تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

شعرهای می و مستی و میخانه

صفحه  صفحه 13 از 18:  « پیشین  1  ...  12  13  14  ...  18  پسین »  
#121 | Posted: 19 Jun 2013 02:15





صحبت از نام مکن صحبت جام است اینجا
هر چه گویند به جز باده حرام است اینجا

حرمت جام نگهدارکه صدچون جمشید
دست برسینه ،کمر بسته غلام است اینجا

درسرت گرهوس عالم قدس است بیا
کان همه بعد مسافت دوسه گام است اینجا


تا می و میکده و ساغر وساقی باقیست
حوری و کوثر و فردوس کدام است اینجا


گوشه ی میکده خلوتکده ای طاعت ماست
پیر رندان خرابات امام است اینجا

منشین طایر دل، از سرعالم برخیز
که جهان دانه و جان حلقه ی دام است اینجا

دعوی فضل ز نقص است در اینجا شب خیز
چون به یک ساغرمی کار تمام است اینجا

به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم
در امتداد شب نشینیم و طلوع کنیم
     
#122 | Posted: 19 Jun 2013 02:20 | Edited By: andishmand




شنو از این می پرست می زده
داستان می خوری در میکده

دوش رفتم بر در میخانه ای
تا بگیرم ساغر و پیمانه ای

بر در میخانه دیدم ناگهان
می پرستان جمله با شور و فغان

هر یکی ساغر به دست نظاره گر
بر رخ ساقی که گردد جلوه گر

هر یکی می خواست می مستی کند
ترک هستی های این هستی کند

تا که ساقی آمد و با صد خروش
گفت کی می خوارگان باده نوش

چیست غوغا بر در این میکده
نظم این میخانه را بر هم زده

می پرستان جمله آوردند جوش
بانگ سر دادند با جوش و خروش

کی تو ساقی همه دلهای ما
باده ای کن در این پیمانه ها

در میان می خواره ای ها بست بی شکیب
زد نهیبی اندر او صدها لهیب

گفت امشب از همه شب ها جداست
همنشین می خواران امشب خداست


گفت ساقی را که ای پیر گرام
کن دگر گفت و شنود خود تمام

آن خم سر بسته ات را باز کن
اینک بساط شور و مستی باز کن

آن خمی که سوزد و سازد مرا
آن خمی که آتش افروزد مرا

آن خمی که جمله خم های دگر
پای بست این خم سوزنده تر

آن خمی که دل ز خم ها می برد
آتش اندر جان خم ها می زند

هر که از این می خورد فانی شود
محو ذات حق شده باقی شود


انبیا هم مست از این پیمانه اند
تا ابد ساکن در این میخانه اند

هر که از این می خورد مجنون شود
گر جنونی داشته افزون شود

به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم
در امتداد شب نشینیم و طلوع کنیم
     
#123 | Posted: 19 Jun 2013 18:07
مــا را که به جز توبه شکستن هنری نیست بــا زاهــد بی مایـــه نشستن ثمـری نیست
برخیـــز جز این چاره نداری که در این جـــــــا جز جام می و مطرب و ساقی خبری نیست
مـا خانه به دوشیـــــم مـا بـــــاده فروشیـــــم
جـــز بـــــــــاده ننوشیـــــم، ننوشیـــــم، ننوشیـــــم
ما حلقه به گوش، حلقه به گوش، حلقه به گوشیم

در کلبـــه مــا سفره ارباب و فقیرانــــه جــــدا نیست
در حلقه ما جنگ و نزاعی به سر شاه و گدا نیست
ما مطرب عشقیم
در کعبه ما جنگ رسیدن به خدا نیست

ای زاهـــد دیوانـــه وا کن در میخانـــه
می زن دو سه پیمانه که ناخورده می و رفته ز هوشیم
باده بده، باده بده، باده بنوشیم

     
#124 | Posted: 19 Jun 2013 18:07
شنو از این می پرست می زده .......................... داستان می خوری در میکده
دوش رفتم بر در میخانه ای ..................................... تا بگیرم ساغر و پیمانه ای
بر در میخانه دیدم ناگهان .................................. می پرستان جمله با شور و فغان
هر یکی ساغر به دست نظاره گر ............................. بر رخ ساقی که گردد جلوه گر
هر یکی می خواست می مستی کند ................. ترک هستی های این هستی کند
تا که ساقی آمد و با صد خروش ............................... گفت کی می خوارگان باده نوش
چیست غوغا بر در این میکده ....................... نظم این میخانه را بر هم زده
می پرستان جمله آوردند جوش ....................... بانگ سر دادند با جوش و خروش
کی تو ساقی همه دلهای ما ...................................باده ای کن در این پیمانه ها
در میان می خواره ای ها بست بی شکیب ................. زد نهیبی اندر او صدها لهیب
گفت امشب از همه شب ها جداست ....... همنشین می خواران امشب خداست
گفت ساقی را که ای پیر گرام ............................. کن دگر گفت و شنود خود تمام
آن خم سر بسته ات را باز کن ....................... اینک بساط شور و مستی باز کن
آن خمی که سوزد و سازد مرا .............................. آن خمی که آتش افروزد مرا
آن خمی که جمله خم های دگر ....................... پای بست این خم سوزنده تر
آن خمی که دل ز خم ها می برد .................... آتش اندر جان خم ها می زند
هر که از این می خورد فانی شود ........................... محو ذات حق شده باقی شود
انبیا هم مست از این پیمانه اند ........................... تا ابد ساکن در این میخانه اند
هر که از این می خورد مجنون شود ...................... گر جنونی داشته افزون شود
جرعه ای می خورده شاه ماسوا .................... تا علی گشته به عالم مرتضی

     
#125 | Posted: 19 Jun 2013 18:09
صحبت از نام مکن صحبت جام است اینجا .............. هر چه گویند به جز باده حرام است اینجا
حرمت جام نگهدارکه صدچون جمشید ............. دست برسینه ،کمر بسته غلام است اینجا
درسرت گرهوس عالم قدس است بیا ............ کان همه بعد مسافت دوسه گام است اینجا
تا می و میکده و ساغر وساقی باقیست ............. حوری و کوثر و فردوس کدام است اینجا
گوشه ی میکده خلوتکده ای طاعت ماست ................... پیر رندان خرابات امام است اینجا
منشین طایر دل، از سرعالم برخیز............... که جهان دانه و جان حلقه ی دام است اینجا
دعوی فضل ز نقص است در اینجا شب خیز......... چون به یک ساغرمی کار تمام است اینجا

     
#126 | Posted: 19 Jun 2013 19:11





عرفات عشقبازان سر کوی یار باشد
به طواف کعبه زین در نروم که عار باشد

چو سری بر آستانش ز سر صفا نهادی
به صفا و مروه‌ای دل دگرت چه کار باشد

قدمی ز خود برون نِه به ریاض عشق،
کاینجا نه صداع نفحهٔ گل نه جفای خار باشد

به معارج اناالحق نرسی ز پای منبر
که سری شناسد این سِرّ که سزای دار باشد

ز میِ شبانه ساقی قدحی بیار پیشم
نه از آن میی که او را به سحر خمار باشد

نکند کمال دیگر طلب حضور باطن
که قرارگاه زلفش دل بی‌قرار باشد

به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم
در امتداد شب نشینیم و طلوع کنیم
     
#127 | Posted: 28 Jun 2013 15:33




بزن به جام مستی شراب عشق پرستی
که مست گشته از آن تمام مُلک و هستی

سبو به جوش آمداز آن خروش آمد
که حد زنید ما رابه جرم می پرستی

به زاهدان بگویید که کافران بشویند
خدای عشق خود رادرون جام هستی


هر دو جهان ببخشد خدا شراب و خمُ را
گهی کنار کوثر گاه درون هستی

در این جهان فانی از کافران بگیرد
در جنت اش ببخشد با یک ثواب دستی

این بازی خدا است بر بندگان عاصی
یک جا گشودی آن رایک جا به قفل بستی

بزن به جام مستی شراب عشق پرستی
تا بشکند به سنگش این ظلم و خود پرستی

به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم
در امتداد شب نشینیم و طلوع کنیم
     
#128 | Posted: 28 Jun 2013 15:35





شب را همه در عالم مستی بودم
گویی از خود به در دور ز هستی بودم

کارم از عشق گذشت ودلم از دوست گسست
یادم آمد که چه بیگانه پرستی بودم

مرغ آزاد دلم را به قفس خو کردی
ای دریغا که عجب ظلم پرستی بودم

خانه عشق خراب و خانه عقل خراب
ای خدابین که چه ویرانه پرستی بودم

قصه عشق شنودم ز رهم دور شودم
وای برمن که چه افسانه پرستی بودم


شیداتوچه دانی زغم شمع مکن یاد زسوز
عمریست که همچو شمع پروانه پرستی بودم

به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم
در امتداد شب نشینیم و طلوع کنیم
     
#129 | Posted: 28 Jun 2013 15:40





بر این دل صبورم رنجی کشیده دوران ,
بر استوار روحم آتش کشیده حرمان,

ای روح بت پرستی برخیز زخواب هستی,
تو صورتی پرستی غافل زسیرت هستی,

از چشم او به مستی عقلت به راه پستی,
عقلی ندیده مستی غافل زنور هستی,

عشق زمین پرستی فکرت به اوج نشستی,
عشق خدا پرستی در اوج فکرت هستی,


از این دلم زناله گاهی زنم بداهه,
در راه مرغ و لانه توری کمین به دانه,

آن مرغ بی ترانه من باشم وتو دانه,
در راه عشق به دامی جان را دهم بهانه


به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم
در امتداد شب نشینیم و طلوع کنیم
     
#130 | Posted: 28 Jun 2013 15:45




راوی بگو به جانان ِ تا جان به لب نیارد
در شهر بت پرستی گام خدا گذارد

راوی بگو به باران در شهر ما ببارد
در خاک بی وفایی نخل وفا بکارد

ساقی بگو به مستی گیسی ز شب ببافد
در شهر می پرستی از می جدا بماند

راوی شکایتم گو حکمم بقا نباشد
تاوان دل پرستی کام جفا نداند

راوی سپاست ای دوست ِ چشمت دگر نبارد
بانوی غم پرستی عمرت به غم سر آمد


**************************


گویند به من که بت پرستی، هستم
وز چشم بتی تو مست مستی ، هستم

گر عاشق چشمان تو بودن پستیست
آری به خدا فرد پرستی پستم

به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم
در امتداد شب نشینیم و طلوع کنیم
     
صفحه  صفحه 13 از 18:  « پیشین  1  ...  12  13  14  ...  18  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / شعرهای می و مستی و میخانه بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites