تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

عاشقی به نام فاحشه

صفحه  صفحه 9 از 56:  « پیشین  1  ...  8  9  10  ...  55  56  پسین »  
#81 | Posted: 21 Sep 2011 16:14


من فاحشه ای را دیدم!
که مرد و مردانه...
بار شهوت را از روی دوش "به ظاهر مردان" بر می داشت!

و من مردانی را دیدم!
... که نه تنها بار شهوت خود را بروی شانه های فاحشه میگذاشتند!
بلکه در کمال نامردی...
چوب طعنه را بر پشت او فرود میآوردند


جنین ارزوهایم بخاطر مشت های ظالمانه ی غرورت سقط شد
نترس دیگر از باتو بودن باردار نمیشوم غرور تو نازایم کرد
     
#82 | Posted: 21 Sep 2011 16:15


از زبان دیگری میگوییم برایت!
"چقدر سخت است , از پسری خوشت بیایید که هرزه است!
پسری که پروفایلش را نگاه میکنی پر از دخترانه رنگارنگ است , عکسهایش را جرات ندارم ببینم میترسم که کنار دختری باشد , نمیدانم چرا با اینکه مال من نیست روش حساسم,دلم ولی وقتی زیادتر میسوزد که عکس دیگران را لایک میکند"


جنین ارزوهایم بخاطر مشت های ظالمانه ی غرورت سقط شد
نترس دیگر از باتو بودن باردار نمیشوم غرور تو نازایم کرد
     
#83 | Posted: 21 Sep 2011 16:15


هر كودكى را كه ديدم، تازه فهميدم، بزرگ بايد بود
زنى را ديدم، فاحشه - عشق، مى فروخت،
تازه فهميدم، لعاب مهتاب بايد بود، روى رفتارت..
عبور بايد كرد..
من رسيدم به آغوش تنهايي.

جنین ارزوهایم بخاطر مشت های ظالمانه ی غرورت سقط شد
نترس دیگر از باتو بودن باردار نمیشوم غرور تو نازایم کرد
     
#84 | Posted: 21 Sep 2011 17:57


حامله ام
با بغض باد کرده ، به جای شکم برآمده ،
من آبستن برخی حوادثم
و الان ویار " تو " را گرفته ام

جنین ارزوهایم بخاطر مشت های ظالمانه ی غرورت سقط شد
نترس دیگر از باتو بودن باردار نمیشوم غرور تو نازایم کرد
     
#85 | Posted: 21 Sep 2011 17:58


امروز پدری دخترش را برای نان فروخت
امروز دختر 10 ساله ای مادر شد
امروز دختری در ماشین شیشه دودی با پسری همخواب شد
امروز دختری در التماس چشمانش در چهار دیوار زن شد
امروز مادری در مقابل پسر سه ساله اش با مردی همخواب شد
امروز عشق دختر باكره را با اسكناس سبز سنجیدند
امروز دلم برای امروزم گرفت
نمیدانم دنیای شما كثیف است یا چشمان من فاحشه ؟


جنین ارزوهایم بخاطر مشت های ظالمانه ی غرورت سقط شد
نترس دیگر از باتو بودن باردار نمیشوم غرور تو نازایم کرد
     
#86 | Posted: 21 Sep 2011 17:58



زندگی با یک فاحشه ی با شعور بهتر از زندگی با یک باکره ی بی شعوره، چون فاحشه با شعور میدونه که از این به بعد به تو و زندگی تعلق داره ولی باکره ی بی شعور سعی میکنه با دیگران بودن رو هم تجربه کنه

جنین ارزوهایم بخاطر مشت های ظالمانه ی غرورت سقط شد
نترس دیگر از باتو بودن باردار نمیشوم غرور تو نازایم کرد
     
#87 | Posted: 21 Sep 2011 17:59


اگر در جایی زندگی کنیم که : هـــرزگی مــُـد ؛ بی آبرویـــی کـــلاس ؛ مستی و دود تفریـــح ، دزد بودن و لـــاشخوری و گـــرگ بودن رمز موفقیت مون باشه ... پس باید بپذیریم که جهنم هم جای بدی نیست و نباید به قسمت آخر اعتراضی داشته باشیم

جنین ارزوهایم بخاطر مشت های ظالمانه ی غرورت سقط شد
نترس دیگر از باتو بودن باردار نمیشوم غرور تو نازایم کرد
     
#88 | Posted: 21 Sep 2011 17:59


پرده ایست نازک,به ضخامت یک دنیا!

دنیایی که مردان, برای رسیدن به آن,

از دریدن تمامی پرده های انسانیت ابایی ندارند!

و شگفتا!!!

...که این دنیا...

توسط جامعه ای خلق میشود,

که "بکارت ذهنش" را عقاید وحشیانه همین مردان , دریده است!

جنین ارزوهایم بخاطر مشت های ظالمانه ی غرورت سقط شد
نترس دیگر از باتو بودن باردار نمیشوم غرور تو نازایم کرد
     
#89 | Posted: 21 Sep 2011 18:00


با من باش کمی نزدیکتر.. تجریش را در آغوشم قدم بزن طوری که تمام گشت ارشادهای دور میدان مریدمان شوند و ما بی اعتنا قدم بزنیم/

تقاطع زاویه دید من با بوته های پستانت پیچیده در دود سیگار...
فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه..شوق یک خیز بلند از روی بته های نور/فرهاد چه به موقع میخواند.
من دستانم را دور استکان کمر باریک حلقه کرده بودم...چای قند پهلو کنار آتش شعله ور یک چوپان...
با من باش کمی نزدیکتر..


جنین ارزوهایم بخاطر مشت های ظالمانه ی غرورت سقط شد
نترس دیگر از باتو بودن باردار نمیشوم غرور تو نازایم کرد
     
#90 | Posted: 21 Sep 2011 18:00


هوای این روزهایمان کثیفتر از آن است که مادر لواشک در حیاط زیر نور آفتاب خشک کند.
حال و احوال فرهنگ محلمان خراب است...من این اطراف تنها یک زن هرزه میشناسم.در عوض چهار زن میشناسم که در نانوایی صف را رعایت نمیکنند..
کله پزی از کتاب فروشی شلوغتر است...سیمین خانوم امروز از ما چندسیب زمینی به قرض برد..پدر مطمئن بود در خانه دارد اما عادت به عاریه کرده..مادر لبش را گاز گرفت و نیم ساعت در مورد عذاب خدا برای انسانی که تهمت میزند گفت..
من منتظر فرست برای برداشتن دوهزار تومان از جیب پدر یودم.


جنین ارزوهایم بخاطر مشت های ظالمانه ی غرورت سقط شد
نترس دیگر از باتو بودن باردار نمیشوم غرور تو نازایم کرد
     
صفحه  صفحه 9 از 56:  « پیشین  1  ...  8  9  10  ...  55  56  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / عاشقی به نام فاحشه بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites