تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Saib Tabrizi | صائب تبریزی

صفحه  صفحه 714 از 718:  « پیشین  1  ...  713  714  715  716  717  718  پسین »  
#7,131 | Posted: 13 Feb 2015 21:59




شماره ۵۸۴

محبت چون کند زورآزمایی
شکست آرد به قلب مومیایی

به رنگ و بو مناز ای گل که دارد
خزان در آستین دست حنایی






شماره ۵۸۵

مرا چون نیست طالع ز آشنایی
همان بهتر که سازم با جدایی

من و بیگانگی، کز خوش قماشی
ندارد پشت و رو چون آشنایی








شماره ۵۸۶

باز رنگت شکسته است امروز
تا کجا رنگ عشق ریخته ای



شماره ۵۸۷

تا چو سرزلف صد شکست نیابی
دامن معشوق را به دست نیابی

تا ندهی خویش را تمام به علمی
بعضی ازان را چنان که هست نیابی





به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم
در امتداد شب نشینیم و طلوع کنیم
     
#7,132 | Posted: 14 Feb 2015 23:21




شماره ۵۸۸

نهشت شرم رخ از گوشه نقاب نمایی
نشد که گوشه کاری به آفتاب نمایی

هوا چو ابر شود شیشه را به جلوه درآور
مباد دختر رز را به آفتاب نمایی







شماره ۵۸۹

بهار می گذرد، سیر گلستانی کن
به آشیان چه فرو رفته ای، فغانی کن

مباد خیره شود آرزوی خام طمع
به وقت خواب گل بوسه را نشانی کن!

ترا به خلق، تماشاییان شناخته اند
برای گلشن خود فکر باغبانی کن







شماره ۵۹۰

به هرزه ناله و فریاد ای سپند مکن
اگر ز سوختگانی صدا بلند مکن

مباد ز هر ندامت گزد زبان ترا
به تلخکامی عشاق نوشخند مکن






شماره ۵۹۱

یکی هزار شد از عشق ناتمامی من
ز آفتاب قیامت فزود خامی من

کمال چون مه نو بوته گدازم شد
به از تمامی من بود ناتمامی من


به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم
در امتداد شب نشینیم و طلوع کنیم
     
#7,133 | Posted: 16 Feb 2015 21:56




شماره ۵۹۲

ختم است بر خرام تو راه نظر زدن
چون آه صبحگاه به قلب جگر زدن

در خامشی گریز ز گفتار، زان که هست
آن گل به جیب ریختن، این گل به سر زدن







شماره ۵۹۳

اول علاج ما به نگاه کشند کن
آنگاه غیر را هدف نوشخند کن

از صد یکی به سوز نهانی نمی رسد
ای کمتر از سپند، صدایی بلند کن









شماره ۵۹۴

خود را به عشق کم ز خودی متهم مکن
آیینه هست، بر نگه خود ستم مکن

عشق است و صد هزار غم عافیت گداز
تاب جفا نداری بر خود ستم مکن






شماره ۵۹۵

تیغ دو دم بود لب خندان به چشم من
شاخ گل است زخم نمایان به چشم من

گشته است از نظاره آن سرو جامه زیب
سوهان روح، سرو گلستان به چشم من

صبح دگر شود ز پی خواب غفلتم
خالی اگر کنند نمکدان به چشم من

به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم
در امتداد شب نشینیم و طلوع کنیم
     
#7,134 | Posted: 16 Feb 2015 21:56




شماره ۵۹۶

هر نغمه طرازی نرباید دل مستان
از ناله نی وجد کند محمل مستان

از طاق فرود آید و در پای خم افتد
خشتی که سرانجام کنند از گل مستان









شماره ۵۹۷


ز لباس تن برون آ به گه نیاز کردن
که به جامه های صورت نتوان نماز کردن

قد همچو تیر خود را به سجود حق کمان کن
که به این کلید بتوان در خلد باز کردن








شماره ۵۹۸

دل ز مهر بوالهوس آزاد کن
شعله را از قید خس آزاد کن

ما حریف درد غربت نیستیم
مرغ ما را با قفس آزاد کن!







شماره ۵۹۹

برد تا رنگ حیا را باده از رخسار او
آنچه بسیارست گلچین است در گلزار او

طره دستار او همسایه بال هماست
پادشاهی کرد گل بر گوشه دستار او


به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم
در امتداد شب نشینیم و طلوع کنیم
     
#7,135 | Posted: 16 Feb 2015 21:57




شماره ۶۰۰

نیست هر آیینه را تاب رخ گلرنگ او
هم مگر آیینه سازند از دل چون سنگ او

در شب تاریک نتوان دزد را دنبال رفت
دل گرفتن مشکل است از طره شبرنگ او

از لطافت نسبت رخسار او با گل خطاست
کز نگاه گرم گردد آفتابی، رنگ او








شماره۶۰۱

عمر را سازد دو بالا، دیدن بالای او
خضر و عمر جاودان، ما و قد رعنای او

خواجه مستغنی ز دین من به دنیای دنی است
چون نباشم من به دین مستغنی از دنیای او؟








شماره ۶۰۲

می به جامم می کند چشم خمارآلود تو
گل به طرحم می دهد روی بهارآلود تو

می رسی از گرد راه و می توان برداشتن
گرده خورشید از روی غبارآلود تو







شماره ۶۰۳

ای قیامت نخل بند قامت رعنای تو
نخل رعنایی به بارآورده بالای تو

حق ما افتادگان را کی توان پامال کرد؟
بوسه من کارها دارد به خاک پای تو


به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم
در امتداد شب نشینیم و طلوع کنیم
     
#7,136 | Posted: 16 Feb 2015 21:57




شماره ۶۰۴

ای صبا احوال ما با پاسبان او بگو
اشتیاق سجده را با آستان او بگو

هر کجا آن شاخ گل را ناز بگشاید کمر
شکوه آغوش ما را با میان او بگو








شماره ۶۰۵

مگر ذوق خودآرایی براندازد نقابش را
وگرنه عشق مسکین چه دارد رونمای او؟








شماره ۶۰۶

قیامت را به رفتار آورد سرو روان تو
زند مهر خموشی بر لب عیسی زبان تو

صبا را منع می کردم ز گلزارت، چه دانستم
که زیر دست صد گلچین برآید گلستان تو







شماره ۶۰۷

ای قیامت نخل بند قامت رعنای تو
نخل رعنایی به بارآورده بالای تو

حق ما افتادگان را کی توان پامال کرد؟
بوسه من کارها دارد به خاک پای تو


به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم
در امتداد شب نشینیم و طلوع کنیم
     
#7,137 | Posted: 16 Feb 2015 21:58 | Edited By: andishmand




شماره ۶۰۸

یکی هزار شد از خط سبز، شهرت او
ازین غبار بلندی گرفت رایت او

اگر چه بود گلوسوز آن لب شکرین
شد از خط عسلی بیشتر حلاوت او








شماره ۶۰۹

اگر ز تیغ کند روزگار افسر تو
برون نمی رود این باد نخوت از سر تو

ز سرکشی تو نبینی به زیر پا، ورنه
به لای نفی بنا کرده اند پیکر تو








شماره ۶۱۰


---







شماره ۶۱۱


به کویش مشت خاکی می فرستم
پیام دردناکی می فرستم

دماغ نامه پردازی ندارم
به مستان برگ تاکی می فرستم


به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم
در امتداد شب نشینیم و طلوع کنیم
     
#7,138 | Posted: 16 Feb 2015 22:00 | Edited By: andishmand




شماره ۶۱۲

خیره گردد دیده صبح از جلای داغ من
داغ دارد مهر تابان را صفای داغ من

نیست گر صحرای محشر سینه گرمم، چرا
می پرد چون نامه هر سو پنبه های داغ من؟








شماره ۶۱۳

ختم است بر خرام تو راه نظر زدن
چون آه صبحگاه به قلب جگر زدن

در خامشی گریز ز گفتار، زان که هست
آن گل به جیب ریختن، این گل به سر زدن







شماره ۶۱۴

اول علاج ما به نگاه کشند کن
آنگاه غیر را هدف نوشخند کن

از صد یکی به سوز نهانی نمی رسد
ای کمتر از سپند، صدایی بلند کن










شماره ۶۱۵

خود را به عشق کم ز خودی متهم مکن
آیینه هست، بر نگه خود ستم مکن

عشق است و صد هزار غم عافیت گداز
تاب جفا نداری بر خود ستم مکن



به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم
در امتداد شب نشینیم و طلوع کنیم
     
#7,139 | Posted: 16 Feb 2015 22:02 | Edited By: andishmand




شماره ۶۱۶

تیغ دو دم بود لب خندان به چشم من
شاخ گل است زخم نمایان به چشم من

گشته است از نظاره آن سرو جامه زیب
سوهان روح، سرو گلستان به چشم من

صبح دگر شود ز پی خواب غفلتم
خالی اگر کنند نمکدان به چشم من








شماره ۶۱۷

هر نغمه طرازی نرباید دل مستان
از ناله نی وجد کند محمل مستان

از طاق فرود آید و در پای خم افتد
خشتی که سرانجام کنند از گل مستان







شماره ۶۱۸

ز لباس تن برون آ به گه نیاز کردن
که به جامه های صورت نتوان نماز کردن

قد همچو تیر خود را به سجود حق کمان کن
که به این کلید بتوان در خلد باز کردن










شماره ۶۱۹

دل ز مهر بوالهوس آزاد کن
شعله را از قید خس آزاد کن

ما حریف درد غربت نیستیم
مرغ ما را با قفس آزاد کن!




به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم
در امتداد شب نشینیم و طلوع کنیم
     
#7,140 | Posted: 16 Feb 2015 22:03




شماره ۶۱۹

برد تا رنگ حیا را باده از رخسار او
آنچه بسیارست گلچین است در گلزار او

طره دستار او همسایه بال هماست
پادشاهی کرد گل بر گوشه دستار او








شماره ۶۲۰

نیست هر آیینه را تاب رخ گلرنگ او
هم مگر آیینه سازند از دل چون سنگ او

در شب تاریک نتوان دزد را دنبال رفت
دل گرفتن مشکل است از طره شبرنگ او
ا
ز لطافت نسبت رخسار او با گل خطاست
کز نگاه گرم گردد آفتابی، رنگ او







شماره ۶۲۱

عمر را سازد دو بالا، دیدن بالای او
خضر و عمر جاودان، ما و قد رعنای او

خواجه مستغنی ز دین من به دنیای دنی است
چون نباشم من به دین مستغنی از دنیای او؟










شماره ۶۲۲

می به جامم می کند چشم خمارآلود تو
گل به طرحم می دهد روی بهارآلود تو

می رسی از گرد راه و می توان برداشتن
گرده خورشید از روی غبارآلود تو




به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم
در امتداد شب نشینیم و طلوع کنیم
     
صفحه  صفحه 714 از 718:  « پیشین  1  ...  713  714  715  716  717  718  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Saib Tabrizi | صائب تبریزی بالا
این تاپیک بسته شده. شما نمیتوانید چیزی در اینجا ارسال نمائید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites