تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

مشاعره

صفحه  صفحه 8 از 55:  « پیشین  1  ...  7  8  9  ...  54  55  پسین »  
#71 | Posted: 13 Dec 2018 00:36
تو آرزوی بلندی و، دست من كوتاه
تو دوردست امیدی و پای من خسته ست.
همه وجود تو مهر است و جان من محروم
چراغ چشم تو سبزست و راه من بسته است.
     
#72 | Posted: 13 Dec 2018 00:40
Arman06:
چراغ چشم تو سبزست و راه من بسته است.

تن ز جان و جان ز تن مسطور نیست
لیک کس را دید جان دستور نیست

زن بودن خیلی مشکل است،وقتی فقط بدنت را می‌بینند.
     
#73 | Posted: 13 Dec 2018 00:51




Streetwalker:
نیست

تو کجايی و منِ ساده ی درويش کجا
تو کجايی و منِ بی خبر از خويش کجا

ناگهان رسیدی و خوشبختی شیشه عطری بود
که از دستم افتاد و در تمام زندگیم پخش شد
     
#74 | Posted: 13 Dec 2018 01:23
andishmand:
تو کجايی و منِ بی خبر از خويش کجا

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند

زن بودن خیلی مشکل است،وقتی فقط بدنت را می‌بینند.
     
#75 | Posted: 13 Dec 2018 01:26
دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن

در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن

از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن

از دوستان جانی مشکل توان بریدن
     
#76 | Posted: 13 Dec 2018 18:38
Arman06:
بریدن

نیست دلداری که دلداری کند 

نیست غم خواری که غم خواری کند 

گر چه یاران بسیارند هر طرف 

نیست یاری تا مرا یاری کند

نه دسترسی به یار دارم
نه طاقت انتظار دارم
هر جور که از تو بر من آید
از گردش روزگار دارم
     
#77 | Posted: 13 Dec 2018 19:41
maryy:
یست یاری تا مرا یاری کند

دانی كه چنگ و عود چه تقریر می‌كنند

پنهان خورید باده كه تعزیر می‌كنند

زن بودن خیلی مشکل است،وقتی فقط بدنت را می‌بینند.
     
#78 | Posted: 13 Dec 2018 19:44




Streetwalker:
می‌كنند

در منی من ز تو دورم تو زمن سخت گریزان
تو ز من می رمی و من زپی ات واله و حیران

ناگهان رسیدی و خوشبختی شیشه عطری بود
که از دستم افتاد و در تمام زندگیم پخش شد
     
#79 | Posted: 13 Dec 2018 19:47 | Edited By: Streetwalker
andishmand:
تو ز من می رمی و من زپی ات واله و حیران

نمیترسی،نمیترسی،که بنویسند نامت را
به سنگ تیره گوری،شب غمناک خاموشی
بیا دنیا نمی ارزد به این پرهیز و این دوری
فدای لحظه ای شادی کن این رویای هستی را

زن بودن خیلی مشکل است،وقتی فقط بدنت را می‌بینند.
     
#80 | Posted: 13 Dec 2018 19:53




Streetwalker:
را

آتشم،در خرمن آمال خویش افکنده ام
ناله ام،در دامن شب های تار افتاده ام

ناگهان رسیدی و خوشبختی شیشه عطری بود
که از دستم افتاد و در تمام زندگیم پخش شد
     
صفحه  صفحه 8 از 55:  « پیشین  1  ...  7  8  9  ...  54  55  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / مشاعره بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites