تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

ضحاک مار دوش ، واقعی یا خیالی

صفحه  صفحه 1 از 5:  1  2  3  4  5  پسین »  
#1 | Posted: 16 Apr 2012 19:54
سلام
درخواست ايجاد تاپيكي با عنوان " ضحاک مار دوش ، واقعی یا خیالی " رو دارم.


ضجاک+ضحاک ماردوش+شاهنامه+داشتان های شاهنامه+داستان ضحاک در شاهنامه+فریدون+داستان ضجاک ماردوش و فریدون+داستان ضحاک و فریدون در شاهنامه+مرداس+پدر ضجاک+داستان ضجاک و مرداس+داستان ضجاک و پدر در شاهنامه+ابلیس+شیطان+نقش شیطان در جکومت ضجاک+داستان ضحاک و ابلیس در شاهنامه+ابلیس در لباس خوالگیر+ابلیس در نقش پزشک+جمشید+ادعای خدایی جمشید+داستان ضجاک و جمشید+سرنگونی جکومت جمشید+خواب دیدن ضحاک+کابوس وحشتناک+تعبیر خواب ضحاک+به دنیا آمدن فریدون+نقش مادر فریدون+گاو فریدون+آگاه شدن فریدون از نژادش+کاوه آهنگر+داستان ضجاک و کاوه آهنگر+نقش کاوه در سرنگون شدن ضجاک+شورش کاوه+چرم آهنگری کاوه+جنگ فریدون و ضحاک+انتقام گرفتن فریدون از ضجاک+دختران جمشید+شهرناز+ارنواز+ملاقات فریدون و دختران جمشید+پیشکار ضحاک+کندور+دیدار فریدون و کندور+دیدار کندور و ضحاک+حمله ضحاک به فریدون+ضحاک در بند+مرگ ضجاک+قلعه ضحاک+افغانستان+قلعه ضحاک در افغانستان+معنی کلمه ضحاک+تنظر تاریخ نویسان درباره ی شهر ضحاک+نابودی شهر ضحاک+عکس هایی از شهر ضحاک

در دستانت گرمای دست دیگری را احساس میکنم.راستش را بگوحقیقت چیست؟؟؟

Signature
     
#2 | Posted: 17 Apr 2012 04:31
قلعه "ضحاک مار دوش" در قلب افغانستان

خبرگزاری فارس: در ولایت باستانی "بامیان" افغانستان قلعه کهن با برج و بارویی عظیم وجود دارد که به اعتقاد مردم این قعله به ضحاک تعلق دارد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در کابل، در ولایت باستانیو تاریخی بامیان افغانستان و در وسط رودخانههای "پایموری"،"شش‎پل" و "دره‎آهنگران" قلعه مخروبهای قرار دارد که بسیاری معتقدند که متعلق به ضحاک است.
قلعه ضحاک که بنام "شهر سرخ"نیز یاد میشود، مجموعه وسیعی از ویرانههای تاریخی است که بر تپه سرخ رنگی در محل ورودی شرقی وادی بامیان قرار دارد.

در دستانت گرمای دست دیگری را احساس میکنم.راستش را بگوحقیقت چیست؟؟؟

Signature
     
#3 | Posted: 17 Apr 2012 04:34 | Edited By: zoksi
ضحاک که بود؟


ضحاک به معنی خوش خنده یا خندان است و بر اساس شاهنامه فردوسی، پدرش مرداس نام داشتهکه پادشاه قدرتمند و افسانه‎ای مملکت بوری یا غوری بود که سال‎ها علیه "جمشید"، پادشاه افسانه‎ای بلخ جنگید.
افسانه‎ دیگری هم وجود دارد که ضحاک 2 مار خطرناک بر شانههایخود داشت و به همین علت وی را مار دوش میگویند.
در کنار شهر ضحاک قصه و داستان کاوه آهنگر وجود دارد که در دره آهنگران در قسمت غرب اینشهر ساکن بوده است.
گفته می‎شود که بقایای خانه و مغازه آهنگری کاوه هنوز هم وجود دارد.
کاوه آهنگر از سرداران و شخص مورد اعتماد ضحاک بود که برایسپاهیان او سلاح می‎ساخت.
بر اساس افسانهها، وی روزی به بهانه این که قصد دارد به مارهای ضحاک غذا بدهد با پتکش بهسر ضحاک می‎زند و به زندگی آن پادشاه افسانه‎ای و مارهایش خاتمه می‎دهد.

در دستانت گرمای دست دیگری را احساس میکنم.راستش را بگوحقیقت چیست؟؟؟

Signature
     
#4 | Posted: 17 Apr 2012 04:40 | Edited By: zoksi
نگاهی به پیشینه تاریخی این شهر


روزگاری شهر ضحاک محلی تلاقی کاروان‎های بازرگانی بود و این شهر از جنوب به سرزمین هند از شرق به ایران و از شمال به سلسله کوه‎های هندوکش و رود "آمو" متصل میشد.
وجود بقایایی چون دیوارهای مرتفع،برج‎های متعدد و راه‎های پر پیچ ‎وخم که هنوز هم قابل مشاهده هست، نشان از شکوه، رونق و ویژگیهای دفاعی این قلعه باستانیدارد.
کارشناسان معتقدند که شهر به 3بخش پایین، بالای کاخ و همچنینبخش مسکونی تقسیم شده است.
براساس یافته‎های باستانشناسان و تاریخ‎نویسان، سبک معماری در برخی قسمت‎های باقی ماندهاز شهر نشانههایی از دوره‎های مختلف تاریخی را نشان میدهد.
آثار موجود در این منطقه به دورههای مختلف تاریخی چون ترکهای "یفتلی" (هونهای سفید) که به قرن چهارم تا نهم میلادی میرسد و شاخصههای معماری که به قرن دهم تا سیزدهم میلادی مربوط میشود و همچنین بقایایی که نشان از دوره تیموری در قرن پانزدهم تا شانزدهم میلادی دارد، در این ناحیه کشف شدهاند.

در دستانت گرمای دست دیگری را احساس میکنم.راستش را بگوحقیقت چیست؟؟؟

Signature
     
#5 | Posted: 17 Apr 2012 04:42
تاریخ نویسان و شهر ضحاک

"کاظم یزدانی" از تاریخ‎نویسانافغان با بیان این که براساس کاوش‎های پراکنده و غیرعلمی، نتایج حفاریهای انجام شده و نقاشیهای موجود در این منطقه، میتوان به این نتیجه رسید که ساکنان اولیه این شهر قبل از اسلامترکها و مغولان بوده‎اند.
وی تصریح کرد: از سفرنامه"هیوان تسانگ" سیاح چینی میتوانبه این نتیجه رسید که در زمان حیات او یک شاهزاده ترک در بامیان فرمان‎روایی می‎کرد.
"علی‎احمد کهزاد" یکی دیگر از تاریخ‎نویسان افغان در این باره مینویسد: در حفاریهای انجام شده در این منطقه کوزههایی به دست آمده است که بر روی آنها صورت برخی از شاهان ترک نقاشی شده است و پیشبینی میشود عمر این اشیاء به دوره ساسانی برگردد.
"ابراهیم اکبری"، رئیس اطلاعات وفرهنگ ولایت بامیان در این رابطه اظهار داشت: این شهر بعد از شهر "بلخ" (ام‎البلاد) توسط اولین حاکمان آریایی ساخته شد.
قصه‎هایی عامیانه در میان مردم بامیان وجود دارد که نشان میدهد، این شهر توسط یکی از شاهان مقتدر افسانهای ترک‎ به نام ضحاک مار دوش ساخته شده است.

در دستانت گرمای دست دیگری را احساس میکنم.راستش را بگوحقیقت چیست؟؟؟

Signature
     
#6 | Posted: 17 Apr 2012 04:45
وضعیت کنونی شهر افسانه‎ای ضحاک

در حالی که این شهر به کلی ویران شده بود با این حال هنوز هم برای گردشگران و علاقهمندانبه تاریخ جذابیتهای خاص خود را دارد.
آثاری چون ویرانه برج‎های دیدبانی، دیوارهای منقش، چند مغاره، راه پلکانی که از یک تونل می‏گذرد و یک تونل پلکانی که به زیرزمینی ختم میشود، در این شهر و قلعه تاریخی به چشم میخورند.
متأسفانه با گذشت هر سال شهر ضحاک بیشتر تخریب میشود، بارندگیهای فصل بهار و برف‎های زمستانی در تخریب اینشهر نقش تعیین کنندهای دارد.
در زمان بارشهای بهاری و در زمستان امکان ورود به این قلعه که بر فراز تپه‎ای قرار دارد، وجود ندارد زیرا امکان سقوط بخشهای از برج‎ها و دیواری‎های آن که وجود دارد.
تونل پلکانی زیرزمین در نزد مردم محل به "راه ‎آب دوزدک " معروف است.
این تونل خمیده، مارپیچ و پله پله است که حفاری آن از وسط شهر و از تپه پائینی آن به سوی زیر زمین حفر شده و به حوض آبی که اکنون خشکیده است، متصل می‎شود.
"هادی غفاری" یکی از باستانشناسان افغان، معتقد است: زمانی که این شهر آباد بوده است، آب رود‎خانه بامیان از نقطه نامعلومی از طریق لولههای سفالی و از زیر تپه ضحاک به حوض متصل میشده و در هنگام حملهدشمنان و محاصره شهر، آنها از طریق همین تونل پلکانی آب مورد نیاز خود را تأمین میکردند.
با وجود آنکه شهر ضحاک یکی از هشت بنای تاریخی ولایت بامیان به شمار میرود و به عنوان میراث فرهنگی جهان در سازمان"یونسکو" ثبت شده است با این حال وضعیت آن بسیار غم‎انگیز و اسفبار است.
بقایای این شهر هم اکنون در حال محو شدن است و حوادث طبیعی هرروز باعث تخریب بیشتر بقایایاین شهر میشود.

در دستانت گرمای دست دیگری را احساس میکنم.راستش را بگوحقیقت چیست؟؟؟

Signature
     
#7 | Posted: 17 Apr 2012 04:50 | Edited By: zoksi
چه کسانی این شهر را تخریب کردند


این که شهر ضحاک در کدام دورهبنا شده است را هیچکس به صورت دقیق نمیداند با این حال برخی از پژوهشگران تاریخ تخریب این شهر را مربوط به حمله مسلمانان در دوره صفاریان میدانند.
در کتاب "بامیان سرزمین عجایب" آمده است: "چنگیزخان" تنها حصار بامیان را که شهر"غلغله" امروزی است به ویرانه تبدیل کرد به طوری که در زمان یورش او هیچ نامی از این شهر در تاریخ ذکرنشده است و شواهد زیادی وجود دارد که این شهر قبل از آن تخریب شده است.
بخش بالایی برجهای شهر ضحاک که در تپههای شمالی اینشهر باستانی به جای مانده است، دوباره بازسازی شده‎اند.
به نظر میرسد که این شهر یکبار به صورت کلی ویران شده است وقرنها است که مخروب مانده و بر اثر ریزش مداوم برف و باران بخشی از دیوار برج‏ها ساییده شده بعدها بر روی بقایای این شهر دیوار برج‎ها و دیوارهای جدیدی ساخته شده است.
"محمد صالح کنبو لاهوری" نوشتهاست: زمانی که "نظرمحمد خان" پادشاه ازبک در رمضان سال 1037 هـ ق به بامیان حمله کرد، حاکم بامیان از طرف سلطنت"بابری" هند که شخصی به نام"خنجرخان ترکمنی" بوده و مقر حکومت او شهر ضحاک بوده است و او در قلعه ضحاک به مقاومت پرداخت.
در برخی منابع تاریخی نیز آمده است: نادرشاه افشار برای آخرین بار فرزندش "نصرالله میرزا" را بههمراه 20 هزار نفر دیگر برای تسخیر مناطق مرکزی افغانستان به قلعه ضحاک مار دوش فرستاد تا آنان را به اطاعت از پادشاهی خوددر آورد.

در دستانت گرمای دست دیگری را احساس میکنم.راستش را بگوحقیقت چیست؟؟؟

Signature
     
#8 | Posted: 17 Apr 2012 04:51
شهر ضحاک در حال نابودی


بامیان از ولایتهای برفگیر افغانستان است و بارندگیهای سنگین این ولایت، هر روز از عمر قلعه و شهر تاریخی ضحاک میکاهد.
نیاز است تا مسئولان افغان و فرهنگ دوستان این آثر کهن و باستانی را از خطر نابودی کامل نجات دهند.

در دستانت گرمای دست دیگری را احساس میکنم.راستش را بگوحقیقت چیست؟؟؟

Signature
     
#9 | Posted: 23 Apr 2012 07:05
ضحاك ماردوش و فريدون




بعد از پادشاهي طهمورث، فرزندش جمشيد به تخت نشست.او با قبول دو منصب پادشاهي و موبدي مسئوليتي جديد براي خودش مي پذيرد . زيرا كه پيش ازاو پادشاهان وظيفه حفظ امنيت را بر عهده داشتند و هدايت خلق وظيفه موبدان بود .
اولين كار او فراهم آوردن سلاح بود و از آهن سلاح و زره و كلاهخود ساخت كه اينكار پنجاه سال بطولانجاميد و بعد به اختراع و ترويج صنعت نساجي مي پردازد و هنر بافتن و پوشيدن لباس رواج مي يابد . و وقتي امنيت در جامعه برقرارشد و مردم لباس بر تن كردند به فكر تقسيم بندي
طبقات اجتماعي مي افتد .
جمشيد مردم را بر چهار گروه تقسيم كرد اولين گروه مردان ديني بودند و آنها را از جامعه دور كرد و به كوه ها فرستاد . گروه دوم مردان رزم بودند كه موجب امنيت كشور بودند . گروه سوم برزگران كه كارشان كاشتن و درويدن بود و چهارم پيشه وران و كارگران بودند.
بعد به ديوان تحت فرمانش دستور داد كه آب و خاك را با هم آميختند و گل درست كردند و خشتزدند و با سنگ و گچ حمام و كاخها را بنا كرد .
وقتي نيازهاي اوليه زندگي را برطرف نمود ، گوهرها را از معادن استخراج كرد و سپس در جستجوي بوي خوش برآمد و به گلاب و عنبر و عود دست يافت .
و با آموختن رموز پزشكي براي تندستي دردمندان اقدام نمود .
با ساخت كشتي بر آب چيره شد و با كشتي به سفر پرداخت .
بدينشان جمشيد با خردمندي بر همه هنرها دست يافت . سپس تختي گوهر نشان ساخت و در آن نشست و به ديوان دستور داد كه تخت را از زمين بر آسمان ببرند .اوكه همانند خورشيد در آسمان سير ميكرد جهانيان را شگفت زده كرد . و آن روز را كه برابر با اول فروردين بود بزرگان شادي كردند و اين روز فرخنده را نوروز ناميدند و ساليان سال اين روز را جشن گرفتند .
و مراسم عيد نوروز از آن روزگار به ياد مانده است .
جمشيد سيصد سال همين گونه پادشاهي كرد و اينگونه بود كه غرور در دلش راه يافت و ناسپاسي پيش گرفت و ادعاي خدايي كرد

در دستانت گرمای دست دیگری را احساس میکنم.راستش را بگوحقیقت چیست؟؟؟

Signature
     
#10 | Posted: 23 Apr 2012 07:15
ضحاك و پدرش




در گوشه اي از قلمرو پادشاهي جمشيد ، آنطرف اروندرود در ديار تازيان ، مرد خداشناسي به نام مرداس بر قبيله خود حكومت مي كرد . مرداس مرد خدا ترسي بود واز نعمتهايي كه در اختيارش بود به مردم دريغ نمي كرد و مردم اجازه داشتند كه از گله هاي بز و شتر و ميش او شير بدوشند و بنوشند .
مرداس فرزند پسري داشت بنام ضحاك كه اندك بهره اي از مهر و محبت در وجودش نبود . او فردي جاه طلب و گستاخ و عجول بود . به او لقب پيوراسپ داده بودند زيرا ده هزار اسب تازي با دهنه لگام زرين در اختيار داشت . قسمت اعظم شب و روز بر اسب سوار بود نه از براي جنگاوري و دفع دشمن بلكه براي خودنمايي .
و اينگونه بود كه ابليس او را براي دستيابي به نقشه هايش مناسب ديد . و روزي بصورت فردي نيكخواه نزد او آمد و ضحاك فريفته حرفهاي او شد و از نقشه شوم او آگاه نبود . ابليس كه ديد ضحاك تهي مغز فريفته ستايشهاياو شده است خوشحال شد و به او گفت : سخنهاي زيادي دارم كه كسي جز من آنرا نمي داند ولي اول بايد با من پيمان ببندي . ضحاكهم با او پيمان بست و سوگند خورد كه راز او را من با كسي نگويد . سپس ابليس كه شرايط را مناسب ديد به او گفت : وقتي پسر جواني چون تو هست چرا بايدپدر پيرت فرمانروائي كند ؟ پدري كه پسري همانند تو دارد زنده ماندنش چه ارزشي دارد ؟ اين پند را از من بشنو و او را از ميان بردار تا صاحب همه اين كاخها و گنجها شوي .

در دستانت گرمای دست دیگری را احساس میکنم.راستش را بگوحقیقت چیست؟؟؟

Signature
     
صفحه  صفحه 1 از 5:  1  2  3  4  5  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / ضحاک مار دوش ، واقعی یا خیالی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites