تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

تاریخ ادبیات ایران از ساسانیان تا کنون

صفحه  صفحه 11 از 23:  « پیشین  1  ...  10  11  12  ...  22  23  پسین »  
#101 | Posted: 25 Oct 2012 19:23
منظومه‌هاى حماسى

از ميان منظومه‌هاى حماسى در عهد ۷ و ۸ با وجود يک منظومه حماسى تقريباً ملّي، بيشتر بايد به نوع حماسهٔ تاريخى و احياناً دينى اکتفاء کرد زيرا بر اثر سياست دينى در ايران قرن‌هاى پنجم و ششم و آغاز قرن هفتم، انديشهٔ مليّت ضعيف شده بود و حملهٔ مغول و رسوائى‌هاى آن طبعاً بازماندهٔ اين فکر را يکباره به‌دست نيستى سپرد و بدين ترتيب چه در اوّل‌هاى قرن هفتم و چه بعد از آن توجه به نظم داستان‌هاى قهرمانى ملى رواجى نداشت. در مقابل، نظم منظومه‌هاى تاريخى ميان ايرانيان رايج شد و قديمى‌ترين حماسه‌هاى تاريخى ـ غير از اسکندرنامه‌ها ـ در اين روزگار ساخته شد. از ميان اين منظومه‌هاى تاريخى يکى منظومه‌اى بود دربارهٔ پادشاهان شنسبانى غُور از فخرالدّين مبارکشاه‌بن حسين مرورودى در بحر متقارب، ديگر منظومهٔ حماسى تاريخى 'شاهنشاه‌نامه' از مجدالدّين محمد پائيزى نَسَوي، ديگر منظومهٔ 'سلجوقنامه' از قانعى طوسى در بحر متقارب، ديگر ظفرنامهٔ حمدالله مستوفى قزوينى (م ۷۵۰) راجع‌به تاريخ ايران از ظهور اسلام تا عهد ناظم آن در ۷۵،۰۰۰ بيت به بحر مقارب، منظومهٔ ديگر 'شهنشاهنامهٔ تبريزي' از احمد تبريزى در ۱۸،۰۰۰ بيت به بحر متقارب در تاريخ چنگيز و ديگر خانان مغول تا سال ۷۳۸ هجري، منظومهٔ ديگر 'غازان‌نامه' است از نورالدّين‌بن شمس‌الدّين محمد که آن را در سال ۷۶۳ به‌نام سلطان‌اويس ساخته است، ديگر منظومهٔ 'کِرت‌نامه' است از صدرالدّين خطيب ربيعى پوشنگى در بحر متقارب در باب خاندان کرت، منظومهٔ ديگر 'سام‌نامهٔ سيفي' از سيف‌الدّين محمد‌بن يعقوب مؤلف تاريخ‌نامهٔ هرات است در وصف دلاورى‌هاى جمال‌الدّين محمد سام سردار ملک فخر‌الدّين، منظومهٔ ديگر 'سام‌نامهٔ خواجو' از کمال‌الدّين ابوالعطا خواجوى کرمانى است متضمن داستانى حماسى و عشقى از سرگذشت سام نريمان پهلوان داستانى سيستان و دلاورى‌ها و ماجراجوئى‌ها و عشقبازى‌هاى او در خاور زمين، اين منظومه نيز به بحر متقارب است. ديگر منظومهٔ 'زراتشت نامه' که تاکنون عادةً آن را به زرتشت بهرام پژدو شاعر آخرهاى قرن هفتم نسبت مى‌دادند ليکن از شاعرى است به‌نام کاوس‌کى (يا: کيکاوس) پسر کيخسرو و رازى که ظاهراً در آغاز قرن هفتم و پيش از زرتشت بهرام پژدو مى‌زيست.
اسکندرنامه‌هاى منظوم از اين عهد به بعد به تقليد از نظامى شاعر استاد پايان قرن ششم و به پيروى از اسکندرنامهٔ او، که خود از داستان اسکندر در شاهنامه فردوسى متأثر است، سروده شد. در دورهٔ مورد مطالعهٔ ما امير خسرو دهلوى 'آئينهٔ اسکندري' خود به‌نام علاءالدّين محمدشاه در سال ۶۹۷ به نظم کشيد.
     
#102 | Posted: 25 Oct 2012 19:25
منظومه‌هاى عرفانى

سرودن منظومه‌هاى عرفانى آميخته با مبحث‌هاى تربيتى و اجتماعى در اين دوره رواج بيشترى از سابق داشت. علت اين امر يکى آن است که تصوف و عرفان در قرن هفتم و هشتم به حد اعلاء توسعهٔ خود رسيده بود. ديگر آنکه آشفتگى وضع زمان و رواج فساد، متفکران را وادار به ذکر موعظه‌ها و نصيحت‌ها و هدايت خلق مى‌نمود. علاوه بر اين دنبال‌گيرى کار سنائى و عطار طبعاً به ايجاد منظومه‌هاى نو بر روش آنان منجر مى‌شد. بزرگترين شاعرى که به سرودن يک منظومهٔ مفصل و جامع عرفانى توجه کرد جلال‌الدّين محمد مولوى بلخى معروف به ملاّى روم (م ۶۷۲) است که از متفکران بزرگ جهان و مقتداى متصوفه و اهل تحقيق و مجاهدت است. مثنوى او در شش دفتر و ديوان غزل‌ها و رباعى‌هاى وى همه از عالى‌ترين نمونه‌هاى شعر عرفانى فارسى و منشاء تقليد و ايجاد اثرهاى فراوان عرفانى در قرن‌هاى بعد گرديده است.
پسر مولانا يعنى بهاءالدّين معروف به سلطان ولد (م ۷۱۲) صاحب مثنوى ولدنامه و رباب‌نامه است. همچنين عشاق‌نامهٔ عراقي، و زادالمسافرين و کنزالرموز اميرحسينى هِرَوي، و گلشن راز شيخ محمود شبستري، و جام‌جم آَوْحَدى مراغي، و مطلع‌الانوار اميرخسرو دهلوي، و روضة‌الانوار خواجو، و مثنوى‌هاى مونس‌الابرار و محبت‌نامه و صحبت‌نامه و روضةالمحبين و مصباح الهدايهٔ منظوم از عماد فقيه، از جملهٔ منظومه‌هاى عرفانى اين دوره بشمارند. در اين منظومه‌ها غالباً علاوه بر طرح مبحث‌هاى عرفاني، موعظه‌ها و حکمت‌ها و بحث‌هاى اخلاقى و اجتماعى نيز ديده مى‌شود. اين رسم را بيشتر و بهتر از همه سنائى غزنوى در اول‌هاى قرن ششم در منظومهٔ حديقةالحقيقه آغاز کرد، اما در آخرهاى قرن ششم و آغاز قرن هفتم گروهى از شاعران به پيروى از او همّت گماشتند. در عين حال ترتيب منظومه‌هائى که منحصراً موقوف به ترتيب و اندرزهاى اخلاقى به قصد اصلاح و ارشاد طبقه‌هاى مختلف اجتماع باشد از سعدى آغاز شد. وى بزرگترين شاعر اخلاقى و تربيتى ايران است که از طبع وقّاد و اطلاعات وسيع خود به نوعى بارز براى سرودن شعرهاى مقتضى در اين راه استفاده کرد. سعدى در 'سعدى‌نامه' يا 'بوستان' و هر جاى ديگر از ديوان آن که لَب به وعظ مى‌گشايد لطيف و دل‌انگيز و در همان حال استوار و متقن است. به همين سبب و نيز به‌علت آنکه انديشه و گفتار سعدى در موضوع‌هاى اخلاقى و اجتماعى براساس تعليماتى نهاده شده که در شش قرن اول هجرى از راه آميزش فرهنگ اسلامى و ايرانى حاصل شده و در قرن‌هاى بعد بدون تغيير عمده باقى مانده است، اندرزهاى اين شاعر بلند پايه به‌صورت سرمشق زندگانى در دوران بعد از او در نزد طبقه‌هاى مختلف به‌کار رفته و بسيارى از سخنان وى خاصه در گلستان و بوستان چون ضرب‌المثل‌هائى در ميان ايرانيان رايج گرديده است.
     
#103 | Posted: 25 Oct 2012 19:27
نثر پارسى در دو قرن هفتم و هشتم

رواج نثر
سبک نثر فارسی
موضوع‌ها و انواع نثر فارسی

==============================
رواج نثر

قرن هفتم و هشتم هجرى از حيث رواج و انتشار نثر پارسى تالى عهد پيش از آن و بلکه از بعضى جهت‌ها مهم‌تر از آن است. از علت‌هاى بزرگ اين امر آن است که ارتباط ايرانيان در اين دوره به ‌سبب‌هاى مختلف يا مرکز خلافت اسلامى يعنى بغداد که در عين حال واسطةالعقد ارتباط مملکت‌هاى اسلامى و محور اصلى تمدن و فرهنگ اسلامى و ادب عربى بوده است بيش از پيش قطع شد و با انقراض بنى‌عباس و سقوط بغداد آخرين مرکز رسمى زبان و ادب عربى و مرجع مقدسى که همهٔ اهل تسنن را به‌سوى خود و آداب و رسوم و زبان و فرهنگ خود مى‌کشيد از ميان رفت. در گيرودار حملهٔ مغول و مصيبت‌هائى که آن يورش‌ وحشيانه به‌ دنبال داشت از نفوذ عالمان دينى کاسته شد و زبان عربى از رواج و رونق پيشين در ايران افتاد و على‌الخصوص بر اثر ويرانى شهرهاى ماوراءالنهر و خراسان و عراق عده‌ٔ فراوانى از مسجدها و مدرسه‌ها که مرکز تعليم و تعلم زبان و ادب عربى بود و با همهٔ متعلقان خود نابود گرديد.
با به‌ قدرت رسيدن ايلخانان، ايران به‌عنوان مرکز حکومت درآمد و حاکمان و دبيران و مديران امور در عراق و الجزيره و روم از ايران تعيين شدند و يا تحت فرامانروائى دولتمران ايرانى درآمدند و ناگزير زبان ديوان‌هاى انشاء در اين ناحيت‌ها پارسى شد و نامه‌هاى پارسى جاى رسائل عربى را گرفت. از طرف ديگر چون حاکمان اوليهٔ مغول هيچ يک قدرت ادارهٔ امور ديوانى و ادارى مملکت‌هاى تابعهٔ خود را نداشتند مجبور شدند وزيران و مستوفيان ايران را به‌کار بگمارند و در نتيجه نه تنها زبان پارسى و انشاءنامه‌ها بدان زبان از ميان نرفت بلکه احتياج بدان بيشتر از پيش احساس گرديد.
وضعى که از آغاز قرن ششم به بعد در ايران و آسياى مرکزى و هندوستان ايجاد شده بود و تأسيس دولت‌هائى در آن ناحيه‌ها که بر خلاف ايرانيان با زبان و ادب عربى بستگى تاريخى نداشتند، به اين استقلال زبان و ادب پارسى و جايگزين شدن نثر پارسى در محل نثر عربى يارى کرد به‌نحوى که در قرن ششم و آغاز قرن هفتم شاعران عادتاً به فارسى شعر مى‌سرودند و نويسندگان به پارسى مى‌نوشتند و اين حالت، هر چه به قرن هفتم و به حملهٔ مغول نزديک‌تر مى‌شدند شدت بيشترى مى‌يافت.
در آسياى صغير در دورهٔ تسلط سلجوقيان در آن ناحيه که تابع سلاجقهٔ خراسان بودند، ترسل و انشاء و تأليف به زبان ايرانى پارسى معمول شد و بعد از حملهٔ مغول بر اثر تجمع عدهٔ کثيرى از شاعران و مؤلفان ايرانى در آن سرزمين، آنجا به‌صورت يک مرکز جديد و فعال براى زبان و شعر نثر پارسى درآمد و محل جمع‌آورى بسيارى از نسخه‌هاى فارسى گرديد چنانکه هنوز بسى از نسخه‌هاى گرانبهاء قرن هفتم و هشتم را بايد در آن سرزمين جستجو کرد. بر روى‌هم بنابر علت‌هاى ياد شده قرن هفتم دورهٔ رواج روزافزون نثر پارسى و عهد تداول قطعى تأليف و تدوين کتاب‌ها به زبان پارسى است. البته عده‌اى از کتاب‌ها در اين دروه به زبان عربى نوشته مى‌شد ولى آنها از قبيل کتاب‌ها تاريخ و ادب نبود بلکه بيشتر جنبهٔ کتاب درسى و غالباً شرح و تفسير متن‌هاى مهم علمى قديم و يا تلخيص و نتظيم مجدد آنها را داشت.
     
#104 | Posted: 25 Oct 2012 19:28
سبک نثر فارسى

اگر چه در شيوهٔ نگارش اين عهد گاه به تجددهائى باز مى‌خوريم اما بر روى‌هم نويسندگان اين دوره شيوه‌هاى نثر پارسى دوران پيش از خود را ادامه مى‌دادند. تغييرهائى که از قرن پنجم به بعد در شيوهٔ نثر سادهٔ فارسى حاصل شده بود، مانند طولانى شدن جمله‌ها، معمول شدن ترکيب‌ها و عبارت‌هاى خاص، استفادهٔ بيشتر از کلمه‌ها و ترکيب‌هاى عربى و غيره، در اين دوره از حوزه انشاء ترسل فراتر رفت و در انشاء عادى و نثر سادهٔ متداول زمان هم تأثير گذاشت چنانکه نثر سادهٔ قرن هفتم با آنچه در آغاز قرن پنجم بود تفاوتى عظيم حاصل کرد.
انشاء مرسل در قرن هفتم و هشتم به عده‌اى از کتاب‌هاى تاريخ و کتاب‌هاى علمى و گاه به قصه‌ها و حکايت‌ها و رمان‌ها اختصاص يافت. اين شيوهٔ نگارش از حيث زبان‌ با آنچه در دوران پيش داشتيم فاصلهٔ بسيار داشت. به‌کار بردن لغت‌ها و ترکيب‌هاى تازى مخصوصاً در کتاب‌هاى علمى و بعضى از کتاب‌هاى عرفانى (مانند مِصباح‌الهدايه) بى‌هيچ قيدوبندى معمول بود و مؤلفان گاه عين عبارت‌هاى علمى عربى را به اندک تغيير به فارسى ترجمه مى‌کردند. اما بايد دانست که اين واژه‌هاى تارى در قرن هفتم و هشتم با تحول بزرگى که زبان پارسى در سدهٔ ششم يافته بود، جزء زبان فارسى شده و جاى واژه‌هاى درسى را گرفته بود و حتى در قاعده‌هاى ترکيبى و دستورى زبان فارسى هم در اين دوران تغييرهاى زيادى راه جسته و آن را از وضعى که در قرن‌هاى چهارم و پنجم داشت دور کرده بود. با وجود اين در اين ميان انشاء‌هاى ساده‌تر و دلپذيرتر کم نيست. گاه در آثار مؤلفان اين زمان قطعه‌هائى از نثر گذشتگان را مى‌يابيم که بى‌ذکر نام صاحبان آن آثار عيناً نقل شده است. اين نوع معامله با آثار متقدمان، پيش از اين دوره به ميزان کمترى رايج بود و بعدها خيلى بيشتر شد.
نثر مصنوع در اين عهد همان اختصاص‌هائى را داشت که در پايان قرن ششم و آغاز قرن هفتم داشت و مانند همان دوره همدوش و هم‌آهنگ با نثر مُرسل به پيش مى‌رفت. قوس صعودى اين شيوه تا اول‌هاى قرن هشتم بالا مى‌رود و از آن پس آهنگ زوال مى‌کند. علت آن است که آثار تعليم بلغيان قرن هفتم تا قسمتى از قرن هشتم مشهود است و از آن پس مانند همهٔ مظاهر فرهنگ و تمدن قديم به سستى مى‌گرايد. از آخرهاى قرن ششم و شيوهٔ نگارش نثر مصنوع در ميان مورخان هم معمول گشت. در پايان قرن ششم و آغاز قرن هفتم اين نوع انشاء در آثار افضل‌الدّين کرمانى مانند عِقداُلعلى و ترجمهٔ تاريخ يمينى از ابوالشَّرفْ ناصح بن ظَفَر جُرفادِقانى و نفيةالمَصدورِ محمد زَيدريِ نَسَوى به حد اعلاء خود رسيد. نگارش متن‌هاى تاريخى در قرن هفتم به نثر مصنوع منشيانه، بعضى از مورخان قرن هفتم و هشتم را بر آن داشت که اين شيوه را دنبال کنند. از آن جمله هستند عطاملک جوينى که کتاب‌ تاريخ جهانگشاى خود را در پاره‌اى از موارد به نثر مزين و شيوائى به نگارش درآورد و وصّاف‌الحضره در کتاب 'تجزيةالاَمصار و تزجيةالاَعصار' مشهور به تاريخ وصّاف و ناصر منشى در سِمط‌العلى و شرف‌الدين قزوينى در تاريخ مُعجم. اما از اين ميان هيچ‌کس نتوانست از توانائى عطاملک در اين شيوهٔ دشوار برخوردار باشد و مطالعه در آثار آنان نشان مى‌دهد که همگى آنها انشاء مزين و آراستهٔ پايان قرن ششم و آغاز قرن هفتم را به انشائى کاملاً مصنوع و حتى متصنع و متکلف تبديل نموده و از اين راه مقدمات زوال آن را فراهم ساختند.
منشاء جريان تازهٔ مهمى که در قرن هفتم در نثر مصنوع فارسى پديد آمد و بعد از آن بيش و کم تا عهد قائم مقام فراهانى ادامه يافت نگارش گلستان است به‌دست شاعر و نويسندهٔ بسيار بزرگ سعدى شيرازي. سعدى در اين کتاب ضمن نثر سادهٔ استادانهٔ خود هر جا که لازم دانسته عبارت‌هاى مصنوع لطيف آورده و اصولاً ذوق سليم سعدى وى را بر آن داشته که شيوهٔ نثر مترسلان را از خشکى و تعقيد و آميختگى شديد با زبان عربى بيرون کشد و به شيوهٔ نثر موزون که با ذوق فارسى زبانان سازگارى بيشتر دارد نزديک سازد و از آميزش اين دو سبک شيوهٔ مطبوع و تازه‌اى پديد آرد.
از نثر موزون فارسى، سعدى، هم در مجالس پنجگانهٔ خود که يادآور مجلس‌هاى عارفان پيشين است پيروى کرده و هم در پاره‌اى از قمست‌هاى گلستان خاصه در مقدمهٔ آن و در 'جدال سعدى با مدعي' . اما شيخ اجلّ همانگونه که در نثر خود هيچگاه به تمامى پاى‌بند صنعت نيست هيچ‌وقت هم اصرارى در آوردن قطعه‌هاى موزون ندارد بلکه هر جا ذوق سليم حکم کرده است به‌‌عبارت منثور خود چاشنى وزن داده و همچنين هر گاه ايران صنعتى را مايهٔ زيبائى کلام دانسته از آن استفاده نموده است. شيوهٔ سعدى در گلستان و در ديگر آثار منثور او چنان مطبوع اهل زبان افتاد که هر گاه صاحب ذوق با استعدادى بعد از او توانائى تقليد استاد را يافت از پى او رفت و اگر چه هيچگاه کسى در شيوهٔ او بدو نرسيد ليکن هر کس به قدر وسع و طاقت خود کارى کرد. از جملهٔ کسانى که در دورهٔ مورد مطالعهٔ ما کوشيدند تا شيوهٔ او را در آثار خود دنبال کنند عُبَيدِ زاکانى در لطيفه‌هاى خود، معين‌الدّين جوينى در نگارستان و شرف‌الدّين رامى در اَنيس‌العُشّاق را بايد نام برد. يکى ديگر از کسانى که به نثر موزون تمام‌عيار صاحب تأليف است امير حسينى هروى شاعر و نويسندهٔ قرن هشتم است که در نزهةالاَرواح خود شيوهٔ خواجه عبدالله انصارى را به تمام و کمال پيروى نمود.
     
#105 | Posted: 25 Oct 2012 19:29
موضوع‌ها و انواع نثر فارسى

در دوره ۷ و ۸ در انواع مختلفى از قبيل: ادب، داستان‌هاى قهرماني، رمان‌ها، قصه‌ها و حکايت‌ها، کتاب‌هاى رجال ادب و تصوف و سياست و علم و حکمت، تاريخ‌هاى عمومي، تاريخ‌هاى محلي، جغرافيا، تصوف و عرفان، مسائل ديني، منطق، حکمت، رياضيات و نجوم، موسيقي، اخلاق، فنون‌ادب، و لغت کتاب‌هاى متعدد تأليف شد و اگر چه بر تنوع آثار مثنوى پارسى در اين عهد نسبت به قرن ششم و آغاز قرن هفتم چندان افزوده نشد ليکن شمارهٔ تأليف‌ها نسبتاً افزايش يافت.
تصنيف کتاب‌هاى ادبى در اين عهد رواج نسبتاً کافى داشت. در رأس اين کتاب‌ها گلستان سعدى قرار داد و نگارستان مُعين‌الدّين جوينى در همين عهد تقليد خوبى از آن است. اَنيس العُشّاق شرف‌الدّين رامي، تاريخ مُعجم شرف‌الدّين قزوينى و مَواهِب الهى مُعين‌الدّين يزدى اگر چه ظاهراً مربوط به مسائل ادبى نيست اما لحن آنها به تمام معنى انشاء ادبى است.
نوشتن داستان‌هاى قهرمانى و رمان در اين دوره چندان رايج نبود و مسلماً يکى از علت‌هاى اين امر پريشان‌حالى مردم ايران و از ميان رفتن خاندان‌هاى قديم بود. در اين موضوع کتاب راحةالارواح 'بختيارنامه' دَقايقى مَرْوزى از آغاز اين دوره و داستان قهرمانى فيرزنامه (يا قصهٔ فيروزشاه بن ملک داراب) از مولانا محمد بيغمى در پايان قرن هشتم و آغاز قرن نهم قابل ذکر است.
از کتاب‌هاى قصه و حکايت در اين عهد يکى کتاب الفَرَج بعدالشّدة است که اصلاً آن را قاضى ابوعلى‌محسن‌بن على‌بن داود التنوخى (م ۳۸۴هـ) به عربى نوشت و نخستين بار نورالدّين محمد عوفى آن را به پارسى درآورد ولى متأسفانه آن ترجمهٔ او بالاستقلال باقى نماند و اکنون ترجمهٔ ديگرى از آن به‌دست داريم از حسين‌بن اسعدبن حسين دهستانى مؤيدى که در قرن هفتم مى‌زيست. ديگر کتاب طوطى‌نامهٔ ضياء نخشبى است.
در موضوع تراجم و کتاب‌هاى رجال بعد از تذکرةالاَولياء عطار کتاب‌هائى مانند فردوس المُرشديه فى اسرار الصَّمديّه از محمودبن عثمان که مقصور است به بيان احوال شيخ مرشد ابواسحق کازونى (م ۳۲۶هـ) و سِيرَالاَولياء از سيد محمد مبارک علوى معروف به 'اميرخُرد' در احوال بزرگان سلسلهٔ چَشتيه مؤلف به سال ۸۰۰هـ و کتاب صَفوةالصَّفا از ابن‌بزّاز در بيان مقام‌هاى شيخ‌صَفى‌الدّين اردبيلى و احوال وزيران و بعضى از شاهان و خليفگان و کتاب تَجارب‌السَّلف از هندوشاه بن سنجر نخجوانى مؤلف به سال ۷۲۴هـ و کتاب نسائم الاَسحار فى لطائم الاخبار از ناصرالدّين منشى مؤلف به سال ۷۲۵هـ فابل ذکر هستند.
از جمله‌ کتاب‌هاى معتبر در تاريخ عمومى يکى کتاب‌ معروف طبقات ناصرى از قاضى ابو عمرو منهاج‌الدّين‌بن سراج‌الدين جوزجانى معروف به منهاجِ سراج نويسندهٔ بزرگ قرن هفتم است. ديگر جامع‌التواريخ خواجه رشيد‌الدّين فضل‌الله همدانى است در هفت مجلد که به سال ۷۱۰ هجرى به پايان رسانيد. کتاب معروف ديگر تاريخ گزيده است که تأليف آن به سال ۷۳۰ هجرى به‌دست حمدالله‌بن ابى‌بکربن احمد مُستوفى قزوينى انجام گرفت.
از تاريخ‌هائى که به ذکر احوال سلسله‌هاى معينى مقصور باشد در قرن هفتم و هشتم مخصوصاً بايد 'تاريخ جهانگشاي' تأليف علاءالدّين عطاملک جوينى (م ۶۸۱هـ) را نام برد که در سه مجلد و يکى از موثق‌ترين مأخذهاى تاريخى و از جمله متن‌هاى دلاويز نثر فارسى است. ديگر تاريخ وصاف اثر وصّاف‌الحضرهٔ شيرازى است و ديگر کتاب مَواهِب الهى مُعين‌الدّين معلم يزدى (م ۷۸۹هـ) است که محمود کتبى يا محمود گيتى آن را تلخيص کرده است.
از تاريخ‌هاى محلى کتاب‌ سِمط العُلى لْلحَضْرةالعُليا تأليف ناصرالدّين منشى کرمانى دربارهٔ قراختائيان کرمان و حوادث ميان سال‌هاى ۶۱۹ و ۷۰۳ هجرى است. کتاب ديگر شيرازنامهٔ احمدبن ابى‌الخير زرکوب دربارهٔ شيراز و فارس است. ديگر مزارات شيراز يا هزار مزار است که ترجمه‌اى است از کتاب شَدّالاِزار فى حَطّ الَاوزار عن زوارالمزار' به عربى از جنيدبن محمود شيرازي. اين کتاب به‌وسيلهٔ عيسى فرزند مؤلف به فارسى ترجمه و مزارات شيراز خوانده شد. از سيفى هروى شاعر کتاب سودمندى دربارهٔ هرات با انشاء مزين باقى است. دربارهٔ اصفهان ترجمهٔ فارسى کتاب محاسن اصفهان تأليف ما فَرّوخى عالم قرن پنجم است که به‌دست حسين‌بن محمد آوى به سال ۷۲۹هـ ترجمه شد.
از کتاب‌هاى بسيار که دربارهٔ تصوف و عرفان در قرن هفتم و هشتم نگارش يافت 'المعارف' تأليف سلطان‌العلما بهاء‌الدّين محمدبن حسين خطيبى بلخى معروف به بهاءولد (م ۶۲۸) و کتاب 'فيه‌مافيه' و 'کاتيب' از فرزند او و شاعر و عارف نامدار قرن هفتم يعنى جلال‌الدّين محمد مولوى (م ۶۷۲هـ) و کتاب‌‌هاى مِرصادالعِباد، معيارالصّدق فى مصداق العشق، مَرموزاتِ اَسدى و رسالةالطّير از نجم‌الدّين دايه، اَوْرادالاَحباب و فُصوص الآداب از ابوالمفاخر باخَرزي، مِصباح الهدايه از عزالدّين محمود کاشانى (م ۷۳۵هـ)، کتاب‌هاى سِرّالبال فى اطوار سلوک اهل الحال، سَلْوَة العاشقين و العُروة الاَهل الخَلوة از شيخ علاءالدولهٔ سمنانى و کتاب‌هاى نَزهة الاَرواح و طَرَب‌المَجالس و صِراط مستقيم از اميرحسين سادات هروى را مى‌توان برشمرد.
از جمله کتاب‌هاى مهمى که در مسائل عملى در قرن هفتم و هشتم تحرير و تأليف يافت و بايد آثار افضل‌الدّين کاشاني، آثار خواجه نصيرالدّين طوسى و کتاب‌هاى پرارزش علامه قطب‌الدّين شيرازى و علامه شمس‌الدّين محمد آملى را نام برد.
در زمينهٔ ترسل نمونه‌هائى از انشاء شمس‌الدّين صاحب ديوان و بردارش عطاملک جوينى و مولانا جلال‌الدّين بلخى و خواجه رشيدالدّين فضل‌الله و عين ماهرو و شمس‌ منشى را در دست داريم.
     
#106 | Posted: 25 Oct 2012 19:30
وضع عمومى زبان فارسى در دو قرن هفتم و هشتم:

زبان فارسى در آغاز قرن هفتم زبانى استوار بود و نويسندگان و شاعران بزرگ آن قرن يا از کسانى بودند که در اوان حملهٔ مغول به نويسندگى و شاعرى اشتغال داشته‌اند و يا کسانى که در دهه‌هاى اول قرن هفتم تربيت شده و هنگامى که حکومت ايلخانى در ايران تشکيل مى‌شد در کار خود بروز و ظهور نموده بودند و يا کسانى که زيردست اين دو دسته تربيت يافتند و هنوز محيط ادبى سال‌هاى آخر قرن ششم و آغاز قرن هفتم را تا آخر قرن هفتم و آغاز قرن هشتم حفظ کردند. به همين سبب است که در زبان ادبى قرن هفتم و آغاز قرن هشتم اثرهاى فساد کم‌تر مشهود است و گسيختن آن از زبان بليغ قرن ششم و آغاز قرن هفتم تدريجى است.
در اين دوره با حملهٔ مغول و برچيده شدن دربارهاى حامى شعر و ادب فارسى و بيرون رفتن و شعر و نثر از مرکزهاى بزرگ حکومت کم‌کم قيدهاى سنگينى که پيش از آن براى شاخص شدن در شاعرى و نويسندگى وجود داشت برداشته شد و شاعرى و نويسندگى جنبهٔ عمومى يافت. همچنين در اين دوره با برافتادن مرکزهاى دانش و ادب مشرق ايران مانند خراسان، شعر و نثر فارسى به ناحيت‌هاى ديگر در داخل و خارج ايران منتقل گرديد و اين امر منجر به يک جريان جديد يعنى تأثير و نفوذ لهجه‌هاى مرکزى و غربى ايران در زبان ادبى و متروک ماندن بسيارى از اختصاص‌هاى زبان اوليه درى و تغيير سبک آثار فارسى در قرن هشتم گرديد.
از حيث نفوذ زبان عربى در فارسى بايد اين دوره را دنبالهٔ دورهٔ پيشين دانست. نيمهٔ دوم قرن ششم و آغاز قرن هفتم دورهٔ تأثير بسيار شديد زبان و ادب عربى در زبان ادبى فارسى بود، به‌نحوى که در برخى از تأليف‌هاى اين دوره تقريباً تمام ترکيب‌ها و بيشتر از نصف مفردات عربى است. اين خاصيت را بيشتر از همه در انشاء مترسلان قرن ششم و آغاز قرن هفتم که نمونه‌هاى بلاغت زبان فارسى بشمارند مانند آثار بهاءالدّين بغدادى و مُنتجب‌الدّين بديع جوينى و نورالدّين محمد خُرَندزى زَيدرى نَسَوى مى‌توان ديد و در ساير اثرها هم که به شيوهٔ انشاء ساده و مرسل نگاشته شده نفوذ مفردات عربى کم نيست. نويسندگان بزرگ قرن هفتم که همه به شيوهٔ قديم تربيت يافته بودند نيز همان روش را دنبال کردند.
     
#107 | Posted: 25 Oct 2012 19:33
نفوذ ترکى مغولى در زبان فارسی:

در دوره ۷ و ۸ بر اثر غلبهٔ مغول و تاتار و درهم ريختن بنيادهاى مملکتى به‌دست آنان و حکومت کردن متمادى آن قوم و به‌کار داشتن ياساى چنگيزى و اداره کردن مملکت با ‌اصطلاح‌هاى خاص مغولى و سبب‌هاى ديگر از اينگونه، زبان ترکى و به‌ويژه ترکى مغولى بيشتر از آنچه در قرن ششم ديده‌ايم در ايران متداول شد و حتى بعضى از آنها چنان در زبان فارسى راه يافت که هنوز به‌صورت کلمه‌هاى متداول فارسى در ايران به‌کار مى‌رود. از آن جمله است واژه‌هاي:
(اردو: سپاه و محل استقرار سپاهيان) (ياسا: قانون) (ايل: مطيع) (قا‌آن: پادشاه) (يورش: حمله و هجوم) (آقا: بزرگ و سرور) (قراول: پاسبان) (کوچ: رحلت و عزيمت) (خانم: بانوى خان) (تومان: ده هزار که ترکيب امير تومان و واژهٔ تومان به ‌معنى ده هزار دينار از آن است).
نظير اين واژه‌هاى ترکى مغولى و مشابه‌هاى آنها در کتاب‌هاى گوناگون خاصه در کتاب‌هاى تاريخ مانند تاريخ‌ جهانگشاى جويني، تاريخ وصاف و جامع‌التواريخ رشيدى و جز آنها فراوان به‌کار رفته است. اينک براى آنکه شاهدهائى از نظم پارسى هم داده شود چند بيت از شاعران معروف نقل مى‌شود:
- سيف فرغانى:
حاکمان در دم از او قُبْجُر و تمغا خواهند
عنکبوت ار بنهد کارگه جولاهى


سعدى:
سلطان روم و روس به منت دهد خراج
چيپال هند و سند بگردن کشد قلان

سعدى:
به صدر صاحب ديوان ايلخان نالم
که در آياسهٔ او جور نيست بر مسکين


خواجو:
حکم قضا در جهان نفاذ نيابد
تا نکند با نفوذ امر تو کنگاج


از همين دوره ساختن شعرهاى ترکى به‌وسيلهٔ شاعران پارسى‌گوى و در آوردن آنها در ديوان‌هاى خود و ساختن شعرهاى ملمع از پارسى و ترکى معمول گرديد.
     
#108 | Posted: 25 Oct 2012 19:34
رواج زبان پارسى

در قرن هفتم و هشتم زبان پارسى دنبالهٔ رواجى را که در عهد پيشين داشت رها نکرد و حتى از حدودى که پيش از آن بدان‌ها رسيده بود فراتر رفت. يکى از مرکزهاى نشر و رواج اين زبان در اين دوره هندوستان بود. مهاجرت و گريز طبقه‌هاى مختلف ايرانيان از مستوفيان و دبيران و عالمان و صوفيان و سياستمداران و مردم عامه از برابر حملهٔ مغول به هندوستان، آن سرزمين را به‌صورت کانون جديد زبان پارسى و فرهنگ ايرانى درآورد. دولت‌هاى مسلمان هند نيز ناشر زبان فارسى و فرهنگ ايرانى شده بودند و حتى عيدها و رسم‌هاى دربارى ايران را با وفادارى بسيار در آن سرزمين نگاه داشته بودند. با انتقال مرکز حکومت مقتدر سلطان ‌محمدبن تُغْلُقْ از دهلى به 'ديوگيري' (دولت‌آباد) در شمال شبه‌جزيرهٔ دَکَنْ، زبان و ادب فرهنگ و تصوف ايرانى هم مرکز جديد خود را در آنجا مستقر ساخت. دولت‌هائى که از آغاز دورهٔ تجزيه حکومت‌هاى مسلمان هند به‌وجود آمده و تا دوران تسلط ظهيرالدّين بابر (ميان سال‌هاى ۹۳۲-۹۳۷ هجري) بر گوشه و کنار هند تسلط داشتند همگى سنت ديرين پادشاهان دهلى را در نگاهداشت زبان فرهنگ ايرانى ادامه دادند و در مجموع در اين عهد هندوستان با تمام ذخيره‌ها و وسيله‌هاى مادى و جمعيت وافر خود در اختيار زبان فارسى و فرهنگ ايرانى قرار گرفته بود. آسياى صغير که در اين دوره در زير رايت سلجوقيان روم قرار داشت پناهگاه ديگرى براى شاعران و نويسندگان و بزرگان تصوف و عالمان و سياستمداران ايرانى شده بود و پس از ضعف سلجوقيان و روى کار آمدن آل‌عثمان در آن سرزمين زبان فارسى به‌صورت يک زبان نيم‌رسمى دربارى و زبان متداول آن سامان درآمد و همراه پيروزى‌هاى آل‌عثمان به ناحيت‌هاى جديد رخنه کرد.
     
#109 | Posted: 25 Oct 2012 19:43
قرن نهم دوره تيموري (782 ـ 907 هجري)

مقدمه
زبان فارسي در عهد تيموري
نثر فارسي در عهد تيموري
شعر دوره تيموري
     
#110 | Posted: 25 Oct 2012 19:44
مقدمه

دوره‏يي كه مورد بحث ما در اين فصل است از «يورش» تيمور به خراسان و سيستان (782 هجري) آغاز و به جلوس شاه اسماعيل صفوي (907) ختم مي‏شود و اگر چه قسمتي از اواخر قرن هشتم و چند سالي از اول قرن دهم در جزو اين دوره مورد مطالعه قرار مي‏گيرد ليكن چون در ميان اين دو پاره از قرن هشتم و قرن دهم تمام سنين قرن نهم قرار گرفته و اين قرن اختصاص به دوره سلطنت جانشينان تيمور گوركان دارد ما اين فصل را در ذيل عنوان قرن نهم و دوره تيموري مطالعه مي‏كنيم.
در آغاز اين دوره ممتد يك صد و بيست و شش سال چند تن از دانشمندان و شاعران و نويسندگان دوره فترت بين ايلخانان و و تيموريان زندگي مي‏كرده‏اند كه غالب آنان شهرت و اهميتي در علوم و ادبيات دارند ليكن چون از اين چند تن بگذريم تا اواخر قرن نهم مردان بزرگ و نام آور را در علوم و ادبيات كمتر مي‏يابيم مگر آنان كه دربار سلطان حسين بايقرا را در هرات بزيت دانش و هنر و ادب خويش مزين مي‏داشته‏اند.
     
صفحه  صفحه 11 از 23:  « پیشین  1  ...  10  11  12  ...  22  23  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / تاریخ ادبیات ایران از ساسانیان تا کنون بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites