تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

مشاعره مشروط

صفحه  صفحه 10 از 37:  « پیشین  1  ...  9  10  11  ...  36  37  پسین »  
#91 | Posted: 26 Jul 2017 13:33
sky59523138:
نقصان

چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست
چون هست بهرچه هست نقصان و شکست
انگار که هرچه هست در عالم نیست
پندار که هرچه نیست در عالم هست

شکست

مقصر منم که خیال کردم هیچکس باز عاشق نمیشه
حواسم نبود شاه توی دست آخر یا ماته یا کیشه
     
#92 | Posted: 26 Jul 2017 13:44




javan:
شکست

وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست
عهد و پیمانی که روزی با دلت بستم شکست

سایش

ناگهان رسیدی و خوشبختی شیشه عطری بود
که از دستم افتاد و در تمام زندگیم پخش شد
     
#93 | Posted: 26 Jul 2017 13:49
andishmand:
سایش

از سایش سرمه بسود هاون
گرچه تو ندیدیش دید دانا
سایندهٔ چیزی همان بساید
زین سان که به جنبش بسود ما را

جنبش

مقصر منم که خیال کردم هیچکس باز عاشق نمیشه
حواسم نبود شاه توی دست آخر یا ماته یا کیشه
     
#94 | Posted: 26 Jul 2017 13:52




javan:
جنبش

غفلت کائنات را جنبش سایه ها همه
سجده به کاخ کبریا خواه نخواه کردنست
از غم خود بپرس کو با دل ما چه می کند
این هم اگر چه شکوه شحنه به شاه کردنست

آرام

ناگهان رسیدی و خوشبختی شیشه عطری بود
که از دستم افتاد و در تمام زندگیم پخش شد
     
#95 | Posted: 26 Jul 2017 14:00
andishmand:
آرام

آن قصر که جمشید در او جام گرفت

آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت

قصر

مقصر منم که خیال کردم هیچکس باز عاشق نمیشه
حواسم نبود شاه توی دست آخر یا ماته یا کیشه
     
#96 | Posted: 26 Jul 2017 15:05




javan:
قصر

بیا که قصر امل سخت سست بنیادست
بیار باده که بنیاد عمر بر بادست

"حافظ "

پیمان

ناگهان رسیدی و خوشبختی شیشه عطری بود
که از دستم افتاد و در تمام زندگیم پخش شد
     
#97 | Posted: 26 Jul 2017 19:51
andishmand:
پیمان

ما چو پیمان با کسی بستیم دیگر نشکنیم/گر همه زهر است چون خوردیم ساغر نشکنیم
وحشی بافقی

رزان
     
#98 | Posted: 30 Jul 2017 14:03 | Edited By: aliazad77
looker:
رزان

با این همه مستی از تو هشیارتریم
توخون کسان خوری و ما خون رزان
مستی


در رفتن جان ازبدن , گویندهرنوعی سخن
من خود به چشم خویشتن , دیدم که جانم می رود
     
#99 | Posted: 30 Jul 2017 18:42
aliazad77:
مستی

زان حبه خضرا خور کز روی سبک روحی
هر کاو بخورد یک جو بر سیخ زند سی مرغ
زان لقمه که صوفی را در معرفت اندازد
یک ذره و صد مستی یک دانه و صد سیمرغ

صوفی

مقصر منم که خیال کردم هیچکس باز عاشق نمیشه
حواسم نبود شاه توی دست آخر یا ماته یا کیشه
     
#100 | Posted: 30 Jul 2017 18:49




javan:
صوفی

صوفی از پرتو می راز نهانی دانست
گوهر هر کس از این لعل توانی دانست

شوم

ناگهان رسیدی و خوشبختی شیشه عطری بود
که از دستم افتاد و در تمام زندگیم پخش شد
     
صفحه  صفحه 10 از 37:  « پیشین  1  ...  9  10  11  ...  36  37  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / مشاعره مشروط بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites