تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Maryam Heydarzadeh | مریم حیدرزاده

صفحه  صفحه 2 از 24:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  20  21  22  23  24  پسین »  
#11 | Posted: 30 Oct 2012 18:50
نمی خوام

دلم می خواد یک چیزی رو بدونی
دیگه نه عاشقی نه مهربونی

منم دیگه تصمیمو گرفتم
اصلا نمی خوام که پیشم بمونی

یک شب که داشتم فکرهامو می کردم
دیدم با تو تلف شده جوونیم

یک جا یک جمله قشنگی دیدم
عاشق رو باید از خودت برونی

چه شعرهایی من واسه تو نوشتم
تو همه چیز بودی جز اسمونی


یادت میاد منتمو کشیدی
تا که فقط بهت بدم نشونی

یادت میاد روی درخت نوشتی
تا عمر داری برای من میخونی

یادت میاد حتی سلام منو
گفتی به هیچ کس نمی روسونی

حالا بیار عکسهامو تا تموم شه
اگه که وقت داری اگه می تونی

نگو خجالت می کشی میدونم
تو خیلی وقته دیگه مال اونی

خوش باشی هر جا که میری الهی
واست تلافی نکنه زمونی

خوش باشی هر جا که میری الهی
واست تلافی نکنه زمونی

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#12 | Posted: 30 Oct 2012 18:53
بهتره بیدار نشینی

آسمون آرزومون پره از ابرای تیره
لالایی واست بخونم تا شاید خوابت بگیره

اگه از خواب نپریدی
توی خواب خدا رو دیدی

یه جوری بپرس ازش که
دلامون چرا اسیره

باز که چشماتو نبستی
ببینم باز که نشستی

میدونم یه جوری هستی
که دلت از همه سیره

اما بهتره بدونی
طبق اصل مهربونی

دل واسه عاشق نبودن
راه نداره ناگزیره

چشای تو شده خسته
بغض آرزوت شکسته

اما باز تو فکر اینی
اگه من رو نپذیره

بهتره بیدار نشینی
اونو توی خواب ببینی

واسه‌ی دیوونه بودن عزیزم همیشه دیره
خوش به حال بعضی مردم

که شدند تو زندگی گم
خوش به حال بعضی مردم

که شدند تو زندگی گم
التماس بیگناها پیششون چقدر حقیره

نه به فکر عطر یاسند نه به فکر التماسند
خنده داره واسشون که

دل ما یه جایی گیره
چی بگم شبم تموم شد

ندیدم اونو حروم شد
کاش میدونست یکی اینجا

بد جوری واسش میمیره
کاش که بود یه قطره بارون

واسه طرح نامه‌هامون
به دل همیشه دریات

کاش که بود یه قطره بارون
واسه طرح نامه‌هامون

به دل همیشه دریات
از کسی که تو کویره

عزیزم سلام یه چیزی بیا بیوفا بشیم
عزیزم سلام یه چیزی بیا بیوفا بشیم

دوست دارم که ما یه جور از همدیگه جدا بشیم
فکرشو کردم و گفتم واسه چی دیوونه شیم

بهتره ما هم مثل تموم عاقلا بشیم
میدونی دیدم نمیشه من و تو با هم باشیم

هر کدوم باید بریم دوباره مبتلا بشیم
ما دو تا اسیر همدیگه شدیم یه جور بد

کاش فراموش کنیم و از دست هم رها بشیم
دور شدیم از حرفای روزای آشناییمون

سخته اما بیا باز مثل غریبه‌ها بشیم
ستاره خواستم بچینم دیگه دستم نرسید

ما باید نزدیکتر از این به ستاره‌ها بشیم
یه چیزی مثل یه شک منو رها نمیکنه

بیا امشبو منو تو غرق یه دعا بشیم
فکرشو کردی دیگه خدا ما رو دوست نداره

بیا باز بنده‌های عزیز واسه خدا بشیم
خواستم امتحان کنم تو رو ببینم چی میگی

بیا به هرچی که بود تو شعر بی‌اعتنا بشیم
خواستم امتحان کنم تو رو ببینم چی میگی

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#13 | Posted: 30 Oct 2012 18:55
پاییز

به چشمای خودت قسم
دیگه بهت نمیرسم

وصال تو خیالیه
وای که دلم چه حالیه

یادت میاد بهارمون
دلای بیقرارمون

قایم شدن تو کوچه‌ها
دور از نگاه بچه‌ها

بازیهای عروسکی
آخ که چه حیف شد کودکی

یه کم برس باز به خودت
میخوام بیام تولدت

اونوقتا اینجوری نبود
راهت به این دوری نبود

حالا که عاشقت شدم
نیستی دیگه مال خودم؟

پاییز چه فصل زردیه
عاشقی هم چه دردیه

گم شده باز بادبادکم
تو نمیای به کمکم؟

میخوام دستاتو بگیرم
تو بمونی من بمیرم

عاشقیم نوبتیه؟
آخ که چه بد عادتیه

من نگرانم واسه تو
قبله‌ی دیگران نشو

اشکم به این زلالیه
دل تو از من خالیه؟

تو مه عشق تو گمم
هلاک یه تبسمم

تو شدی مال دیگری؟
چه جور دلت اومد بری؟

قفلا که بی‌کلید شدن
چشا به در سفید شدن

چه امتحان خوبیه
دوریت عجب غروبیه

بارون شدیده نازنین
از تو بعیده نازنین

خاطره رو جا نذاری
باز منو تنها نذاری

اونوقتا مهمونت بودم
دنیا رو مدیونت بودم

اونوقتا مجنونم بودی
کلی پریشونم بودی

قصه حالا عوض شده
صحبت یه تولده

قلبتو دادی به کسی
یه کم واسم دلواپسی؟

ستاره‌مون یادت میاد
دلواپسم خیلی زیاد

فقط تماشا میکنی
بعد عشقو حاشا میکنی؟

چه لطفی به من میکنی
تکلیفو روشن میکنی

میگی گذشت گذشته‌ها
چه راحتن فرشته‌ها

سر به سرم که نذاری
بگو یه کم دوسم داری؟

نمیمونی؟ من میمونم
میری یه روزی میدونم

اولا مهربونترن
اونایی که همسفرن

اشک منم که جاریه
نگه دار یادگاریه

میسپارمت دست خدا
اگه دوسم داشتی بیا

میسپارمت دست خدا
اگه دوسم داشتی بیا


واسه ما جشن تولد
یه بهونه بود همیشه

که رو هدیه بنویسیم
دلم از تو دور نمیشه

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#14 | Posted: 30 Oct 2012 18:59

آلبوم مثل هیچ کس شامل شعر های زیر می باشد:

  • تا قیامت
  • گفت و گو
  • مثل هیچ کس
  • به خاطر من
  • به خاطر تو
  • خلوت یک شاعر
  • این روزا
  • نامه بی جواب
  • زیر درخت آرزو
  • هوای رفتن
  • خیال
  • محبت
  • فاصله
  • اگه تو از پیشم بری
  • می دونم
  • حدس
  • یک فکر دیگر
  • رفع زحمت



این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#15 | Posted: 30 Oct 2012 19:00
تا قیامت

من میگم بهم نگاه کن
تو میگی که جون فدا کن

من میگم چشمات قشنگه
تو میگی دنیا دو رنگه

من میگم دلم اسیره
تو میگی که خیلی دیره

من میگم چشمات و واکن
تو میگی من و رها کن

من میگم قلبم رو نشکن
تو میگی من می شکنم من ؟

من میگم دلم رو بردی
تو میگی به من سپردی ؟

من میگم دلم شکسته است
تو میگی خوب میشه خسته است

من میگم بمون همیشه
تو میگی ببین نمی شه

من میگم تنهام می ذاری
تو میگی طاقت نداری

من میگم تنهایی سخته
تو میگی این دست بخته

من میگم خدا به همرات
تو میگی چه تلخه حرفات

من میگم که تا قیامت
برو زیبا به سلامت

من میگم خدا به همرات
تو میگی چه تلخه حرفات

من میگم که تا قیامت
برو زیبا به سلامت

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#16 | Posted: 30 Oct 2012 19:02
گفت و گو

من میگم بهم نگاه کن
تو میگی که جون فدا کن

من میگم چشات قشنگه
تو میگی دنیا دو رنگه

من میگم چه قدر تو ماهی
تو میگی اول راهی

من میگم بمون همیشه
تو میگی ببین نمیشه

من می گم خیلی غریبم
تو میگی نده فریبم

من میگم خوابت رو دیدم
تو میگی دیگه بریدم

من می گم هدف وصاله
تو ولی میگی محاله

من میگم یه عمره سوختم
تو میگی قلبم رو دوختم

من میگم چشمات و وا کن
تو میگی من و رها کن

من میگم خیلی دیوونم
تو میگی آره می دونم

من میگم دلم شکسته ست
تو میگی خوب میشه خسته ست

من میگم بشین کنارم
تو میگی دوستت ندارم

من میگم بهم نظر کن
تو ولی میگی سفر کن

من میگم واسم دعا کن
تو میگی نذر رضا کن

من میگم قلبم رو نشکن
تو میگی من می شکنم من ؟

من میگم واست می میرم
تو میگی نمی پذیرم

من میگم شدم فراموش؟
تو میگی نه ، رفتم از هوش

من میگم که رفتم از یاد ؟
تو میگی نه مرده فرهاد

من میگم باز شدی حیروون ؟
تو میگی بیچاره مجنون

من میگم ازم بریدی ؟
تو می پرسی نا امیدی ؟

من میگم واسم عزیزی
تو میگی زبون میریزی؟

من میگم تو خیلی نازی
تو میگی غرق نیازی

من میگم دلم رو بردی
تو میگی به من سپردی ؟

من میگم کردم تعجب
تو میگی دیگه بگو خب

من میگم تنهایی سخته
تو میگی این دست بخته

من میگم دل تو رفته
تو میگی هفت روزه هفته

من میگم راه تو دوره
تو میگی چاره عبوره

من میگم می خوام بشم گم
تو میگی حرفای مردم ؟

من میگم نگذری ساده ؟
تو میگی آدم زیاده

من میگم دل به تو بستن ؟
تو میگی اینقده هستن

من میگم تنهام میذاری ؟
تو میگی طاقت نداری ؟

من میگم خدا به همرات
تو میگی چه تلخه حرفات

من میگم اهل بهشتی
تو میگی چه سرنوشتی

من میگم تو بی گناهی
تو میگی چه اشتباهی

من میگم که غرق دردم
تو میگی می خوام بگردم

من میگم چیزی می خواستی ؟
تو میگی تشنمه راستی

من میگم از غم آبه
تو میگی دلم کبابه

من می گم برو کنارش
تو میگی رفت پیش یارش

من میگم با تو چیکار کرد ؟
تو میگی کشت و فرار کرد

من میگم چیزی گذاشته ؟
تو میگی دو خط نوشته

من میگم بختش سیاهه
تو میگی اون بی گناهه

من میگم رفته که حالا
تو می گی مونده خیالا

من میگم می آد یه روزی
تو میگی داری می سوزی

من میگم رنگت چه زرده
تو می پرسی بر میگرده ؟

من میگم بیاد الهی
تو میگی که خیلی ماهی

من میگم ماهت سفر کرد
تو میگی تو رو خبر کرد ؟

من میگم هر کی با ماهش
تو میگی بار گناهش؟

من میگم تو بی وفایی
تو میگی بریم یه جایی

من میگم دلم اسیره
تو میگی نه خیلی دیره

من میگم خدا بزرگه
تو میگی زندگی گرگه

من میگم عاشق پرنده ست
تو میگی معشوق برنده ست

من میگم به روزها شک کن
تو میگی بهم کمک کن

من میگم خدانگهدار
تو میگی تا چی بخواد یار

من میگم که تا قیامت
برو زیبا به سلامت

پشت تو آب نمی ریزم
که نروندت عزیزم

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#17 | Posted: 30 Oct 2012 19:03
مثل هیچ کس

مث اون موج صبوری که وفاداره به دریا
تو ماهی مثل حقیقت مهربونی مث رویا

چه قدر تازه و پاکی مث یاسای تو باغچه
مث اون دیوان حافظ که نشسته لب طاقچه

تو مث اون گل سرخی که گذاشتم لای دفتر
مث اون حرفی که ناگفته می مونه دم آخر

تو مث بارون عشقی روی تنهایی شاعر
تو همون آبی که رسمه بریزن پشت مسافر

مث برق دو تا چشمی توی یک قاب شکسته
مث پرواز واسه قلبی که یکی بالاشو بسته

مث اون مهمون خوبی که میآد آخر هفته
مث اون حرفی که از یاد دل و پنجره رفته

مث پاییزی ولیکن پری از گل های پونه
مث اون قولی که دادی گفتی یادش نمی مونه

تو مث چشمه آبی واسه تشنه تو بیابون
تو مث یه آشنا تو غربت واسه یه عاشق مجنون

تو مث یه سرپناهی واسه عابر غریبه
مث چشمای قشنگی که تو حسرت یه سیبه

چشمه ی چشمای نازت مث اشک من زلاله
مث زندگی رو ابرا بودنت با من محاله

یک روزی بیا تو خوابم بشو شکل یک ستاره
توی خواب دختری که هیچ کس و جز تو نداره

تو یه عمر می درخشی تو یه قاب عکس خالی
اما من چشمام رو دوختم به گلای سرخ قالی

تو مث بادبادک من که یه روز رفت پیش ابرا
بی خبر رفتی و خواستی بمونم تنهای تنها

تو مث دفتر مشقم پر خطای عجیبی
مث شاگردای اول کمی مغرور و نجیبی

دل تو یه آسمونه دل تنگ من زمینی
می دونم عوض نمی شی تو خودت گفتی همینی

تو مث اون کسی هستی که میره واسه همیشه
التماسش می کنی که بمون اون میگه نمیشه

مث یه تولدی تو مث تقدیر مث قسمت
مث الماسی که هیچ کس واسه اون نذاشته قیمت

مث نذر بچه هایی مث التماس گلدون
مث ابتدای راهی مث اینه مث شمعدون

مث قصه های زیبا پری از خوابای رنگی
حیفه که پیشم نمونن چشای به این قشنگی

پر نازی مث لیلی پر شعری مث نیما
دیدن تو رنگ مهره رفتن تو رنگ یلدا

بیا مثل اون کسی شو که یه شب قصد سفر کرد
دید یارش داره میمیره موند ش و صرف نظر کرد

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#18 | Posted: 30 Oct 2012 19:05
به خاطر من

آخر یه روز دق میکنم فقط به خاطر تو
دنیا رو عاشق میکنم فقط به خاطر تو

شب به بیابون می زنم فقط به خاطر تو
رو دست مجنون می زنم فقط به خاطر تو

تو نمی خوای بیای پیشم فقط به خاطر من
من ولی سرزنش می شم فقط به خاطر تو

عشق تو پنهون میکنی فقط به خاطر من
من دلم و خون می کنم فقط به خاطر تو

از دور تماشا میکنی فقط به خاطر من
من دل و رسوا میکنم فقط به خاطر تو

از خوبیات کم میکنی فقط به خاطر من
رشته رو محکم می کنم فقط به خاطر تو

تو خودت رو گم میکنی فقط به خاطر من
من خودم رو گم میکنم فقط به خاطر تو

شعله رو خاموش میکنی فقط به خاطر من
شب رو فراموش میکنم فقط به خاطر تو

تو خنده هات غم میزنی فقط به خاطر من
دنیا رو بر هم میزنم فقط به خاطر تو

یه روز می شم بی آبرو فقط به خاطر تو
قربونی یه جست و جو فقط به خاطر تو

تو ام یه روز می ری سفر فقط به خاطر من
خیره می شن چشام به در فقط به خاطر تو

به من تو میگی دیوونه فقط به خاطر من
جملت به یادم می مونه فقط به خاطر تو

تو من و بیرون میکنی فقط به خاطر من
قلبم رو ویرون میکنم فقط به خاطر تو

میگی از سنگ دلت فقط به خاطر من
یه عمره که تنگه دلم فقط به خاطر تو

تو گفتی عاشقی بسه فقط به خاطر من
دنیا واسم یه قفسه فقط به خاطر تو

می ری سراغ زندگیت فقط به خاطر من
من می سوزم تو تشنگیت فقط به خاطر تو

تو میگی عشق یه عادته فقط به خاطر من
دلم پر شکایته فقط به خاطر تو

میگیری از من فاصله فقط به خاطر من
دست میکشن از هر گله فقط به خاطر تو

تومیگی از اینجا برو فقط به خاطر من
رفتم به احترام تو فقط به خاطر تو

رد میشی از مقابلم فقط به خاطر من
مونده سر قرار دلم فقط به خاطر تو

ناز میکنی برای من قفط به خاطر من
من میشینم به پای تو فقط به خاطر تو

نیستی کنار پنجره فقط به خاطر من
دل نمی تونه بگذره فقط به خاطر تو

تو من رو یادت نمیاد فقط به خاطر من
دلم کسی رو نمی خواد فقط به خاطر تو

می گذری از گذشته ها فقط به خاطر من
می رم توی نوشته ها فقط به خاطر تو

تو منو تنها می ذاری فقط به خاطر من
من خودم رو جا میذارم فقط به خاطر تو

دل رو گذاشتی بی جواب فقط به خاطر من
یه عمر میکشم عذاب فقط به خاطر تو

دلت شکسته می دونم فقط به خاطر من
منم یه خسته می دونی فقط به خاطر تو

آخر ازم جدا شدی فقط به خاطر من
من مشغول دعا شدم فقط به خاطر تو

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#19 | Posted: 30 Oct 2012 19:09
به خاطر تو

آخر یه روز دق می کنم فقط به خاطر تو
دنیا رو عاشق میکنم فقط به خاطر تو

سر به بیابون می زنم فقط به خاطر تو
رو دست مجنون می زنم فقط به خاطر تو

عشقت رو پنهون می کنی فقط به خاطر من
من دلم رو خون میکنم فقط به خاطر تو

تو گفتی عاشقی بسه
دنیا برام یه قفسه

گفتی که عشق یه عادته
دلم پر از شکایته

گفتی می خوای بری سفر
خیره شدن چشام به در

من می شینم به پای تو فقط به خاطر تو
من می شینم به پای تو فقط به خاطر تو

به من تو گفتی دیوونه فقط به خاطر من
حرفت به یادم می مونه فقط به خاطر تو

از خوبیات کم میکنی
قلبم رو پر پر می کنی

گفتی که از سنگه دلت
از من و دل تنگه دلت

از خوبیات کم میکنی
قلبم رو پر پر می کنی

گفتی که از سنگه دلت
از من و دل تنگه دلت

ازم گرفتی فاصله فقط به خاطر من
دست کشیدم از هر گله فقط به خاطر تو

گفتی که از اینجا برو فقط به خاطر من
می رم به احترام تو فقط به خاطر تو

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#20 | Posted: 30 Oct 2012 19:10
خلوت یک شاعر

کاش در دهکده عشق فراوانی بود
توی بازار صداقت کمی ارزانی یود

کاش اگر گاه کمی لطف به هم میکردیم
مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود

کاش به حرمت دلهای مسافر هر شب
روی شفاف ترین خاطره مهمانی بود

کاش دریا کمی از درد خودش کم می کرد
قرض می داد به ما هرچه پریشانی بود

کاش به تشنگی پونه که پاسخ دادیم
رنگ رفتار من و لحن تو انسانی بود

مثل حافظ که پر از معجزه و الهامست
کاش رنگ شب ما هم کمی عرفانی بود

چه قدر شعر نوشتیم برای باران
غافل از آن دل دیوانه که بارانی بود

کاش سهراب نمی رفت به این زودی ها
دل پر از صحبت این شاعر کاشانی بود

کاش دل ها پر افسانه ی نیما می شد
و به یادش همه شب ماه چراغانی بود

کاش اسم همه دخترکان اینجا
نام گلهای پر از شبنم ایرانی بود

کاش چشمان پر از پرسش مردم کمتر
غرق این زندگی سنگی و سیمانی بود

کاش دنیای دل ما شبی از این شبها
غرق هر چیز که می خواهی و می دانی بود

دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم
راز این شعر همین مصرع پایانی بود

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
صفحه  صفحه 2 از 24:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  20  21  22  23  24  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Maryam Heydarzadeh | مریم حیدرزاده بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites