تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Hafez Fortune | فال حافظ

صفحه  صفحه 21 از 41:  « پیشین  1  ...  20  21  22  ...  40  41  پسین »  
#201 | Posted: 24 May 2013 19:18
Shakaat
اينم فال شما

بملازمان سلطان که رساند اين دعا را
بشکر پادشاهي ز نظر مران گدا را
ز رقيب ديو سيرت بخداي خود پناهم
مگر آن شهاب ثاقب مددي دهد خدا را
مژه ي سياهت ار کرد بخون ما اشارت
ز فريب او بينديش و غلط مکن نگارا
دل عالمي بسوزي چو عذار بر فروزي
تو از اين چه سود داري که نميکني مدارا
همه شب در اين اميدم که نسيم صبحگاهي
به پيام آشنايان بنوازد آشنا را
چه قيامتست جاناااا که بعاشقان نمودي
دل و جان فداي رويت بنما عذار ما را
بخدا که جرعه ي ده تو به حافظ سحر خيز
که دعاي صبحگاهي اثري کند شمارا


بعضي وقت ها تو زندگي
مجبوري جايي وايسي
که ســـخت ترين جا واسه وايسادنه .... !

     
#202 | Posted: 25 May 2013 18:27
ellipseses:
منم یه فال میخوام، بی زحمت

بفرما داداش

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش

دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند
خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش

جای آن است که خون موج زند در دل لعل
زین تغابن که خزف می‌شکند بازارش

بلبل از فیض گل آموخت سخن ور نه نبود
این همه قول و غزل تعبیه در منقارش

ای که در کوچه معشوقه ما می‌گذری
بر حذر باش که سر می‌شکند دیوارش

آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

صحبت عافیتت گر چه خوش افتاد ای دل
جانب عشق عزیز است فرومگذارش

صوفی سرخوش از این دست که کج کرد کلاه
به دو جام دگر آشفته شود دستارش

دل حافظ که به دیدار تو خوگر شده بود
نازپرورد وصال است مجو آزارش
     
#203 | Posted: 26 May 2013 01:53
andishmand:
نیت کردم

دل سراپرده محبت اوست
دیده آیینه دار طلعت اوست
من که سر درنیاورم به دو کون
گردنم زیر بار منت اوست
تو و طوبی و ما و قامت یار
فکر هر کس به قدر همت اوست
گر من آلوده دامنم چه عجب
همه عالم گواه عصمت اوست
من که باشم در آن حرم که صبا
پرده دار حریم حرمت اوست
بی خیالش مباد منظر چشم
زان که این گوشه جای خلوت اوست
هر گل نو که شد چمن آرای
ز اثر رنگ و بوی صحبت اوست
دور مجنون گذشت و نوبت ماست
هر کسی پنج روز نوبت اوست
ملکت عاشقی و گنج طرب
هر چه دارم ز یمن همت اوست
من و دل گر فدا شدیم چه باک
غرض اندر میان سلامت اوست
فقر ظاهر مبین که حافظ را
سینه گنجینه محبت اوست

زندگی رو زیادی به خودت سخت گرفتی! بهتره بجای اینکه انقدر از سختی ها برنجی از اونها پیروزی ها رو پایه ریزی کنی!
با صبر و تحمل بیشتر به دنیا ثابت کن که همت انسان بلند تر از ارادهء تقدیره!!!

موفق باشین

حتی اگر نباشی، می آفرینمت!
چونان که التهاب بیابان،
سراب را...
     
#204 | Posted: 7 Jun 2013 14:01
Sahar1986:
ديگه چيا دم دسته؟

یه فندک با یه زیرسیگاری و یه پاک سیگار اشنو ویژه

Sahar1986:
نيت کردم

اینم خدمت شما:

آن یار کز او خانه ما جای پری بود
سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود

دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش
بیچاره ندانست که یارش سفری بود

تنها نه ز راز دل من پرده برافتاد
تا بود فلک شیوه او پرده دری بود

منظور خردمند من آن ماه که او را
با حسن ادب شیوه صاحب نظری بود

از چنگ منش اختر بدمهر به دربرد
آری چه کنم دولت دور قمری بود

عذری بنه ای دل که تو درویشی و او را
در مملکت حسن سر تاجوری بود

اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت
باقی همه بی‌حاصلی و بی‌خبری بود

خوش بود لب آب و گل و سبزه و نسرین
افسوس که آن گنج روان رهگذری بود

خود را بکش ای بلبل از این رشک که گل را
با باد صبا وقت سحر جلوه گری بود

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ
از یمن دعای شب و ورد سحری بود
     
#205 | Posted: 7 Jun 2013 14:17
andishmand:
نیت کردم

بفرمایید

یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد
به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد

آن جوان‌بخت که می‌زد رقم خیر و قبول
بنده پیر ندانم ز چه آزاد نکرد

کاغذین جامه به خونآب بشویم که فلک
رهنمونیم به پای علم داد نکرد

دل به امید صدایی که مگر در تو رسد
ناله‌ها کرد در این کوه که فرهاد نکرد

سایه تا بازگرفتی ز چمن مرغ سحر
آشیان در شکن طره شمشاد نکرد

شاید ار پیک صبا از تو بیاموزد کار
زان که چالاکتر از این حرکت باد نکرد

کلک مشاطه صُنعش نکشد نقش مراد
هر که اقرار بدین حسن خداداد نکرد

مطربا! پرده بگردان و بزن راه عِراق
که بدین راه بشد یار و ز ما یاد نکرد

غزلیات عراقیست سرود حافظ
که شنید این ره دلسوز که فریاد نکرد؟

     
#206 | Posted: 7 Jun 2013 14:25
andishmand:
تفسیرشم لطفا"

اول نوبت سحره
آی سحری کجا رفتی بیا بینم

سحر جان خواجه گوید همی
تو یه مقطع زمانی یه کم مشکلات تو زندگیت وارد میشه و خیلی زود حل میشه
وقتت رو زیادی به بطالت نگذرون چون پشیمون میشی
یه کم پول و پله دور و ورت هست ولی که الکی خرجش میکنی بعدا پشیمون میشی
توکلت به خدا باشه همیشه حسرت گذشته رو هم نخور

اینم تفسیر فال اندیشمند خانوم
میگه:
یارت یه دفعه و ناگهانی ولت میکنه و میره که متاسفانه بازگشتی توش نیست
حالا که رفته غم نخور چون ارزشش رو نداره و اگه لایقت بود نمیرفت
بهترین راه واسه علاج این درد فراموش کردن است
     
#207 | Posted: 7 Jun 2013 14:45
Alijo0on:
نیت کردم بزرگوار

بفرمایید

بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید
از یار آشنا سخن آشنا شنید

ای شاه حسن چشم به حال گدا فکن
کاین گوش بس حکایت شاه و گدا شنید

خوش می‌کنم به باده مشکین مشام جان
کز دلق پوش صومعه بوی ریا شنید

سر خدا که عارف سالک به کس نگفت
در حیرتم که باده فروش از کجا شنید

یا رب کجاست محرم رازی که یک زمان
دل شرح آن دهد که چه گفت و چه‌ها شنید

اینش سزا نبود دل حق گزار من
کز غمگسار خود سخن ناسزا شنید

محروم اگر شدم ز سر کوی او چه شد
از گلشن زمانه که بوی وفا شنید

ساقی بیا که عشق ندا می‌کند بلند
کان کس که گفت قصه ما هم ز ما شنید

ما باده زیر خرقه نه امروز می‌خوریم
صد بار پیر میکده این ماجرا شنید

ما می به بانگ چنگ نه امروز می‌کشیم
بس دور شد که گنبد چرخ این صدا شنید

پند حکیم محض صواب است و عین خیر
فرخنده آن کسی که به سمع رضا شنید

حافظ وظیفه تو دعا گفتن است و بس
دربند آن مباش که نشنید یا شنید

     
#208 | Posted: 24 Jun 2013 00:03
ellipseses:
دائم النیتم داداشی!

به تیغم گر کشد دستش نگیرم
وگر تیرم زند منت پذیرم

کمان ابرویت را گو بزن تیر
که پیش دست و بازویت بمیرم

غم گیتی گر از پایم درآرد
بجز ساغر که باشد دستگیرم

برآی ای آفتاب صبح امید
که در دست شب هجران اسیرم

به فریادم رس ای پیر خرابات
به یک جرعه جوانم کن که پیرم

به گیسوی تو خوردم دوش سوگند
که من از پای تو سر بر نگیرم

بسوز این خرقه تقوا تو حافظ
که گر آتش شوم در وی نگیرم

     
#209 | Posted: 24 Jun 2013 00:13
paaaaaarmida:
استاد شکت عزیز

اینا که گفتی منم ها

paaaaaarmida:
میشه فال منم بگیری لطفا؟

بیا عزیزم اینم فاال شما:

گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود
تا ریا ورزد و سالوس مسلمان نشود

رندی آموز و کرم کن که نه چندان هنر است
حیوانی که ننوشد می و انسان نشود

گوهر پاک بباید که شود قابل فیض
ور نه هر سنگ و گلی لوءلوء و مرجان نشود

اسم اعظم بکند کار خود ای دل خوش باش
که به تلبیس و حیل دیو سليمان نشود


عشق می‌ورزم و امید که این فن شریف
چون هنرهای دگر موجب حرمان نشود

دوش می‌گفت که فردا بدهم کام دلت
سببی ساز خدایا که پشیمان نشود

حسن خلقی ز خدا می‌طلبم خوی تو را
تا دگر خاطر ما از تو پریشان نشود

ذره را تا نبود همت عالی حافظ
طالب چشمه خورشید درخشان نشود

     
#210 | Posted: 24 Jun 2013 00:54
داش شکت خیلی کوچیکتم!!!
paaaaaarmida:
این شعر تفسیرم داره آیا؟

چرا نداره؟
البته با اجازه داش حسین گل!!!
قصد داری کاری انجام بدی که تجربه تلخی ازش داری. به خدا توکل کن و مطئن باش پاداش مجاهدت تلخی نخواهد بود.
همیشه کارها تو حرف آسونن ولی مهم اینه که شما عمل کنی!!!

منم آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم جواب رو از حافظ گرفته باشین.
با معذرت خواهی دوباره از شکت

حتی اگر نباشی، می آفرینمت!
چونان که التهاب بیابان،
سراب را...
     
صفحه  صفحه 21 از 41:  « پیشین  1  ...  20  21  22  ...  40  41  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Hafez Fortune | فال حافظ بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites