تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

مشاعره مشروط

صفحه  صفحه 11 از 37:  « پیشین  1  ...  10  11  12  ...  36  37  پسین »  
#101 | Posted: 30 Jul 2017 18:53
andishmand:
شوم

گر پاره کنی مرا ز سر تا به قدم
موجود شوم ز عشق تو من ز عدم

عدم

مقصر منم که خیال کردم هیچکس باز عاشق نمیشه
حواسم نبود شاه توی دست آخر یا ماته یا کیشه
     
#102 | Posted: 30 Jul 2017 19:04




javan:
عدم

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید
وقتی زمین ناز تو را در آسمان ها می کشید
وقتی عطش طعم تو را با اشک هایم می چشید
من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی

مرحوم افشین یداللهی

تلقین

ناگهان رسیدی و خوشبختی شیشه عطری بود
که از دستم افتاد و در تمام زندگیم پخش شد
     
#103 | Posted: 30 Jul 2017 19:16 | Edited By: javan
andishmand:
تلقین

این زمان هم عشق چیزی غیر یک تلقین که نیست
یک ملودی هست و اما کوک و اهنگین که نیست

ملودی

مقصر منم که خیال کردم هیچکس باز عاشق نمیشه
حواسم نبود شاه توی دست آخر یا ماته یا کیشه
     
#104 | Posted: 30 Jul 2017 20:11




javan:
ملودی

این زمان هم عشق چیزی غیر یک تلقین که نیست
یک ملودی هست و اما کوک و اهنگین که نیست


قو

ناگهان رسیدی و خوشبختی شیشه عطری بود
که از دستم افتاد و در تمام زندگیم پخش شد
     
#105 | Posted: 30 Jul 2017 22:46
andishmand:
قو

شنیدم که چون قوى زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد
شب مرگ تنها نشیند به موجى
رود گوشه اى دور و تنها بمیرد

زیبا

در رفتن جان ازبدن , گویندهرنوعی سخن
من خود به چشم خویشتن , دیدم که جانم می رود
     
#106 | Posted: 31 Jul 2017 08:13
aliazad77:
زیبا

کس ندانم که در این شهر گرفتار تو نیست

هیچ بازار چنین گرم که بازار تو نیست

سرو زیبا و به زیبایی بالای تو نه

شهد شیرین و به شیرینی گفتار تو نیست





بازار

اگر شاد بودی آهسته بخند تا غم بیدار نشود،
اگر غمگین بودی آرام گریه کن تا شادی ناامید نشود...
     
#107 | Posted: 31 Jul 2017 12:41
sky59523138:
بازار

در این بازار اگر سودیست با درویش خرسند است
خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی
به شعر حافظ شیراز می‌رقصند و می‌نازند
سیه چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی

درویش

در رفتن جان ازبدن , گویندهرنوعی سخن
من خود به چشم خویشتن , دیدم که جانم می رود
     
#108 | Posted: 1 Aug 2017 08:19
aliazad77:
درویش

بغاری تیره، درویشی دمی خفت

دران خفتن، باو گنجی چنین گفت

که من گنجم، چو خاکم پست مشمار

مرا زین خاکدان تیره بردار

بس است این انزوا و خاکساری

کشیدن رنج و کردن بردباری




خفتن

اگر شاد بودی آهسته بخند تا غم بیدار نشود،
اگر غمگین بودی آرام گریه کن تا شادی ناامید نشود...
     
#109 | Posted: 1 Aug 2017 10:48
sky59523138:
خفتن

خفتن عاشق یکیست بر سر دیبا و خار
چون نتواند کشید دست در آغوش یار
گر دگری را شکیب هست ز دیدار دوست
من نتوانم گرفت بر سر آتش قرار

آتش


در رفتن جان ازبدن , گویندهرنوعی سخن
من خود به چشم خویشتن , دیدم که جانم می رود
     
#110 | Posted: 2 Aug 2017 08:27
aliazad77:
آتش

ای شده سوختهٔ آتش نفسانی

سالها کرده تباهی و هوسرانی

دزد ایام گرفتست گریبانت

بس کن ای بیخودی و سربگریبانی




گریبان

اگر شاد بودی آهسته بخند تا غم بیدار نشود،
اگر غمگین بودی آرام گریه کن تا شادی ناامید نشود...
     
صفحه  صفحه 11 از 37:  « پیشین  1  ...  10  11  12  ...  36  37  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / مشاعره مشروط بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites