تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Poem for Mother | شعرى براى مادر

صفحه  صفحه 20 از 30:  « پیشین  1  ...  19  20  21  ...  29  30  پسین »  
#191 | Posted: 14 May 2012 12:08


اه مادر ،‌

تو نميداني چه شب ها
من به غربت

خواب آن گهواره ي
آغوش پر مهر تو ديدم

يا طنين
لاي لاي نازنين ات را
ميان موج سنگين
سكوت شب شنيدم

كودكي گم كرده مادر بودم
اينسان
طعم تلخ بي پناهي را چشيدم

من نيازم دامن تو
دوست ميدارم هنوز عطر تن و پيراهن تو



عشق را دوست دارم ولي نه در قفس بوسه را دوست دارم نه در هوس تو را دوست دارم تا آخرين نفس
     
#192 | Posted: 14 May 2012 12:12


آمدي مادر

براي ديدنم
با كولبار خستگي ها
كردي آخر آشيان ترك

با همه دلبستگي ها

در قفس بودي اگر
با آن همه وارستگي ها

حال هر شب
در كنارم مي نشيني
مادرم مي بيني

و

راز نيازم را نبینی

من نيازم دامن تو
دوست ميدارم هنوز عطر تن و پيراهن تو



عشق را دوست دارم ولي نه در قفس بوسه را دوست دارم نه در هوس تو را دوست دارم تا آخرين نفس
     
#193 | Posted: 14 May 2012 12:14


من نبينم خسته باشي
يا چنين
خاموش و دل بشكسته باشي
بسته اي لب ليك
چشمانت غبار غصه دارد
خامشي اما نگاهت

با من از بي مهري دوران
هزاران قصه دارد

خوب ميدانم

كه در ژرفاي چشمانت
چه راز است
طفل غمگين دلت
آغوش مادر را نياز است

خوب ميدانم
تو هم مادر
نياز مهنه داري

ليك مادر
خواهشي دور و
بسي بيهوده داري



عشق را دوست دارم ولي نه در قفس بوسه را دوست دارم نه در هوس تو را دوست دارم تا آخرين نفس
     
#194 | Posted: 14 May 2012 12:16


گوش كن مادر
سخن

از آرزو ها با تو دارم
تا تو هستي

دوست دارم
سر بر آغوشت گذارم

باز كن
آن بازوانت را كه در آن
بار ديگر جاي گيرم

سيرم از آغوش ديگر
كودكي خردم
كز آغوش تو سيري ناپذيرم

كودكي خردم
كز آغوش تو سيري ناپذيرم

من نيازم دامن تو
دوست ميدارم هنوز عطر تن و پيراهن تو



عشق را دوست دارم ولي نه در قفس بوسه را دوست دارم نه در هوس تو را دوست دارم تا آخرين نفس
     
#195 | Posted: 14 May 2012 12:20


تو ای مادر که یک عمره دلت با غصه دم سازه
صبوری های تو مادر منو به گریه میندازه

مثل یک طفل خواب آلوده من محتاج آغوشم
از اون لالاییات مادر بخون بازم توی گوشم

برای سرنوشت من تو دلواپس ترین بودی
برای اشکهای من همیشه آستین بودی

تو ای همیشه غم خوارم تو ای مطرح ترین یارم
به نام نامی مادر همیشه دوستت دارم



عشق را دوست دارم ولي نه در قفس بوسه را دوست دارم نه در هوس تو را دوست دارم تا آخرين نفس
     
#196 | Posted: 14 May 2012 12:21


ركن اصلي كان ز اركان نماز واجبتر است
سجده ای برجای پای جان پناه مادرست

وي كه با شيره جان شير عرب پرورده است
رستمی را یل شده از نگاه مادرست

يا که فرهادي چونين آواره كوه وكمر
بی گمان از نگاه پر ز آه مادر است

آسمان تيره و تاريك به شبهاي سياه
روزها روشن شده از پگاه مادر است

كاوياني كه درفشش قاتل ضحاك شد
از دعای نیمه شبهای سیاه مادر است

آيد از سوي خدا بر ما دمادم نعمتي
کین همه انعام خود گواه مادرست

ظلم و بیداد و ستم جان اورا ناروا ست
تا که بی بی دو عالم داد خواه مادرست

مردمان را زندگی تو نبيني پر ز درد
تا که فرزندی چونین عذر خواه مادر است

ياد باد آن روزگاران جواني ياد باد
كه هادي وقت پيري هواخواه مادرست



عشق را دوست دارم ولي نه در قفس بوسه را دوست دارم نه در هوس تو را دوست دارم تا آخرين نفس
     
#197 | Posted: 15 May 2012 10:44


به: آنان که «روز مادر»، مادر ندارند
مهدی خلیلیان

چند روزه ـ بی‏تو ـ دلِ من
همه‏ش بهونه می‏گیره

طفلکی، تنها شده باز
انگاری داره می‏میره

هرچی بِهِش می‏گم: می‏آی
حرفامو باور نداره

خودش می‏رِه یواشکی
رُو قبرِ تو، گُل می‏ذاره

حالا که من، تنها شدم
دیگه باید کجا بِرَم؟

وقتی دلم پریشونه
غصه‏هامو، به کی بگم؟

تو رفتی، اما من هنوز
دوست دارم خیلی زیاد

زیرِ درختا می‏شینم
شاید صدای پات بیاد!

همون درختایی که تو
تُو باغچه‏ها می‏کاشتی شون

همون گُلای خونه‏مون
که خیلی دوس می‏داشتی شون

بیچاره‏ها بدونِ تو
همیشه هِق هِق می‏کُنَن

دستِ منو، دوس ندارن
بی‏تو، دارن دِق می‏کُنَن

خودِت بیا، بشون بگو
که از زمین، بیرون بیان

من دیگه چیزی نمی‏گم
اونا فقط تو رو می‏خوان...

بیا بازم کنارِ ما
شاید که غّصه‏ها بِرَن

بیا کنارِ پنجره
بازم مَنو صدا بزن...

حالا که نیستی، دوس دارم
سر به بیابون بذارم

انگار دیگه نمی‏تونم
گریه‏هامو، نگه دارم!



     
#198 | Posted: 15 May 2012 10:44


عکس شکسته
رزیتا نعمتی

شکسته عکس سیاه و سپید مادر من
دو نیمه گشته و تا خورده در برابر من

دو تکه شد نگرانی چشم‏های او
شکستش دو برابر نموده مادر من

بریده شد نگهش، نیمِ خنده او رفت
چکیده شبنمی از غصه روی دفتر من

گریست عکس قدیمی ولی نه با چشمش
که از دریچه چشمان دیر باور من

گرفتم از خودم عکسی؛ شبیه مادر بود
در آن به جای تو خندیده نیمِ دیگر من

و نیمِ عکسِ خودم را به عکس چسباندم
رخ تو بی‏گلِ خنده مباد، مادر من!



     
#199 | Posted: 16 May 2012 04:46 | Edited By: banoo


طفلی به گریه گفت در آ غوش مادرش
زین بیر وباربهر چه فریاد میکنی؟

خیرات وصدقه بهر چه خواهی برای من
با هیچ وپوچ خاطر خود شاد میکنی

مادر شنید قصهء کودک نگفت هیچ
اشکی زدیده ریخت به دامن نگاه کرد

در خاطرات تلخ غم اندود خویشتن
بس لحظه ها گذر به تبسم وآه کرد

با غصه های مادر وفر زند راز گو
اشک زمان به دامن صبح چمن چکید

بقال کوچه بست دکانش قریب شام
درشهر وده سکوت به رگ های شب دوید

پرسی که تیره روزی وابهام در کجاست؟
وین روز بی فروغ به غربت فزون تر است

آ غوش گرم مادر میهن بهشت ماست



     
#200 | Posted: 16 May 2012 04:51


مادر! گناه زندگیم را به من ببخش
زیرا اگر گناه من این بود ، از تو بود

هرگز نخواستم که ترا سرزنش کنم
اما ترا به راستی از زادن چه سود ؟

در دل مگو که از تو و رنج تو آگهم
هرگز مرا چنانکه خودستی گمان مدار

هرگز فریب چهره ی آرام من مخور
هرگز سر از سکوت مدامم گران مدار

من آتشم که در دل خود سوزم ای دریغ
من آتشم که در تو نگیرد شرار من

دردم یکی نبود که زودش دوا کنی
آن به که دل نبندی ازین پس به کار من

مادر ! من آن امید ز کف رفته ی توام
کز هر چه بگذری ، نتوانی بدو رسید

زان پیشتر که مرگ تنم در رسد ز راه
مرگ دلم ز مردن صد آرزو رسید

هر شب که در به روی من آهسته وکنی
در چشم خوابنک تو خوانم ملامتت

گویی به من که باز چه دیر آمدی ، چه دیر
بس کن خدای را که تبه شد سلامتت

از بیم آنکه رنج ترا بیشتر کنم
می خندمت به روی و نمی گویمت جواب

مادر! چه سود ازین که بهم ریزم این سکوت ؟
مادر ! چه سود از این که براندازم این نقاب ؟

تا کی بدین امید که ره در دلم بری
بندی نگاه خود به نگاه خموش من ؟

تا کی همین که حلقه به در آشنا کنم
آهنگ گامهای تو آید به گوش من ؟

مادر ! من آن امید ز کف رفته ی توام
درد مرا مپرس و گناه مرا ببخش

دانی ، خطای بخت من است آنچه می کنم
پس این خطای بخت سیاه مرا ببخش

مادر ! تو بی گناهی و من نیز بی گناه
اما سزای هستی ما ، در کنار ماست

از یکدگر رمیده و بیگانه مانده ایم
وین درد ، درد زندگی و روزگار ماست


نادر نادر پور



     
صفحه  صفحه 20 از 30:  « پیشین  1  ...  19  20  21  ...  29  30  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Poem for Mother | شعرى براى مادر بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites