تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Pablo Neruda | پابلو نرودا

صفحه  صفحه 5 از 12:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  ...  12  پسین »  
#41 | Posted: 21 Jun 2013 21:39 | Edited By: paridarya461
هیچکدام


نه شن های ساحلی ایکوکو
نه خلیج کوچک ریودولس گواتمالا

هیچکدام

شانه های گندمی ات را
پیر نتوانست کرد
نه انگور رسیده گونه هایت
و نه لحن گیتارت را .

از سرزمین های کوهستانی
تا چمنزارهای باکره
حتی تاک های پیچاپیچ هم از تو تقلید میکنند .

نه دستان شرمگین تپه ها
نه برف های سپید تبت
نه سنگ های لهستان
هیچکدام
شانه های گندمی ات را پیر نتوانست کرد .
ای دانه طلایی من
درونت
چون خوشه های گندم شیلی
(در حالی که زور به ارده شان تحمیل می شود )
از زیبایی ات
دفاع خواهند نمود .

Signature
     
#42 | Posted: 21 Jun 2013 21:46 | Edited By: paridarya461
ناز انگشت های تو

برهنه من !
تمام سادگی در نقش دست های تو معنا می شود
صاف و ظریف و شفاف و کشیده .
برهنه من !

به ظرافت ، چونان دانه عریان گندمی
و غمگینی همچون شبی در کوبا
وسیعی ، مانند تابستانی در کلیسا

با ناز انگشت های تو

روز متولد می شود
و شب
تا دوباره باز آید
تو در لباسی از نور خواهی درخشید
و باز هم برای من
همان دست برهنه می شوی .

Signature
     
#43 | Posted: 21 Jun 2013 23:14 | Edited By: paridarya461
وکالت کائنات

عشق

از دانه به دانه ای
از سیاره ای تا سیاره ای
و حتی
از انتهای چکمه های خونین
یا شبی پر خار
ما را صدا خواهد کرد .
و انعکاس خوشبختی
در لبه جامی از شراب
در کنگره ویولون های حزن آلود
در غمی که تجربه اش اشک است و اشک
ما را معطل خواهد نمود .

در حالی که عشق
میان لب هایمان می روید
کائنات
منصفانه به خوشبختی ما
وکالت خواهند داد .

Signature
     
#44 | Posted: 21 Jun 2013 23:24 | Edited By: paridarya461
اهل جنوب

اهل فقرستانی
اهل کلبه های جنوب
چشم اندازهای سرد و خشن
و زندگی در خاکی که خدایان - حتی
در آن به سوی مرگ می لغزند .

ای مادیان کوچک من
ای عشق من !
پاهایت را می بوسم
که حرکات شان سخت می نماید
و دهانت را که هیچ گاه
طمع نان و شیرینی را
تجربه نکرده است .

اهل فقرستانی
اهل جنوب
جایی که من آغاز شدم
( و من تو را به همین دلیل برگزیده ام )
ای محبوب من !

Signature
     
#45 | Posted: 21 Jun 2013 23:34 | Edited By: paridarya461
تا تو آمدی

در گیسوان تو
درختان کاج غنوده اند
درختانی سترگ
از مجمع الجزایری که منم .

در پوست تو
قرن ها خفته اند
و در خلوت سبزت
حافظه ام آرمیده است .

این قلب گمشده را هیچ کس
درمان نتواند کرد .
(چنین می اندیشیدم)
تا تو آمدی
و بال و نهال
با نفست شروع کرد
در همیشه ظلمات من
و با لمس دستانت
تنم را
دوباره آفریدی .

Signature
     
#46 | Posted: 22 Jun 2013 13:33
ملکه کوچک

با دست هایم
بر سرت تاجی نهادم
تاجی از برگ های درخت غار و پونه لوتا
ای ملکه کوچک استخوان های من !

بی تاجی که منت ساخته ام
هیچ نخواهی بود
هیچ حتی .

چونان مردی که تو را دوست می دارد
خاک رسی را که در خونم جاری بود
چنگ زدم
و از تو تندیسی ساختم .

عشق من !
حتی سایه ات ، بوی خوش آلوچه ای است
و چشم هایت
ریشه خود را در جنوب کاشته است
و قلبت بازیچه ای از رس
چونان یکی فاخته .

تنت به نرمی سنگریزه های رود
و بوسه هایت
خوشه ای که شبنم می تراود
تو را زندگی می کنم
تا لحظه ای که مرا زیست می کنی
ای ملکه کوچک استخوان های من !

Signature
     
#47 | Posted: 22 Jun 2013 15:10
رخنه

زورقی حقیر
در دوردست افق
این خانه را
با حقایقش می برد با خود .

شرابی که در خمره خفته
تداوم دیروز را بر امروز ترجیح می دهد
و کاغذ ها صدای خشک خود را پنهان می کنند.


سوسوی تو
تنها امید من است
در جستجوی رخنه ای در تاریکی محضی که منم .


اشیاء تو را اطاعت می کنند
و نان
همیشه به فرمان توست .

Signature
     
#48 | Posted: 22 Jun 2013 15:14
تا اینجا اشعار دفتر اول پابلو نرودا به نام
ناز انگشت های تو
از کتاب
ابدیت یک بوسه
بود .
در ادامه این تاپیک اشعار دفتر دوم همین کتاب به نام
گیسوانت تار به تار
را می گذارم

Signature
     
#49 | Posted: 22 Jun 2013 15:19
باسلام تاپيک شما واقعا جذاب و جالب است اميدوارم که موفق و پيروز باشيد با تشکر از شما پري خانم که واقعا زحمت کشيديد اين تاپيک رو راه اندازي کرديد در پناه حق سربلند باشيد

در اين دنيا که مردانش عصا از کور ميدزدند
من از خوش باوري هايم محبت ارزو کردم
     
#50 | Posted: 22 Jun 2013 15:23
بوسه های ما

به خانه می رویم
جایی که تاک ها بر تن دیوار می رقصند
و تابستان با بوی تو
به اتاق خوابم سلام می کند .

بوسه های ما
چونان خانه بردوشانی
سرگردان زمین بودند .
از ارمنستان : سرزمین کندوهای عسل
تا سریلانکا : سرزمین فاخته سبز

و اکنون ما
چون دو پرنده
به آشیان خود پر می کشیم .

عشق بی پر و بال پرواز نتوان کرد
پس بوسه های ما
بال های ماست .


Signature
     
صفحه  صفحه 5 از 12:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  ...  12  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Pablo Neruda | پابلو نرودا بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites