تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

استاد ابوالقاسم حالت

صفحه  صفحه 17 از 17:  « پیشین  1  2  3  ...  15  16  17  
#161 | Posted: 13 Sep 2012 06:05


زمين‌خوار!

آن زمين‌خوارم كه املاك فراوان خورده‌ام
هم ز تهران خورده، هم خارج ز تهران خورده‌ام

اي كه مي‌گويي زمين‌خواري بسي مشكل بَود
هرچه را من خورده‌ام، بسيار آسان خورده‌ام

با سند‌سازي و كاغذ بازي و دوز و كلك
قريه و ملك و ده و باغ و گلستان خورده‌ام

از زماني كاين دكان حيله را واكرده‌ام
تا كنون افزون‌تر از صدباب دكان خورده‌ام

آدمي زحمت‌كشم، چون بهر تعيين حدود
در بيابانها بسي خاك بيابان خورده‌ام

گر زميني را خريدم خود به متري يك ريال
روي هر مترش صدو پنجاه‌تومان خورده‌ام

هيكل چون خيك من هر روز خيكي‌تر شود
بس كه مال كافر و گبر و مسلمان خورده‌ام

گر به زندان هم دراندازند روزي بنده را
زود بيني قدري از املاك زندان خورده‌ام

ساده‌لوحان حمل بر ميهن‌پرستي مي‌كنند
چون كه مي‌گويم فراوان خاك ايران خورده‌ام

سعی کن از گناه نفرت داشته باشی نه از گناهکار.
هیچ وقت چیزی رو خوب نمیفهمی مگر اینکه بتونی به مادربزرگت کاملا توضیحش بدی ! "آلبرت انیشتین"

Signature
     
#162 | Posted: 13 Sep 2012 06:07


كارهايي كه آسان نيست

ترك دون بازي و بامبول مگر آسان است؟
در گذشتن ز سر پول مگر آسان است؟

دست برداشتن از منصب والا و مقام
آخر اي آدم معقول، مگر آسان است؟

اين چنين پا مكن اي دوست، به كفش حضرات
حمله امروز به هر غول مگر آسان است؟

مرد بي‌زور، چه با اين همه خر زور كند؟
جنگ با رستم و هركول مگر آسان است؟

گر از آنان شنوي پرت و پلا، عيب مكن
يك سخنراني معقول مگر آسان است؟

مي‌دهي پند كه از رشوه‌خوري دست كشيم
ترك اين عادت مقبول مگر آسان است؟

مي‌كني توصيه تا توصيه بازي نكنيم
ترك اين شيوه معقول مگر آسان است؟

حق خود خواستن و حرف حسابي گفتن
به عموسام و به جانبول مگر آسان است؟

صاحب عقل و خرد بودن و بازي كردن
رل ديوانه چو بهلول مگر آسان است؟

در مقامي كه درستي و صداقت نخرند
كار بي‌حقه و بامبول مگر آسان است؟

سعی کن از گناه نفرت داشته باشی نه از گناهکار.
هیچ وقت چیزی رو خوب نمیفهمی مگر اینکه بتونی به مادربزرگت کاملا توضیحش بدی ! "آلبرت انیشتین"

Signature
     
#163 | Posted: 13 Sep 2012 06:08


مهم نيست!

گر نبود خاطر تو شاد، مهم نيست
شادي و تفريح ما زياد مهم نيست

روي ز شمشير آبدار مگردان
گر سرت از گردنت فتاد مهم نيست

هر كه ز تو پول قرض خواست به او ده
پول تو گر خورد و پس نداد، مهم نيست

از دل و جان اعتماد كن به رفيقت
گر كه كلاهي سرت نهاد، مهم نيست

خاطر مردم به وعده خوش كن و بگذر
بردي اگر وعده را ز ياد، مهم نيست

پول بجوي و زحرف خلق مينديش
پول مهم است، انتقاد مهم نيست

گر كه فتد سيم و زر به چنگ مهم است
گر كه رود آبرو به باد، مهم نيست

يافتن منصب و مقام مهم است
تجربه و دانش و سود مهم نيست

سعي كن از هر نمد كلاه بسازي
بهر سرت گر بَود گشاد، مهم نيست!

سعی کن از گناه نفرت داشته باشی نه از گناهکار.
هیچ وقت چیزی رو خوب نمیفهمی مگر اینکه بتونی به مادربزرگت کاملا توضیحش بدی ! "آلبرت انیشتین"

Signature
     
#164 | Posted: 13 Sep 2012 06:08


مادر ساده لوح

مادری زیرک و دانا و جهان دیده و فهمیده که مغرور به دانایی و هوشیاری
و بیداری خود بود یکی تازه پسر داشت شبی بهر نصیحت پسر تازه جوان

را ببر خویش فرا خواند و بدو گفت که فرزند عزیزم تو دگر بالغ و عاقل
شده ای می گذرد سن تو از 17ونزدیک به18است تو بایست بدانی

چقدر دود مضر است بدانی که سیگار کشیدن سرطان ریه می اورد و
بسیار زیان دارد و تحلیل برد بنیه و نیروی و رمق را

گر چه سیگار زیان دارد و به از این نیست که کس هیچ بسیگار خودش را
ندهد عادت و آلوده نگردد حال که بگذشته دگر سن تو از 17 اگر زان که

دلت خواست که سیگار کشی هیچ نبایست که مخفی بکنی از پدر و
مادر خود چون همه دلسوز تو هستیم پسر چون که شنید این سخنان

گفت:که مادر اگر از بابت این ها نگرانی به تو گویم که بدانی که من دو
سه سال است درک کردم اینگونه زیان ها و نمودم به خوشی ترک ورق

بازی و سیگار و عرق را

سعی کن از گناه نفرت داشته باشی نه از گناهکار.
هیچ وقت چیزی رو خوب نمیفهمی مگر اینکه بتونی به مادربزرگت کاملا توضیحش بدی ! "آلبرت انیشتین"

Signature
     
#165 | Posted: 13 Sep 2012 06:08




مردکی دروسط راه به ناگاه گرفتار به یک حمله ی قلبی شد وهوش از سر او رفت ودر افتاد
زپا رهگذران چون که چنین حال بدیدند ز هرسوی دویدند وبه نزدیک رسیدند . یکی زد به

رخش اب ویکی صورت وپیشانی او خوب بمالید. ولی کوشش آنها زپی این که بیاید ز نو آن
مرد سر حال وزجایش بجهد کوشش بی فایده ای بود.از این روی بر فتند به دنبال طبیبی

و طبیب آمد و او نیز پس از صرف کمی وقت چو دید از تپش قلب وی اصلا اثری نیست
بگفتا (دگر این مرده و تشریف خود از دار جهان برده و بایست که تابوت بیارید و به خاکش

بسپارید از آن روی که دیگر نشود زنده و من بنده چنبن است گمانم )
لا جرم خلق گرفتند جسد را که به خاکش بسپارد .پس از غسل و کفن چون که نهادن جسد را به

درون لحد آن مرد که دکتر به غلط مرده گمان داشته بودش سر حال آمد و بنمود کفن پاره و
یکباره سر از قبر در آورد و برون آمد و اقوام و عزیزان چو بدیدند که آن مرد ز نو جان دگر

یافته و زنده شده شادی بسیار نمودن در آن حین یکی ار جمع برون آمد و پرسیددر این مدت
کوته که نهادی به جهان دگری پای چه دیدی در آنجای ؟)

مرد خندید به دو گفت که البته من آن گه به حال آمدم و زنده شدم خوب خبر داشتم از اینکه در
این دار جهانم نه به دنیای دگر. بار دگر مرد بپرسید که آخر به چه علت تو یقین داشتی از

اینکه نرفتی به جهان دگری ؟ گفت : از آن روی که تا بر سر هوش آمدم احساس نمودم شکمم
سخت گرسنه است تنم سرد شده در دل خود گفتماگر من به بهشتم که نباید بکشم گرسنگی

چون که در آنجاست بسی اطمعه و اشربه ی مفت و کسی گرسنه هرگز نکند زیست به
گلزار جنان قعر جهنم هم اگر بنده مکان داشته باشم که نباید تنم این قدر شود سرد.

از آن رو که جحیم است پر از آتش و سرما نخورند اهل جهنم . به یقین بنددی شرمندد
نه در توی بهشتم نه به دوزخ چو بود گرسنگی خوردن و سرما زمزایای همین گیتی

غدار و من مفلس جان سخت هنوز از بخت گرفتار همین دار جهانم

سعی کن از گناه نفرت داشته باشی نه از گناهکار.
هیچ وقت چیزی رو خوب نمیفهمی مگر اینکه بتونی به مادربزرگت کاملا توضیحش بدی ! "آلبرت انیشتین"

Signature
     
#166 | Posted: 13 Sep 2012 06:11


ای پسرجان زسر هوش بدین قصه بده گوش که در مزرعه ی خرم خود برزگری داشت

خروسی و خری.از دم جنگل سحری گشت عیان شیر نری کرد به انها نظری.بعد کمین بست

و سپس جست که این را بدرد و آن دگری را بخورد سود فراوان برداز صیدخروس و خر و

آماده کند طعمه ی ان روز و غذای دو سه روز دگرش را . خیز برداشت به هنجار عجیبی و

بزد داد مهیبی و به ناگه به خروس و خر محنت زده شد حمله ورو چون که خروس ان خطر از

جانب او دید بترسید و چنان مار پیچید و پرید این طرف و آن طرف واین ور آن ور مگر از

غیب رسد دستی وز ان ور طه نجاتش بدهد. چون که زهر سوی بجوشید و زوحشت بخروشید

و بشد نعره زنان شیر کز آواز خروشان خروسان بدش اید شد از ان نعره و فریاد وز آن قال و

از ان داد سر آسسیمه و از معرکه در رفت که تا نشنود آن گونه صداها و تحمل نکند درد

سرش را.خر کم تجربه ی احمق که چنین دید بخندید و به خود سخت ببالید و گمان کرد

که آن شیراز او داشته ترسی که چنین میدود و میرود این بود که مغرور شد و گفت که:

اکنون که شده دشمن خونخواره چنین عاجز و بیچاره و از دست من آواره چرا من بگذارم که

زدستم برود؟مصلحت ان است که فی الفور روم در عقبش جهد کنم در طلبش تا به زمینش زنم

و افکنم و بشکنم اندر اثر ضربت دستم کمرش را!!!

این سخن گفت و سپس گشت چنان تیر روان در پی شیر نر و می کرد پی دشمن خود عرعر

بسیارو به فریاد و فغان بود و چنین بود که نا گه به عقب شیرژیان کردنظر دید که صید از پی

صیاد به صد نعره وفریادروان است از این واقعه شد خوشدل وبرگشت به یک خیزو بسی تیز

پرید وبدریدآن خر بی عقل و خرد را ودر آورد زسینه جگرش را.

سعی کن از گناه نفرت داشته باشی نه از گناهکار.
هیچ وقت چیزی رو خوب نمیفهمی مگر اینکه بتونی به مادربزرگت کاملا توضیحش بدی ! "آلبرت انیشتین"

Signature
     
#167 | Posted: 13 Sep 2012 06:11


هرکسی درد مرا دید نشد چاره گرش
بلکه افزود در آخر دو سه درد دگرش

مردکی داشت کمی شکوه ز سنگینی کوش
دکتری سیخ در آن کرد و بکل کرد کرش

کچلی بهر مداوا به بر دکتری رفت
کچلی چاره نشد پوست برآمد ز سرش

دگری رفت پی تقویت قلب ضعیف
به نشد قلب و برداشت لکی هم جگرش

مردی از چاه درآورد یکی را دیروز
لیک امروز در انداخت به چاه دگرش

رفت شخصی خر دهقان کشد از گل بیرون
زد چنان زور که شد کنده زجا دم خرش

رفت یار از قفس آزاد کند مرغی را
نتوانست و بتر کند همه بال و پرش

دامن عزت ماراست شکافی کوچک
گر رفویش نکنی مرگ من از هم ندرش

بخت بد هر که زند دست به تسهیل امور
نکند سهل ترش بلکه کند سخت ترش

سعی کن از گناه نفرت داشته باشی نه از گناهکار.
هیچ وقت چیزی رو خوب نمیفهمی مگر اینکه بتونی به مادربزرگت کاملا توضیحش بدی ! "آلبرت انیشتین"

Signature
     
صفحه  صفحه 17 از 17:  « پیشین  1  2  3  ...  15  16  17 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / استاد ابوالقاسم حالت بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites