تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

اشعار شاعران معاصر (لیست شاعران در صفحه نخست)

صفحه  صفحه 24 از 267:  « پیشین  1  ...  23  24  25  ...  266  267  پسین »  
#231 | Posted: 25 Jun 2013 18:33
شهری عقیم

ابری عقیم
افتاده روی شهر و نمی بارد
گنداب گند وقاحت
بانوی شرم ونجابت را

بیمار کرده است
کل های سرخ
در عطش انتظار
می میرند

مرداب نعش ها
بهار جاری رودیست
در کویر
ابری عقیم
پوشیده شهر را

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#232 | Posted: 25 Jun 2013 18:33
بی سوختن

در من
ستاره ای دمید و
به خون پر کشید و
پرپر شد
تنها ، ستارگان
شبان افق را
روشن نمی کنند
گاهی اگر که نوری
می خواندت که بیکرانه ی من باشی
چشمان ببند و
غرقه ی دریا باش
ما پیر می شویم
اما ستارگان
نه !
آیا کدام جسم
تا بنده وار نمی سوزد ؟
بی سوختن
کدام ریشه ی نوری
گوهر به خاک می نشاند ؟
بگذار تا بسوزیم
شاید
چراغ راه گمشده ای باشیم
هر چند لاله ای
امید بسته ی گوری !

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#233 | Posted: 25 Jun 2013 18:33
قله

در راه مانده ای
ای چشم تو به قله
اندیشه می کنی
آیا توان رسیدن هست
آیا کدام قله
پایان راه تواند بود ؟
جز در خیال اوج فرودی نیست
شاید
تصویر چشم توست
آنچه که می جویی
شاید ضمیر توست
راهی که با زمانه
فراپویی
در خویش مانده ای
بگذر از این ملالت سنگین
که باز خواهی رست

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#234 | Posted: 25 Jun 2013 18:34
چاه

در چاه خو گرفته بود و نمی دانست
عادت چه پای بندیست
روزی
از چاه سر کشید
اطراف خویش گلستان دید
همچون نسیم
از برگ برگ هستی
راز نهان شنید
این بار
از خویشتن برآمد
شاید که رازهایی
ناگفته مانده باشد
جایی نه دور لانه کرده باشد
بیهوده پای به هر سنگ می کشید
هر سوی بیکرانه ولی
جایگاه ماران بود
در راه غرقه
کوله بار تجربه هایش
بر دوی بادپای سواران بود

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#235 | Posted: 25 Jun 2013 18:35
فواره ها

فواره ها
به انحنا
تن داده بودند
گل ها
عبور پرپر خود را
در آب می دیدند

فواره ای
جان برکشید
از حیرت سپیده ی کاذب
آنگاه
زنجیرها گسست
از پای آب های خمیده

فواره ها
بی آنکه خود بدانند
قله می کشیدند
تا
خاموشی شبانه را
در انتظار صبح نمانند

فواره ها
همه سرشارند
اما چه انجماد غریبی
از بالهای باورشان
سرکشیده است

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#236 | Posted: 25 Jun 2013 18:35
سپیدار

از سینه ی سپید سپیدار
صدایی سپید می جوشد
تا کی به انتظار میوه ی تابستان
شرمی شوم چکیده ی این بستان ؟
خاموش می شود صدا و تبر با خشم
از استخوان ترد و سپیدش
رعدی مهیب می افروزد
برقی غریب می افشاند
در لحظه ای که مهره ی پشتش
شکسته شد
فریاد زد : های !
من هم
به کار آمدم آخر
در این جهان

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#237 | Posted: 25 Jun 2013 18:35 | Edited By: paaaaaarmida
نیلوفر

شب

ستاره ی نیلوفر

در آب های پنهانم

به خواب فرو می رفت

اما :

صبح

چشمان مهر

لبانش که بسته بود

شکوفا می کرد


==========================

خرمهره

بر گردن خر
خرمهره بستند
آنگاه
فریاد برکشیدند :
اسبی است
بر گردنش ستاره ی زرین

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#238 | Posted: 25 Jun 2013 18:36
کودک امید

ای کودک امید!
خونین ترین کشاکش تابستان
از تنگنای خامی
بنهاده پا به عرصه ی پاییز
پیمانه ی شکسته ما را خوشا که باز
پیمانگی گرفت
با ریسمان پاره از این چاه دیرسال
بیگانگی گرفت
نوزاد من !
تلخ است تلخ با تو بودن و
لبخند عمر را
خاموش داشتن
با پرتو تبسم چشمانت
تاریکی دریغ بدل کاشتن
تو بامداد قله ای و
من غروب راه
کی می توان چنین حقیقت روشن را
در پرده داشتن
خونین ترین کشاکش تابستان !
در میوه ی تبلور بهمن

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#239 | Posted: 25 Jun 2013 18:36
همیشه چیزی از یاد می رود

همیشه چیزی از یاد می رود
وقتی در آسمان غرقی
تا گوهری به چنگ آری
فرش زمین خویش را
زمینه اش آبی ، گلهایش ستارگان
ناچار
از یاد می بری
همیشه چیزی از یاد می رود
وقتی امید چشم تو در راه های دور
پرواز می کند
که آشیانه بگیرد
نزدیک تر درخت را
هرگاه با تو غمخوار
از یاد می بری
همیشه چیزی از یاد می رود
در آن زمان که جنگل خلقی را
با نغمه های باران
پاس و سپاس داری
گلبوته ای که می خشکد
در گوشه و کنار
از یاد می بری
همیشه چیزی از یاد می رود

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#240 | Posted: 25 Jun 2013 18:37
پایان

پایان راه
با رگ هستی
پیوند خورده بود
و من
شتاب را دو اسبه گذر دادم
بی آنکه خود بدانم
پایان راه
مرا می کشید با تموج مبهم
آیا کدام پایان
جاری است در رگم
تا حفره های مرگ و تولد
در پیچ و تاب رفتن و برگشتن ؟

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
صفحه  صفحه 24 از 267:  « پیشین  1  ...  23  24  25  ...  266  267  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / اشعار شاعران معاصر (لیست شاعران در صفحه نخست) بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites