تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Hafez Fortune | فال حافظ

صفحه  صفحه 14 از 41:  « پیشین  1  ...  13  14  15  ...  40  41  پسین »  
#131 | Posted: 8 Nov 2012 19:03
MiladBagheri:
کردم

مبارکه به سلامتی

MiladBagheri:
بگیر

کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد

از لعل تو گر یابم انگشتری زنهار
صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد

غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل
شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد

هر کو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز
نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد

جام می و خون دل هر یک به کسی دادند
در دایره قسمت اوضاع چنین باشد

در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود
کاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد

آن نیست که حافظ را رندی بشد از خاطر
کاین سابقه پیشین تا روز پسین باشد
     
#132 | Posted: 8 Nov 2012 19:28
MiladBagheri:
تفسیرشم بکن دیگه مشتی

چشم عزیز

خواجه میگه:
یه عده آدم بیکار هستن که تو هرکاری میکنی بهت طعنه میزنن و مسخرت میکنن
از اونجایی که همش ضر مفت میزنن نباید خیلی به حرفاشون توجه کنی و ازشون برنجی ذاتشون اینه
دست خودشون نیست
خیلی به زندگیت سخت نگیر چون اوضاع خراب تر میشه
فک کن که زندگیت خوب میشه و مطمئن باش که خوب میشه
     
#133 | Posted: 9 Nov 2012 14:01 | Edited By: anisaa
عکس روی تو چو در آینه جام افتاد
عارف از خنده می در طمع خام افتاد

جلوه ای کرد رخت روز ازل زیر نقاب
این همه نقش در آیینه اوهام افتاد

غیرت عشق زبان همه خاصان ببرید
کز کجا سر غمش در دهن عام افتاد

من ز مسجد به خرابات نه خود افتادم
اینم از عهد ازل حاصل فرجام افتاد

چه کند کز پی دوران نرود چون پرگار
هر که در دایره گردش ایام افتاد

در خم زلف تو آویخت دل از چاه زنخ
آه کز چاه برون آمد و در دام افتاد

آن شد ای خواجه که در صومعه بازم بینی
کار ما با رخ ساقی و لب جام افتاد

هر دمش با من دلسوخته لطفی دگر است
این گدا بین که چه شایسته انعام افتاد

صوفیان جمله حریفند و نظرباز ولی
زین میان حافظ دلسوخته بدنام افتاد
=======================
غزلی است عاارفانه و رمزناک در دوران پختگی و اوج هنری حافظ سروده شده است

دلم برای هم آغوشیِ صمیمی‌ِ تنها یمان
برای نوازش
برای صدا کردن‌های تو
برای حرف‌های خوب
تنگ شده
صدایم کن!
دلم برای دوست داشتن‌های بی‌ انتها
برای شب‌های تا صبح ... بدون خواب
برای خودم
برای خودت
پنجره‌ها و مهتاب
تنگ شده
صدایم کن!
     
#134 | Posted: 4 Dec 2012 20:41
این فال آتنا

روضه‌ی خُلد بَرین، خلوت درویشان است
مایه محتشمی خدمت درویشان است

گنج عُزلت که طلسمات عجایب دارد
فتحِ آن در نظر رحمت درویشان است

قصر فردوس که رضوانشْ به دربانی رفت
منظری از چمن نُزهت درویشان است

آن چه زر می‌شود از پرتو آن قلب سیاه
کیمیایی‌ست که در صحبت درویشان است

آن که پیشش بنهد تاج تکبر خورشید
کبریایی‌ست که در حشمت درویشان است

دولتی را که نباشد غم از آسیب زوال
بی تَکَلُّف بشنو، دولت درویشان است!

خسروان قبله‌ی حاجات جهانند؛ ولی
سببش بندگی حضرت درویشان است

روی مقصود که شاهان به دعا می‌طلبند
مظهرش آینه‌ی طلعت درویشان است

از کران تا به کران لشکر ظلم است؛ ولی
از ازل تا به ابد فرصت درویشان است

ای توانگر! مفروش این همه نِخوت که تو را
سر و زر در کَنَف همت درویشان است

گنج قارون که فرو می‌شود از قهر هنوز
خوانده باشی که هم از غیرت درویشان است

من غلام نظر آصف عهدم کو را
صورت خواجگی و سیرت درویشان است

حافظ ار آب حیات ازلی می‌خواهی
منبعش خاک در خلوت درویشان است
     
#135 | Posted: 4 Dec 2012 20:46
Sahar1986
اینم فال سحر خانوم

صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد
بنیاد مکر با فلک حقه باز کرد

بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه
زیرا که عرض شعبده با اهل راز کرد

ساقی بیا که شاهد رعنای صوفیان
دیگر به جلوه آمد و آغاز ناز کرد

این مطرب از کجاست که ساز عراق ساخت
و آهنگ بازگشت به راه حجاز کرد

ای دل بیا که ما به پناه خدا رویم
زان چه آستین کوته و دست دراز کرد

صنعت مکن که هر که محبت نه راست باخت
عشقش به روی دل در معنی فراز کرد

فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید
شرمنده ره روی که عمل بر مجاز کرد

ای کبک خوش خرام کجا می​روی بایست
غره مشو که گربه زاهد نماز کرد

حافظ مکن ملامت رندان که در ازل
ما را خدا ز زهد ریا بی​نیاز کرد
     
#136 | Posted: 4 Dec 2012 20:58
وایسید بینیم با
به نوبت
اول داش گلم پیا ۶گرداله لوتی سکسی بوی گرانسنگ

دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد
یاد حریف شهر و رفیق سفر نکرد

یا بخت من طریق مروت فروگذاشت
یا او به شاهراه طریقت گذر نکرد

گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنم
چون سخت بود در دل سنگش اثر نکرد

شوخی مکن که مرغ دل بی​قرار من
سودای دام عاشقی از سر به درنکرد

هر کس که دید روی تو بوسید چشم من
کاری که کرد دیده من بی نظر نکرد

من ایستاده تا کنمش جان فدا چو شمع
او خود گذر به ما چو نسیم سحر نکرد
     
#137 | Posted: 4 Dec 2012 21:05
بیا اینم ماله این آواتار خوشگله برادر اخوان

دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست
گفت با ما منشین کز تو سلامت برخاست

که شنیدی که در این بزم دمی خوش بنشست
که نه در آخر صحبت به ندامت برخاست

شمع اگر زان لب خندان به زبان لافی زد
پیش عشاق تو شب​ها به غرامت برخاست

در چمن باد بهاری ز کنار گل و سرو
به هواداری آن عارض و قامت برخاست

مست بگذشتی و از خلوتیان ملکوت
به تماشای تو آشوب قیامت برخاست

پیش رفتار تو پا برنگرفت از خجلت
سرو سرکش که به ناز از قد و قامت برخاست

حافظ این خرقه بینداز مگر جان ببری
کاتش از خرقه سالوس و کرامت برخاست
     
#138 | Posted: 4 Dec 2012 21:10
SexyBoy:
ای قربون مرامت پ کو تفسیر لریش

آخه میترسم هستی خانوم سرم رو بزاره رو سینم

خب نفر بعد اندیشمند خانومه

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند

من ار چه در نظر یار خاکسار شدم
رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند

چو پرده دار به شمشیر می​زند همه را
کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند

چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است
چو بر صحیفه هستی رقم نخواهد ماند

سرود مجلس جمشید گفته​اند این بود
که جام باده بیاور که جم نخواهد ماند

غنیمتی شمر ای شمع وصل پروانه
که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند

توانگرا دل درویش خود به دست آور
که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند

بدین رواق زبرجد نوشته​اند به زر
که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند

ز مهربانی جانان طمع مبر حافظ
که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند
     
#139 | Posted: 4 Dec 2012 21:20
Aatena:
هم اون فال دوم كه گفتم مخصوص و سفارشي بگيريد

بفرما اینم فال دوم شما

منم که دیده به دیدار دوست کردم باز
چه شکر گویمت ای کارساز بنده نواز

نیازمند بلا گو رخ از غبار مشوی
که کیمیای مراد است خاک کوی نیاز

ز مشکلات طریقت عنان متاب ای دل
که مرد راه نیندیشد از نشیب و فراز

طهارت ار نه به خون جگر کند عاشق
به قول مفتی عشقش درست نیست نماز

در این مقام مجازی بجز پیاله مگیر
در این سراچه بازیچه غیر عشق مباز

به نیم بوسه دعایی بخر ز اهل دلی
که کید دشمنت از جان و جسم دارد باز

فکند زمزمه عشق در حجاز و عراق
نوای بانگ غزل​های حافظ از شیراز
     
#140 | Posted: 9 Dec 2012 20:10
shakaat:
نیت کردم


" تـــو " تکـرار نـمی شوی این
مــــنمـ ....
که وابســـته تر مـی شــوم....
     
صفحه  صفحه 14 از 41:  « پیشین  1  ...  13  14  15  ...  40  41  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Hafez Fortune | فال حافظ بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites