تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Mehdi Loghmani | مهدی لقمانی

صفحه  صفحه 20 از 71:  « پیشین  1  ...  19  20  21  ...  70  71  پسین »  
#191 | Posted: 20 Jun 2013 22:02
راز عاشقانه


بگو آنچه در دلت است و با گفتنش نیروی عشق در وجودم بیشتر میشود.
بگو آنچه در دلت غوغا کرده و با گفتنش شعله های آتش عشقمان بیشتر میشود.
بگو همان کلام مقدس را که با گفتنش دلم به آن سوی رویاهای عشق پر می کشد.
بگو که این دل دیوانه منتظر شنیدن است و این چشمهای خسته منتظر باریدن.
چشمان خیست را به چشمان خیسم بدوز ، بگو آنچه در آن قلب مهربانت است.
بگو که بی صبرانه منتظر شنیدنم ، و عاشقانه منتظر پاسخ دادن به آن.
با آن قلب عاشقش ، با همان چشمان خیس ، با صدای مهربانش گفت : دوستت دارم.
من نیز با همان قلب عاشقتر از او ، با چشمانی خیستر ، با بغض گفتم : من هم خیلی دوستت دارم.
گفت ، گفتم ، گفتیم و آن لحظه های در کنار او بودن عاشقانه شد.
بگو آنچه که دلم میخواهد ، بالاتر از دوست داشتن.
با دستان سردم ، اشکهای روی گونه مهربانش را پاک کردم ، او را در آغوش گرفتم و گفتم : هیچوقت مرا تنها نگذار ، باور کن که بی تو نمیتوانم زنده بمانم.
اون نیز مرا محکم در آغوشش میفشرد و میگفت بدون تو هرگز!
چه آغوش گرم و مهربانی داشت ، دلم میخواست همیشه در آن آغوش گرم بمانم.
آن لحظه با تمام وجودم احساس کردم برای من است.
او نیز این احساس را داشت ، از شانه های خیسم فهمیدم.
گفتم با تو هستم ، اگر تو نیز با من باشی ، اگر روزی نباشی ، من نیز در این دنیا نیستم.
گفت ، با تو می مانم ، اگر تو نیز با من بمانی ، اگر روزی باشم ولی تو نباشی ، من نیز با تو می آیم هر جا که باشی.
او میگفت ، من نیز برایش درد دل میکردم.
درد دل او ، درد دل من بود ، درد دل ما ، یک راز عاشقانه بود.
رازی که همیشه در دلهایمان خواهد ماند.
     
#192 | Posted: 20 Jun 2013 22:03
همیشه در قلب منی


نه تو بی منی و نه من بی تو هستم ، تو مال من و من در قلب تو هستم.
تو عشق منی ، بی تو باور ندارم زندگی را ، تو همه ی هستی منی .
همه ی جمله هایم تکراریست اما تکرار آن شیرینی لحظه های عاشقیست.
تو از تکرار این کلمات خسته نشو که حرف دلم همیشه همین بوده و خواهد بود.
از آن لحظه که آمدی به قلبم ، پر از امیدم
مرا تنها نگذار که بی تو نا امیدم.
گرچه لایق قلب پاک و مهربان تو نیستم اما بگذار در گوشه ای از قلبت زندگی کنم و آخر سر نیز بمیرم.
تنها هوای قلب تو مرا زنده نگه میدارد ، نگذار که در دشت تنهایی ، در زیر تک درخت خشکیده بمیرم.
صدای فریاد می آید ، این فریاد عشق است ، گوش کن که این فریاد ، درد دل یک مجنون است.
مرا اینگونه پریشان نبین ، دل من از اینکه تو را دارد شاد شاد است.
عشق اینگونه جوانی ام را از من گرفت ، چهره ی من از درد عشق مثل دیوانه ها است.
نه تو بی منی و نه من بی تو هستم ، این بازی سرنوشت است ، تو بی من زنده ای و من بی تو جایم در زیر خاک است.
     
#193 | Posted: 20 Jun 2013 22:04
زندگی را بی تو نمی خواهم


به عشق تو زنده ام ، با یاد تو نفس می کشم و با خاطراتت جان میگیرم.
به امید رسیدن به تو منتظر می مانم ، یا به تو می رسم و یا باید قید این زندگی را بزنم.
به عشق بودن تو هستم ، تو نباشی یک لحظه هم نمی توانم در این دنیای بی محبت زنده بمانم عزیزم.
همه وجودم ، عطر نفسهایم ، هوای زنده بودنم تویی ای عشق من.
به عشق تو نفس می کشم و این لحظه های سرد را با گرمی عشق تو سپری میکنم.
آنقدر در کنار جاده زندگی منتظر می مانم تا تو بیایی و مرا با خود ببری.
از این انتظار هیچگاه خسته نخواهم شد چون من یک عاشقم.
عاشقی که سالهاست در پی تو بوده و تو را به سختی به دست آورده است.
اگر زنده ام به امید رسیدن به تو است ، نا امیدم نکن که این دل من بی طاقت است.
هر جا باشی ، دوستم داشته باشی یا نداشته باشی ، مرا بخواهی یا نخواهی ، دوستت دارم !
بدان و باور داشته باش که من تو را دوست دارم بیشتر از آنچه که دلت باور دارد.
به هوای اینکه تو هستی به عشق بودنت چشمانم می بارند ، فرداها را در کنار تو زیبا می بینم و خوشبختی من در گرو بودن تو در کنارم است عزیزم.
تو با بودنت در کنارم با محبت و عشقت مرا خوشبخت کن ، تا من نیز جانم را برای خوشبختی ات فدایت کنم.
به هوای بودن تو این زندگی سخت را تحمل میکنم ، تو نباشی من میمیرم.
نیاز این قلب شکسته من تویی و وجود پر مهر تو ، پس بیا به این قلبی که دیوانه وار عاشق تو است محبت و عشق برسان و کاری نکن که این قلب بی طاقتم مثل کویر خشک و بی جان شود.
کاری نکن که قید این دنیا را بزنم ، تو که خودت می دانی زندگی بدون تو را نمیخواهم پس چرا خنجر در این قلب عاشقم فرو میکنی!
زندگی بدون تو را نمیخواهم ، عاشقی جز تو بر من حرام است ، تو قید مرا بزن تا من نیز قید این دنیا را بزنم.
در این جاده زندگی تنها یک راه را می بینم و آن نیز به تو رسیدن است ، غیر از آن مطمئن باش که بی راهه می روم ! آری بی راهه ای که همان دره نابودی است.
     
#194 | Posted: 20 Jun 2013 22:04
زندگی را بی تو نمی خواهم


به عشق تو زنده ام ، با یاد تو نفس می کشم و با خاطراتت جان میگیرم.
به امید رسیدن به تو منتظر می مانم ، یا به تو می رسم و یا باید قید این زندگی را بزنم.
به عشق بودن تو هستم ، تو نباشی یک لحظه هم نمی توانم در این دنیای بی محبت زنده بمانم عزیزم.
همه وجودم ، عطر نفسهایم ، هوای زنده بودنم تویی ای عشق من.
به عشق تو نفس می کشم و این لحظه های سرد را با گرمی عشق تو سپری میکنم.
آنقدر در کنار جاده زندگی منتظر می مانم تا تو بیایی و مرا با خود ببری.
از این انتظار هیچگاه خسته نخواهم شد چون من یک عاشقم.
عاشقی که سالهاست در پی تو بوده و تو را به سختی به دست آورده است.
اگر زنده ام به امید رسیدن به تو است ، نا امیدم نکن که این دل من بی طاقت است.
هر جا باشی ، دوستم داشته باشی یا نداشته باشی ، مرا بخواهی یا نخواهی ، دوستت دارم !
بدان و باور داشته باش که من تو را دوست دارم بیشتر از آنچه که دلت باور دارد.
به هوای اینکه تو هستی به عشق بودنت چشمانم می بارند ، فرداها را در کنار تو زیبا می بینم و خوشبختی من در گرو بودن تو در کنارم است عزیزم.
تو با بودنت در کنارم با محبت و عشقت مرا خوشبخت کن ، تا من نیز جانم را برای خوشبختی ات فدایت کنم.
به هوای بودن تو این زندگی سخت را تحمل میکنم ، تو نباشی من میمیرم.
نیاز این قلب شکسته من تویی و وجود پر مهر تو ، پس بیا به این قلبی که دیوانه وار عاشق تو است محبت و عشق برسان و کاری نکن که این قلب بی طاقتم مثل کویر خشک و بی جان شود.
کاری نکن که قید این دنیا را بزنم ، تو که خودت می دانی زندگی بدون تو را نمیخواهم پس چرا خنجر در این قلب عاشقم فرو میکنی!
زندگی بدون تو را نمیخواهم ، عاشقی جز تو بر من حرام است ، تو قید مرا بزن تا من نیز قید این دنیا را بزنم.
در این جاده زندگی تنها یک راه را می بینم و آن نیز به تو رسیدن است ، غیر از آن مطمئن باش که بی راهه می روم ! آری بی راهه ای که همان دره نابودی است.
     
#195 | Posted: 20 Jun 2013 22:05
عهد عشق


وقتی که در قلبم نشستی ، وقتی که با من عهد عشق را بستی آسمان قلبم با حضورت رنگ دلنشین آبی را به خود گرفت.
تو مثل هیچکس نیستی ، تو در آسمان قلبم تک ستاره ای هستی که تنها برای من میدرخشی ، تو بی نظیری ، میدانم که هیچگاه بی وفایی در مرامت نیست.
هوای قلبم با حضور تو دلنشین است ، تو بهار عشق را با خود به قلبم آوردی ، زندگی ام بی حضور تو خزانیست بی رنگ و رو.
حالا که در قلبم نشستی ، باور کن که همه ی زندگی ام هستی ، نیستم دیگر در این دنیا آن لحظه که تو دیگر برای من نیستی.
تو را لایق عشق میدانم و عاشق تو بودن را افتخاری برای قلبم.
مثل تو برای من هیچکس نیست و هیچکس لایق این قلب پر احساس من نیست.
همسفرم دستانم را بگیر که این عشق جاودانگیست ،با من بمان که این سفر بی پایان همیشگیست .
مهر و محبت را در جاده های زندگی جا نگذار، هیچگاه بر روی قلبم که با تو وفادار خواهد ماند پا نگذار ودر آخر کلمه ی دوستت دارم تا نگذار .
وقتی که در قلبم نشستی ، وقتی که عهد عشق را با من بستی ، با عشق عهد بستم که قلبم همیشه وفادار بماند.
     
#196 | Posted: 20 Jun 2013 22:06
زیباترین لحظه زندگی ام


چه لحظه زیبایی است آنگاه که تو در کنارمی.
چه گرمایی دارد آن دستان مهربانت.
آن لحظه که در کنارمی احساس میکنم که به تنها آرزوی زندگی ام رسیده ام.
دلم میخواهد برای همیشه و تا ابد در کنار تو باشم و با گرمای عشق تو زندگی کنم عزیزم.
حتی یک لحظه نیز طاقت دوری تو را ندارم ای بهترینم.
چه آرامشی دارم آنگاه که سرم را بر روی شانه های مهربان تو میگذارم و تو نیز مرا نوازش میکنی و به من میگویی که دوستم داری. لحظه ای که در کنار تو هستم ، لحظه ای است که به اوج عشق می رسم و با تمام وجود عشق را حس میکنم. عاشقانه تو را در میان آغوش خویش میگیرم و برایت اشک میریزم و التماست میکنم که هیچگاه مرا تنها نگذاری.
این قلب عاشقم بدجور به وجود تو نیاز دارد و دستانم تشنه گرفتن آن دستان گرم تو می باشند.
چه لحظه عاشقانه ای است ، آنگاه که تو در آغوشمی و به من عشق و محبت می رسانی.
در کنار تو بودن را برای همیشه میخواهم و میدانی که با عطر نفسهایت زنده ام.
کاش برای همیشه در کنارم بودی و هیچگاه حتی یک لحظه نیز از من دور نمی شدی.
زندگی برایم با وجود تو زیباست و آنگاه که در کنار تو هستم زیباترین لحظه زندگی ام خواهد بود. آن لحظه است که دلم میخواهد هر چه احساس عاشقانه در وجودم است را به تو ابراز کنم. آن لحظه تمام رازهای عاشقانه در دلم فاش می شوند. چه لحظه زیبایی است آنگاه که با آن چشمان زیبایت به من نگاه میکنی و لبخند عاشقانه ای میزنی و مرا در آغوش خودت می فشاری.
الهی من فدای آن چشمان زیبایت شوم ، فدای آن قلب مهربانی شوم که بدجور مرا عاشق کرده است.
اگر می دانستی چقدر دوستت دارم بیشتر از همیشه قدر مرا می دانستی.
قدر تو را می دانم ای تک ستاره آسمان زندگی و به وجود تو در قلبم افتخار میکنم.
چه لحظه زیباتری است آنگاه که تو به من میگویی که دوستت دارم عزیزم.
این حس عاشقانه من است ، آن لحظه آتش عشق من آنقدر شعله ور می شود که مرا می سوزاند! دلم میخواهد بسوزم باز بگو که دوستم داری ای بهترینم.
     
#197 | Posted: 20 Jun 2013 22:07
به عشق تو


بگذار در عشقت غرق شوم ، قایقی نمیخواهم ، بگذار در زیر این باران به یادت قدم بزنم سرپناهی نمیخواهم.
بگذار عاشق بمانم ، دلیلی نمیخواهم ، بگذار که بسوزم ، آتشی نمیخواهم.
بگذار که از تو بنویسم ، قلمی نمیخواهم ، بگذار که در خانه قلبت همیشه اسیر باشم کلیدی را نمیخواهم
بگذار که همچنان گرفتارت باشم ، بند و زنجیری را نمیخواهم ، بگذار برایت از آغاز آشنا باشم ، غریبگی را نمیخواهم.
بگذار که تا ابد در قلب تو باشم ، بیهودگی را نمیخواهم ، بگذار که همچنان مجنون تو باشم ، عقل را نمیخواهم.
دنیا را به خاطر تو به هم میریزیم ، قانون را نمیشناسم ، بگذار که متهم باشم ، جرمم را باور ندارم.
بگذار که مهتاب شبهای تیره و تار تو باشم طلوع را نمیخواهم ، بگذار که برایت از عشق بگویم ، قصه گو را نمیشناسم.
بگذار که در عشقت غرق شوم ، قایقی نمیخواهم ، بگذار که برایت بمیرم ، آن دنیا را به عشق تو میخواهم.
     
#198 | Posted: 20 Jun 2013 22:08
طلوعی دوباره


طلوعی دوباره ، آغازی دیگر ،آمدن بهار زندگی.
و همچنان لحظه های زندگی میگذرد و امروز فرا میرسد.
روزی که پا به این دنیا گذاشتم.چشمهایم را گشودم و دنیا را دیدم.
آغازی دیگر و فصل بهار زندگی.یک بهار برگ ریزان ، بهاری با صدای خش خش برگهای درختان.
بهاری به رنگ زرد.یک زندگی دوباره ، یک سال دیگر به سالهای زندگی کردنم در این دنیا اضافه شد.
آنگاه که خورشید در یک سحرگاه پاییزی طلوع میکند ،من نیز در این فصل طلوع میکنم.
در یک ماه پر از محبت.ماه مهر ، همان ماه آغاز زندگیست.آغاز یک زندگی پر فراز و نشیب.
ماه مهر ، مهربانی را به من آموخت.ماه مهر ، مهر و محبت را به من هدیه داد.
ماه من ، ماه آرزوهاست ، ماه ترانه آغاز زندگیست.
ماه من از نامش پیداست که ماه مهربانی ها ست.
آغازی دوباره ، چهره ای دیگر در زندگی ، و شاید انتظاری دوباره برای آمدن پاییزی دیگر و ماه مهری دیگر.امروز تولد دوباره من است ، امروز تولد آغاز یک زندگی تازه است.
با گذشت عمر و رفتن لحظه های زندگی ، گذشت زمان و تیک تیک ساعت اتاق و
حرکت عقربه های ساعت به جلو دلم به درد می آید.
کاش عقربه های ساعت لحظه ای برعکس میچرخیدند.
کاش زمان به گذشته ها برمیگشت و من دوباره به همان دوران بدون غم و غصه بچگی باز میگشتم.
زندگی همین است ، مثل باد میگذرد و تنها سهم این باد برگهای بی گناهی است که از درختان باغ زندگی میریزد و بعد نیز ما بر روی آنها پا میگذاریم.
چرخه روزگار می چرخد و ما همچنان به انتظار تولد یا مرگ خود نشسته ایم.
اما امروز انتظار من به پایان رسیده و روز تولد خود را میبینم.
     
#199 | Posted: 20 Jun 2013 22:08
دلم تو را میخواهد


در این لحظه که به انتظار غروب نشسته ام دلم تنها تو را میخواهد.
در این لحظه که تنهایی مرا در میان خودش گرفته است دلم تنها تو را میخواهد.
در این لحظه که دلتنگم و چشمهایم بارانیست دلم تنها تو را میخواهد.
کجایی عشق من که دلم بهانه ی تو را میگیرد .
نمیتوانم آرام کنم دلی که دیوانه وار به عشق تو زندگی میکند.
نمیتوانم ببینم که دلم اینگونه در حسرت به حقیقت پیوستن آرزویش است.
دیگر بس است انتظار ، ای سرنوشت مرا رها کن از دام تنهایی ، دیگر بس است این عذاب
دلم تنها تو را میخواهد در لحظه ای که به هیچ چیز جز تو نمی اندیشم.
اینک اگر زنده ام در خاطر من هستی که پر پر نشده ام ، من شمعی هستم که همچنان به عشق تو میسوزم.
میترسم آنقدر به انتظار بنشینم تا از یادت فراموش شوم ، میترسم آنقدر سختی بکشم که به آسانی تو را از دست بدهم.
در این لحظه که جز تو هیچ چیز دیگر به من امید نمیدهد ، باز هم به انتظار مینشینم تا روزی امیدم زنده شود.
     
#200 | Posted: 20 Jun 2013 22:09
صادقانه دوستت دارم


عاشقانه ، عارفانه ، صادقانه دوستت دارم.
اسیرم در قلب مهربانت برای همیشه و تا ابد .
یک کلام ، تا ابد از ته دل دوستت دارم عزیزم.
مرا تنها نگذار ، با من باش و با یکدلی و یکرنگی دوستم داشته باش
خیلی دوستت دارم بیشتر از آنچه که تصور میکنی ،
از تمام دار و ندارم در این دنیا یک دل داشتم آن هم به تو تقدیم کرده ام
این دل شکسته ام برای توست و به عشق بودن تو زنده است.
لحظه به لحظه نام تو را زیر لب زمزمه میکنم ، لحظه طلوع تا غروب خورشید و لحظه غروب تا سحرگاه فردا دلتنگ تو هستم و در انتظار دیداری دوباره با تو.
تو تمام هستی منی ، با سرنوشت می جنگم تا به تو برسم ای هستی من.
به من محبت و عشق برسان که تنها امیدم به این زندگی تنها عشق توست.
همه عشقم ، همه هستی ام ، همه وجودم ، عطر نفسهایم همه و همه برای توست.
سرت را بر روی شانه هایم بگذار و برایم درد دلهایت را در گوشم زمزمه کن.
شانه هایت را برای همیشه و تا ابد میخواهم ، بگذار من نیز سرم را بر روی آن
بگذارم و برایت از این قلب عاشقم بگویم.
دلم همیشه در جستجوی تو بوده است و همیشه آرزو داشتم عاشق قلب مهربان تو باشم و در قلب مهربان و عاشقی مثل تو اسیر شوم.
اینک که تو را یافتم دیگر هیچ آرزویی از خدای خویش ندارم زیرا تو همان
آرزوی منی ای نازنینم.
باور داشته باش که بدون تو این زندگی برای من به معنای زنده بودن نیست
شاید زمانی که بعد از تو از این دنیا بروم ، باور کنی که زندگی بدون تو را
نمیخواهم و حتی یک لحظه هم طاقت بدون تو نفس کشیدن را ندارم.
با تو نفس کشیدن برای من شیرین است ، با تو زندگی کردن برایم به معنای خوشبختی است ، با تو بودن برایم همان لحظه رویایی است.
پس با من باش ، با من زندگی کن ، و با من بمان تا من نیز با تو عاشقانه
بمانم و لحظه به لحظه ، عاشقانه تر از همیشه از ته دلم بگویم : خیلی دوستت دارم عزیزم
     
صفحه  صفحه 20 از 71:  « پیشین  1  ...  19  20  21  ...  70  71  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Mehdi Loghmani | مهدی لقمانی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites