تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Poem for Father | شعرى براى ‏پدر

صفحه  صفحه 9 از 12:  « پیشین  1  ...  8  9  10  11  12  پسین »  
#81 | Posted: 8 Dec 2013 14:19
زندگی باید کرد
گاه با یک گل سرخ
گاه با یک دل تنگ
گاه با سو سوی، امیدی کمرنگ
زندگی باید کرد
گاه با غزلی از احساس
گاه با خوشه ای از عطر گل یاس
زندگی باید کرد
گاه با ناب ترین شعر زمان
گاه با ساده ترین قصه یک انسان
زندگی باید کرد
گاه با سایه ابری سرگردان
گاه با هاله ای از سوز پنهان
گاه باید روئید از پس آن باران
گاه باید خندید از غمی بی پایان
لحظه هایت بی غم
روزگارت آرام

Signature
     
#82 | Posted: 8 Dec 2013 22:18
دخـتــَــر کـه بــاشی
میـدونـی اَوّلــــیـن عِشــق زنـدگیـتــ پـــِدرتـه
دخـتــَــر کـه بــآشی
میـدونـی مُحکــَم تــَریـن پَنــآهگــاه دنیــآ آغــوش گــَرم پـــِدرتـه
دخـتــَــر کـه بــآشی
میـدونـی مــَردانــه تـَریـن دستــی کـه مـیتونی تو دستـِـت بگیـــری و دیگـه اَز هـــیچی نَتــَرسی دســــتای گَرم وَ مِهـــــرَبون پـــِدرتـه
هَر کـجای دنیـا هم بـــاشی چه بـاشه چـه نبــاشه
قَویتــریـن فِرشتــه ی نِگهبـــان پـــِدرته
گفــت : با پدر یه جمـــله بســـاز
گفتــم: من با پدر جمله نمیســازم ،دنیــــــــامو می سازم


Signature
     
#83 | Posted: 8 Dec 2013 22:22
پدر مثل خودکار می مونه
شکل عوض نمی کنه
ولی یه دفعه می بینی که نمی نویسه
مادر مثل مداد می مونه
هر لحظه تراشیده شدنشو می بینی
تا اینکه تموم می شه
.
.
.
پدر؛ تکیه گاهی است که بهشت زیر پایش نیست
اما همیشه به جرم پدر بودن باید ایستادگی کند؛
و با وجود همه مشکلات, به تو لبخند زند تا تو دلگرم شوی
که اگر بدانی ... چه کسی ،کشتی زندگی را از میان موج های سهمگین روزگار به ساحل آرام رویاهایت رسانده است؛
"پدرت"را می پرستیدی ...

Signature
     
#84 | Posted: 8 Dec 2013 22:25
پدرم!
تو تپش قلب خانه ‏ای؛
وقتی هر صبح، با تلنگر عشق، از خانه بیرون می‏روی و با کشش عشق، دوباره باز می‏گردی. دهلیزهای قلبم، تقدیم مهربانی تو باد!
ـ علی آموخت هر جا که جای مهر پدرخالی است، می‏توان پدر بود تا جامعه را از یتیمی بی‏ مهری، رهایی بخشید؛ آن وقت است که می‏توان خیبر دل‏ها را فتح کرد.

Signature
     
#85 | Posted: 8 Dec 2013 22:39
پدرمبارش باران خدا بود
پدرمحاکم پيمان وفا بود
پدرمجلوه ايمان و رضا بود
پدرمبر سر ما مرغ هما بود
پدرمدر همه حال کارگشا بود
پدرمآیت آینده ما بود

Signature
     
#86 | Posted: 11 Dec 2013 21:09 | Edited By: andishmand




آنگاه که روشنائی آسمان جایش را به تاریکی می داد
من در گوشه ای در انتظار تو بودم که بیائی....
تا تاریکی شب نرسیده ، تا باد و طوفان پائیز تند تند تر نشده
تا مردم در خیابان در حرکتند تا ترس همه جانم را فرا نگرفته ...
دعا می کردم که کاش زودتر بیائی که من از تنهائی شب و تاریکی آن می ترسم
ولی افسوس که تو هرگز نیامدی پدر....
و هیچ کس نفهمید که در آن باد سرد و سخت پائیزی من بی تو شکستم
که رفتنت را هر گز برگشتی نیست
ای مهربــان ....

ناگهان رسیدی و خوشبختی شیشه عطری بود
که از دستم افتاد و در تمام زندگیم پخش شد
     
#87 | Posted: 30 Dec 2013 03:34

بودی تـــــــو تو بغلم

گردنت بود رو لبم
     
#88 | Posted: 30 Mar 2014 21:08
دخـتــَــر کـه بــاشی
میـدونـی اَوّلــــیـن عِشــق زنـدگیـتــ پـــِدرتـه
دخـتــَــر کـه بــآشی
میـدونـی مُحکــَم تــَریـن پَنــآهگــاه دنیــآ آغــوش گــَرمپـــِدرتـه
دخـتــَــر کـه بــآشی
میـدونـی مــَردانــه تـَریـن دستــی کـه مـیتونی تو دستـِـت بگیـــری و دیگـه اَز هـــیچی نَتــَرسی دســــتای گَرم وَ مِهـــــرَبونپـــِدرتـه
هَر کـجای دنیـا هم بـــاشی
چه بـاشه چـه نبــاشه
قَویتــریـن فِرشتــه ی نِگهبـــانپـــِدرتـه

Signature
     
#89 | Posted: 30 Mar 2014 21:15 | Edited By: paridarya461
.من نبودم و تو بودی ،
بود شدم و تو تمام بودنت را به پایم ریختی ،
حالا سالهاست که با بودنت زندگی می کنم ،
هر روز، هر لحظه، هر آن
و دم به دم هستی
ببخش که گاهی آنقدر هستی که نمی بینمت ،
ببخش تمام نادانیها و نفهمی ها و کج فهمی هایم را،
اعتراض ها و درشتیهایم را ،
و هر آنچه را که آزارت داد
دستانت را می بوسم و پیشانیت را ،که چراغ راه زندگیم بودی و هستی و خواهی بود ،
خاک پایت هستم تا هست و نیست هست
به حرمت شرافتت می ایستم و تعظیم می کنم

Signature
     
#90 | Posted: 31 Mar 2014 00:47 | Edited By: paridarya461
پدرملبخندی است در چار چوب قاب .
پدرم خوابی شیرین است که هر لحظه انتظار دیدنش را می کشم.
پدرمنوازش اشک است در پهنه ی صورتم ....
پدرمخاطره است
پدرم خاطره شد....
پدرمداستانی است حماسی که در ذهن نا آرامم بارها و بارها مرور می شود.
پدرمترانه ایست امید بخش که در گوش جانم بارها زمزمه میشود.
پدرم قطعه ایست غمگین که در فراق سروده شده
پدرمتکیه گاه آرزوهای من است
پدرم یاد است...
پدرم یاد خاطره های شیرین است
پدرم یاد دستان پینه بسته و چشمان امیدوار است
پدرم خاطره ی صمیمی لحظه های سلام و احوالپرسی است
آری پدرم یاد است .
پدرمخاطره است .
پدرم در تک تک ثانیه های وجودم جاریست.
پدرم هست ....
همراه لحظه های دلتنگی و شادی ام .
آری» پدرم دیگر نیست « خطاست!

Signature
     
صفحه  صفحه 9 از 12:  « پیشین  1  ...  8  9  10  11  12  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Poem for Father | شعرى براى ‏پدر بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites