تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Maryam Heydarzadeh | مریم حیدرزاده

صفحه  صفحه 9 از 24:  « پیشین  1  ...  8  9  10  ...  23  24  پسین »  
#81 | Posted: 31 Oct 2012 22:04
خدا کند

دلی کنار پنجره نشسته زار می زند
و خواب دیده ام شبی مرا کنار می زند

غروب ها که می شود خیال چشمهای تو
تو را دوباره در دل شکسته جار می زند

یکی نگاه می کند یکی گناه می کند
یکی سکوت می کند یکی هوار می زند

و عشق درد مشترک میان ماست با همه
کسی که شعر گفته یا کسی که تار می زند

درست مثل بازی گذشته های شاعری
که جای سنگ و گل به دوستش انار می زند

خدا کند به وعده اش وفا کند که گفته بود
شبی مرا به جرم عشق خویش دار می زند

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#82 | Posted: 31 Oct 2012 22:05
آخرین نامه

دلم می خواد یه چیزی رو بدونی
دیگه نه عاشقی نه مهربونی

منم دیگه تصمیمم رو گرفتم
اصلا نمی خوام که پیشم بمونی

دیشب که داشتم فکرام و می کردم
دیدم با تو تلف شده جوونی

یه جا یه جمله ی قشنگی دیدم
عاشقو باید از خودت برونی

چه شعرایی من واسه تو نوشتم
تو همه چیز بودی جز آسمونی

یادت میاد منتم رو کشیدی ؟
تا که فقط بهت بدم نشونی ؟

یادت می اد روی درخت نوشتی
تا عمر داری برای من می خونی ؟

یادت میاد حتی سلام من رو
گفتی به هیچ کس نمی رسونی

حالا بیار عکسامو تا تموم شه
اگر که وقت داری اگه می تونی

نگو خجالت می کشی می دونم
تو خیلی وقته دیگه مال اونی

خوش باشی هر جا که می ری الهی
واست تلافی نکنه زمونی

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#83 | Posted: 31 Oct 2012 22:07
فدای اونکه

برای عاشقی دیره
ولی باز دست تقدریه

تا دستامون نره بالا
جایی بارون نمی گیره

دلی که دادمش دستت
دیگه از زندگی سیره

نیومد وقتی ام اومد
فقط گفت که داره می ره

نگفتم من خداحافظ
آخه قلبم هنوز گیره

بدون این قلب دیوونه
دیگه محتاج زنجیره

بمون این زخم رو بدتر کن
عجیب محتاج شمشیره

بریزم اشکام رو شاید
آخه این آخرین تیره

نگی تو اونی که رفته
وجودش غرق تقصیره

فدای او که تو خوابم
من رو تحویل نمی گیره

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#84 | Posted: 31 Oct 2012 22:08
من که ادعا نکردم

نمی گم خطا نکردم من که ادعا نکردم
همه گفتن بی وفایی من که اعتنا نکردم

عازم سفر شدی تو من دلم می خواست بمونی
واسه موندن تو اما بخدا دعا نکردم

واسه تو کلی نوشتم که یه جوری مبتلا شی
تقصیر منه که آخر تو رو مبتلا نکردم

توی کوچه ی رفاقت یه سلام جواب ندادم
تو دلم تویی اون و با کسی آشنا نکردم

می دونم دوسم نداری حتی قد یه قناری
اما عاشقم هنوزم بودن اشتباه نکردم

ما جایی قرار نذاشتیم جز تو کوچه های رویا
این دفعه تو اومدی من به قرار وفا نکردم

زیر دین ناز چشمات یه عمریه دارم می سوزم
تا خاکستری نشه دل دینمو ادا نکردم

اومدن واسه نصیحت به بهانه ی یه صحبت
عمرشون کلی تلف شد چون تو رو رها نکردم

راه آسمون که بسته س گرچه قلبامون شکسته س
تا بحال انقد خدا رو اینجوری صدا نکردم

تو من و گذاشتی رفتی خواستی من دیوونه تر شم
باورت نمی شه شاید آخه جون فدا نکردم

نامه های عاشقونه با نشونه بی نشونه
اما از کسای دیگه س پس اونا رو وا نکردم

یادته عکست و دادی بذارم تو قاب قلبم
بعد از اون روز دیگه هرگز به کسی نگا نکردم

تو از اون روزی که رفتی نه تو رفتی که ببینی
تا قیامت هم تو رو من از خودم جدا نکردم

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#85 | Posted: 31 Oct 2012 22:09
قصه مون

دل من روی زمینه دل تو تو آسمونه
انقدر دوست دارم من که فقط خدا می دونه

بیا یه عهدی ببندیم ببینیم کدوم یک از ما
تا ته جاده ی دنیا بر سر عهدش می مونه

بعضی قلبا بی ستارن یه ستاره هم ندارن
شایدم ستاره هاشون مث ما تو کهکشونه

برجای غرور بلندن که دارن به ما می خندن
کاش با هم بریم یه جا که بر خلاف شهرمونه

یادمه پرسیدم از تو که می شه با هم بمونیم ؟
گفتی این که دست ما نیست بذارش پای زمونه

چه بباری چه بتابی چه بخندی چه بخوابی
عزیزم چه فرقی داره واسه اون که شد دیوونه

نکنه بری یه روزی با یه قایق از کنارم
واسه ی دلم نذاری نه اشاره نه نشونه

می دونم یه جای این عشق خستگی کار می ده دستت
مرغ عشقمون رو آخر می کنی بی آشیونه

من نمی دونم چی میشه نمی شه بگذرم از تو
شاید اون موقع ببارم تا شاید بیای به خونه

خلاصه فقط می خواستم قصمون رو گفته باشم
می دونم که آخر عشق با خدای مهربونه

دل من فکراشو کرده که صبور و باوفا شه
کاش دل تو هم صبور شه این روزا اگر بتونه

دیگه حرفی نیست عزیزم بجز اشکی که می ریزیم
کاش بپرسی راز عشق و از گلای ناز پونه

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#86 | Posted: 31 Oct 2012 22:09
تنها توقع

نگات قشنگه ولیکن یه کم عجیب و مبهمه
من از کجا شروع کنم دوست دارم یه عالمه

من و گذاشتی و بازم یه بار دیگه رفتی سفر
نمی دونم شاید سفر برای دردات مرهمه

تا وقتی اینجا بمونی یه حالت عجیبیه
من چه جوری واست بگم بارون قشنگ و نم نمه

هوای رفتن که کنی واسه تو فرقی نداره
اما به جون اون چشات مرگ گلای مریمه

آخرشم دق می کنم تا من و دوست داشته باشی
مردن که از عاشقیه یک دفه نیست که کم کمه

من نمی دونم تو چرا اینجور نگاهم می کنی
زیر نگاه نافذت نگاه عاشقم خمه

می پرسم از چشمای تو ممکنه اینجا بمونی ؟
می خندی و جواب می دی رفتن من مسلمه

برو به خاطر خودت اما به من قول بده
هرجای دنیا که بری دیگه نشو مال همه

رسمه که لحظه ی سفر یادگاری به هم می دن
قشنگ ترین هدیه ی تو تو قلب من یه مشت غمه

شاید این و بهم دادی که همیشه با من باشه
حق با تو ا تو راست می گی غمت همیشه پیشمه

دیدی گلا شب که میشه اشکاشونو رو می کنن
یادت باشه چشم منم همیشه غرق شبنمه

تو می ری و اسم من و از رو دلت خط می زنی
اسم قشنگ تو ولی همیشه هرجا یادمه

چشمای روشنت یه کم کاشکه هوای من رو داشت
تنها توقعم فقط یه بار جواب ناممه

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#87 | Posted: 31 Oct 2012 22:11
من و تو

تو هم ترک منم ترک
اینم یه درد مشترک

تو غصه دار من غصه دار
پس واسه چی بیاد بهار

تو بی چراغ من بی چراغ
کی بگیرد از ما سراغ

تو هم غریب منم غریب
عشقا چی بود به جز فریب

تو حادثه من حادثه
پس کی به ابرا برسه

تو بارونی من بارونی
پس کجا رفت مهربونی

من بی پناه تو بی پناه
کافیه امشب نور ماه

من بی وفا تو بی وفا
چی کار کنه با ما خدا

من بی فروغ تو بی فروغ
بازم به هم بگیم دروغ ؟

من بی جواب تو بی جواب
معنیش چیه ! این جز سراب

من تشنگی تو تشنگی
کاش که نمی گذشت بچگی

منم گله تو هم گله
آخر کی داره حوصله

من انتظار تو انتظار
من باریدم تو هم ببار

من چشم خیس تو چشم خیس
برام یه چیزی بنویس

منم زلال تو هم زلال
چی کم داریم ما دو تا بال

من اولی تو اولی
چقدر قشنگ و مخملی

من در به در تو در به در
می یای با هم بریم سفر ؟

من اعتماد تو اعتماد
عشق و چرا دادیم به باد

من دیوونه تو دیوونه
پس کی می گه نمی مونه

من ناامید تو ناامید
از من و تو نبود بعید ؟

تو شبنمی من شبنمی
ما مثل هم شدیم کمی

تو بی صدا من بی صدا
پس چی شد اون همه دعا

تو پر غم من پر غم
جون خودت خسته شدم

تو بی گناه من بی گناه
یعنی همش بود اشتباه ؟

تو خستگی من خستگی
پس چیه معنیش زندگی ؟

تو پر درد من پر درد
پاییز واسه چی می شه زرد ؟

من که رها تو که رها
فقط بگو بریم کجا ؟

من که محال تو که محال
چی بود دوست دارم خیال ؟

تو که بدی من که بدم
ببخش نه بد حرفی زدم

باشه بدم تو که گلی
مهجزه ای تجملی

من ک اسیر تو که اسیر
کی کرده ما رو ناگزیر ؟

من سر حرف تو سر حرف
تقصیر ماست غیبت برف ؟

من بی نشون تو بی نشون
جایی داریم جز آسمون ؟

من پر راز تو پر راز
اما نداریم اعتراض

من پر شور تو پر نور
چرا نریم یه جای دور

من فاجعه تو فاجعه
چیکار کنیم با شایعه

من اتفاق تو اتفاق
به جرم قدری اشتیاق

تو عطر یاس من التماس
راسته که دنیا دست ماس ؟

من اولین تو آخرین
واسه تو بس نیس نازنین ؟

من عابرم تو شاعری
نرو کجا می خوای بری ؟

من یه کتاب تو یه کتاب
کاش نکشیم انقد عذاب

من خاطره تو خاطره
بمون تا یادمون نره

منم که تو تو هم که من
پس زیر وعده هات نزن

من آرزو تو آرزو
پس آرزو کن و بگو

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#88 | Posted: 31 Oct 2012 22:12
مث فصلا

توی باغا گل سرخی توی آسمون ستاره
جایی رو سراغ ندارم که نشون از تو نداره

تاریخ تولد تو توی دفتر حسابم
شب که چشمام و می بندم باز نمی ذاری بخوابم

عکس تو جور عجیبی توی چشمام می درخشه
دیوونم خدا می دونه کاش خودش من رو ببخشه

توی تابستون نسیمی آفتابی توی زمستون
تو همونی که گرونه نمی یاد به دستم آسون

وقتی من تو آسمونم تو توی راه زمینی
مشکل اینه چون عزیزی هر جا باشی نازنینی

سفر دور و درازت بی خطر باشه الهی
بی خبر من و گذاشتی ولی نه تو بیگناهی

قیمت نگاه نازت خیلیه مث صداقت
مث خوب بودن تو سختی واسه اثبات رفاقت

توی خرداد گل یاسی توی آبان گل مریم
چه شکنجه ی قشنگی می کشی من و تو کم کم

چه تفاهمی تو عاقل دل من مات و دیوونه
درمونم دست چشاته اینم آخرین بهونه

دل تو یه وقتا سنگه یه روزم مثل بلوری
شبا گاهی قرص ماهی یه روزم یه تیکه نوری

حوصله که داشته باشی دو سه جمله می گی گاهی
اما میلت که نباشه نمی دی حتی نگاهی

چون غروب خیلی قشنگه تو خود غروبی
چی بگم قحطی واژه ست هر چی هست خیلی خوبی

عکس نازت رو گذاشتم گوشه ی سفید دفتر
تا دیگه هیچکی نبینه یکی کمتر باشه بهتره

مث ‌آسمون عجیبی شبی آبی شبی قرمز
ولی هر رنگی که باشی من و دوست نداری هرگز

یه روزی می شی یه دریا فرداش اما مثل کوهی
هر چی که دلت می خواد باش هر جا باشی با شکوهی

پره از اسم قشنتگت صفحه صفحه ی کتابم
به همون تعداد اسما تو ولی دادی عذابم

لااقل خوب شد که لطفی کردی و واسم نوشتی
معنی حرف تو این بود که مطیع سرنوشتی

دلم و دادم به دست تو برای یادگاری
قابلی نداره بردار می دونم دوسم نداری

وقتی که بارون می گیره چشام از عشق تو خیسه
دل برات به قول سهراب زیر بارون می نویسه

تنها آرزوم همینه تا یادم نرفته راستی
کاش یه روز بهم بگی که من همونم که می خواستی

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#89 | Posted: 31 Oct 2012 22:15
وعده ی ما لب دریا

روی عکسا گرد و خاکه
بیشتر دلا هلاکه

قحطی گلای پونه ست
تقدیرا دست زمونه ست

عهد و پیمونا شکسته
رشته ی دلا گسسته

تقویما رو ماه تیره
زندونا پر اسیره

آدما یا همه مردن
یا که مات و دل سپردن

عصر ما عصر فریبه
عصر اسمای غریبه

عصر پژمردن گلدون
چترای سیاه تو بارون

مرگ آواز قناری
مرگ عکس یادگاری

تا دلت بخواد شکایت
غصه ها تا بینهایت

دلای آدما تنگه
غصه هم گاهی قشنگه

چشما خونه ی سواله
مهربون شدن محاله

حک شده روی هر دیواری
که چرا دوسم نداری

خونه هامون پر نرده
پشت هر پنجره پرده

تا دلت بخواد مسافر
تا بخوای عاشق و شاعر

شبا سرد و بی عروسک
دلای شکسته از شک

زلفای خیبی پریشون
خط زدن رو اسم مجنون

شهری که سرش شلوغه
وعده هاش همه دروغه

چشمای خیره به جاده
عشوه های نخریده

آسمونا پر دوده
قلب عاشقا کبوده

گونه ی گلدونا زرده
رفته و بر نمی گرده

آدما بی سرگذشتن
آهوا بدون دشتن

دفترا بدون امضا
ماهیان بدون دریا

تشنه ها هلاک آبن
همه حرفا بی جوابن

نصف زندگی نگاهه
بقیش همه گناهه

خدا رو انگار گذاشتن
رو زمن و بر نداشتن

در و دیوارا سیاهه
آدرسامون اشتباهه

شب و روزا پر عادت
وقت که شد شاید عبادت

خدا مال غصه هاته
وقتی غم داری خداته

روی اینه ها غباره
شیشه ی پنجره ی تاره

بغضا بی صدا و کاله
همه از فکر و خیاله

قلک خوبیا خالی
مهربونیا خیالی

قفسا پر پرنده
لبای بدون خنده

نه شنیدنی نه گوشی
نه گلی نه گلفروشی

مرگ جشنای تولد
مرگ اون دلی که گم شد

خستگی بی اعتمادی
شک و تردید زیادی

امتحان مکرر
لونه های بی کبوتر

مشقامون بدون امضا
اسممون همیشه رسوا

نمره های عشقمون تک
بامامون بدون لک لک

همه غایب تو دفتر
مث بالای کبوتر

خونه ها بدون باغچه
بدون حافظ و طاقچه

نه برای عشق میلی
نه کسی به فکر لیلی

دیگه پشت در بسته
کسی بیدار ننشسته

نه کسی نه انتظاری
نه صدای بی قراری

واسه عاشقی که دیره
لااقل دلت نگیره

کاش تو قحطی شقایق
باز بشیم سوار قایق

بشینیم بریم تو دریا
من و تو تنهای تنها

ماهیا خیلی امینن
نمی گن اگه ببینن

انقدر می ریم که ساحل
از من و تو بشه غافل

قایق و با هم می رونیم
می ریم اونجاها می مونیم

جایی که نه آسمونش
نه صدای مردمونش

نه غمش نه جنب و جوشش
نه صدای گلفروشش

مث اینجا ‌آهنی نیست
خوبه اما گفتنی نیست

پس ببین یادت بمونه
کسی ام اینو ندونه

زنده بودیم اگه فردا
وعده ی ما لب دریا

صبح پاشو بدون ساعت
که فراموش بشه عادت

نره از یاد تو زیبا
وعده ی ما لب دریا

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#90 | Posted: 31 Oct 2012 22:16
درد دل با دل

چرا دنیا پره از حادثه های وارونه
عاشق کسی می شی که عاشقی نمی دونه

من به دنبال تو و تو دنبال کس دیگه
هچکدوم از ما دو تا به اون یکی راست نمی گه

من واسه ی چشمای نازنین تو یک دیوونم
من دوست دارم ولی علتشو نمی دونم

حالا که می خوای بری بذار نگاهت بکنم
چون یه بار دیگه می خوام این دل و ساکت بکنم

یه چیزی فقط بذار واسه روز تولدت
هدیه م رو بیارم و بازم بدم دست خودت

آدما فکر می کنن شاعرا خیلی غم دارن
کاش فقط این بود اونا خیلی کسا رو کم دارن

عاشق کسی می شن که عاشقاش فراوونه
بین انتخاب عشقش عمریه که حیرونه

اونی رو که دوست داری چرا تو رو دوست نداره
شایدم دوست داره ولی به روش نمی یاره

ولی نه اینا مال نداشتن لیاقته
اگه حرفم می زنه با تو فقط یه عادته

نکنه جمله هاش و پای محبت بذاری
بهتره حرفاش رو به حساب عادت بذاری

از خودش نمی شنوی اگه یه روز بخواد بره
وقتی می پرسی ازش می گه آره مسافره

ولی تو شب می شینی که باز اون رو دعا کنی
یا واسه سلامت اون نذرها تو ادا کنی

چه قدر بین دلا وحرفای ما فاصله س
چشماتون می خنده اما دلامون بی حوصله س

دوست داشتن هم یه جوری پنهون می کنیم
نمی دونیم که داریم یه قلب رو ویرون می کنیم

کاش بیایم آبروی مجنون و انقدر نبریم
دیگه منت نذاریم وقتی که نازی می خریم

عاشقی یعنی تحمل نه شکایت نه گله
اگه حتی بینمون باشه یه دنیا فاصله

مهم اینه که چقدر دوسش داری فقط همین
اگه لازم باشه آبرو رو بنداز رو زمین

برگا زرده روزای اول فصل پاییزه
بذار اون بشکنه و دلت رو برگها نریزه

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
صفحه  صفحه 9 از 24:  « پیشین  1  ...  8  9  10  ...  23  24  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Maryam Heydarzadeh | مریم حیدرزاده بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites