تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

اشعار شاعران معاصر (لیست شاعران در صفحه نخست)

صفحه  صفحه 105 از 267:  « پیشین  1  ...  104  105  106  ...  266  267  پسین »  
#1,041 | Posted: 3 Sep 2013 21:51




گذار اینهمه تردید
اگر که خاکم اگر باد


نمی گذارندم
از جان خود برآرم چشم
جهان مگر چند است
که او هنوز مرا می جود
و هر طرف که رهی چرخ می دهد
فانوس
اریب فاصله اسکندری ست
گذار این همه تردید
چگونه می شود به پسینگاه
نشست و صاعقه ها را
چو ریگ در ته یک چشمه ی حقیر افکند
هنوز پیکرم آوار آن حصار تهی ست
رسالتی که درفش است و
با لعاب دروغ
دهان موجز ما را
تهی ست ریشه
فرا گرد اعتمادکهن
به جز جرقه ای از شمشیر و
قاقمی از خون
نمی توانم دید
جهان مگر چند است
که او هنوز تو را می جود
مرا این نیز
نمی گذارندم
از جان خود برآرم چشم
برهنه بگذرم از توتیای توفانی
و داغ را
به ابایی
درون خزم تا ماه


آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,042 | Posted: 3 Sep 2013 21:51




گودال دیگری به عمق افق تا من
عزای طلسم اینک حال


می دانم عطر ایل گرفته است
از چادری به چادر دیگر
رویای او
ولی
هر چیز در خیال سفر تنهاست
پیراهنی که با حضور ماه و راهبه
گم می کند تو را
دریای زورقم
اما دوباره باد
سرگرم جمع کردن اشباح ست
راهی نمی رهد
در اینه از سر گرفته ایم
حمام خون
شمای تو در اغماء ست
فرصت نمی تراشدم
دستی که تا گلوی تو
حمام دیگری
سیبی نچیده ام
ما پیش از آن که رود
ماهی صحرا باشد
از رو به روی جهان سایه کنده ایم
پس می توانی : از نگاه خویش فروکاهی
لختی شلال خیابان
آن چکمه های تیره بیاویزی
گرد سرم
اگر به عمق افق تار می زند
بعد از همیشه مرگ تو می ایی
راهی نمی رهد
این دوره بیهوده
کنون
دو کاسه تا رهایی مهتاب
پیش روست
تا لانه ای که در مسیر مار جوجه گرفته است
تاوان خنده ی گندم گاهی
این چار دره برابر نیست
لنگر که می کشد حضور راهبه
گودال دیگری
گرد سرم به عمق افق
تار می زند

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,043 | Posted: 3 Sep 2013 21:52




تا چند سایه فاصله یا کمتر
اسیرم هر چه که در ذهن


دیدی ، زمین
مجال سپیدی نیست
یا کوکبی خمیده بر ورم ماهور
هر سو که پلک می کشدم
کومه تهی ست
استاده در بلم
از پهنه ی ردای بلندش
بر آب میچکد
آن صخره ی شکسته
که مأوای ماهیان
از گوشه ی جنوبی آن
می خورد خراش
کوتاه ست حوصله ی هستی
پیدای بادبانش اگر آسمان تهی
پارو که پا نهاد به گل
از هر چه درد و دمانه رو گردان
لنگر کشید باد
ترسی تپنده می خزد کنون
در خون و راه
که گم می شود مدام
در زیر پای موج
خم می شود زمان و
بر سفال کهنه تو را نقش می زند
ایران
همیشه رازیانه ی رویاست
هفتاد گور بعد
ماه وطن نددیه
از فراز فاصله یا کمتر
گور تو را که زورق خردی ست
با هفت شاخه قوس و قزح
می دهد عبور



آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,044 | Posted: 3 Sep 2013 21:53




روی بخار در شفق خیس خیزران
عبور عادتم اینک کوه


پیداست
سیب و ساعتی که ر آن دانوش
قویی زبانه می کشد از مد ماهتاب
یا قامتی که سادگی ام دریاب
اسبی گران تر از سپیده
با ناژادی فردا
پشت کرده به من
تاب می خورد
یک چشم فاصله
استخر فرصت است
خونی که تازه می چکدد از ماجرای صبح
این رودخانه عبوری ست ناگزیر
کز چاربند موج
پرهیب بی حواس داغ های تو
می لغزد آشکار
از بال بوم کرکسی آراستند
شبپره وار
خاکستر
آفتاب گلستان کردند
براستخوان و عصب
خاک
جامه ای جاوید
دیدم دوباره تو را برد
پیراهنی که آشاین تنت بود
کنون کبوتری ست
بر بام های مه گرفته به پرواز
سرشار قامت آن ناشناس
با دو رشته جعد حنایی
مادر هنوز دانوش
گهواره را نبریده است
روی بخار می خزداین رودخانه
در شفق خیس خیزران
در چیتگر همیشه درختی هست
با خال ها و پوکه های خالی
خواهان چیست دانوش
ساری که دور می برد
این گونه آسمان

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,045 | Posted: 3 Sep 2013 21:59




تا عمق زنبقی از دریا

تا عمق زنبقی از دریا
نهان خرمنم این هاله است


خار غریزه
می کند از سینه
ار افق به باله ماهی مریم
ملاح مرده مائده ی دریاست
وال همیشه در گذر از جلگه ها
و من
تا چند از نگاه تو می چیند
نمدانه های نور
ظلمت
گلایل نیلی ست
در مذ مرگ و ذائقه ی خرچنگ
طرح لب است
شهیر این کبک کشته که می ترکد
مادام در نفس هر باد
مگر نسیم سحر را
شراع باله بیاراست گربه ماهی مرگ
که از دو سوی زمان
موج
چراغ سایه به کف
پابرهنه می لغزد
بر ابرود نگاه تو کودک مرجان
کلاه پاره به سر
سر نهاده بر آرنج
هنوز ماسه ی تلواسه پس زند آرام
زمان که راست که می غلتد
هزار پای شهاب از نشیب مرزنگوش
کمانه می کند اوراق استخوان و صدف
نگاره های سیه پوش
به پای خاطره ها و حصار می شویند
هزار پیرهن مانده در تخیل
جهان اگر در اشک تو
مد می شد
شاید غزالی از آزرم
ردایی از کفنم می برید تا خورشید
سری که ساقه بر آفاق می کند ترسیم
ماه تصویر مرده ای بی دست
می برد تیره تیره تا تالاب
خاک را آه اختر کنده ست
بذر کوکب کلاهی از مهتاب
دائم بنفش خاطره
قداره می کشد
تا مرگ
برگی شود
قویی سپید
نه در مرام سیل نمی گنجد
نخل چکیده ی بی نخ سرشت
دیدم : که چشم تو را آب می ربود
آن ثعلب کبود
رقص تنهایی ست بر دیوار
آبشار عقرب و افیون
سایه ها
تابوت سرگردان
اشک می ریزد کنار بوته ی اشک کهن
انسان
کوکوی بی زمینه ی کابوس
ماه ملخ نما
غول و هلالو اینه تو در تو
عطر عیان کیست
گرداب پیچ گردن لنگرگاه ؟
خون من آه
این چال خیس خیره
آخرین شقیاق خودروست

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,046 | Posted: 3 Sep 2013 22:00




پروانه های پرپر دستان
به هر طرف نو زد آفاق


ان پس
خامش ستاده بود و
به دار سپیده ی بی اورنگ
گردن نهاده بود
خونابه : پرده بر مژه ی مفتول
ابر سکوت مهاجم
با خرمن خزنده ی پرها ریخته
رویای سبز درخت و زمین
بی کهکشان پرت شباهنگ
مهتاب آبگون
بر دامن دوباره ی توفان
آه بنفشه
برلب مجنون بید بن
ناگه تو را
پروانه های منتظر دستان
بر قاب طبل سوخته ی موعود
رد قبیله ها و قافله ی اسپند
پرپر زدند و فتادند
ما را ولی هنوز
زخم زبان زنجره و زنجیر
بار گران خفت
خواب دوباره
پاره تخته ی تابوت بود
اما پرندگان
طرفه تبار زمزمه
شبگیر خوانده اند
زین مایه بی گمان
بر ذهن آسمان
بذر ستاره ها و صاعقه ها را فشانده اند

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,047 | Posted: 3 Sep 2013 22:00




تشتی لبالب تصویر
مهی عیان و حادثه ای مواج


حتی : برابرم اینه بود
چله ی قرقاول
با ورد می شکست
آن سوتر عصر عارفانه مبراست
پستوی خانه از نیای زمان خالی
صیدش
قرار تازه
ماهی من
بی تاب
گل ها
برای بعدشما حجله بسته اند
پرسش برابرم
مگر این بار زندگی
کفشی که پارگیش
پای مرا به کوچه های کودکی ام باز می کند
باغ نهان نخستین را
گل ها به خواب می دمم
آهسته تر بخواب
من : در میان آسمان و عروسان
خطی
چراغ می کشم
از رودخانه که تا حال
از کاسه ام تهی ست
خطی
چراغ می کشم
رواق رازیانه چه کوتاه ست
اطرافمان که سیاه می زند قبیله
دره چه طولانی
پس آسمان خراش خاطرات
تا توره ای رمیده که در کوزه کشتی
او
مرده
ایستاده
موریانه
هنوز آن جاست
ماهی من
بی تاب
بی تنور شما لیس می زند آن زن
با سایه روی کاسه ی مهتاب
سلطان پیر جامه تویی
معنای گریه اگر گمراه
تاریکی
از عشیره ی تاریکی
صیدش قرار پاره ماهی من
بی تاب



آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,048 | Posted: 3 Sep 2013 22:01




گامی پر از نگین گمشده ی دریا
هوای همسفر انگار


در کوچ خارک این گلبرگ
گامی
پر از نگین گمشده ی دریاست
پروای دیگرم این است
حتی : ستاره روی قتل تو
لب تر نکرده بود
شاید کبوتری که یاد تو می پیچد آتشم
کو زورقی که در این پایاب
لختی از آسمان نبریده ست
انون
جهان که می تراشدم
آسایش
توفان تیره گی ست
ساری که سوی تو
سر بر می گرداند
شبتاب ها جز این که مرا
باید برای چندمین عقوبت
ارغوان با تو گلاویز
از سر گذشته باشند
تاوان سال و
صورت دنیا
آن دست هاست
تا شب
چنان بتابد از بنفشه
که گورستان
می پایدم سکوت

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,049 | Posted: 3 Sep 2013 22:03




داغی دوباره تا نفس نرگس
سیاره ی سرشک ، نمی دانم


روی کدام دایره
در رویاست
برفی که می نشیند انسان انبوه می شود
می ایم از نگاه تو برگی به تن کنم
داغی : که تا دریچه گشایم
فریاد را
به رنگ سفر دور می زند
شاید دمیده ببر و
استخوان مرده ندارد سر قرار
ناهید یخ زده ست
دریاچه ای که کتف نو رسیده به نخ می کشد
هنوز
باید که پاک می بریدم از اول
از خاطرم زمان
ماهی
که پاره می کند پلاس روشن تاریکی
می بینمش که هیچ نمی روید آشکار
عمرم شکسته است
جا به جا نمی شود این اوراق
رخ در رخ تمام اینه ها
می بارد و هنوز
تو در راهی

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,050 | Posted: 3 Sep 2013 22:05




پری که تر نکرده لب از پرواز

پری که تر نکرده لب از پرواز
و باز طاقت ره ، ساری ست


به خنده های در آتش گرفته ام بنگر
به دست بی سببم
از زمین اگر خالی ست
دو چشم سر بریده به دنبال
و من در اینه او را بر آب می پاشم
خروش یک قفس احساس
پری که تر نکرده لب از پرواز
و گریه چندی گاه ست
و من در اینه او را بر آب می پاشم
گیاه خون سیاوش روانه ی رستن
صدف نشانه ی دیگر
و چند قطره ی باد
و من در اینه او را بر آب می پاشم
سفر : هنوز تو را می برد
و مرده : از سر گلهای تازه می گذرد
و عشق : خانه اگر دور می شود
با اوست
و من در اینه او را بر آب می پاشم
بگو : دوباره در این گاهواره
حرفی هست
و کوکبی تنهاست
و موریانه در اندوه کوچه ها جاری ست
و من در اینه او را بر آب می پاشم


آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
صفحه  صفحه 105 از 267:  « پیشین  1  ...  104  105  106  ...  266  267  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / اشعار شاعران معاصر (لیست شاعران در صفحه نخست) بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites