خانه | ثبت نام | نظرسنجی | جستجو | موقعیت | قوانین   چت روم
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات /

اشعار شاعران معاصر (لیست شاعران در صفحه نخست)


صفحه  صفحه 7 از 267:  « پیشین  1  ...  6  7  8  ...  266  267  پسین »
paaaaaarmida #61 | Posted: 23 Jun 2013 14:18
کاربر

 
غروب, مَردی (برای تنهایی پدر)

"مردانگی"
او را
خوش سیما واژه ای نبود تنها،

ضرورتی بود
که بِدان جامهء انسانیت می داد
مَرد را.


تا به "کوه شدن"
مَرد را چندین کوه باید
آب شدن؟


مکتبی دگرگونه
- که ما را پُر ناآشنایْ است -

بودنی ناباورگونه
- که اینگونه در دایرهء بودن ها
تنهای است -

تراکم, سلسله هایی از کوه
در یک سنگ

و افشرهء هزار رنگ, یکرنگی
در یک رنگ.

بالایی
که در تنهایی با دشت, عزیز, خود غروب شد
در آن غمگین, غمگینْ سَحر, شبانه.

و باقی، ما را
باری این تنها ترانه:

"غروب, مَردی" ...


اشتاین باخ 19.08.1996
این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
      
paaaaaarmida #62 | Posted: 23 Jun 2013 14:18
کاربر

 
من و من
من و قلمی.


تقاطع, هفت شط, انسان.

من و ما،
اما
من بی همدمی.

غروب, تنهایی, من:

قلمی
شمعی
و غمی.

پیاله ای و باز پیاله ای،
به قلمْ شمع را ز غم
هاله ای.


اشتاین باخ 20.08.1996
این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
      
paaaaaarmida #63 | Posted: 23 Jun 2013 14:19
کاربر

 
کبوتر, پرستو

دست در چنگ, پَر, کبوتری می کشم
و آواز, پرواز, هزار سفر, دراز را بال می دهم.

آن همه باد که تو نوشیدی
وآن همه راه
که تو بر بال کوشیدی.

آن همه دیدن ها، چشیدن ها
خستگی،
رسیدن ها، ندیدن ها
شوق, وابستگی.

عطر, گرم, طلوع
در مشام, سرد, دشت
و در سینهء تو
و در پَر, تو،
در دست, من.

پَر, پرواز, کبوتر, کوچ
چه خوشْ عطر می نوازد

از کبوتری که پرستو بود.


فرانکفورت 06.09.1996
این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
      
paaaaaarmida #64 | Posted: 23 Jun 2013 14:19 | Edited By: paaaaaarmida
کاربر

 
بَرزخ

موسیقی, سبز
بر شانه های درخت.

انگشتان, ظریف, باد
بر شستی های, برگ.

موسیقی, خواب، ساز می شود،
برگی می شکند
و پاییز آغاز می شود.


اشتاین باخ 14.09.1996
این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
      
paaaaaarmida #65 | Posted: 23 Jun 2013 14:21
کاربر

 
درد, سبز

گرویدن, ما
از برای, گریدن مبود.

اما
اینگونه شد
که چشمان, ما پُر اَبرانه شد.
و باریدن, ما
شانه های هم را

هر دَم را.

می روید چیزی از شانه های ما
که نه شادی ست،
چیزی سبزوار
دردوار
که می زید.


فرانکفورت 08.11.1996
این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
      
paaaaaarmida #66 | Posted: 23 Jun 2013 14:21
کاربر

 
مَرد و ماه (تنها اینه ای)

مَرد
پُر درد
پیاله می زند این شب
خموشانه
با ایینهء شبانهء خورشید.

فراخنای, دشت, سکوت
و ستاره های, برفی به تماشایْ
خواب وار
بیدار
چشم می زنند.

آوازی
و بُگمازی،

باز،
بُگمازی
و آوازی.

مَرد و ماه
اینه به اینهء هم می زنند.

دشت که در مَرد
به مِه می نشیند

و مَه که در خرمنْ
ستاره می چیند.


فراخنای, نای, فریادست
این دشت.



این شب،
مَه و شایوردی.

هر شب،
مِه و مَردی.


اشتاین باخ 13.11.1996
این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
      
paaaaaarmida #67 | Posted: 23 Jun 2013 14:22
کاربر

 
من و سایه ها

به زبانه ای از خورشید
شمع را میلاد می دهم،

پروانه را باد می دهم
و رُستن, گُل را یار می شوم
تا
سایهء گُل،
پروانه
و من را
یک کنم
بر دیوارهء قلب, تو.

من دارم
ترا
و مرا.

شمع می خندد پُر سوز،
درین شب, پُرروز.


اشتاین باخ 15.11.1996
این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
      
paaaaaarmida #68 | Posted: 23 Jun 2013 14:23
کاربر

 
موسیقی, شعر

آفتاب دمید ...

... و آفتاب
آرمید.

کمان, پرواز, امیدوار خورشید
از خاوران, شاد, زمین
و تا باختران, چشمان, غمین.

چتر, موسیقیایی, شعر زیبایی است،
گر
آمد و شُد, خورشید، ترا
از دریچهء چشمان, خدا
چشم باشد.


اشتاین باخ 25.12.1996
این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
      
paaaaaarmida #69 | Posted: 23 Jun 2013 14:24
کاربر

 
در وزش, جدایی ها (با شاپور)

باد
ایستاده، بر دروازه های جدایی،
گیسوانش آرام تکان می خورد.

در پیچاپیچ تالارهای, دوستی
می ریزند و می میرند
و باز اما پَر می گیرند
قُمری های نزدیکی, ما.


من
ایستاده، بر فراز, تپه ای
در کنار, ستون های, بزرگی, شوش،
و آرام تکان می خورم.


هفت تپه فروردین 1376
این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
      
paaaaaarmida #70 | Posted: 23 Jun 2013 14:25
کاربر

 
تشنگی و سرابی

کاش "با هم" را
ما
رابطه ای بود چون جامی و شرابی،


و شدن در هم
ما را
شدنی بود چون خستگی و خوابی.


اشتاین باخ 15.04.1997
این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
      
صفحه  صفحه 7 از 267:  « پیشین  1  ...  6  7  8  ...  266  267  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / اشعار شاعران معاصر (لیست شاعران در صفحه نخست)

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید

رنگ ها Center  List   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.


 

 

Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites
↑ بالا