خانه | ثبت نام | نظرسنجی | جستجو | موقعیت | قوانین   چت روم
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات /

عاشقی به نام فاحشه


صفحه  صفحه 55 از 56:  « پیشین  1  ...  53  54  55  56  پسین »
sozan_panter #541 | Posted: 25 Oct 2011 11:46
کاربر

 
می بخشمت
چون بهم نگفتی مسافری
نمی بخشمت
چون چمدونت و پشتت مخفی کردی
نمی بخشمت
چون نگفتی همسفرت من نیستم
اما نه ...!
می بخشمت
به همون مسافری که تو رو ازم گرفت راحت شدم
جنین ارزوهایم بخاطر مشت های ظالمانه ی غرورت سقط شد
نترس دیگر از باتو بودن باردار نمیشوم غرور تو نازایم کرد
      
sozan_panter #542 | Posted: 25 Oct 2011 12:22
کاربر

 
قصه تخت دو نفره با یک سرنشین
قصه دیدن فیلم تولدت ، هر روز ، برای بار هزارم
قصه بوییدن پولیور قرمز
قصه ساعت ها جست و جوی بالش برای یافتن یک تار مو
قصه بوسیدن فنجونی که لب تو رو می بوسید
این قصه ها برای بیداری تو کافی نیست
جنین ارزوهایم بخاطر مشت های ظالمانه ی غرورت سقط شد
نترس دیگر از باتو بودن باردار نمیشوم غرور تو نازایم کرد
      
Atrinjoon زن #543 | Posted: 30 Sep 2013 23:41
کاربر

 
دختر جان ؛ یادت باشد اینجا ایران است

جای خطایی نداری

اگر به راه راست نروی

حاجی هایی

راه راست را طوری نشان تو میدهند

که زمانی میشنوی فاحشه خطابت میکنند

دروازه بهشت آنها فقط یک جاست

جایی میان پای تو

خودت را جمع و جور کن

اینجا پر است از مردانی دریده که به نام دین

جرت میدهند

و آخر سر فاحشه خطابت میکنند

بدون این که بدانند

فاحشه های واقعی خودشان هستند

نترس عدالتی هم وجود دارد

خدا میداند دل کی باکره است.....
Signature
      
shomal مرد #544 | Posted: 2 Oct 2013 01:36 | Edited By: shomal
کاربر

 
نمیدونم این پست جاش همین جاست یا نه؟


دﺧﺘﺮﻱ ﺑﺎ ﭘﺴﺮﻱ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺭﺍ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﻴﮑﻨﺪ
ﻭﻟﻲ ﭘﺴﺮ ﻣﻴﺪﺍﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺿﻌﻴﻔﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﻭﺳﺖ
ﺍﻭ ﺭﺍ ﺗﻬﺪﻳﺪ ﻣﻴﮑﻨﺪ , ﺁﺑﺮﻭﻳﺶ ﺭﺍ ﭘﻴﺶ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ
ﻣﻴﺒﺮﺩ
ﻳﮏ ﺳﻮﺍﻝ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﭘﺴﺮﻫﺎ
ﻟﻴﺎﻗﺘﺖ ﺩﺧﺘﺮﻱ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﺯﺕ ﻣﻴﻠﻴﻮﻧﻲ ﺑﮑﻨﺪ ﻭ ﺁﺧﺮ ﺗﻮ
ﺭﺍ ﺗﻤﺴﺨﺮ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﻭﺩ؟
ﻟﻴﺎﻗﺘﺖ ﺩﺧﺘﺮﻱ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ شیکترین ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ها ﺑﻪ
ﺣﺴﺎﺏ ﺗﻮ ﻏﺬﺍ ﻧﺨﻮﺭﺩ؟
" ﺧﻮﺑﻲ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺣﺪ ﺑﮕﺬﺭﺩ , ﻧﺎﺩﺍﻥ ﺧﻴﺎﻝ ﺑﺪ ﮐﻨﺪ"
ﺗﻮ ﺯﺭﻧﮓ , ﺗﻮ ﻗﻮﻱ , ﺗﻮ ﺯﺑﻞ ﺧﺎﻥ ﮐﺎﺭﺗﻮﻥ ﻫﺎ , ﺗﻮ
ﺟﻨﮕﺠﻮ ﻣﺜﻠﻪ ﻟﻴﻨﭽﺎﻥ
ﻭ ﺑﺪﺍﻥ ﺍﻩ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺳﺘﻪ ﮐﻤﻲ ﺍﺯ ﺁﻩ ﻣﺎﺩﺭ ﻧﺪﺍﺭﺩ!!!!!!
ﺭﻭﺯﻱ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﻴﺪﻫﻲ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻧﺎﺣﻖ ﭘﺎﮐﻲ ﺭﺍ ﺁﻟﻮﺩ
ﮐﺮﺩﻱ , ﺍﺷﮑﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﺎﺣﻖ ﺟﺎﺭﻱ ﮐﺮﺩﻱ ﻭ ﺑﺪﺗﺮ ﺍﺯ
ﺍﻳﻨﻬﺎ ﺑﺎ ﺁﺑﺮﻭﻱ ﻳﮏ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺎﺯﻱ ﮐﺮﺩﻱ
ﺩﺳﺖ ﻫﺎﻱ ﺑﺎﺯﻱ ﺑﻌﺪ ﻫﻔﺖ ﺩﺳﺖ ﻋﻮﺽ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﻭ ﺁﻥ
ﻭﻗﺖ ﺗﻮ ﺧﻮﺍﻫﻲ ﺑﻮﺩﮐﻪ ﺩﻭﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺮﺩﻫﺎﻳﺖ ﭘﺲ ﺧﻮﺍﻫﻲ
ﺩﺍﺩ ﻣﻦ ﻗﻮﻝ ﺷﺮﻑ ﻣﻴﺪﻫﻢ
بودی تـــــــو تو بغلم

گردنت بود رو لبم
      
Atrinjoon زن #545 | Posted: 16 Oct 2013 22:45
کاربر

 
دخترک برگشت

چه بزرگ شده بود

پرسیدم : پس کبریتهایت کو ؟

پوزخندی زد .

گونه اش آتش بود ، سرخ ، زرد ...
.........

گفتم : می خواهم امشب

با کبریتهای تو ، این سرزمین را به آتش بکشم !

دخترک نگاهی انداخت ، تنم لرزید ...

گفت : کبریت هایم را نخریدند

سالهاست تن می فروشم ...

Signature
      
Oriental_Girl زن #546 | Posted: 31 Oct 2013 11:40
کاربر

 
شدم فاحــشه ی دست روزگار...

دنــیا تجــاوز مـیکـنــد ..

عـشـق تـجـاوز مـیـکـنـد ..

بـــدبخـتـــی تجـــاوز میکــنــد ..

بـــــــــزرگـــــان تجـــــاوز مــیــکنـنــد ..

آن کـــه قــــدرت دارد تجـــــاوز مــیکــنـــد ..

و مـن حامـله ی فـرزنــدی هــســتـــم بــه نـام عقــــــــده!

بــتـــــرسیـــــد از روزی کـــه فـــرزنــــــدم بـــه دنـــیـــا بـیـــایــــــد ....
Man_Of_Iran
      
Atrinjoon زن #547 | Posted: 8 Nov 2013 03:17
کاربر

 
اینجا دختر که باشی با باور هایت بازی میشود...



سر به زیر و معصوم باشی تو را متهم میکنند به دهاتی بودن...

مدرن و امروزی باشی محکوم میشوی به بی خانواده بودن...



اینجا دختر که باشی وقتی هیچ توجهی به پسر نکنی میگویند بد شکست خورده...

وقتی برای حرف پسر تره خرد کنی میگویند کارش همین است...
اینجا دختر که باشی هوا تاریک نشده باید خانه باشی...
پسر نیستی که نیمه شب هم بیایی بگویند مرد شده دنبال نان حلال است...



اینجا دختر که باشی بخواهی با دلیل و منطق حرف بزنی میگویند بس است دیگر...

قدیم از دیوار صدا در می امد از دختر نه اخرالزمان شده...
پسر نیستی که بگویند میتواند گلیمش را از اب بکشد...
اینجا دختر که باشی نهایت تفریحات سالم ات رفتن به سینماست با دوست قدیمی..
پسر نیستی که اخر هفته هوس شمال به سرت بزند...
اینجا دختر که باشی با باور هایت بازی میشود باور کن


و در آخر فاحشه نامی میشوی و بس!

Signature
      
Atrinjoon زن #548 | Posted: 15 Jan 2014 23:12
کاربر

 
می‌توان در ازدواجی، ده سال مجرد بود.

می‌توان ساعت‌ها بدون بیان کلمه‌ای صحبت کرد.

می‌توان با تمام دنیا خوابید و باکره بود!

Signature
      
SexyBoy مرد #549 | Posted: 28 Feb 2014 01:05




ﯾﮑﯽ ﻫﺴﺖ ﺩﺭ ﻣﺤﻠﻪ ﻣﺎ، که ﻫﻤﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮏ ﺷﺐ ﺩﻭﺳﺖ دارند. ﺣﺘﯽ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺁﺵ ﻧﺬﺭﯼ ﻫﻢ نمی‌برند. ﺍﻭ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﺎﺭﯼ ﻧﺪﺍﺭد؛ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ می‌فروشد ﻭ ﻧﺎﻥ ﺷﺒﺶ ﺭﺍ می‌خرد. ﺣﺎﺝ ﺁﻗﺎ می‌گوید: ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﻣﺤﻠﻪ ﺑﺮﻭﺩ، ﭼﻮﻥ ﻫﻤﻪ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﻣﺴﺠﺪﯼ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﺑﻪ ﺩﺭ ﮐﺮﺩﻩ. ﻭﻟﯽ ﭼﺮﺍ مسجدی‌ها ﺑﺎ ﯾﮏ "ﻓﺎﺣﺸﻪ" ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﺑﻪ ﺩﺭ ﺷﺪﻧﺪ، ﻭﻟﯽ ﻓﺎﺣﺸﻪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ "ﻣﺴﺠﺪﯼ" ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺭﺍﺳﺖ ﻫﺪﺍﯾﺖ ﻧﺸﺪ؟ ﺷﺎﯾﺪ ﻓﺎﺣﺸﻪ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﺵ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭد، اما مسجدی‌ها، ﻧﻪ.
.What's life? Life is love
.What's love? A kissing
.What's kissing? Come here and I'll show you

Sexy
      
Atrinjoon زن #550 | Posted: 8 Mar 2014 21:58
کاربر

 

ﺍﻧﺪﺍﻡ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺳﭙﺎﺭﻡ

چون عاشقم با تمام وجودم

عاشق چون تویی که بعدها مرا فاحشه ای بیش نمیخوانی

و این ها همه ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ است

ﮐﻪ ﺧﻮﺏ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﺑﻪ ﻭﻗﺖ ﺳﻨﮕﺴﺎﺭ

ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺳﻨﮓ ﺭﺍ تو ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺯﺩ...

Signature
      
صفحه  صفحه 55 از 56:  « پیشین  1  ...  53  54  55  56  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / عاشقی به نام فاحشه

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید

رنگ ها Center  List   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.


 

 

Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites
↑ بالا