تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Alame Eghbal | علامه اقبال

صفحه  صفحه 53 از 61:  « پیشین  1  ...  52  53  54  ...  60  61  پسین »  
#521 | Posted: 1 Jul 2014 22:49

✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


تب و تاب دل از سوز غم تست
نوای من ز تاثیر دم تست

بنالم زانکه اندر کشور هند
ندیدم بنده ئی کو محرم تست


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


شب هندی غلامان را سحر نیست
به این خاک آفتابی را گذر نیست

بما کن گوشه چشمی که در شرق
مسلمانی ز ما بیچاره تر نیست


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


چه گویم زان فقیری دردمندی
مسلمانی به گوهر ارجمندی

خدا این سخت جان را یار بادا
که افتاد است از بام بلندی


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


چسان احوال او را بر لب آرم
تو می بینی نهان و آشکارم

ز روداد دو صد سالش همین بس
که دل چون کنده قصاب دارم


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿
     
#522 | Posted: 2 Jul 2014 20:05

✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


هنوز این چرخ نیلی کج خرام است
هنوز این کاروان دور از مقام است

ز کار بی نظام او چه گویم؟
تو میدانی که ملت بی امام است


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


نماند آن تاب و تب در خون نابش
نروید لاله از کشت خرابش

نیام او تهی چون کیسئه او
به طاق خانه ویران کتابش


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


دل خود را اسیر رنگ و بو کرد
تهی از ذوق و شوق و آرزو کرد

صفیر شاهبازان کم شناسد
که گوشش با طنین پشه خو کرد


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


بروی او در دل ناگشاد
خودی اندر کف خاکش نزاده

ضمیر او تهی از بانگ تکبیر
حریم ذکر او از پا فتاده


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿
     
#523 | Posted: 2 Jul 2014 20:06

✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


گریبان چاک و بی فکر رفو زیست
نمی دانم چسان بی آرزو زیست

نصیب اوست مرگ ناتمامی
مسلمانی که بی «الله هو» زیست


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


حق آن ده که « مسکین و اسیر» است
فقیر و غیرت او دیر میر است

بروی او در میخانه بستند
در این کشور مسلمان تشنه میر است


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


دگر پاکیزه کن آب و گل او
جهانی آفرین اندر دل او

هوا تیز و بدامانش دو صد چاک
بیندیش از چراغ بسمل او


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


عروس زندگی در خلوتش غیر
که دارد در مقام نیستی سیر

گنهکاریست پیش از مرگ در قبر
نکیرش از کلیسا ، منکر از دیر


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿
     
#524 | Posted: 2 Jul 2014 20:07

✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


به چشم او نه نور و نی سرور است
نه دل در سینهٔ او ناصبور است

خدا آن امتی را یار بادا
که مرگ او ز جان بی حضور است


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


مسلمان زاده و نامحرم مرگ
ز بیم مرگ لرزان تا دم مرگ

دلی در سینه چاکش ندیدم
دم بگسسته ئی بود و غم مرگ


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


ملوکیت سراپا شیشه بازی است
ازو ایمن نه رومی نی حجازی است

حضور تو غم یاران بگویم
به امیدی که وقت دل نوازی است


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


تن مرد مسلمان پایدار است
بنای پیکر او استوار است

طبیب نکته رس دید از نگاهش
خودی اندر وجودش رعشه دار است


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿
     
#525 | Posted: 2 Jul 2014 20:07

✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


مسلمان شرمسار از بی کلاهی است
که دینش مرد و فقرش خانقاهی است

تو دانی در جهان میراث ما چیست؟
گلیمی از قماش پادشاهی است


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


مپرس از من که احوالش چسان است
زمینش بدگهر چون آسمان است

بر آن مرغی که پروردی به انجیر
تلاش دانه در صحرا گران است


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


به چشمش وانمودم زندگی را
گشودم نکته فردا و دی را

توان اسرار جانرا فاش تر گفت
بده نطق عرب این اعجمی را


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


مسلمان گرچه بی خیل و سپاهی است
ضمیر او ضمیر پادشاهی است

اگر او را مقامش باز بخشند
جمال او جلال بی پناهی است


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿
     
#526 | Posted: 2 Jul 2014 20:08

✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


متاع شیخ اساطیر کهن بود
حدیث او همه تخمین و ظن بود

هنوز اسلام او زنار دار است
حرم چون دیر بود او برهمن بود


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


دگرگون کرد لادینی جهان را
ز آثار بدن گفتند جان را

از آن فقری که با صدیق دادی
بشوری آور این آسوده جان را


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


حرم از دیر گیرد رنگ و بوئی
بت ما پیرک ژولیده موئی

نیابی در بر ما تیره بختان
دلی روشن ز نور آرزوئی


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


فقیران تا به مسجد صف کشیدند
گریبان شهنشاهان دریدند

چو آن آتش درون سینه افسرد
مسلمانان به درگاهان خزیدند


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿
     
#527 | Posted: 2 Jul 2014 20:09

✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


مسلمانان به خویشان در ستیزند
بجز نقش دوئی بر دل نریزند

بنالند از کسی خشتی بگیرد
از آن مسجد که خود از وی گریزند


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


جبین را پیش غیر الله سودیم
چو گبران در حضور او سرودیم

ننالم از کسی می نالم از خویش
که ما شایان شان تو نبودیم


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


بدست می کشان خالی ایاغ است
که ساقی را به بزم من فراغ است

نگه دارم درون سینه آهی
که اصل او ز دود آن چراغ است


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


سبوی خانقاهان خالی از می
کند مکتب ره طی کرده را طی

ز بزم شاعران افسرده رفتم
نواها مرده بیرون افتد از نی


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿
     
#528 | Posted: 2 Jul 2014 20:10

✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


مسلمانم غریب هر دیارم
که با این خاکدان کاری ندارم

به این بی طاقتی در پیچ و تابم
که من دیگر به غیر الله دچارم


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


به آن بالی که بخشیدی ، پریدم
به سوز نغمه های خود تپیدم

مسلمانی که مرگ از وی بلرزد
جهان گردیدم و او را ندیدم


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


شبی پیش خدا بگریستم زار
مسلمانان چرا زارند و خوارند

ندا آمد ، نمیدانی که این قوم
دلی دارند و محبوبی ندارند


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


نگویم از فرو فالی که بگذشت
چه سود از شرح احوالی که بگذشت

چراغی داشتم در سینهٔ خویش
فسرد اندر دو صد سالی که بگذشت


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿
     
#529 | Posted: 2 Jul 2014 20:10

✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


نگهبان حرم معمار دیر است
یقینش مرده و چشمش به غیر است

ز انداز نگاه او توان دید
که نومید از همه اسباب خیر است


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


ز سوز این فقیر ره نشینی
بده او را ضمیر آتشینی

دلش را روشن و پاینده گردان
ز امیدی که زاید از یقینی


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


گهی افتم گهی مستانه خیزم
چو خون بی تیغ و شمشیری بریزم

نگاه التفاتی بر سر بام
که من با عصر خویش اندر ستیزم


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


مرا تنهائی و آه و فغان به
سوی یثرب سفر بی کاروان به

کجا مکتب ، کجا میخانه شوق
تو خود فرما مرا این به که آن به


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿
     
#530 | Posted: 2 Jul 2014 20:12 | Edited By: armita0096

✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


پریدم در فضای دلپذیرش
پرم تر گشت از ابر مطیرش

حرم تا در ضمیر من فرو رفت
سرودم آنچه بود اندر ضمیرش


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿

به آن رازی که گفتم پی نبردند
ز شاخ نخل من خرما نخوردند

من ای میر امم داد از تو خواهم
مرا یاران غزلخوانی شمردند


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


نه شعر است اینکه بر وی دل نهادم
گره از رشتهء معنی گشادم

به امیدی که اکسیری زند عشق
مس این مفلسان را تاب دادم


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿


تو گفتی از حیات جاودان گوی
بگوش مرده ئی پیغام جان گوی

ولی گویند این ناحق شناسان
که تاریخ وفات این و آن گوی


✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿ ✿
     
صفحه  صفحه 53 از 61:  « پیشین  1  ...  52  53  54  ...  60  61  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Alame Eghbal | علامه اقبال بالا
این تاپیک بسته شده. شما نمیتوانید چیزی در اینجا ارسال نمائید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites