

جنین ارزوهایم بخاطر مشت های ظالمانه ی غرورت سقط شد
نترس دیگر از باتو بودن باردار نمیشوم غرور تو نازایم کرد
     
صفحه  صفحه 40 از 56:  « پیشین  1  ...  39  40  41  ...  55  56  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / عاشقی به نام فاحشه بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites