خانه | ثبت نام | نظرسنجی | جستجو | موقعیت | قوانین   چت روم
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات /

Poem for Mother | شعرى براى مادر


صفحه  صفحه 5 از 30:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  ...  30  پسین »
banoo زن #41 | Posted: 11 May 2012 04:44
کاربر

 


کیست مادر؟ نقشه ایجاد ما
کیست مادر؟ بانی بنیاد ما
قلب او سرچشمه امید هاست
سینه او مشرق خورشیدهاست

ღ♥ღღ♥ღღ♥ღ

مادر زشیره ی دادی تــــــو شیـــر مــــــــادر
در پـــای نــو جوانت گشتی تـــو پیـر مــــادر
کانون زندگـــانی گـــــرم از محبت تـــــوست
آغوش گــــرم خـــود، از مـــا مگیـر مـــــادر

ღ♥ღღ♥ღღ♥ღ

زیبا ترین کلمه برلب های بشریت کلمه«مادر» وزیبا ترین آوا،
آوای«مادرم» است.این کلمه آکنده از عشق و امید است،
کلمه شیرین و مهر انگیز که از اعماق قلب بر می خیزد
وزیبائی است.مادر همه چیز ماست
مادر آن روح جاودانی است که
لبریز از عشق و
زیبائی است


      
banoo زن #42 | Posted: 11 May 2012 04:52
کاربر

 


مادرم شبنم گلبرگ حيات
پدرم عطر گل ياس بقاست

مادرم وسعت دريای گذشت
پدرم ساحل زيبای لقاست

مادرم آئينه حجب و حيا
پدرم جلوه ايمان و رضاست

مادرم سنگ صبور دل ما
پدرم در همه حال کارگشاست

مادرم شهر اميداست و هنر
پدرم حاکم پيمان و وفاست

مادرم باغ خزان ديده دهر
پدرم برسرما مرغ هماست

مادرم موی سپيد کرده زحزن
پدرم نقش همه خاطره هاست

مادرم کوه وقار است و کمال
پدرم چشمه جوشان عطاست


      
banoo زن #43 | Posted: 11 May 2012 04:53
کاربر

 


مادری دارم آرام
بی پروا از سكوت آب ها
شوقش از برگ درختان افزون
نگاهش لطيف تر از انوار بهار
كلامش آفتاب ،صدايش باران
مادری دارم كه خواندن نمی دانست
ولی درس زندگي آموخت
آموخت كه چگونه گل را شاد كنم
عشق را بفهمم
دشت دل را خوشه خوشه پر كنم از گل شقايق
آموخت كه چگونه دوست بدارم زندگی را


      
banoo زن #44 | Posted: 11 May 2012 04:53
کاربر

 


دوستت دارم مادر
دستم را گشودم
تا نگاهی به رگهای پر خونش بیندازم
حرارتی عجیب از آن بلند شده بود
حرارتی که در آن وا مانده بودم که خیال است یا حقیقت
با من حرف میزد
خوب شنیدم که با من سخن گفت
با همین گرما
دستم به لرزه افتاد
بغض همه وجودم را گرفت
و اشک امانم نداد
اما من تنها نمیگریستم
او نیز بود و به همراه اشک های بی صدای من میگریست
دلش گرفته بود
از من
و از گمشده هایی مثل من
آری از من دلش گرفته بود
ما با هم گریستیم
شهامت در آغوش کشیدنش را نداشتم
این دستها
این وجود
این تکه تکه های روح و جسم من چقدر مسئولند
و من چقدر بیتفاوت
و چقدر بیخبر
کسی تلنگری شد به روح خسته ام
و اندک اندک مرا به گمشده ام رهنمون شد
گمشده ای که شاید هیچگاه به دنبال یافتنش نبوده ام
و امروز با همه وجودم نیازش را در خود احساس میکنم
امرزو با همه وجود طعم در پناه ماندنش را چشیده ام
دیگر میترسم که مبادا با چراغ روشن به خطا روم و در چاه افتم ؟
نمیخواهم فریاد بزنم
میخواهم آرام ودرزیر گوشش زمزمه کنم « دوستت دارم مادرم »


      
banoo زن #45 | Posted: 11 May 2012 04:53
کاربر

 


کاشکی می شد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم
چقدر مثه بچگیام لالاییاتو دوست دارم

سادگیاتو دوست دارم خستگیاتو دوست دارم
چادر نماز و زیر لب خدا خداتو دوست دارم

کاشکی رو طاقچه ی دلت آیینه و شمعدون می شدم
تو دشت ابری چشات یه قطره بارون می شدم

کاشکی می شد یه دشت گل برات لالایی بخونم
یه آسمون نرگس و یاس تو باغ دستات بشونم

بخواب که می خوام تو چشات ستاره هامو بشمرم
پیشم بمون که تا ابد دنیا رو با تو دوست دارم

دنیا اگه خوب اگه بد، با تو برام دیدنیه
باغ گلای اطلسی، با تو برام چیدنیه


      
banoo زن #46 | Posted: 11 May 2012 04:54
کاربر

 


بنــــــــــــازم همت والای مــــــــــادر
به قـــــــربان قـــــــد و بالای مـــــادر

تن جـــــان و سر و پايم فــــــدا بـــــاد
بــــــــه راه صبر جـــــــانفرساي مادر

نمي رفتم به خــــواب راحت و خوش
نبــــــود از نغمه يي لالاي مـــــــــادر

فــروغش روشنايي بخش جانهــــاست
رخ همر جهـــــــــان آراي مــــــــادر

ادا نتوان كنـــــم حقش، اگــــــــــر سر
بريزم همچــــــو زر در پـــــــاي مادر

به كودك، بـــــوي مادر مـي دهد جان
نگيرد دايه هـــــرگز، جاي مـــــــــادر

همه شب دـــــيده گان من، بــــــود باز
كه باشد انـــــدر آن، مـــــاواي مـــادر

لبم را بوسه ها مــــــــــــي زد شبانگاه
لب شيــــرين شكـــــــــر زاي مـــــادر

مي عشق و وفـــــا، در كــام من ريخت
بـــــود اين مستي از صهباي مـــــــادر

مــــــرا با شيره ي جان، پرورش داد
دل پر مهــــــــــــر و پرغــوغاي مادر

نخستين حـــــــرف را، او يـاد من داد
منم يك قطره از در پــــاي مـــــــــادر

گلـم با آب مهر ش، چـون عجين گشت
بـــــــه سر باشد مرا، سوداي مـــــادر

نبي فـــــــــرموده انــــــدر شــــان مادر
كــــــه جنت هست، زيـــــــر پاي مادر


      
banoo زن #47 | Posted: 11 May 2012 04:55
کاربر

 


در چشمهای خوب تو يک آسمان غم است
انگار خيسِِ شبنم گلهای مريم است

در من شکست بغض ترک خورده ی قديم
وقتی که در صدای تو آه دمادم است

از دست های روشن تو شعله می کشد
مادر! نوازشی که به پاکی ی شبنم است

پيچيده عطرعشق زلال تو در دلم
عشقی که جاودانه ترين عشق عالم است

در چشمهات گرچه شررريز آرزوست
اما برای زخم غزلهام - مرهم است

با تو تمام پنجره ها رو به سمت نور
بی تو نگاه آينه ها غرق ماتم است

مادر چگونه از تو بگويم که واژه ها
هر قدر عاشقانه شود باز هم کم است


      
banoo زن #48 | Posted: 11 May 2012 04:55
کاربر

 


مادر ای والاترین رویای عشق
مادر ای دلواپس فردای عشق

مادر ای غمخوار بی همتای من
اولین و آخرین معنای عشق

زندگی بی تو سراسر محنت است
زیر پای توست تنها جای عشق

مادر ای چشم و چراغ زندگی
قلب رنجور تو شد دریای زندگی

تکیه گاه خستگی هایم توئی
مادر ای تنها نرین ماوای عشق

یاد تو آرام می‌سازد مرا
از تو آهنگی گرفته نای عشق

صوت لالائی تو اعجاز کرد
مادر ای " پیغمبر زیبای عشق "

ماه من پشت و پناه من توئی
جان من ای گوهر یکتای عشق

دوستت دارم تو را دیوانه وار
از تو احیاء شد چنین دنیای عشق

ای انیس لحظه های بی کسی
در دلم برپا شده غوغای عشق

تشنه آغوش گرم تومنم
من که مجنونم توئی لیلای عشق


      
banoo زن #49 | Posted: 11 May 2012 04:56
کاربر

 


تا نهايت زمانه
تا انتهاي عالم فاني
عاشقانه خواهم ماند
باتو
از كران تا كران
تا بلنداي قله هاي سفيد خوشبختي
با دو بال نازك عشق
به پرواز در خواهم آمد

بادتو گل خوشبختي
در اعماق وجودم
جوانه زد
باتو
جرقه هاي عاشق شدن
در آتشكده متروك قلبم
شعله كشيد
ترانه هاي عاشقانه ام
با تو
به حقيقت رسيد
انجماد رگهاي يخ زده ام
در شراره آغوش سوزانت
ذوب شد
و
باتو
و
وجود متبرك توست
كه مي خواهم بمانم
تا
هميشه و هميشه
در كلبه عشق
ميزبان نفس هاي عاشقانه ات
خواهم ماند
مادرم !
دوستت دارم


      
banoo زن #50 | Posted: 11 May 2012 04:56
کاربر

 


از گل روي توست كه جهان بهار وپر نگار است.
گيسوي توسرمه ي حوران بهشت هميشه بهار است

دو ابروي تو گلوبند عشق ناب است
دانه دانه مژگانت رگ رگ جان تاك شراب است

مردم چشم تو جام جهان نماست
لعل لبان تو شهد كلام خداست

ღ♥ღღ♥ღღ♥ღ

فدای مـــــادر

الهی آتشم خاکسترم کن
گل پژمرده هستم پرپرم کن

الهی هر که هستم هر چه هستم
مرا یک آن فدای مادرم کن






      
صفحه  صفحه 5 از 30:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  ...  30  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Poem for Mother | شعرى براى مادر

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید

رنگ ها Center  List   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.


 

 

Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites
↑ بالا