تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Mehdi Loghmani | مهدی لقمانی

صفحه  صفحه 8 از 71:  « پیشین  1  ...  7  8  9  ...  70  71  پسین »  
#71 | Posted: 31 Mar 2013 13:08
پاییز بهاری


باز دوباره فصل برگ ریزان آمد ، دوباره نسیم مهربان پاییزی می وزد.


فصلی که آغازش ، ماه مهر و محبت است .


دوباره غروبهای پاییز و دوباره صدای خش خش برگهای درختان زیر پاهای خسته.


دوباره باران پاییزی و دوباره شوق قدم زدن در کوچه باغها .


فصل پاییزی من آمد ، فصلی که در آن پا به این دنیا گذاشتم.


یک نیمکت خالی و برگهای زردی که بر روی آن ریخته است ، یک دل خسته با یک عالمه درد دل بر روی آن نشسته

و میخواند شعر پاییز را.


پاییز همان فصلی است که زیباست با برگ ریزانش ، خش خش درختانش ، نم نم بارانش .


فصلی است که آغاز باران است ، آغاز شبهای بلند با مهتاب است.


بیا با هم پاییز را زیباتر از بهار در این دفتر عشق نقاشی کنیم.


پاییز من بهاریست ، پاییز من طلوع یک فصل رویاییست و طبیعت آن از بهار نیز زیباتر است.


پاییز من ، این فصل خاطره انگیز وجودم ، همان فصلیست که من نیز به این دنیا سلام میکنم و در همان لحظه که

چشمهایم را میگشایم چهره رنگارنگ پاییز را میبینم.


پاییز من فصل آرزوهاست ، فصل شکفتن گلهاست ، فصل شروع بارانهاست.


پاییز به من آموخت رسم عاشقی را در زیر درختانی که با نسیمی آرام برگهایشان را به قدمهای سبز هدیه میکنند.


فصل انتظار من و بی قراری باد پاییزی فرا رسید.


انتظار برای افتادن برگ سبز آرزوها در میان برگهای زرد از درخت.


باز دوباره پاییز ، و باز انتظار برای باریدن باران پاییزی.
     
#72 | Posted: 31 Mar 2013 13:10
باور ندارم بی تو بودن را


باور ندارم امشب آسمان بی ستاره باشد،ماه خواب باشد و دلم گرفته باشد


باور ندارم لحظه تنهایی را ، صدای ناله مرغ اسیر را ، سکوت لحظه های بی کسی را


باور ندارم در این لحظه بی تو باشم ، تو رفته باشی و من دلشکسته باشم.


باور ندارم یک ثانیه بی تو بودن را ، باور ندارم یک لحظه دور از تو بودن را .


نه عزیزم باور ندارم که برایم در نامه ات نوشتی خدانگهدار .


اگر بخواهم باور کنم بی تو بودن را ، باور کن نمیخواهم این زندگی را


باور ندارم باغچه زندگی بدون گل باشد ، باران نباریده و آن گل پژمرده باشد.


زندگی معنای بی تو بودن را اینگونه برایم معنا کرد که خیلی تلخ است تنهایی


من نیز زندگی را برای تو اینگونه معنا میکنم که بدون تو هرگز!


باور ندارم طلوعی را ببینم که تو در آن نباشی ، باور ندارم غروبی بیاید و من بی تو باشم.


از طلوع تا غروب این زندگی ، و از غروب تا طلوع آن میخواهم با تو باشم، به یاد تو باشم ،

در کنار تو باشم و در آغوش تو از این دنیا رفته باشم.


باور ندارم لحظه های بی تو بودن را ، لحظه ها همه میدانند درد تنهایی ام را.


تنهایی شاهد است درد دلتنگی ام را ، میخوانم و اشک میریزم تا ببینم تو را و بگویم فدای تو عزیزم ،

دلتنگت بودم ای بهترینم ، تو آمدی و دلم باز شد ، دوباره درددلهای عاشقانه بینمان آغاز شد.


باور دارم لحظه های با تو بودن را ، باور دارم که هیچگاه بی تو نخواهم ماند.
     
#73 | Posted: 31 Mar 2013 13:11
باور کن که دوستت دارم


ای تنها بهانه برای زنده بودنم ، نفس کشیدنم دوستت دارم .


ای امید و آرزوی من ، دنیای من دوستت دارم.


ای تو به زیبایی یک گل سرخ ، به پاکی یک چشمه زلال ، به لطافت باران بهار دوستت دارم.


ای تو فصل بهارم ، همیشه یارم ، همدم این دل پاره پاره ام دوستت دارم.


ای تو آرامش وجودم ، همه بود و نبودم ، هستی و تار و پودم دوستت دارم.


ای تو طلوع زندگی ام ، ناجی لب تشنگی ام دوستت دارم.


ای تو عشق زندگی ام ، همیشگی ام ، ماندنی ام دوستت دارم.


دوستت دارم و خواهم داشت ای که تو لایق این دوست داشتنی.


عاشقت می مانم و خواهم ماند ای که تو لیلی این دل دیوانه ای.


به خاطرت جانم را ، زندگی ام را ، فدایت می کنم ، نثارت میکنم.


دوستت دارم که چشمهایم را قربانی نگاهت میکنم.


اگر می گویم که دوستت دارم از ته دلم می گویم ، از تمام وجودم می گویم.


باور کنی ، باور نکنی یک کلام! دوستت دارم. به خدا خیلی دوستت دارم

     
#74 | Posted: 7 Apr 2013 19:53
بشکن فاصله ها را


بشکن فاصله ها را ما در قلب همیم ، بین من و تو تنها یک قلب است که نیمی از آن برای تو

و نیمی از آن وجود من است .


بین من و تو هیچ فاصله ای نیست ، ما عاشقانه ادامه میدهیم ، هیچ سدی بین راه ما نیست .


بشکن فاصله را با لبخندی دوباره ، برایم بخوان مثل گذشته آواز عاشقانه.


چرا دلگرفته ای؟ چرا در غم تنهایی نشسته ای؟ بشکن این لحظه های دلتنگی را، ببوس دوباره عکسهای یادگاری را ،

حس کن مرا در قلبت ، آیا دگر فاصله ای بینمان احساس میکنی؟


وجود تو را در قلبم حس میکنم ، همیشه احساس میکنم که در کنارمی ، آنگاه که گرمی حضورت را در قلبم حس
میکنم ،

می تپد قلبم به عشق گرمای وجودت.


اینک من نیز حس میکنم به یادمی ، حالا که من به یادت ستاره ها را میبینم ، تو عکس مرا در آغوشت گرفته ای

و با آن درد دل میکنی .


بشکن فاصله ها را ، ما یک قلب عاشق در دو سینه ایم ، همیشه با هم و همیشه به یاد همیم ، اگر حس کنیم

میتوانیم در کنار هم نیز باشیم ، بشکن این لحظه های انتظار را ، منتظر چه هستی ، دیگر چه میخواهی ،

من هستم و تو هستی و یک عشق جاودانه و صادقانه.


بشکن آن بغض دیرینه را ، برای آخرین بار بگذار اشکهای دوری و دلتنگی از چشمانت سرازیر شود ، دلت را خالی کن ،

با لبخندی دوباره شادی هایت را همیشگی کن.


بشکن فاصله ها را ، ما اگرچه در کنار هم نیستیم ، اما اینجا به عشق هم زنده ایم که این زیباترین لحظه عاشقانه است.
     
#75 | Posted: 7 Apr 2013 19:55
باورم کن


این لحظات زیبای عاشقی را از من نگیر.


بگذار عاشق بمانم ، این قلب عاشق را از من نگیر.


دستهای گرمت را از من جدا نکن.


بگذار دوستت داشته باشم مرا در به در این دنیای بی محبت نکن.


می خواهم از عشق تو بمیرم.


بگذار بمیرم مرا پشیمان از این عاشق شدن نکن.


خیلی دوستت دارم ، این کلام مقدس را باور کن .


از ته دل دوستت دارم ، این دل عاشقم را تنهایی در این گرداب زندگی رها نکن.


می خواهم در کنار تو باشم و با عشق تو زندگی کنم.


دل من عاشق تو هست ، مرا دلتنگ لحظه دیدار نکن.


دلم میخواهد تنها برای من باشی و قلبت تنها برای من بتپد.


قلب من برای تو ، این قلب بی طاقتم را زیر پاهایت له نکن.


این لحظات زیبای عاشقی را از من نگیر.


بگذار در عشق تو بسوزم ، آب سرد بر روی آتش عشقم نریز.


مرا تنها نگذار و در سیلاب ناامیدی رها نکن.


به خدا خیلی دوستت دارم ، مرا پشیمان از این عاشق شدن نکن.


تا ابد با من بمان و مرا دوست داشته باش ، مثل آن سنگدلان با ما بی وفایی نکن.


لیلای این مجنون خسته و دلشکسته باش ، این احساسات عاشقانه ام را پاره پاره نکن.
     
#76 | Posted: 7 Apr 2013 19:57
وقتی که در کنارت نیستم


بی تاب ، بی قرار ، چشم به راه فردایی دیگر ، برای دیدن چهره ماه تو.


تنها ، در گوشه ای از اتاق ، صدای موسیقی بلند و گاهی که دلگیرم ، آرام.


هر گاه دلتنگم مثل همیشه چشمهای من نیز عاشق اشک ریختن هستند.


به تو فکر میکنم ، به روز به هم رسیدن می اندیشم ،قلمی برمیدارم ، آن زمان حس میکنم که شاعرم ،

از تو مینویسم ، بعد که نوشتم ، میخوانم شعر را ، باور نمیکنم که من نوشته ام این بیت شیرین را.


تو آنقدر خوبی ، آنقدر مهربانی ، آنقدر بااحساسی که از خوبیهای تو میتوان غزلی از محبت عشق نوشت ،

از مهربانی تو میتوان ترانه ای با یک دنیا عاشقانه های ماندگار نوشت ،از احساس تو میتوان شعری با احساستر از حس عشق سرود.


من که شاعر نبودم ، حالا ببین چه سروده ام در وصف تو ای گل من ! عزیز دل من.


در کنار تو نبودن مرا دگرگون کرده است ، حالا حس میکنم چه در کنار تو باشم ، چه در کنار تو نباشم ،

برایم شیرین است لحظه های با عشق تو زیستن.


شب که میشود ، بیقرار این میشوم که با صدای تو بخوابم ، خدا چه داند فردا نیز شاید لحظه دیدارمان باشد ، اگر هم نباشد ،

فدای سرت ، یک روز دیگر مهم این است که هر روز عاشقتر از دیروزم ،و تو هر روز برایم عزیزتر از یک ثانیه قبلی.


وقتی که در کنار تو نیستم ، قصه من این است ، پایان قصه شیرین اما آغازش غم انگیز است .
     
#77 | Posted: 7 Apr 2013 19:59 | Edited By: Alijigartala
باورم نمی شود


کاش در کنارم بودی ، کاش میتوانستم تو را در آغوشم بگیرم و نوازش کنم.


باورم نمیشود که از من اینهمه دور هستی و فاصله بین من و تو بیداد میکند.


کاش می توانستم دستانت را بگیرم و با تو به اوج خوشبختی بروم.


کاش میتوانستم بوسه ای بر گونه مهربانت بزنم، ای کاش ، کاش ، کاش...


دلم بدجور هوای تو را کرده هست عزیزم،دلم بدجور در حسرت دیدار تو هست ای بهترینم.


باورم نمیشود ، این همه فاصله در بین من و تو غوغا میکند و دریایغم و دلتنگی در قلبهایمان طوفان به پا میکند ،


امواج تنهایی مثل خنجر در قلبهایمان مینشیند و ای کاش در کنارم بودی،


کاش بودی و دلم را از امید وآرزوهای انباشته شده خالی میکردی باورم نمیشد ، سخت است


باور کردنش ، با نبودنت در کنارم گویا در این دنیا تنهای تنهایم .بی کس ، بی نفس ،

میروم با همان پاهای خسته ، در جاده ای که به آن سوی غروب خورشید ختم شده است.


کاش که تو در کنارم بودی، دیگر هیچ آرزویی از خدای خویش نداشتم.


سخت است ولی باید نشست در گوشه ای و گریست و انتظار کشید تا تو به سوی من بیایی


و ای کاش تو در کنارم بودی باورم نمیشود رفته ای و بار سفر را بسته ای ،


دلم بدجور برای تو تنگ است، باورم نمیشود که رفته ای...
     
#78 | Posted: 7 Apr 2013 20:03
فاصله عشق


گرچه فاصله ای بین ماست ، اما ما همیشه در کنار همیم.


گرچه فاصله بین ماست ، اما ما همیشه به عشق هم زنده ایم.


اگر از تو دور میشوم ، هیچگاه از تو خسته نمیشوم .


اگر ما دور از هم خواهیم بود ، اما همیشه در قلب هم زنده خواهیم ، همیشه در کنار هم هستیم

حتی نزدیکتر از دو عاشق که در آغوش همند.


مدتی از تو دور خواهم بود ، اما به عشق تو لحظه هایم را سپری میکنم ، و همیشه میگویم که دوستت دارم و خواهم داشت .


چند صباحی را منتظر بمان ، با کوله باری از محبت و عشق به سوی تو می آیم.


اگر چه تو را نمیبینم ، اما تو ستاره ای درخشان شبهای منی.


شبها به آسمان قلبم خیره میشوم و با تو درد دل میکنم.


گرچه فاصله ای بین ماست ، اما ما در قلب همیم ، همیشه با هم و همیشه به یاد همیم.


حس کن مرا درون قلبت ، این زیباترین لحظه عاشقیست ، دیدن مهم نیست ، مهم این است که به عشق هم زنده ایم.


لحظه های زندگی میگذرد ، ما عاشقانه به عشق هم زندگی میکنیم و میرسد روزی که انتظار ما به پایان میرسد.


هر جا که باشم ، دوستت دارم ، هر جا که باشی به یادت هستم ، تو دنیای منی ، هر جای دنیا باشم ،

با تو هستم عزیزم.
     
#79 | Posted: 7 Apr 2013 20:05
بدون تو هرگز


این کلام حرف آخرمن است : بدون تو هرگز!


این عشق تو سرپناه آخر من است و این دوست داشتنت تنها امید بودن من است


بدون تو حرفی برای گفتن نیست به جز یک کلام ،آن هم کلام آخر : خدانگهدار زندگی!


بدون تو جایی برای ماندن نیست و هیچ راهی برای زنده بودن نیست.


چشم به راه تو میباشم در این جاده زندگی ، با پاهای خسته ودلی پر از امید.


وقتی غروب می شود و تو نمی آییدلم پر از خون می شود و چشمهایم پر از اشک.


باز به انتظار طلوع و آمدنت مینشینم .


دلم میخواهد آن لحظه همچو خورشیددر آسمان قلبم طلوع کنی .


ای وای از فردا و وای از آن روزی که آسمان ابری و دلگرفته باشد،آن زمان خورشیدی در آسمان نیست ،


و باز باید به انتظارت نشست ،نشست و گریست با همان دل پر از خون


با آن پاهای خسته و قلبی شکسته.


این کلام حرف آخر من است: بدون تو هرگز!


این عشق تو سر پناه آخر من است و این غروب آغاز دلتنگی های من است.


بدون تو جایی نیست برای ماندن،بدون تو باید سفر به آن سوی دنیا کرد


آری این کلام حرف آخر من است: بدون تو هرگز!
     
#80 | Posted: 7 Apr 2013 20:07
نامه عاشقانه


سرآغاز نامه عاشقانه ، با نام تو مینویسم صادقانه


از عشق مینویسم از محبتهایت ، تا پای جان مینشینم چشم به راهت


مینویسم یک کلام ، عاشقانه : دوستت دارم


یک نفس در این نامه ، بی بهانه فریاد میزنم که تا آخرین نفس همنفس تو هستم


تو در کنارم نیستی ، اما همیشه در قلب منی


مینویسم این نامه عاشقانه را که بگویم همیشه به یاد تو هستم ، مینویسم که بگویم خیلی برایم عزیزی عزیزم


با قلمی از جنس محبت ، با احساسی به قشنگی عشق ،


با یک دنیا حرفهای عاشقانه از قلب مهربان تو مینویسم بی بهانه ، که بی نهایت تا قیامت دوستت دارم.


اینک که از تو مینویسم ، برای تو مینویسم ، نامه از قطره های اشکم خیس خیس شده ،


جای قطره های اشکم مانده و چشمهایم بهانه گیر شده .


دلتنگ تو هستم عزیزم ، دلتنگی را از جملاتی که برایت در نامه نوشته ام میتوان خواند ،


قلمی که در این لحظه مرا یاری کرد ، که برای تو بنویسم نامه ای عاشقانه ، که به عشق تو نوشتم کلامی جاودانه .


خیلی دوستت دارم ای تنها بهانه برای بودنم.


از سرآغاز نامه ، تا پایان روزی صدها بار بخوان نامه را ، و حس کن درد دل عاشق مرا.


ببین چقدر تو را دوست دارم ، ببین چقدر تو برایم عزیزی.


مواظب دلت باش ای بهترینم ، من همیشه و همیشه به یادت هستم نازنینم.
     
صفحه  صفحه 8 از 71:  « پیشین  1  ...  7  8  9  ...  70  71  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Mehdi Loghmani | مهدی لقمانی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites