تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

اشعار شاعران معاصر (لیست شاعران در صفحه نخست)

صفحه  صفحه 49 از 267:  « پیشین  1  ...  48  49  50  ...  266  267  پسین »  
#481 | Posted: 26 Jun 2013 21:50
آشنایی نیست

آشنایی نیست، هم نوایی نیست
محرم این دل جز جفایی نیست

خاطرم سرشار از جدایی ها
در پس پرده باوفایی نیست

زندگی پر شد از دروغ و درد
در سرم شوق باصفایی نیست

لحظه ها غمبار، کوچه ها تاریک
در افق حتی روشنایی نیست

از سخن آه و از زمان دم ماند
برده دل را هم صدایی نیست

ساز دل برگیر، سوز دل بنشان
زانکه بیدل را دلگشایی نیست

عرصه خالی گشت از وفاداران
خانه دل را هم سَرایی نیست

صحنه خاموش است از سرود شوق
سوته دل جان را هم سُرایی نیست

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#482 | Posted: 26 Jun 2013 21:51
بغض شکسته

بغضي اگر شكست
دردي اگر شكفت
از يار خسته اي است
كز رار خود نگفت
اي يار نازنين
از دوريت چنين
در آتشم ببين
كز بغض و درد و راز
هرگز سرم نخفت
من مرد کوچکم
کاندر لباس حجب
احساس خود نهفت


================================

از دوست بپرس

از دوست بپرس که هرچه خواهم خواند
هم اوست بدان که هرچه دارم داند

این عمر که می رود دست به دست
سخت است به کام دل سبب گرداند؟

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#483 | Posted: 26 Jun 2013 21:52
راه نرفته

پشت سر يه راه رفته
پيش رو راه نرفته
ديگه حتي فرق نداره
با هم اين روزاي هفته
يه سينه حرف نگفته
خسته از حرفاي گفته
وقتي حتي لبا بسته
شده از بغض نهفته
زاري و چشم نخفته
غافل از روزاي خفته
پر شده رو جانمازم
جاي گل، اشك شكفته
اين روزا تلخه عزيزم
خيلي سرد و خيلي سخته
روي ديوار دلم رو
پيچك غمت گرفته
رفتي تو اما هنوزم
از سرم يادت نرفته
تا بيام پيشت مي بيني
كسي جز درد و تباهي
سراغ از من نگرفته

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#484 | Posted: 26 Jun 2013 21:54
بس کنید

بس است دیگر
آنقدر حالم را بهم زد هوسهاتان
که حل شدم در باتلاق نفسهاتان
بس است دیگر
کیست جز خاک
که صاف کند این مرداب را
تا پاک شوم از این ریاکاری های شوم
از این بردگی های خام همچون موم
با شما هستم ای پلشتی ها
ای لوندی ها و زشتی ها
از وجودم ته نشین شوید آری
با دلِ سنگی هم نشین شوید آری
زانکه من دیگر
خسته ام بی پر
این دغل ها را
بس کنید آخر
از من بیدل
دل کنید اخر
از غبار غم
کم کنید آخر
...
هرچه می گویم
گم کنید آخر
پشت من را هم
خم کنید آخر
ای دغل کاران
بس کنید آخر!

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#485 | Posted: 26 Jun 2013 21:55
کلامی به یادگار

رفت این عمر آزگار
که نویسم خطی به یادگار
که شود ماندگار
لیک
شده این شب نگار
پیر
که همه عمر آزگار
رفت و
نشدش سازگار
هیچ
از لطف کردگار
شکر
به من آموخت روزگار
- این یگانه آموزگار -
که نگیرم دگر سراغ
ز کلامی ماندگار
که بماند به یادگار
...
رفت افسوس
همه این عمر آزگار...

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#486 | Posted: 26 Jun 2013 21:58
چه انتظار بعیدی!

چه انتظار بعیدی
چه نامه ها که ندیدی
به پرده های تباهی
چه تارها که تنیدی
در پس پرده چه دیدی؟
ناگه از ما دل بریدی
به کوچه های جدایی
رهی نرفته رسیدی
چه رازها که شنیدی
چه نازها نکشیدی
به پشت بام رقیبان
چه عاشقانه پریدی!
چه کوس ها که دمیدی
دگر به دل چه امیدی؟
چه دیدگان که به راهت
به چه خارها دریدی
چه انتظار بعیدی!
تو به دادم نرسیدی
قلب خود را به تو دادم
تو برایم نتپیدی
چه انتظار بعیدی...!

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#487 | Posted: 26 Jun 2013 22:00 | Edited By: paaaaaarmida
دیدار میلاد
(برای میلاد شریفی)

چنان شادم كنون كز دوري درد
درونم مي شود هر آتشي سرد

چنان شوقي دَوَد در آستينم
كه جان بيرون شود از پوستينم

نه اينكه گويمت دردي دگر نيست
كه با اين خوش خبر، از غم اثر نيست

در اين دنيا كه غم از آسمانش
ببارد بر سر پير و جوانش،

چه خوش باشد سلام آشنايي
شنيدن در هواي بي نوايي

صدايت را شنيدم اي مسافر
به ديدارم نمي آيي تو آخِر؟

تو بودي يار ديرينم تو بودي
كزين بند خزان جانم ربودي

بهارت سبز و جانت باصفا باد
ز سرما و زمستان خانت آباد

بماند بين ما اين عهد و ميعاد
كه تا هستم تو باشي جان ميلاد

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#488 | Posted: 26 Jun 2013 22:03
دو قدم مانده به صبح

روی دیوار نوشت:

"دو قدم مانده به صبح"

تو کجایی دل خوش؟

صد قدم رفت و هنوز

ظلم شب پابرجاست

بغض این شهر شلوغ

خلوت از آب حیات،

مملو از ناله هاجر هاست

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#489 | Posted: 27 Jun 2013 14:09
« احسان ضامنی »


  • از این شاعر بیوگرافی خاصی پیدا نکردم.
  • آخرین سلام نام مجموعه شعری او هست.


این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#490 | Posted: 27 Jun 2013 14:09
من بهاران را نخواهم .. من بهاری چون تو دارم

من بهاران را نخواهم
من بهاری چون تو دارم
پهنه ی دشتی ز وحشی لاله ی پر خون نخواهم
من گلی همچون تو دارم
اشتیاق وصل را با دیگری هرگز نخواهم
چونکه امید تو دارم
چشم شهلای پر از افسون نخواهم
بلکه خود افسونگری همچون تو دارم
خنجری آغشته با خون را چه خواهم؟
چونکه ابروی تو دارم
من خروش آبشاران را نخواهم
چون که گیسوی تو دارم
آسمانی پر ستاره را نخواهم
چونکه مه روی تو دارم
من بهاران را نخواهم
من بهاری چون تو دارم

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
صفحه  صفحه 49 از 267:  « پیشین  1  ...  48  49  50  ...  266  267  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / اشعار شاعران معاصر (لیست شاعران در صفحه نخست) بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites