تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Iraj shamsi Zadeh | اشعار اعتراض آمیز ایرج شمسی زاده

صفحه  صفحه 4 از 6:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  پسین »  
#31 | Posted: 11 May 2012 06:28
نی جیله : نوعی نی نازک و کوچک در برابر نی هندی که بزرگ است
پینجش: پینجه +اش : انگشتش (پینجشه:انگشتش است)
هلنگ: چار دست و پارفتن اسب
اسا بده مندی :اصطلاحی است بین بناها و کارگرها
     
#32 | Posted: 11 May 2012 08:42 | Edited By: mereng
طنز اعتراض آمید بسیار زیبای خر.شاعر ایرج شمسی زاده.
http://barmaki.persiangig.com/khar(airweb.mihanblog.com).3gp
     
#33 | Posted: 11 May 2012 09:21
شعر خلیج فارس

جانم فدای آب و هوای خلیج فارس
خونم نثار لطف و صفای خلیج فارس
نور جهان مشرق و مغرب به گیتی است
زان شعله رها به فضای خلیج فارس
در آتشی که خفته نهان در میان آب
روشن بود زمین ز ضیای خلیجفارس
این شاهراه جاده ابریشم است خود
تاریخ عالم است گوای خلیج فارس
محصول عطر و کندرِ هند است یا حجاز؟
بار جهاز سوی کجای؟ خلیج فارس
بر گردن زنان شهان جهان ز مر -
وارید شاهدی ز غنای خلیج فارس
می رفت سوی خاور نزدیک و دور هم
لؤلؤ ز آب چهره نمای خلیج فارس ...
وز بهر چند قطره طلای سیاه آن
شاهان عالمند گدای خلیج فارس
صدگونه گونه ماهی و خرچنگو میگواند
فی الجمله جزء مائده های خلیج فارس
حرّا درخت معجره ، جنگل در آب شور
این خود شگفت بین زگیای خلیجفارس
بر ساحل بنادر عالم ز شرق و غرب
رقصند جاشوان به نوای خلیجفارس
عاج و طلا و نقره، عقیق و زمردند
هر سنگریزه ای ست عطای خلیج فارس
سرمایه هاست خفته در این آب نقره فام
از گنج های بیش بهای خلیج فارس
***
صفرا به سربرآیدم از خاطرات دور
و انده خورم ز خوف در جایخلیج فارس
گر ننگ نقشه ای بکشیدند زیندیار
آن دشمنان هرزه درای خلیجفارس
ما را مسلم است که نامش فنا شود
آن کس که خواست محو و فنای خلیج فارس
خواند مرا به رفتن پیکار دشمنان
هر دم به گوش هوش ندای خلیج فارس
گوید مرا رسید کنون وقت رستخیز
خواهی اگر تو نیز بقای خلیج فارس
***
صد ماجرا دفیله رَوَد پیش چشم من
چون نیک بنگرم به قفای خلیج فارس
سومر، اکِد، سلوکیه، کلدانیان چه شد؟
بابل، که بود جزء بنای خلیجفارس
کمبوجیه ست و لشکر او بهرفتح مصر؟
از جمع ناوگان قوای خلیج فارس
یا ناوِداریوش نخستین به سوی هند
افتاده ره به صبح و مسای خلیج فارس؟
منشور کورش است که در ارضرافدین
گردید عیان چو شیر بهای خلیج فارس
یا حکم داریوش کبیر است در سوئز؟
تأسیس تنگه زیر لوای خلیج فارس
وز اردشیر اوّل و نرسی خبردهد
» زند آفریک*» تخت کیای خلیج فارس
ز آن پس قوای خسرو اوّل حبش شکست
عُمّان، یمن، به زیر ولایخلیج فارس
***
زان دم که هرمزان علم فتحبرفراشت
بر اوج تنگه نام رسای خلیج فارس
تنب بزرگ و کوچک، ابوموسی آنِ ماست
تک تک جزیره های ورای خلیجفارس
جمعی ز عاشقان وطن گفته اند نیز
این قول قرن را به صدای خلیج فارس
: بحرین، یگانه لوء لوء تاجِ شهنشهان
ما راست عاقبت به خدای خلیج فارس
***
بوطاهر گناوه ای و بوسعید بود
آن قرمطی که داد صلای خلیج فارس
پشت خلیفه لرزه گرفت از نهیب شان
ز آن قدرتی که بود جزای خلیج فارس
دیروز نیز میرمهنای بندری
افکند خارجی به قفای خلیج فارس
دلواری آن رئیس علی شیر تنگسیر
انداخت انگلیس به پای خلیج فارس
***
تا دل زند به دریا، تا جان فداکند
هر آشنا برای شنای خلیج فارس
سبزست، سبز، سبزترین سبز، سبز،سبز
هر موج آب های رهای خلیج فارس
***
ای زاده ی خلیج منوچهر آتشی
کِت نام باد فخر سرای خلیج فارس
من این قصیده گفتم و تقدیم کردمت
با یادگار رنج و عنای خلیج فارس
     
#34 | Posted: 11 May 2012 09:58
یک رباعی از استاد
خیزیم دلا رو به دیاری بکنیم
از خانه ی اشباح فراری بکنیم
جان بر سر جانبازی یاری بکنیم
ای عشق بیا دوباره کاری بکنیم
|
     
#35 | Posted: 11 May 2012 10:07
مردُمل : آدم ها
ورسين : بلند شويد
شی : زير ، پايين
ور : جنب ، پهلو
دسّ : دست
ايقه : اينقدر
باكلی : غرور
ادعايل : جمع ادعا
ای : اگر
بو : باشد
می : مانند
شی چيش : زير چشم ، زير نظر
سيش نميا : برايش نمی آيد
بُنگ ليك : صدای جيغ
لِلوه ای : شلوغی
ويمو : می شود
جِنگ : منظور صدای زنگ تلفن است
راس ويمو : بلند می شود
دِی بچه يل : مادر بچه ها
می خوسه : می خوابد
غچ می خره : پشت گردنی می خورد
خاگ : تخم مرغ
می خوارن : می خورند
خوش : خودش
وش دياره : ازش پيداست
نميشا : نمی شود ، امكان ندارد
سی : برای
درفی می شوره : ظرفی می شويد
جاروف : جارو
می گو : می گويد
به : علامت تعجب و تاكيد
قد : اندازه
می كووُمش : او را می زنم/میکوبم
ای كِ : اگر كرد
هر دو ری چوله : در هر حالت خراب است
تينا : تنها
دينداشه : دنبال او می رود
نورده : مهيا نكرده
بچّش : فرزند او
بجورين : جستجو كنيد
نكه : نكرد
نمی سه َ : نمی گرفت
الانه يم : حالا هم
چار : چهار
     
#36 | Posted: 11 May 2012 10:07
یـِچـــــی ایخـُم بُگـُم سیت تا بـِدونی
بـُمونِه بین ِســــــی چـِل تِی خُمونی
سی عِشقُ و عاشِقــــــی سی مِهرِبونی
نِدیدُم مِثــل ِیارِ دَشتِســــــونــــــــی
     
#37 | Posted: 11 May 2012 10:19 | Edited By: mereng
مردم
‎دو وارته سی همی مون کرخر اوردن
ای گَردَی شیر و آغوز گیر نیا سی ناشتَی مردم
کسی دل زنده نیبینم ،که زِندِ زندئی رهته
بیای کاشکی یَه بُنگ شِر کِلی وَ مِن سِرَی مردم
طهون افتاده مِنمون ،تُو گپِ یا دردِ باریک؟ *
علاجِ چی نداره هیچ دردِ بی دوَی مردم
نه ای دنیایَ داریم ایهاالناس و نه اودنی
میونِ دو جهنُم وابیده جا و جلَی مردم
مثَ جومَی علیخان جل کُلَلمون کَل کُل آویده *
ایترسم چار روزَ دَ نَبو تمونَ پی مردم
همش امشو - صوا کِردن که دنیا باغ گل یاوو
فقط خار مخیلو سُوز دا امشو صوَی مردم
نهاتر مَی کُکا بیدِن همَی مردُم ،هنی بختَ
ر ایسُو وَ دشمنلشون بتر آویده کُکَیمردم
مو دسمَ ری کُلَی خُم زورکی نامِه نهی بادَل
ایگن سیلَه چطو دسشه نهاده ری کلَی مردم!
دلم ایخاس جَی خار پاکشک بیدم مِنِ دنی
ا که تا بلکه در آرم بی دل و جون خار پی مردم
گلین *مون کرده بیدن ریگِشم خَردِ خُمون دادِن
بسو *که اَرس* بارونی نَزَه قِبلَی دعَی مردم
زمینَ رهنه زن،پاک برز و پاک سنگ و کُلُهم آوی
ندا هفتاد مَنی حاصل ،مثَ سالَل نهی مردم
فِل آوی خیش* ،عَسَهل*اشکَهس،سَرِ پهن گِرنه* وَر کَهنِس*
خَرَل رگ نیگِرِن سی کشتِ کال ِ سال و می مردم
تش و طیفون و برق و بلیکِ موجَ ری موجِه
میونِ غُب*ه ویلونِ جهاز بی شری مردم
شخاصه داده *دَر ،بیسِش در اومه*،شَلمونِش اِشکَهس*
هَمَی ما اهلِ غرقیم ،پَه کجایِه ناخدی مردم
خرابی تَی دلِ یللا ،یکاگرشون * کنیم املا
چنُه * یاوه بری بالا، هُوَی کارِ خدی مردم
نِسی تِر*، بو،سوار، چی ایرجو ، مِن ای غَرو بادل
اَیِه مِن انتظارِن تا بیایه ، تَی بُوی مردم!*
     
#38 | Posted: 11 May 2012 10:19 | Edited By: mereng
.............................................................
*گَی مردم : گاو مردم
* طهون، توگپ، درد باریک : نام محلیسه بیماری
*علیخان پیرمرد فقیری بوده که چند سال پیش در گناوه زندگی می کرده ، ویبه پوشیدن لباس های پاره پاره معروف بوده .وی لباس ها را گویا به عمد پاره میکرده و دور تا دور بدنشمی پیچانده .بنده هم چند باری او را دیده بوده ام. در گناوه هنوز هم گاهی برای کسی که بد لباس باشد ، میگویند: مثل علیخانی !
*گلین :یک نوع بازی محلی
*بسو :از بس که
*اَرس :اشک
*خیش : در اصل آلت شخم زدن زمین می باشد. ولی به عمل شخم زدن زمین برایزراعت هم شخم زدن می گویند.(فل آوی خویش :قطعات دستگاه خیش از هم جدا شدند)
*عسَهل: تیغه ی آلت شخم زدن(عسهل اشکهس: تیغه ی آلت شخم زنی شکسته شد)
*وَر کَهس : کنده شد. در آمد
*گِرنه:بخشی از دستگاه خیش،چیزی شبیهریگلاژ که خیش را تنظیم می کند
*غبه: جای عمیق دریا
*شخاصَه: تخته پاره های کشتی(شخاصه داده در: تخته های کشتی کنده شده)
*بیسش در اومه: بنیادش در آمد
*شلمونش اشکهس: دنده های آن (جهاز)شکسته شد
*یکاگِر کردن: جمع و جور کردن
*چنُه :این گونه
*تِر :اثر ،رد
*تَی بُوی مردم : (تی بوی فلان کس:اصطلاحی است که برای کسی که انتظار بیهوده می کشد یا امید بیهوده دارد می گویند. مثلا می گویند"تی بواش که بتونه..."
     
#39 | Posted: 11 May 2012 15:21
واينجو تا قيومت ناله ناله
خم ايدونم كه كار پل شلاله
همي دنياي بوگل مهس كرده
كه زلفش تو دس باد شماله
     
#40 | Posted: 11 May 2012 15:21 | Edited By: mereng
دلم مي پرپروكي پرپراوي
وتحلي روزگار مو سرآوي
تو نيخواسي بدوني مال چه بيد
تشي بي تيت دلم خهكشتر آوي
     
صفحه  صفحه 4 از 6:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Iraj shamsi Zadeh | اشعار اعتراض آمیز ایرج شمسی زاده بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites