تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

مشاعره مشروط

صفحه  صفحه 14 از 37:  « پیشین  1  ...  13  14  15  ...  36  37  پسین »  
#131 | Posted: 13 Aug 2017 14:39
eliyar2000:
ندامت

گردید ز دندان تو دندانه لب جام
یک بار لب خود ز ندامت نگزیدی
ایام خزان چون شوی ای دانه برومند؟
از خاک چو در فصل بهاران ندمیدی

دندانه

در رفتن جان ازبدن , گویندهرنوعی سخن
من خود به چشم خویشتن , دیدم که جانم می رود
     
#132 | Posted: 13 Aug 2017 15:42
aliazad77:
دندانه

شرح فتحنا و اشارات آن
قفل بگوید سر دندانه را
شاه بگوید شنود پیش من
ترک کنم گفت غلامانه را

شاه

فـصــــــــل ســـرمـســـــــــــتی رســــــــید و مــــا همــــــان ســـــــرگشــــته ایـــم
     
#133 | Posted: 13 Aug 2017 16:17




eliyar2000:
شاه

به تخت می نشانی ام، مرا تو شاه می کنی
به چشم نیمه مست خود به من نگاه می کنی

شرقی

به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم
در امتداد شب نشینیم و طلوع کنیم
     
#134 | Posted: 13 Aug 2017 19:21
andishmand:
شرقی

ای شرقی غمگین ، وقتی آفتاب تو رو دید
تو شهر بارونی بوی عطر تو پیچید
شب راهشو گم کرد ، تو گیسوی تو گم شد
آفتاب آزادی از تو چشم تو خندید

آفتاب

در رفتن جان ازبدن , گویندهرنوعی سخن
من خود به چشم خویشتن , دیدم که جانم می رود
     
#135 | Posted: 13 Aug 2017 19:28
aliazad77:
آفتاب

از آفتاب دیدی بر خاک بوسه دادن
کو بوسه کآخر ار من خاک تو آفتابی
دانم که دردت آید از شهد لب گزیدن
باری کم از مزیدن چو گاز بر نتابی

بوسه

فـصــــــــل ســـرمـســـــــــــتی رســــــــید و مــــا همــــــان ســـــــرگشــــته ایـــم
     
#136 | Posted: 15 Aug 2017 00:13
eliyar2000:
بوسه

شود غزاله خورشید صید لاغر من
گر آهویی چو تو یک دم شکار من باشی
سه بوسه کز دو لبت کرده‌ای وظیفه من
اگر ادا نکنی قرض دار من باشی

خورشید

در رفتن جان ازبدن , گویندهرنوعی سخن
من خود به چشم خویشتن , دیدم که جانم می رود
     
#137 | Posted: 16 Aug 2017 15:00
aliazad77:
خورشید

در آن موضع که تابد نور خورشید
نه موجود و نه معدوم است ذرات
چه می‌گویی تو ای عطار آخر
که داند این رموز و این اشارات

مقصر منم که خیال کردم هیچکس باز عاشق نمیشه
حواسم نبود شاه توی دست آخر یا ماته یا کیشه
     
#138 | Posted: 16 Aug 2017 15:03




javan
کلمه ؟

به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم
در امتداد شب نشینیم و طلوع کنیم
     
#139 | Posted: 16 Aug 2017 15:05 | Edited By: javan
andishmand:
javan
کلمه ؟

معدوم

مقصر منم که خیال کردم هیچکس باز عاشق نمیشه
حواسم نبود شاه توی دست آخر یا ماته یا کیشه
     
#140 | Posted: 16 Aug 2017 15:10




javan:
معدوم

در جستجوی انصاف
تا پشت کوه قاف
سفر کردم
معدوم بود
آنچه گمان کردم

معجزه

به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم
در امتداد شب نشینیم و طلوع کنیم
     
صفحه  صفحه 14 از 37:  « پیشین  1  ...  13  14  15  ...  36  37  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / مشاعره مشروط بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites