تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

اشعار شاعران معاصر (لیست شاعران در صفحه نخست)

صفحه  صفحه 159 از 267:  « پیشین  1  ...  158  159  160  ...  266  267  پسین »  
#1,581 | Posted: 25 Sep 2013 16:43




شرف

1-
سطر سطر
شعر ساختی
وجودم را
آهسته بخوان مرا
2-
شرط نیست
از کوی ما بگذری , بی هیچ
گاهی سرک بکشی
در خیالم کافیست
3-
به دنبال راه نیستم
قتلگاه من ابنجاست
بازوان تو!!
4-
پشت دروازه شهر
مادر بزرگ هنوز شرف را
در بقچه اش نگه میدارد.

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,582 | Posted: 25 Sep 2013 16:46




باتو زنده می شوم

از طنین و عبور
صدای تنت
در عمق
سینه ام
در دره های احساس
سنگی
لق، نه....!!
نرم
می شوم
سقوط می کنم
در دامنت
خبر می پیچد
همچو پژواک
بر اهل کوه پایه ها
لاله ها با جام های در دست
از خون شقایق ها
قد علم می کنند
آری .. زنده می شوم در تو

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,583 | Posted: 25 Sep 2013 16:52




طعم

زیباترین طعم دنیا
چشیدن بوسه است.

ا سحر
مرا لب زدند
گل هایی که مست بودند
از عطر تنت

گنجشکها را...
صبح به صبح...
دانه میدهم
از خرده شعر هایی گه
ازیاد تو ...بسترم را پر کرده بود.!

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,584 | Posted: 25 Sep 2013 17:03




نور

من از مرگ غروب های مطمئن حرف می زنم
از سایه ای به محکمی دیوار حرف می زنم
راه_ راه _ می شود دیوار پنجره ی خانه ام
از هبوط، از عبور نور با ایوار* حرف می زنم

ایوار* به گویش کُردی و لری همان غروب است


میخ /معده /بوی خاک

1-

بر قامت تنهائیم
میخی بکوب
شاید از این تنهائی
سر در آرد.
2-
باران که ببارد
بوی خاک در تن حوا می پبچد!
هوس سیب خوردن
به سرت بزند
شلاق تنت را می نوازد
3-
در معده خالی
خدا وجود نداشت
لقمه نانی در خانه اش انداختند
عصر نان پرستی آغاز شد.

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,585 | Posted: 25 Sep 2013 17:07




جنبش زیبا

قسم به فجر چشمانت
شعری برایت خواهم سرود
که صُبح علی الطلوع جارچیان شهر
آوازی بلند برقامت هر رهگذر هدیه خواهند داد
شاعری در شهر نقش نفس هایت را بر دیوار شهر کشیده
و به جرم آشوب همچو منصور بر دارش کشیدند

****************
در مسیر عطر زیبای تنت
به جُنبش زیبای نسیم پلک های خمارت
غوطه وره در خواب تنت خواهم شد
صبح زود روزنامه فروشان شهر
جار خواهند زد عاشقی مُرد
مرا لای نشریه های هر صبحشان می پیجند و می فروشند
چشمانت طاقت دیدن مروارید عریان تنم را ...؟

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,586 | Posted: 25 Sep 2013 17:12




لک لک

برای با تو بودن روز و شب پا در یک کفش نمودم

تا اینکه و جودم را نقاشی زیر دست در غربت کشید
و آنقدر لنگ تو بودم
که حتی لک لک از روی دو پا ایستادنش خجالت کشید!
و من با چنگ و سیلی از گونه های سرخم چه زیبا لُعابی در غم دوریت بر سنگ فرش زمان ریختم
نقاش با خون سرخم
صورت زیبایت را
با جوهری از لُعاب لبت کشید
و من ...مست از چهره ات
در پس اسرار شب سر در چاه گونه ات نمودم
به هنگام سحر خروس بانگ لقایت را برایم کشید
و اکنون نفس هایت را در نزدیگترین جغرافیای قلب می شنوم
اشاره ائی کن تا تو را در آغوش بگیریم

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,587 | Posted: 25 Sep 2013 17:16




جنون

جنون که
سُراغت آمد
آدرس مرا بده
هیچ کس غیر ازمن
در جای تو نمیخوابد.


زبان سکوت


شقایق را
با دو زلف نرگسش
به دار آویختند!!؟
در دشت پر از لاله ،
گناهش را عاشقی خواندند!!
از تاک انگور چهار پایه ای زیر پایش ،
کام عاشقی را به نی شکر، بر گردن عاشقش اندختند!
بعد از آن...نرگس و لاله و تاک انگور را به جان هم اندختند!!
باز ملحق وار در پی دلیل گشتم
قلم شکستند و..
زبانم را در چاه سکوت انداختند

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,588 | Posted: 25 Sep 2013 17:20




پرواز مس

شعر یعنی :
هر قاعده ای را برهم زدند
پا را از خط قرمز ها بیرون زدند
شعر اورجی ست
در میان ملکوت
یا که انزال وحی یست
در میان برهوت!
شعر یعنی:
ترکیبی از احساس و آهن!!
یا که پرواز مس
میان حریر وساتن!
شعریعنی:
آهی.. آغشته
به صدای مادر و رنج پدر
شعر یعنی:
نگاه برادر و مهر خواهر
شعر یعنی:تو ،
آری تو! ای بشر.

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,589 | Posted: 25 Sep 2013 17:24 | Edited By: nazi220




زیر سوال

اه... لیلی غیر بودنت دگر معنائی نیست
وقتی نفست دگر در جام هستی نیست
مجنون و جیره خوار عشقت شده ام
در نبودت اهل دل و کرم زیر سوالی نیست


قاتل انتحاری

نگاهت آرامشم را به هم می زند
بودنت صلیب وار به دارم می زند
با پای خود به مسلخ میروم ای دل
حتی مرده نم حالم را بهم می زند
خسته از تکرار مکررها می شوم
برایت یک قاتل انتحاری می شوم

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,590 | Posted: 25 Sep 2013 17:29




می ترسم

من از شعر و شاعر بودنم می ترسم
از لغزش قلم بر روی ورق می ترسم!
شنیده ام شاعر به بداهه می نویسید
از ریزش وجدان برروی ورق می ترسم!


برای دخترم

مو ها را
که شانه می کند
آسمان پریشان می شود!؟
برایش مویه می کند.

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
صفحه  صفحه 159 از 267:  « پیشین  1  ...  158  159  160  ...  266  267  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / اشعار شاعران معاصر (لیست شاعران در صفحه نخست) بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites