تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

اشعار شاعران معاصر (لیست شاعران در صفحه نخست)

صفحه  صفحه 120 از 267:  « پیشین  1  ...  119  120  121  ...  266  267  پسین »  
#1,191 | Posted: 4 Sep 2013 20:52




پروانه

بيا تا سر كشيم پيمانه‏ها را

كه آيد نور حق ويرانه‏ها را

بيا تا از فراق يار ديرين

بگويم ذرّه‏اى افسانه‏ها را

در اين دنياى دون دنياى افيون

نماند از ما كنون كاشانه‏ها را

بسوزانيد دل غم ديده‏ام را

مسوزانيد پر پروانه‏ها را

دل ديوانه‏ام ديوانه‏تر شد

بگوييد اين سخن ديوانه‏ها را

سبويى ار شكست و مى فرو ريخت

بنوشان قطره دردانه‏ها را

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,192 | Posted: 4 Sep 2013 20:53




اهل اباد

در اين بوران پاييزى نمى‏بينم بهارى را

من آن برگم كه از زردى بپوشانم خمارى را

خماران راز تنهايى به مى خواران نمى‏گويند

من آن رازم كه با رازم نياز آرم به زارى را

مگو حق را به نااهلان كه نااهلان همى خندند

در اين دنياى نااهلى ببين اهلى به دارى را

بسوزانم در اين هستى بساط عيش و سرمستى

كزين گلزار بى‏بنيان گرفتم بوته خارى را

به رؤياها سفر كردم ببين رؤياى تشويشم

به دستم مشك خالي را به دوشم كوله بارى را

سحر گفتم به تاريكى سكوتم ار كه برخيزد

بگيرد دامن طغيان رها سازم شكارى را

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,193 | Posted: 4 Sep 2013 20:54




تیشه ها

بيا باور كنيم انديشه‏ها را

دغا را كينه را بى‏ريشه‏ها را

بسان نور در دالان بتازيم

مثال قطره باشيم شيشه‏ها را

به شيرين رفته فرهادى بيابيم

اگر باشد ببينيم تيشه‏ها را


گوهر

گر نيابى گوهرى هرگز نيابى خويش را

مار زنگى را چه ارزد گر نباشد نيش را؟

از كمر زنّار گير اى صوفى اهل يقين

كين تعلق‏ها نگيرد دامن از درويش را

ثروت قارون نيرزد تا در اين دير فنا

بهر سيم و زر سپارى خرمنى از ريش را

دور باد از ساغر و مى سنگ نادانى و همّ

حاش للَّه ار بيفزايى كنون تشويش را

نسل فرهاديم و از هر تيشه مى‏آيد سروش

تا بگويد داس احمر مى‏تراشد كيش را

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,194 | Posted: 4 Sep 2013 20:55




آه

آه چه آمد چنين بر سر اجداد ما

كز سر فرهنگ و دين گم شده امداد ما

شيخ اجل را بگو بس كند اذكار خويش

خويش به ازكار او ما به از اين داد ما

آئينه چون ننگرى بشكن و درهم شكن

ورنه به هم بشكند توسن بيداد ما


خضرا

ز ويرانى چه مى‏دانى كه پند است در خرابى‏ها

درون دشت بى‏رنگ است سؤال بى‏جوابى‏ها

به شوق كعبه مژگانم بسوزد چون فراق آيد

به چشمم نامه‏اى بگشا كه بينم بى‏سرابى‏ها

قيامت را برانگيزد كه طرحى نو دراندازد

خداوندى كه مى‏بخشد كژى‏ها با عذابى‏ها

مَرَنج اى زاهد از دنيا كه دنيا رنگ در رنگ است

گهى سرخ است و گه خضراء گهى امواج آبى‏ها

بيا تا در قدح ريزيم رَز و خون و جواهر را

كز آن پيمانه باز آيد صراحى از خرابى‏ها

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,195 | Posted: 4 Sep 2013 20:56




دارا نه دارا

چرخى كه زمانه داد ما را

بر خاك فكند و سنگ خارا

گفتيم كين چنين نكو نيست

يك گوشه چشمى يا مدارا

آن لحظه چرا زد آشكارا ؟

دارا به سرو به رو گدا را

دارا ز چه روى فخر بفروخت

فخرى كه ز ما شد او چو دارا

دردا نبود دگر نگارى

اين است سزاى ما ز يارا


معنا

اگر آن ترك شيرازى به دست آرد دل ما را

نمى‏بخشم سر و دست و سمرقند و بخارا را

كمى برگ شقايق را بدو ريزم حقايق را

به وى آرم كه بگزيند جواب اين معما را

كه در برگ شقايق چيست كين داغ آورد اين جا

گر اين حق عين باطل نيست بگو جانا تو معنا را

برو اى ترك شيرازى چه مى‏جويى در اين بازى

كه گر خال تو را بينند بكوبند سنگ خارا را

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,196 | Posted: 4 Sep 2013 20:58




انوار الهی

گفتم ببر اى باد صبا ظلم و دغا را

تا آغوش كشم مونس آن زلف دو تا را

طوفان بلا گر برسد بر دل عشّاق

نوح است نگهبان دل و عشق و صفا را

گفتا كه من از صورت انسان نشناسم

تا در ره سيرت ببرم رأى جفا را

ما در ره نيكى همه شب واسطه جستيم

تا در رسد انوار الهى ز دعا را


مقیم او

صد آفرين مقيم، كه درس آموزگار را

لبيك گفته‏اى ز عشق، پروردگار را

با مهربانيت مقيم، دل خوبان بدست آر

زيرا كه بشكفى ز مهر، گل روى نگار را

هر دم به ياد آن تيشه فرهاد كوه كن

شيرين كن اى مقيم ايام روزگار را

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,197 | Posted: 4 Sep 2013 20:59




اندیشه

مى‏كشم بر بوم خويش انديشه‏ى فرهاد را

تيشه را شيرين را صحراى بى بنياد را

بيستون را با قلم رنگى چو خاكستر كشم

در همانجا پاره سنگى صحنه‏ى فرياد را

آه در سويى دگر رنگى ندارم تا كشم

كلك بى‏مقدار را نيلوفرى شمشاد را


بی مقدار

تا به چشمم مى‏كشم دستان بى‏مقدار را

مى‏برم از خاطرم انديشه ديدار را

قدرتى در بازوانم نيست از افيون و درد

ورنه مى‏دادم به جانش جان بى‏مقدار را

خشت اول را چو چيدم، چيدم از اقبال خويش

كى صبورى آورد دنياى بى‏تكرار را؟

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,198 | Posted: 4 Sep 2013 20:59




شب

نگذرد دست از سر زلف دل آرام تو شب

چون بيفتاد اين قدم‏ها در دل دام تو شب

مى‏گزد دندان لب و لب مى‏شمارد روز و شب

كى شود بيند تو راچشم از لب بام تو شب

نام حكمت بر زبانم گشت جارى از نخست

وعده‏ها دادى قديم ار من برم نام تو شب

زخم دل را با چه شويم كز فراقت گشته پير

كين دل برنا ندارد روزن از كام تو شب

گر نيامد بهر استغناى دل تصميم چيست؟

مى بنوش از مردم چشم ار بود شام تو شب

من ز حرمت‏ها نيالايم دگر تسبيح و مهر

گر نويسى نام باصر جمله ايتام تو شب

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,199 | Posted: 4 Sep 2013 20:59




شباهنگ

خون است مرا باده و ميخانه‏ام امشب

مرگ است مرا در دل كاشانه‏ام امشب

اى بلبل شوريده مرا جوش و خروشيست

محتاج متاعم من و بى‏دانه‏ام امشب

من بى سر زلف تو در اين دير چه سودى

كان زلف برون رفته از اين شانه‏ام امشب

در حلقه زلف تو دگر عرف مجويم

شرع است رَوَم بر در بتخانه‏ام امشب

بارى كه به دوش من دلداده نهادى

بر گير كه بشكسته مرا شانه‏ام امشب

سرگشتگى ام ملعبه دست خزان است

بنگر كه چنين بى‏كس و بى‏خانه‏ام امشب

اى شمع بسوز از سر تقصير شباهنگ

علم است كه در سوز تو پروانه‏ام امشب

گر عشق همين است كه دهندم مى و پيمان

من باصر بى‏باده و پيمانه‏ام امشب

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,200 | Posted: 4 Sep 2013 21:00




خواهم خفت

بر سر كوى تو من تا به سحر خواهم خفت

تا ز خاطر برود ديده‏تر خواهم خفت

خاطراتم همه در كنج خرابات گذشت

چو خطر آمده با خون جگر خواهم خفت

من كه بيمار توام بهر دوا آمده‏ام

مى‏روم با دل خود سوى دگر خواهم خفت

تا كه پابوس بتان را نكنم عادت خويش

برنخيزم من مسكين ز اثر خواهم خفت

بت سنگى ندهد آب حياتت منيش

اى كه گفتى كه شب است تا به سحر خواهم خفت

تو مراد دل خويش از دل بتخانه بگير

من ز پيمان خدا بهر تبر خواهم خفت

باصر از روز ازل لعبت جانانه يكيست

با اميد آمده‏ام همچو بشر خواهم خفت

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
صفحه  صفحه 120 از 267:  « پیشین  1  ...  119  120  121  ...  266  267  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / اشعار شاعران معاصر (لیست شاعران در صفحه نخست) بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites