تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

اشعار شاعران معاصر (لیست شاعران در صفحه نخست)

صفحه  صفحه 119 از 267:  « پیشین  1  ...  118  119  120  ...  266  267  پسین »  
#1,181 | Posted: 4 Sep 2013 20:16




سوگند نامه

آذر از راه مى و مى ز ازل پابرجاست

آتش و داغ و دمن دامنه‏اى پر معناست

دم مخور با مى و مطرب كه در اين بحر مجاز

آخر مى زدگان نافله‏اى ناپيداست

كام اهل هنر ازجوشش مى مى سوزد

زم زم ار چاره كند چاره‏ى احمق داناست

در قسم نامه‏ى عابد كه ز دى آوردند

اسم اعظم به نخست آخر پيمان يغماست


بتکده

جستجو كن تو مرا در شب يلداى دگر

بى غم و غصه مخوانى به الفباى دگر

يا الف بر سر ما آيد و يا عين عدو

يا بر اين پاى رود عين و گهى پاى دگر

آن كه در نقش تو در بتكده بازى مى‏كرد

نقش دريا شده هم چون بت همتاى دگر

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,182 | Posted: 4 Sep 2013 20:17




بی عدالت

آنان كه به نام نيك نازند

در نامه خويش سرفرازند

صد توبه گر از خطا شكستند

يك توبه كنند بى‏نيازند

نازم به ميان خال ابروت

چون فلفل تيز چاره سازند

لب را بگزم ميان دندان

چون در دل خون هزار رازند

اى قاضى شهر بى‏عدالت

غم با دل خوش چگونه سازند

دل در غم يار و يار با خويش

بر چشمه خون فشان بتازند

سوداى رخش نياز باصر

محتاج هر آن چه پاك بازند

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,183 | Posted: 4 Sep 2013 20:21 | Edited By: nazi220




رودابه

حضورت تحفه‏اى بر ماه آورد

من بيراهه را در راه آورد

به خاك پاك او پيشانى‏ام را

نهادم برگرفت حيرانى‏ام را

به جيران رفته‏ى خونابه سوگند

به رستم، زاده‏ى رودابه سوگند

كه از رود جرس پهلو گرفتم

ز ميراث جرس پهلو گرفتم


خلیفه

اى بى‏خبر از زفاف آلاله و نى

وى سُبحه به دست و خالى از ساغر و مى

ساغر به شفايم ار كنون برخيزد

معراج و سفر رويم زين عالم نى

طالب به يقين خليفه‏ام مى‏خواند

تا عالم ذرّ كنم به اقدامم طى

جامى كه ز دست خسروان مى‏نوشم

از كف ننهم مگر كنم وى را قى

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,184 | Posted: 4 Sep 2013 20:31 | Edited By: nazi220




گلگشت

توئي كه از رداي من شراب كهنه مي سازي

چه كم داري در اين مستي عذاب كهنه مي سازي

به خواب من نمي آيي به دوشم سر نمي سائي

ز اشك داغم اين دل را كباب كهنه مي سازي

مرا واجب بود نامت كه در هر خامه بنويسم

چسان از راه اشراقت كتاب كهنه مي سازي

رقيمي بوده در دشتت ميان نام گلگشتت

كه بيداري دلها را ز خواب كهنه مي سازي


چاه

الهى يا الهى يا الهى

تو خود بر حال درويشان گواهى

به صحرا كشتى و نوحه سرايى

به دريا بهر موران داده كاهى

نماند يوسف اندر چاه اضداد

رسد بر عرش اعلا با نگاهى

به نور و ظلمت از دل برنيايد

بجز دردى كه پهلو دارد آهى

اگر خواهى چو يوسف بار گاهى

مترس اى باصر از آهى و چاهى

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,185 | Posted: 4 Sep 2013 20:32




درخت

تك درختى بود روزى در كويرى بى‏درخت

ريشه‏اش پنهان و برگش ظاهر و ساقش چو سخت

ريشه‏اش گه گاه مى‏رفت رو به كج گه رو به راست

گرچه برگش زردى و سرخى و ساقش اين نخواست

يك تنه بخشيده او بر كاروان‏ها سايه‏اى

ار كه ببريد شاخ و برگش وى نكردى لابه‏اى

بى ترهم رهگذر با هر تبر زد شاخه‏اش

آن يكى روى تفرج چون شكستى ساقه‏اش

چون درخت اين ديد و گفت بر اين و آن

كاين نباشد پاسخ مهر من تنهاى اندر اين ميان

او چنان با درد و آه و سوز دل مى‏گفت اين

كين نباشد روى مهر اى وحشى اندر زمين

مردمان چون اين سخن زان يك تنه بشنيده‏اند

نى كه نادم بل ز اغراض آن تنه بشكسته‏اند

باصر اين راه قديمى كين زمان نو گشته است

ار كه محبوبى بود محبوبى اينك گشته پست

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,186 | Posted: 4 Sep 2013 20:33




لقمان

جانا بگذر ز عيش و مستى

كين باديه ننگرد كه هستى

اين مى كه ز پى شد آرزويت

بر آب دهد صد آبرويت

كس ذرّه ز مى وفا نديده است

كى برّه ز برّ وى چريده است

غافل منشين كه درد از اوست

بى باده و مى سراى نيكوست

اى جام جهان نماى سبحان

پندى برسان ز كوى لقمان

گر پند ازل فقط همين است

دردا كه جفا و درد و كين است

صد يل به ميان باده خفتند

تا ما نگريم چه بود گفتند

حقا كه زمانه كشت ما را

زان بعد مى است سنگ خارا

يك سينه درد از او خريديم

صد سينه خوش كزو دريديم

جانا بگذر ز عيش و مستى

كين باديه ننگرد كه هستى

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,187 | Posted: 4 Sep 2013 20:34




صبح کاذب

هى مزن بر جان مردان نيشتر

هى مكن پا از مكانت بيشتر

بار خود بر دوش خلق انداختن

زير سر را مشتى از پر ساختن

گر منيت را به دور انداختى

مشق حق را درس رب بشناختى

صبح كاذب را سحر پنداشتى

صبح صادق را غلط انگاشتى

آن كه از كبر و ريايى دور بود

همچو يوسف در چهى منصور بود

و آنكه در رب رخنه بسيار كرد

در گلستان روزه را افطار كرد

در فراق يار ما هم سوختيم

چشم حسرت را به يك در دوختيم

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,188 | Posted: 4 Sep 2013 20:36




هر جایی

نتوان غوطه خورى بر دل اين دريايى

كه تو خود جام سبويى كه پر از صهبايى

سر خم باز مكن اى صنم اين بار كه من

ز غم از دوش نشستم به قبس تنهايى

همه رفتند چنين از نظر اى يار بدان

تو خودت مرهم زخم همه‏ى دلهايى

غم اين دلشده را مى‏برد آن زلف سيه

كين زمان از غم تو شهره‏ام و شيدايى

كى فشانى به لبم قطره‏اى از مى ساقى

اى كه در بخشش مى پيش همه رسوايى

نتواند كه برد راهزن اين دل را ليك

دلربايان ز آموخته‏اند يغمايى

گفتم اى شاهد هر جايى دردانه پرست

اين معانى ز صراحى همه را با مايى؟

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,189 | Posted: 4 Sep 2013 20:36




فلک

جهان را نيستان به آتش كشيد

كس اندر سرايش محبت نديد

گر اين جا صفايى بود بهر يار

صفايش قبس بوده در روزگار

ز پندار من بشكفد در دهان

كلامى كه دم مى‏زند از افغان

چو دريا بسوزد ز تزوير و رنگ

جوانى بميرد ز ترياك و بنگ

مگر منطق اندر جهانش نبود؟

كه برنا ريايى بود در سجود؟

برو اى فلك بار دنيا گذار

كه دنيا ندارد دگر اعتبار

هر آنكس كه در دار دنيا سر است

ز جود و سخا و ز صلب ابتر است

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,190 | Posted: 4 Sep 2013 20:44




سحر


بنگر از سر شاخه اشجار را

گفتگوى برگ و باد و خار را

گَه به لب زيتون و گَه نون و القلم

گَه براند بر زبان اذكار را

مو ز هستى جُرعه‏اى مِى مى‏دهد

مِى ز مستى مى‏برد افكار را

آب نيسان بر نخيل آيد فرود

تا بر آرد ميوه افطار را


حقیقت طبیعت

نسيم سرد مى‏وزد، به سبزى بهارها

كجاست تا كه بشكفد، گلى ميان غارها

سراى عندليب كو، كه پر كشيم سوى او

و ارمغان آوريم، به يار در ديارها

مكُش به غمزه‏اى صبا، نرگس دشت لامكان

چو اين زمانه مى‏برد، خدنگ بهر يارها

درخت داد مى‏زند، مَبُر به تيغ جان من

كه با تبر زنيم بُن، نسل گل و چنارها

مرا مگير از چمن، كه در كمينگاه دل

نشسته در خرابه‏اى، مغيل دشت خارها

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
صفحه  صفحه 119 از 267:  « پیشین  1  ...  118  119  120  ...  266  267  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / اشعار شاعران معاصر (لیست شاعران در صفحه نخست) بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites